منطق زور و استدلال قدرت؛ واشنگتن و کاراکاس در آستانه فروپاشی نظم بین‌الملل

اعلام رسمی رئیس‌جمهور آمریکا درباره بازداشت یا ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، آن هم در خاک یک کشور مستقل، رخدادی کم سابقه در تاریخ روابط بین‌الملل است؛ حادثه‌ای که نه‌تنها اصول حقوق بین‌الملل و مصونیت دیپلماتیک را زیر پا گذاشته، بلکه نشانه‌ای آشکار از سقوط نظم و قانون جهانی و غلبه عریان منطق زور بر قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی به شمار می‌رود.

خبرگزاری شبستان، گروه بین الملل:عملیات ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، با این شیوه نمایشی و در چنین قالب کم سابقه‌ای نه فقط در دهه‌های اخیر، بلکه حتی در قرن‌ها یک سابقه تمام‌عیار و کم‌نظیر در تاریخ روابط بین‌الملل معاصر و مدرن به شمار می‌رود.

این موضوع نه ساده است و نه گذرا؛ بلکه حادثه‌ای بی نهایت خطرناک است. تاکنون سابقه نداشته که رئیس یک دولت، از سوی دولت دیگر ربوده یا بازداشت شود و سپس رئیس‌جمهور کشور عامل، بدون هیچ تردید یا حتی شرمساری، رسماً به این اقدام غیرموجه اذعان کند.

این رخداد به‌طور قطع با موارد مشابه یا نزدیک تاریخی تفاوتی اساسی دارد.

«دزدی دریایی» آشکار در سطح بین‌المللی

این واقعه تنها یک رویداد تاریخی کم سابقه نیست و نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی گذشت؛ بلکه نقطه عطفی سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، دست‌کم از منظر تحلیل علمی روند تحولات و وضعیت‌های بین‌المللی؛ فارغ از مواضع و واکنش‌های دولت‌ها و پایتخت‌های اثرگذار جهانی.

این اقدام چیزی کمتر از یک یورش مسلحانه نیست؛ بلکه جرمی آشکار و مصداق کامل «دزدی دریایی» در سطح بین‌المللی است که در داخل قلمرو حاکمیتی یک دولت مستقل و عضو سازمان ملل متحد یعنی ونزوئلا رخ داده، نه در آب‌ها یا عرصه‌های بین‌المللی.

سقوط حقوق بین‌الملل

جهان مدتی است که عملاً خارج از چارچوب حقوق بین‌الملل حرکت می‌کند. حقوق بین‌الملل بارها و بارها فرو ریخته و جای خود را به منطق زور داده است؛ جایی که «حقِ قدرت» بر «قدرتِ حق» غلبه یافته، آن هم در حالی که اساساً حقوق بین‌الملل همواره تا حدی بازتاب قانون قدرتمندان بوده است.

تاریخ گواهی می‌دهد که تدوین و اجرای قواعد بین‌المللی همواره در دست قدرت‌های پیروز بوده، اما آنچه امروز تازه و تکان‌دهنده است، این است که همان قدرت مسلط، آگاهانه و آشکارا، حقوق بین‌الملل را لگدمال می‌کند.

فروپاشی نظم بین‌الملل

پس از سقوط حقوق بین‌الملل، اکنون به‌نظر می‌رسد جهان از چارچوب نظم بین‌المللی نیز خارج شده است. این توصیف دقیقاً با شرایط کنونی انطباق دارد.

نظمی که ریشه‌های آن به صلح وستفالی ۱۶۴۸ و اصل حاکمیت ملی دولت‌ها بازمی‌گردد، یا نظم معاصر پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و تثبیت‌شده پس از پایان جنگ سرد در ۱۹۸۹، امروز با ضربه‌ای سنگین فرو ریخته است.

رهاشدگی در رفتارهای بین‌المللی

در تاریخ روابط بین‌الملل، نمونه‌های بسیاری از اقدامات خصمانه، تجاوزکارانه، خشونت‌آمیز و حتی مجرمانه دیده شده است؛ چه در دوران دوقطبی و چه در دوره چندقطبی.

اما این‌بار، رفتار صورت‌گرفته به‌مراتب عریان‌تر، فریادزننده‌تر و زننده‌تر است؛ چراکه عامل این اقدام، بدون هیچ اعتنایی به حقوق و نظم بین‌المللی، نه‌تنها آن را مرتکب شده، بلکه آشکارا به آن اعتراف کرده و حتی برای آن پیامدهای به‌اصطلاح «حقوقی» قائل شده؛ از سلب مشروعیت سیاسی در کاراکاس تا پیگیری قضایی در واشنگتن.

چالش مصونیت بین‌المللی

خطرناک‌تر از همه، نقض اصل مصونیت بین‌المللی است.

این اقدام، علاوه بر زیر پا گذاشتن حاکمیت ملی و اصل عدم مداخله، مستقیماً متوجه شخصیتی است که بالاترین مقام رسمی یک کشور مستقل و منتخب مردم آن است.

بر اساس حقوق بین‌الملل دیپلماتیک، رئیس‌جمهور هر کشوری باید از مصونیت دیپلماتیک برخوردار باشد؛ همانند رؤسای پارلمان و دولت. نقض این اصل، ضربه‌ای بی‌سابقه به یکی از بنیادهای روابط بین‌الملل محسوب می‌شود.

وضعیت آشوبناک نظام جهانی

بی‌تردید عرصه بین‌المللی امروز در وضعیتی بسیار حساس و پیچیده قرار دارد؛ وضعیتی آکنده از سردرگمی، بی‌ثباتی و فروپاشی معیارها، نهادها و سازوکارهای بین‌المللی.

جهانی که از دوقطبی عبور کرده و پس از دوره تک‌قطبی، هنوز به نظم چندقطبی نرسیده، اکنون درگیر نوعی هرج‌ومرج گسترده بین‌المللی است؛ هرج‌ومرجی که می‌تواند به‌تدریج به یک جنگ فراگیر جهانی منتهی شود، هرچند تا این لحظه، در قالب درگیری‌های محدود و کنترل‌شده باقی مانده است.

آنچه امروز رخ می‌دهد، از خطرناک‌ترین لحظات تاریخ روابط بین‌الملل، به‌ویژه از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون است.

ما شاهد فروپاشی بسیاری از اصول، قواعد و مفاهیم بنیادین این نظام هستیم؛ رخدادی که تنها در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز تاریخی اتفاق می‌افتد؛ لحظاتی که جهان را به «قبل» و «بعد» از خود تقسیم می‌کنند.

پس، پرسش اساسی این است: پس از این چه خواهد شد؟

کد خبر 1859716

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha