به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، در آستانه چهلمین روز از شهادت رهبر انقلاب اسلامی در پی تهاجم مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازخوانی بیانات ایشان درباره کتاب و کتابخوانی، تصویری روشن از یک دغدغه عمیق فرهنگی را پیشروی جامعه میگذارد؛ دغدغهای که «کتاب» را نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی برای حیات فردی و اجتماعی میدانستند.

در روزهایی که فقدان رهبر شهید انقلاب اسلامی، فضای فرهنگی کشور را در اندوهی عمیق فرو برده، مرور سخنان ایشان درباره کتاب و کتابخوانی، بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند؛ سخنانی که از یک باور ریشهدار حکایت دارد: «فرهنگ بدون کتاب، نفس نمیکشد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی فقط یک توصیهگر نبودند بلکه خود، پیشگام این مسیر بودند. از حضور مستمر در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گرفته تا مطالعه دقیق آثار منتشرشده در حوزههای مختلف، همه نشان میداد که «کتاب» برایشان یک امر تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از زیست روزمره است. چنانکه در سال ۱۳۷۲، با صراحتی کمنظیر گفته بودند: «من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجهاش این باشد که مردم کتابخوان بشوند، حاضرم روزی یک ساعت و نیم حرف بزنم!»

این جملات، فقط یک تأکید ساده نبود؛ نوعی اعلام اولویت بود. ایشان بهخوبی میدانستند که تغییرات فرهنگی، با شعار محقق نمیشود. به همین دلیل، در همان سخنرانی نیز تأکید میکند که «چیزهایی است که با گفتن تنها تمام نمیشود»؛ یعنی باید برای نهادینهکردن کتابخوانی، ساختار و جریان ایجاد کرد.
حضور سالانهایشان در نمایشگاه کتاب نیز، روایتی دیگر از همین دغدغه است؛ حضوری که خودش آن را دارای دو هدف میدانست: «یکی اشباع خواست قلبی» و دیگری، مهمتر از آن، «تقدیر از سنت کتابخوانی و کتابخواهی». او میخواست این پیام را به جامعه منتقل کند که کتاب، هنوز در مرکز توجه است و باید بماند.
این نگاه، به عرصههای دیگر هم تسری پیدا میکرد. در دیدار با ائمه جمعه، پیشنهاد میدهد که تریبونهای نماز جمعه به پایگاه معرفی کتاب تبدیل شوند؛ پیشنهادی که نشان میدهد از نگاه او، کتاب باید وارد زندگی روزمره مردم شود، حتی در فضاهای عبادی و اجتماعی. «این خیلی مهم است که ما مردم را، جوانها را وادار کنیم به کتابخوانی... کتاب خوب را هم معرفی کنید.»
در سوی دیگر، توجه ایشان به تولید محتوا نیز کمتر از ترویج مصرف نبود. وقتی از آثار «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» سخن میگوید، از مطالعه شخصی خود پرده برمیدارد و تأکید میکند که همین کتابها میتوانند حامل مفاهیم انقلاب باشند: «اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوهها و کتابها را منتشر بکنیم، کار کمی نکردهایم.»

در نگاه رهبر شهید، کتاب فقط ابزار دانایی نبود؛ بلکه ستون هویت یک ملت بهشمار میرفت. همین نگاه است که در پیامش به مناسبت هفته کتاب، به اوج میرسد: «برای یک ملت، خسارتی بزرگ است که افراد آن، با کتاب سروکاری نداشته باشند.»
ایشان حتی پا را فراتر میگذارد و کتابخوانی را به سطح یک «واجب» میرساند؛ واجبی که هم ریشه در دین دارد و هم در ضرورتهای دنیای مدرن. از همین رو، با ارجاع به نخستین پیام وحی— «بخوان» —تلاش میکند پیوندی عمیق میان ایمان و دانایی برقرار کند.
شاید یکی از ماندگارترین تصاویر ذهنی که از رهبر شهید باقی مانده، همین توصیه ساده اما عمیق باشد: کتاب باید در جیب مردم باشد؛ در اتوبوس، تاکسی، مطب پزشک و هر لحظهای که فرصتی برای خواندن پیش میآید. این تصویر، بیش از هر سیاستگذاری کلان، نشاندهنده رؤیای ایشان برای جامعهای کتابخوان است.

اکنون، در غیاب ایشان، این پرسش پیشروی جامعه فرهنگی قرار دارد: چگونه میتوان این رؤیا را ادامه داد؟ پاسخ را شاید بتوان در همان کلمات جستوجو کرد؛ جایی که کتاب، «دروازهای به سوی جهان دانش» و «مادر تمدنها» معرفی میشود.
روایتی که از حضرت آیت الله خامنه ای باقی مانده، صرفاً مجموعهای از جملات نیست؛ نقشه راهی است برای آیندهای که در آن، جامعهای آگاه، پویا و ریشهدار، بر پایه کتاب و دانایی شکل میگیرد.
نظر شما