عشق، ادب و غیرت دینی؛ روایت همسر شهید دلاکه از احمد

همسر شهید احمد دلاکه گفت: احمد، همسرم، با ایمان، ادب و غیرتی مثال‌زدنی، نه تنها مرا جذب کرد، بلکه زندگی کوتاه ما را پر از معنا و درس‌هایی کرد که هنوز چراغ راه من است. او به من آموخت که راه شهدا را باید ادامه داد، پرچم اسلام را زمین نگذاشت و با استقامت و ایمان، هر روز را فداکاری کرد.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-سال‌های آغازین دهه ۱۳۶۰، زمانی که طنین انقلاب هنوز در کوچه‌ها و خانه‌های شهرها و روستاهای ایران جاری بود، سرزمین ما در حال شکل‌گیری فصل‌های نوینی از تاریخ بود. مردان و زنان جوان با دلی پر از ایمان و شجاعت، پا به میدان‌های نبرد و ایثار می‌گذاشتند و خانواده‌ها، با قلب‌هایی نگران و دل‌هایی امیدوار، پای ارزش‌هایی می‌ایستادند که نسل‌های بعد به آن افتخار کنند. در این روزها، هر همسایه، هر دوست و هر خانواده‌ای داستانی داشت که روایتگر تلاش، شجاعت و از خودگذشتگی بود.

در همین میان، قصه‌ای خاص، قصه عشق و ایثار و پایمردی، میان دو جوان رقم خورد؛ شهید احمد دلاکه، رزمنده‌ای متقی و باوفا، و زهرا سیاه‌پوست، همسری که پا در مسیر همسرش گذاشت و با ایمان و تعهدی عمیق، همراهی‌اش کرد. زندگی کوتاه اما پرمعنای این زوج، در دل روزهایی رقم خورد که هم شور زندگی جاری بود و هم سایه جنگ و سختی، هر لحظه‌ای را جدی و پرچالش می‌کرد.

زهرا سیاه‌پوست، همسر شهید احمد دلاکه، در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان، خاطراتی ناب و صمیمی از زندگی کوتاه اما پرمعنای مشترکشان، از روزهای انقلاب تا دوران دفاع مقدس، مرور کرد.

او با صدایی سرشار از حسرت و در عین حال امید، از درس‌هایی گفت که همسر شهیدش به او آموخت و مسیر زندگی‌اش را شکل داده است؛ درس‌هایی که هنوز چراغ راه خدمت و ایثار او هستند.

عشق، ادب و غیرت دینی؛ روایت همسر شهید دلاکه از احمد

آشنایی در همسایگی و روزهای پرشور انقلاب

زهرا سیاه‌پوست درباره آغاز آشنایی خود با شهید دلاکه گفت: آشنایی ما از همان اوایل انقلاب و از همسایگی شروع شد. ایشان با برادرم در تظاهرات شرکت می‌کردند و من هم از همان دور و نزدیک با فعالیت‌هایشان آشنا شدم. خانواده‌هایمان هم رفت‌وآمد داشتند و این باعث شد که ارتباطمان راحت و صمیمی شکل بگیرد.

وی افزود: احمد اهل مطالعه بود و همیشه از کتاب‌ها و یادداشت‌هایش چیزهایی برای ما می‌آورد تا بینش و آگاهی‌مان بیشتر شود. همان زمان، ادب، احترام و ایمان او کاملاً مشهود بود و همین ویژگی‌ها بود که من را جذب کرد.

ویژگی‌های اخلاقی؛ ایمان، ادب و غیرت دینی

همسر شهید درباره خصوصیات اخلاقی همسرش گفت: احمد بسیار باادب، متقی و با ایمان بود. احترام در رفتار او موج می‌زد و غیرت دینی بالایی داشت.

وی در ادامه گفت: همین خصوصیات باعث شد که من با اطمینان قلبی جذب ایشان شوم و احساس کنم که در کنار انسانی قرار گرفته‌ام که می‌تواند تکیه‌گاه فکری و معنوی باشد.

او ادامه داد: به‌واقع، برای من همین ادب و غیرت دینی ارزشمندترین ویژگی یک مرد بود و احمد نمونه کامل آن بود.

زندگی مشترک کوتاه و اعزام به جبهه‌ها

سیاه‌پوست با نگاهی پر از حسرت گفت: ما سال ۱۳۶۲ عقد کردیم و زندگی مشترک‌مان بسیار کوتاه بود. همان سال‌ها جنگ آغاز شد و احمد داوطلبانه عازم جبهه شد. در عملیات خیبر، در جزیره مجنون حضور داشت و حدود یک هفته در خط مقدم بود.

وی افزود: بعد از بازگشت، مجروح شده بود و بخشی از زندگی کوتاهمان در بیمارستان و دوران مجروحیت گذشت. با وجود کوتاهی زمان، عشق و ایمان او به وطن و اسلام، زندگی‌مان را معنا داد.

پرستاری از همسر و درس‌های زینب‌گونه

زهرا سیاه‌پوست با اشاره به شغل پرستاری‌اش توضیح داد: من در آن زمان پرستار بودم و احمد کاملاً در جریان شغلم بود. چند بار خواستم به جبهه بروم، اما ایشان می‌گفتند فعلاً شما پشت جبهه خدمت کنید تا مردان در میدان نبرد حضور داشته باشند.

او ادامه داد: وقتی احمد مجروح شد، هم همسرش بودم و هم پرستارش. در همان روزها، نصایح و وصیت‌هایش را به من گفت. اینکه بعد از او باید استقامت داشته باشم، پرچم را زمین نگذارم و زینب‌وار رفتار کنم. این توصیه‌ها همچنان چراغ راه زندگی من است.

عشق، ادب و غیرت دینی؛ روایت همسر شهید دلاکه از احمد

ادامه راه شهید؛ خدمت داوطلبانه در جبهه و پس از جنگ

سیاه‌پوست با افتخار گفت: بعد از شهادت احمد در سال ۱۳۶۳، حتی تا مراسم هفتم صبر نکردم و به ستاد اعزام و درمان رفتم و به‌عنوان پرستار داوطلب به جبهه‌ها رفتم. خدا را شکر می‌کنم که توانستم هرچند گوشه‌ای کوچک، به مجروحان خدمت کنم.

او افزود: پس از جنگ، مسیر خدمت ادامه یافت چه در زندگی روزمره و چه در مأموریت‌های امدادی، از جمله همکاری با هلال‌احمر و حضور در عتبات عالیات. هنوز هم که امروز نگاه می‌کنم، حس می‌کنم هر خدمت کوچکی که انجام می‌دهم، بخشی از راه شهداست.

یادواره شهدا و دغدغه‌های اجتماعی

همسر شهید دلاکه در ادامه گفت: چند روز پیش به مناسبت یادواره شهدا، دوباره به روستای گوکچین دعوت شدم. دیدن مردم و فضای روستا برایم تازه و دلنشین بود. 

وی در ادامه گفت فت: از مسئولان درخواست کردم که نگاه ویژه‌ای به زیرساخت‌های روستا، به‌ویژه آب شرب، خیابان‌ها و کوچه‌ها داشته باشند تا مردم از امکانات بهتری بهره‌مند شوند.

زهرا سیاه‌پوست ادامه داد: یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که احمد به من داد، این بود که راه اسلام و شهدا را تا آخر ادامه دهیم و نگذاریم پرچم اسلام بر زمین بیفتد.

همسر شهید در پایان عنوان کرد: تا زنده هستم، خودم را خدمتگزار می‌دانم و امیدوارم خداوند توفیق دهد که این پرچم را با استقامت و همراهی با رهبری، تا رسیدن به صاحب اصلی‌اش حفظ کنم.

کد خبر 1863238

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha