خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: سیاستهای غربی و صهیونیستی در کارزارهای رسانهای و تبلیغاتی خصمانه خود در تحریف چهره اسلام به عنوان یک دین و مسلمانان به عنوان مردمی که به این دین پایبندند و تقویت تصاویر کلیشهای از آنها، در تخیل غربی، منجر به ترس از آنها و بسیج جمعی علیه آنها میشود، زیرا اسلام و مسلمانان را به عنوان «خطری» به مخاطبان خود معرفی میکنند که تمدن غرب و ارزشهای دموکراتیک آن را تهدید میکنند!
برهمین اساس، اسلام در رسانهها و محافل دانشگاهی غربی و صهیونیستی، به عنوان دینی معرفی شد که پیروانش را به نفرت از غیرمسلمانان، ارتکاب خشونت علیه آنها به عنوان یک وظیفه مشروع یا دینی، و ظلم به زنان و محروم کردن آنها از حقوق انسانیشان فرا میخواند و حتی فراتر رفته آنها را به عنوان چهره تروریسم معرفی میکنند. اینگونه است که تصویر نادرست برای تحریف افکار عمومی ارایه میشود.
این روایت جانبدارانه در رسانههای غربی رد شده است، در ابتدا تروریسم پدیدهای فراتر از جوامع، فرهنگها و ملتها است و منحصر به هیچ یک از آنها نیست و تروریستها همیشه پیرو همه ادیان بودهاند و هستند، نه فقط پیرو اسلام، آنطور که در کشورهای غربی ادعا میکنند.
روایت جانبدارانه در رسانههای غربی رد شده است، تروریسم پدیدهای فراتر از جوامع، فرهنگها و ملتها است و منحصر به هیچ یک از آنها نیست و تروریستها همیشه پیرو همه ادیان بودهاند و هستند، نه فقط پیرو اسلام، آنطور که در کشورهای غربی ادعا میکنند.
دوم اینکه علل آن مذهبی نیست و نمیتوان آنها را در آموزههای دینی یافت، بلکه در نظامی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی است که محیطی حاصلخیز ایجاد میکند. سوم اینکه، تروریستهای متعلق به جوامع مسلمان مدتها پیش از جنگ با غربیها در خاک غرب دست کشیدند و در عوض به جنگ با خود مسلمانان در «خانه اسلام» روی آوردند.
بنابراین، مسلمانان بزرگترین قربانیان این بلا در جهان هستند. چهارم اینکه غرب که با صدای بلند «تروریسم اسلامی» را محکوم میکند، اولین کسی است که به این تروریسم کمک و پشتیبانی میکند و گروههای آن را پرورش داده و محافظت میکند و از آنها علیه جوامع و کشورهای مسلمان استفاده میکند! بنابراین، این یک ادعای رد شده است، اما از کجا آمده است؟ منبع آن چیست؟ و کسانی که آن را ایجاد میکنند، به دنبال دستیابی به چه اهدافی هستند؟
شکی نیست که بخش عمدهی شرقشناسی غربی مغرضانه و خصمانه است و نقشهای منفی در تحریف تصویر اسلام ایفا کرده است، در حالی که همزمان سنت دیرینهی خصومت کلامی مسیحی و یهودی قرون وسطایی نسبت به اسلام را احیا و از سر گرفته است. به این معنا، تبلیغات صهیونیستی غربی علیه اسلام امروز از آن دو سنت جدلی تغذیه میکند: الهیات و شرقشناسی.
با این حال، این تبلیغات با سیاستهای رسمی بینالمللی مرتبط است و بنابراین قربانی دانش عامیانه موروثی نیست؛ بلکه از آن دانش برای اهداف سیاسیای استفاده میکند که عامیانهتر، تهاجمیتر و برای سرنوشت اسلام و مسلمانان خطرناکتر است.
این «تبلیغات» است که مراکز تصمیمگیری غربی را توجیه میکند تا سیاستهای تهاجمی علیه جوامع و کشورهای جهان عرب و اسلام اتخاذ کنند و بیشترین آسیب را به منافع، حقوق مشروع، امنیت، ثبات و گاهی حتی حاکمیت آنها وارد کنند.
توجیه این سیاستهای خارجی تهاجمی با توسل به تروریسم و سرزنش اسلام و جوامع آن برای تولید و صدور آن، یک اقدام ایدئولوژیک و تبلیغاتی عمدی است که با هدف مشروعیت بخشیدن به تجاوز خارجی چندجانبه و ارائه آن به جهانیان به عنوان «دفاع مشروع از خود» انجام میشود! بنابراین یک تبانی قوی بین رسانهها، مراکز تحقیقاتی در غرب و نهادهای تصمیمگیری آن برای دستیابی به یک هدف وجود دارد: از بین بردن فرصتهای پیشرفت برای جوامع جهان عرب و اسلام و تقویت جایگاه «اسرائیل» در قلب آن!
سیاستهای خارجی تهاجمی با توسل به تروریسم و سرزنش اسلام و جوامع آن برای تولید و صدور آن، یک اقدام ایدئولوژیک و تبلیغاتی عمدی است که با هدف مشروعیت بخشیدن به تجاوز خارجی چندجانبه و ارائه آن به جهانیان به عنوان «دفاع مشروع از خود» انجام میشود! بنابراین یک تبانی قوی بین رسانهها، مراکز تحقیقاتی در غرب و نهادهای تصمیمگیری آن برای دستیابی به یک هدف وجود دارد: از بین بردن فرصتهای پیشرفت برای جوامع جهان عرب و اسلام و تقویت جایگاه «اسرائیل» در قلب آن!
اما مشکل این سیاستهای تهاجمی که با تروریسم توجیه میشوند این است که پیامدهای فاجعهبار آنها نه تنها اعراب و مسلمانان را در سرزمینهایشان تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه به کسانی از آنها که در سرزمینهای غرب هستند و تعدادشان به میلیونها نفر میرسد، نیز آسیب میرساند.
اگر تحریک تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان، دولتهای غربی را به سمت سیاستهایی سوق دهد که در نهایت به منافع اعراب و مسلمانان در سرزمینهایشان آسیب برساند، این امر، ملتهای غربی را به سمت بدرفتاری با جوامع مسلمانان ساکن یا دارای تابعیت در جوامع خود سوق میدهد و در نتیجه، آزادیهای آنها را محدود و حقوق آنها را نقض میکند و دلایلی داخلی برای دولتهایشان ایجاد میکند تا سیاستهای مهاجرتی رسمی اتخاذ شده را که مهاجران مسلمان به اروپا و ایالات متحده آمریکا از آن سود میبرند، مورد تجدید نظر قرار دهند.
اگرچه در اینجا میتوان به این مسئله اشاره کرد که مسلمانان و اعراب نیز در شرایطی که غرب سیاستهای تهاجمی خود را علیه کشورهای اسلامی ترسیم میکند، بی تأثیر نیستند، همین مسئله که گروههای مانند داعش و گروهکهایی که پیشتر با ایدئولوژی افراطی دینی ظهور کردند، زمینه را برای هدف قرار دادن مسلمانان فراهم کردند.
نباید این واقعیت نادیده گرفت که جهان عرب و مسلمان که به هر دلیلی درست یا نادرستی خود را درآغوش غرب می اندازد و میاندیشد که آنها راه نجات هستند، اگرچه زمانی نه چندان دور، این مسلمانان و کشورهای اسلامی بودند که علم و دانش را رهسپار این کشورها کردند.
بنابراین می توان گفت که با اصلاح شرایط و پرورش ارزشهای مدارا، تفکر منطقی، دموکراسی و خودباوری و خود اتکایی و از همه مهمتر گفتمان با یکدیگر مسایل داخلی را حل کرد و بهانهای برای اجرای سیاستهای تهاجمی غرب علیه کشورهای اسلامی و ملتهای آنها فراهم نکرد.
نظر شما