آفریقا در سایه جنگ؛ چگونه درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران می‌تواند سرنوشت قاره سیاه را تغییر دهد؟

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای در خاورمیانه نیست. در جهانی که اقتصاد، امنیت و سیاست آن به شبکه‌ای درهم‌تنیده تبدیل شده، پیامدهای چنین جنگی می‌تواند تا دورترین نقاط جهان امتداد یابد. در این میان، آفریقا قاره‌ای که در ظاهر از میدان نبرد دور است، ممکن است بیش از آنچه تصور می‌شود تحت تأثیر این جنگ قرار گیرد؛ از بحران‌های اقتصادی و انرژی گرفته تا تحولات ژئوپلیتیکی در دریای سرخ و رقابت قدرت‌های بزرگ.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را نمی‌توان به یک عامل یا یک منطقه جغرافیایی محدود کرد. این جنگ از بسیاری جهات با درگیری‌های پیشین تفاوت دارد؛ چه از نظر اهداف، چه از نظر عوامل شکل‌دهنده و چه از نظر پیامدهایی که می‌تواند از مرزهای جغرافیایی عبور کند.

در نگاه نخست، این جنگ به‌طور کامل یک رویداد خاورمیانه‌ای به نظر می‌رسد، اما در نظام بین‌الملل کنونی که جهان به دلیل شبکه پیچیده ارتباطات، منافع و روابط به «دهکده‌ای کوچک» تبدیل شده، هیچ منطقه یا قاره‌ای نمی‌تواند خود را از پیامدهای آن جدا بداند.

امروز جهان شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل است و آفریقا نیز در نقطه‌ای راهبردی میان خاورمیانه، اقیانوس هند و دریای سرخ قرار دارد. به همین دلیل، هرچند خاورمیانه در مرکز طوفان قرار دارد، اما آفریقا نیز نمی‌تواند از پیامدهای این جنگ در امان بماند؛ حتی اگر از نظر جغرافیایی دور از میدان نبرد باشد و مستقیماً در آن مشارکت نداشته باشد.

آفریقا؛ بی‌طرفی دشوار در جنگی جهانی

اگرچه صحنه اصلی جنگ در خاورمیانه قرار دارد، اما آفریقا به دلیل موقعیت جغرافیایی و پیوندهای اقتصادی و امنیتی با منطقه دریای سرخ، نمی‌تواند کاملاً بی‌طرف بماند. تاریخ، جغرافیا، سیاست و اقتصاد این قاره را به تحولات منطقه‌ای و جهانی پیوند زده است؛ بنابراین هر تحول بزرگی، خواه مستقیم یا غیرمستقیم، بر آن اثر می‌گذارد.

این جنگ تنها درگیری میان چند کشور نیست و نمی‌توان آن را یک بحران مقطعی دانست که به‌سادگی پایان می‌یابد. در ارزیابی بسیاری از تحلیلگران، این جنگ می‌تواند متغیری تازه و بی‌سابقه در نظام بین‌الملل باشد که به بازآرایی گسترده در ساختار قدرت جهانی منجر شود. در چنین شرایطی، ممکن است آفریقا از جمله مناطقی باشد که بیشترین تأثیر را از پیامدهای جنگی ببیند که در شکل‌گیری آن نقشی نداشته است.

توقف پروژه‌های ایران در آفریقا

در بررسی پیامدهای این جنگ برای آفریقا، یادآوری یک رویداد سیاسی مهم در ۲۴ فوریه ۲۰۲۶ ــ تنها چهار روز پیش از آغاز جنگ ــ قابل توجه است. در آن زمان، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در دیدار با وزیر دفاع بورکینافاسو تأکید کرد که قاره آفریقا یکی از اولویت‌های راهبردی سیاست خارجی تهران است.

او در آن دیدار اعلام کرده بود ایران در پی گسترش همکاری‌های همه‌جانبه با کشورهای آفریقایی بر پایه «منافع مشترک» و در چارچوب دیپلماسی متوازن است.

پزشکیان همچنین بر تعهد ایران برای تقویت روابط با کشورهای آفریقایی  به‌ویژه بورکینافاسو تأکید کرد و گفت نگاه جمهوری اسلامی به آفریقا نگاهی بلندمدت و مبتنی بر مشارکت متقابل است.

اما با آغاز جنگ، این چشم‌انداز همکاری تا حد زیادی به تعویق افتاده است و همین موضوع یکی از نخستین پیامدهای جنگ برای قاره آفریقا به شمار می‌رود.

شوک اقتصادی؛ نخستین موج تأثیر

ایران صرفاً یک کشور در خاورمیانه نیست؛ این کشور یکی از گره‌های اصلی شبکه جهانی انرژی به شمار می‌رود، به‌ویژه به دلیل نقش آن در مسیرهای انتقال نفت و گاز از طریق تنگه هرمز.

از این رو نخستین پیامد جنگ احتمالاً در حوزه اقتصاد آشکار خواهد شد. افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند فشار شدیدی بر کشورهای آفریقایی وارد کند؛ به‌ویژه کشورهایی که واردکننده انرژی هستند. در چنین شرایطی، تورم افزایش می‌یابد، هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود و قیمت مواد غذایی نیز جهش پیدا می‌کند.

این در حالی است که بسیاری از کشورهای آفریقایی از پیش با مشکلاتی مانند بدهی‌های سنگین و شکنندگی مالی روبه‌رو هستند. در نتیجه، چنین فشارهایی می‌تواند به ناآرامی‌های اجتماعی نیز منجر شود. البته کشورهای صادرکننده نفت در آفریقا ممکن است به‌طور موقت از افزایش قیمت‌ها سود ببرند، اما این سود پایدار نخواهد بود.

تجربه تاریخی نیز نشان داده است که بحران‌های اقتصادی فرامرزی به سرعت به بحران‌های سیاسی داخلی تبدیل می‌شوند؛ زیرا افزایش قیمت‌ها و کاهش رشد اقتصادی می‌تواند اعتراضات اجتماعی را در کشورهایی که پیش‌تر نیز با تنش‌های داخلی روبه‌رو بوده‌اند تشدید کند.

دریای سرخ؛ گلوگاه حساس تجارت

یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ می‌تواند در دریای سرخ نمایان شود؛ مسیری که برای تجارت آفریقا اهمیت حیاتی دارد. اگر این منطقه به میدان رویارویی نظامی تبدیل شود، هزینه حمل‌ونقل دریایی و بیمه کشتی‌ها به شدت افزایش خواهد یافت و این موضوع فشار بیشتری بر اقتصاد کشورهای آفریقایی وارد می‌کند.

در چنین شرایطی، کشورهای واردکننده انرژی با موج تازه‌ای از تورم مواجه خواهند شد که حتی ممکن است از پیامدهای بحران اوکراین نیز شدیدتر باشد.

افزایش قیمت حمل‌ونقل، کودهای شیمیایی و کالاهای اساسی می‌تواند امنیت غذایی در مناطق حساس مانند ساحل آفریقا و شاخ آفریقا را تهدید کند.

در نتیجه، دولت‌های آفریقایی که پیش‌تر نیز با بدهی‌های سنگین دست‌وپنجه نرم می‌کنند، با یک دوراهی دشوار روبه‌رو خواهند شد: آیا باید برای کنترل قیمت‌ها یارانه‌های بیشتری پرداخت کنند یا برای حفظ ثبات مالی از چنین اقداماتی پرهیز کنند؟

رقابت قدرت‌های جهانی در آفریقا

جنگ همچنین می‌تواند اولویت‌های قدرت‌های بزرگ در آفریقا را تغییر دهد. اگر ایالات متحده بیش از پیش درگیر جنگ با ایران شود، ممکن است حضور و تمرکز خود را در برخی پرونده‌های آفریقایی کاهش دهد.

