جنگ روایت‌ها در عصر دیجیتال؛ چگونه «محور مقاومت» نبرد رسانه‌ای را جهانی کرد؟

در سال‌های اخیر، میدان نبرد تنها به جغرافیای نظامی محدود نمانده، بلکه به فضای رسانه و ذهن مخاطبان کشیده شده است. با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، «محور مقاومت» توانسته معادله جنگ روانی را به‌گونه‌ای تغییر دهد که روایت‌هایش به سطحی جهانی برسد و انحصار رسانه‌ای رقبایش را به چالش بکشد.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: در چند سال گذشته، شیوه‌های تبلیغات جنگی نزد مخالفان آمریکا و اسرائیل دگرگون شده است؛ تغییری که بر پایه پیشرفت‌های فناوری و فضای دیجیتال شکل گرفت و به آن‌ها امکان داد در برابر جنگ روانی و اطلاعاتی دیرینه‌ای که علیه‌شان جریان دارد، ایستادگی کنند.

 اوج این تحولات در جنگ علیه ایران نمایان شد؛ جایی که تأثیرگذاری این تولیدات رسانه‌ای از مرزها فراتر رفت و به سطح جهانی رسید.

جبهه‌ای تازه؛ جنگ رسانه‌ای مقاومت

در جریان نبرد «طوفان الاقصی»، جنبش حماس جهان را با آمادگی رسانه‌ای خود غافلگیر کرد.

این جنبش با ایجاد ساختاری هدفمند برای مقابله با تبلیغات صهیونیستی، توانست جنگ روانی را علیه دشمن برگرداند. به این ترتیب، در کنار میدان نظامی، جبهه‌ای رسانه‌ای نیز گشوده شد؛ جبهه‌ای که در آن، تصاویر و ویدئوها، روایت‌های رسمی را به چالش کشیدند و بسیاری از واقعیت‌ها را برای افکار عمومی جهان آشکار ساختند؛ از روند نبرد گرفته تا وضعیت اسرا و حتی بازخوانی تاریخ.

دیگر گروه‌های مقاومت در غزه نیز همین مسیر را در پیش گرفتند. با ورود مقاومت لبنان به جنگ پشتیبانی و سپس نبرد «اولی‌البأس»، مهارت‌های تازه‌ای در حوزه تصویربرداری و مستندسازی نظامی به نمایش درآمد.

 مخاطبان این‌بار می‌توانستند عملیات‌ها را از زاویه دوربین‌های نصب‌شده روی موشک‌ها، پهپادها یا نقاط نزدیک به میدان نبرد مشاهده کنند.

در این میان، عملیات پهپادی «هدهد» که موفق به تصویربرداری از نقاط حساس در اراضی اشغالی شد، بدون آنکه رهگیری یا سرنگون شود، به‌طور ویژه مورد توجه قرار گرفت.

در جبهه‌های دیگر نیز، نیروهای مسلح یمن با انتشار تصاویر توقیف کشتی‌هایی که قصد نقض محاصره را داشتند، به تولید محتوای رسانه‌ای اثرگذار پرداختند؛ همان‌گونه که مقاومت عراق نیز حضوری رسانه‌ای پیدا کرد.

با گسترش درگیری به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، این کشور نیز وارد میدان جنگ روانی شد و تصاویر حملات به تل‌آویو به‌سرعت در سطح جهانی منتشر شد.

در نتیجه، هر یک از بازیگران «محور مقاومت» به استراتژی رسانه‌ای خاص خود دست یافتند؛ به‌گونه‌ای که تنها با دیدن تصاویر، می‌توان منشأ آن‌ها را تشخیص داد، چراکه هر طرف، امضای رسانه‌ای ویژه خود را بر جای گذاشته است.

بهره‌گیری از موج فناوری

این تحولات رسانه‌ای هم‌زمان با رشد انفجاری شبکه‌های اجتماعی رخ داد؛ پلتفرم‌هایی که امکان انتشار گسترده محتوا را بدون واسطه رسانه‌های سنتی فراهم کردند. دیگر خبری از فیلترهای مرسوم نبود که تعیین کنند چه چیزی برجسته شود و چه چیزی پنهان بماند.

فعالان رسانه‌ای نیز برای دور زدن محدودیت‌های پلتفرم‌ها، به روش‌هایی چون فریب الگوریتم‌ها یا مهاجرت به شبکه‌هایی با محدودیت کمتر مانند تلگرام، «بلو اسکای» و «رامبل» روی آوردند.

 حتی پلتفرم «ایکس» نیز نسبت به گذشته انعطاف بیشتری نشان داد، هرچند همچنان در برخی موارد، به‌ویژه در موضوعات مرتبط با منافع قدرت‌های بزرگ، محدودیت‌هایی اعمال می‌کند.

استراتژی رسانه‌ای ایران

با تشدید دوباره درگیری‌ها در سال ۲۰۲۶، ایران بار دیگر جنگ روانی خود را فعال کرد؛ این‌بار با هدف‌گیری مستقیم ایالات متحده. یکی از محورهای ثابت در روایت‌سازی ایران، استفاده از اصطلاح «امپراتوری اپستین» برای اشاره به آمریکا بود؛ اصطلاحی که هم‌زمان با انتشار گسترده رسوایی‌های جفری اپستین و ارتباطات او با نهادهای قدرت در آمریکا و رژیم صهیونیستی، برجسته شد.

ایران برای گسترش دامنه تأثیرگذاری خود، از نارضایتی‌های جهانی نسبت به سیاست‌های آمریکا و اقدامات اسرائیل بهره گرفت؛ از پرونده اپستین گرفته تا سیاست‌های اقتصادی، مداخلات خارجی و حمایت از اسرائیل.

نقش پررنگ هوش مصنوعی

یکی از برجسته‌ترین ابزارهای این جنگ رسانه‌ای، استفاده از هوش مصنوعی بود. در برخی ویدئوهای منتشرشده، روایت‌هایی نمادین از قربانیان سیاست‌های آمریکا در نقاط مختلف جهان به تصویر کشیده شد؛ از بومیان آمریکا و قربانیان هیروشیما گرفته تا مردم ویتنام، یمن و غزه.

 این روایت‌ها با پیام‌هایی احساسی و نمادین، تلاش داشتند مخاطب جهانی را درگیر کنند.

 در ویدئوهایی دیگر، با استفاده از طنز، تمسخر و روایت‌های تخیلی، چهره‌هایی چون دونالد ترامپ هدف قرار گرفتند؛ آثاری که با وجود جنبه سرگرمی، در خدمت جنگ روانی و اثرگذاری بر افکار عمومی بودند.

بازتاب در افکار عمومی آمریکا

آنچه این جنگ رسانه‌ای را قابل‌توجه‌تر می‌کند، میزان واکنش در داخل خود آمریکا است. بخش قابل‌توجهی از مخاطبان این محتواها را شهروندان آمریکایی تشکیل می‌دهند؛ امری که نشان‌دهنده کاهش اعتماد عمومی به روایت‌های رسمی و تردید نسبت به توجیهات جنگ‌های پرهزینه است.

در مجموع، آنچه امروز در جریان است، تنها یک جنگ نظامی نیست؛ بلکه نبردی گسترده بر سر روایت‌ها، ادراک‌ها و افکار عمومی جهانی است؛ نبردی که در آن، فناوری و رسانه به همان اندازه سلاح‌های نظامی تعیین‌کننده شده‌اند.

کد خبر 1875894

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha