خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-در روزگاری که سرعت زندگی و فشارهای اجتماعی، فرصتی برای درنگ و تأمل باقی نمیگذارد، هستند کسانی که نهتنها از این تندباد شتاب نگریختهاند، بلکه چراغی در دست گرفتهاند تا گوشهای از تاریکیها را روشن کنند.
انسانهایی که با واژه، التیام میبخشند و با تخیل، زخمهای جامعه را لمس میکنند؛ شاعرانی که از دل مردم برخاستهاند، با درد زیستهاند و با صدای خود، به آنچه در پس نگاهها پنهان مانده جان دادهاند.
در میان این چهرهها، امالبنین جمالی، بانویی از دیار آفتابسوز خراسان جنوبی، نهتنها با قلم، بلکه با حرفهاش در پرستاری، دوشادوش مردم ایستاده است. پرستاری که شب را بر بالین بیماران و روز را با کلمات در خلوت کاغذ میگذراند.
شاعری که از شهدا میگوید، از زنان داغدار، از کودکانی که پدر را تنها در قاب عکس دیدهاند، و از دلتنگیهایی که تنها در صحن حرم امام رضا آرام میگیرند.
ادبیات برای امالبنین جمالی، یک سرگرمی یا شغل دوم نیست؛ بلکه زیستن در جهانیست که در آن همدلی، تعهد، و عشق به آرمانها معنا پیدا میکند. او باور دارد که شعر، تنها مجموعهای از قافیه و وزن نیست؛ بلکه گاهی فریادی است در سکوت، مرهمی است در ویرانی، و جهادی است در جبهه فرهنگی امروز.
امالبنین جمالی نمونهای از هنرمندانی است که با وجود مشغلههای حرفهای، مسیر ادبیات و شعر را بهصورت متعهدانه پی گرفتهاند. او نهتنها به بیان احساسات فردی بسنده نکرده، بلکه صدای جامعه، شهدا، مادران، کودکان و دلتنگیهای یک ملت را در آثارش بازتاب داده است. امید است شاعران بیشتری چون او در جبهه فرهنگی انقلاب، نقشی مؤثر ایفا کنند.
در این گفتوگو، با شاعری همراه میشویم که کلمات را نه فقط برای بیان احساس، بلکه برای رسالت اجتماعی و معنوی خویش به کار میگیرد. صدایی که از کوچههای طبس تا حرم مشهد و از خاطرات جنگ تا اتاق بیمارستان، جاریست.
*از پرستاری تا سرودن برای شهدا
امالبنین جمالی، شاعر، نویسنده و پرستار اهل خراسان جنوبی است. او متولد خردادماه ۱۳۶۶ است و از نوجوانی به دنیای ادبیات علاقهمند بوده است. خودش درباره ورود به دنیای شعر و داستان در گفتگو با خبرنگار شبستان چنین میگوید: هنر دنیای بیکرانی است که گاهی متوجه نمیشویم چگونه به آن پا گذاشتهایم.
وی ادامه می دهد: به نظر من هر کودکی که متولد میشود، هنری نیز با او به دنیا میآید و اوست که باید هنر متولدشده با خودش را کشف کند. هنر آرامشبخش روح و حتی جسم آدمی است.وقتی روحت خسته باشد و دلگیر از ساعت و زمان، وارد دنیای هنر که میشوی، گذر زمان را متوجه نمیشوی و رها میشوی از بودنها و نبودنهای این دنیا.
وی در ادامه میافزاید: به گمانم، شعر و داستان همان دنیایی بود که متولد شد. از کودکی علاقه زیادی به شعر و داستان داشتم. خوشحال میشدم وقتی هدیهای به نام کتاب دریافت میکردم.
این بانوی شاعر عنوان می کند: آنقدر کتابهایم را دوست داشتم که هنوز بعد از گذشت سی سال، کتابهای دوران کودکیام را به خاطر دارم، حتی عطر برگههایشان را... حدود ۱۳ سال است که بهصورت جدیتر شعر میگویم و چند سالی هم هست که نوشتن را دنبال میکنم.
*شعرهای من، از دل تا قلم
جمالی درباره نحوه شکلگیری شعر در ذهن یک شاعر میگوید: شعرها معمولاً یا کوششی هستند یا جوششی، که از درون قلب شاعر متولد میشوند. اغلب شعر به قلب شاعر الهام میشود، بدون آنکه حتی به یک قافیه از آن فکر کرده باشد. خودش میآید، خودش راهش را پیدا میکند و به مقصد میرسد. گاهی هم فقط در حد یکی دو بیت باقی میماند.
وی در ادامه میگوید که موضوعات اشعارش بیشتر عاشقانه، اجتماعی و درباره دفاع مقدس هستند، ولی خودش علاقه ویژهای به شعرهای مرتبط با شهدا و خانوادههایشان دارد.
این بانوی شاعر ادامه می دهد: اگر بخواهم خودم از بین شعرهایم انتخاب کنم، از صمیم قلب میگویم شعرهایی که برای شهدا، جانبازان و خانوادههایشان سرودهام را بیشتر دوست دارم.
جمالی شعر را جادهای بیانتها توصیف میکند: شعر جادهای است بیانتها با مناظری زیبا و دلانگیز. جادهای که گاه با منظرههایش اشک میریزی، گاه میخندی و گاه احساس غرور میکنی. جادهای که میتواند روح آدمی را جلا دهد، اگر مقصدی متعالی داشته باشی.
*وظیفه فرهنگی در دنیای امروز
این بانوی شاعر در بخش دیگری از گفتوگو به اهمیت جبهه فرهنگی و نقش شعر در این میدان اشاره کرد و گفت: در این روزگار که رسانه پیشرفت زیادی کرده است، جبهه فرهنگی نقش بسزایی در جهان دارد. ماندن پای آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از آنها در این جبهه وظیفهی ماست.جبهه فرهنگی نقش بسزایی در جهان دارد. ماندن پای آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از آنها در این جبهه وظیفهی ماست.
جمالی در ادامه عنوان کرد: خوشبختانه ما شاعران خوبی داریم که با جان و دل در این جبهه پای آرمانهای رهبر و انقلابمان ایستادهاند و انشاءالله توفیق خدمت را داشته باشیم.
*افتخارات و حضور در جشنوارهها
امالبنین جمالی در جشنوارههای مختلف شعر و داستان افتخارات زیادی به دست آورده است. از جمله:
رتبه سوم کشوری در بخش شعر کودک و نوجوان نخستین جشنواره ملی شعر مکتب گمنامی
برگزیده شایسته تقدیر در جشنوارههای شعر فجر استان خراسان جنوبی (از دوره ششم تا نهم)
شایسته تقدیر در جشنواره مشق دلدادگی با محوریت ایثار و شهادت (سال ۱۳۹۹)
رتبه دوم استانی در دوازدهمین جشنواره شعر دفاع مقدس (سال ۱۴۰۰)
برگزیده بخش ویژه پیامبر رحمت در جشنواره شعر خاوران
رتبه برتر در هشتمین جشنواره استانی جایزه ادبی یوسف و راهیابی به مرحله کشوری در بخش داستان کوتاه دفاع مقدس با داستان «هدیه تولد»
حضور در بخش ویژه خرمشهر با داستان «خواهرانهای برای تو»
معرفی بهعنوان بانوی برگزیده استان از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی
*بازتاب رنج و افتخار در شعر
در یکی از اشعارش که به فضای جنگ و دردهای آن میپردازد، جمالی با زبانی تصویرگرایانه و عاطفی، روایتی از خانهای درگیر جنگ و بمباران شیمیایی را ارائه میدهد. شعری که از چشم کودکی روایت میشود و مخاطب را با خود به دل ماجرا میبرد:
پلهها را دوتا یکی کردم
مادرم داد زد، دلم لرزید
پدر افتاده بود روی زمین
خواهرم چون همیشه میترسید...
شعر با روایت شهادت پدر و نادیده گرفتهشدن زخمهای خانواده، به شکلی دردناک پایان مییابد:
پدرم پر کشید آن شب و رفت
رفت تا افتخار ما باشد
مثل دوران کودکیهایم
توی خوابم کنار ما باشد
*نجوای شاعرانه با امام مهربانی
در شعر «ذوق کبوترها»، شاعر سرشار از دلتنگی زائرانه است. او از گنبد نورانی و آرامش در صحن امام رضا (ع) میگوید و پیوندی میان کودک درون خود و امیدهای معنویاش برقرار میکند:
تمام کودکیهایم پر از ذوق کبوترهاست
نجاتم دادهای هر بار از صدها پریشانی...
نظر شما