این وضعیت می‌تواند فرصت تازه‌ای برای قدرت‌هایی مانند روسیه و چین فراهم کند تا نفوذ خود را در این قاره گسترش دهند.

در چنین سناریویی، برخی کشورهای آفریقایی ممکن است به میدان رقابت و حتی رویارویی غیرمستقیم قدرت‌های جهانی تبدیل شوند.

قاره‌ای که در پی جذب سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی است، ممکن است ناگهان خود را در میان پایگاه‌های نظامی و ناوگان‌های دریایی قدرت‌های بزرگ ببیند.

نقاط تماس مستقیم با جنگ

اگر جنگ گسترش یابد، پیامدهای آن می‌تواند مستقیماً به شاخ آفریقا و منطقه باب‌المندب برسد؛ جایی که نقطه تماس جغرافیایی میان آفریقا و میدان اصلی درگیری به شمار می‌رود.

در چنین شرایطی، کشورهایی مانند جیبوتی، اریتره و سومالی ممکن است در مرکز رقابت‌های نظامی بین‌المللی قرار گیرند. همچنین کانال سوئز یکی از شریان‌های اصلی تجارت جهانی به شدت به امنیت دریای سرخ وابسته است و هرگونه بی‌ثباتی در این مسیر، به‌طور مستقیم بر تجارت آفریقا نیز اثر خواهد گذاشت.

احتمال ورود بازیگران غیردولتی

سناریوی مشارکت برخی گروه‌ها یا بازیگران آفریقایی در جنگ نیز دور از ذهن نیست. به‌عنوان نمونه، در سودان برخی فرماندهان «کتیبه الفرقان»  گروهی که در کنار ارتش سودان می‌جنگد، اعلام کرده‌اند آماده‌اند در صورت گسترش جنگ، در کنار ایران علیه اسرائیل وارد میدان شوند.

این اعلام آمادگی در یک مراسم رمضانی مطرح شد و یکی از فرماندهان این گروه تأکید کرد که نیروهایشان حتی می‌توانند از پهپادها در این جنگ استفاده کنند و در صورت آغاز درگیری زمینی، امکان اعزام نیرو به ایران نیز وجود دارد.

بُعد مردمی و نفوذ نرم ایران

پیامدهای جنگ در آفریقا تنها به اقتصاد یا مواضع رسمی دولت‌ها محدود نمی‌شود. ایران طی سال‌های گذشته حضور قابل توجهی در حوزه‌های فرهنگی و انسانی در این قاره داشته است.

برهمین اساس، بیش از صد مرکز اسلامی و آموزشی مرتبط با ایران در حدود ۳۰ کشور آفریقایی فعالیت دارند. همچنین جمعیت هلال‌احمر ایران و کمیته امداد امام خمینی در بسیاری از مناطق آفریقا فعالیت‌های امدادی و انسانی گسترده‌ای انجام می‌دهند.

علاوه بر این، شخصیت و جایگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در میان برخی جوامع آفریقایی به‌ویژه در کشورهایی مانند سنگال، نیجریه، غنا و موریتانی، نفوذ و محبوبیت قابل توجهی داشته است.

قاره‌ای در آستانه تغییر

در نهایت، این واقعیت که آفریقا طرف مستقیم این جنگ نیست، به معنای مصونیت آن از پیامدهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن نیست.

 پیامدهای این جنگ می‌تواند هم در سطح دولت‌ها و هم در میان افکار عمومی نمایان شود؛ از بحران‌های اقتصادی و امنیت دریایی گرفته تا تغییر در موازنه قدرت جهانی.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌تواند معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را دگرگون کند؛ و آفریقا هرچند دور از میدان اصلی نبرد، ناگزیر بخشی از این تحولات خواهد بود.

کد خبر 1871075

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha