به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از طلیعه، در گفتگو با پروفسور «پل زاک» استاد دانشگاه کلارمونت آمریکا نسبت علم و دین مورد بررسی قرار گرفته است. پل زاک دانش آموخته نورو-اقتصاد از دانشگاه پنسیلوانیا است. او فوق دکترای خود را از دانشگاه هاروارد أخذ کرده است. کتاب «بازار اخلاقی: نقش انتقادی ارزشها در اقتصاد» از جمله آثار او به شمار میروند.
بعد از عصر روشنگری شاهد هستیم روند سکولار شدن علم شدت می یابد. نظر شما در خصوص ماهیت کنونی علم (science) چیست؟ آیا علم در حال حاضر سکولار است؟
بله! در حال حاضر علم، ماهیتی سکولار دارد. این روند در ادامه روندی است که علم از عصر روشنگری شروع کرده است. علم در گذشته جدا از دین نبود و گزاره های متافیزیکی نیز در علم وجود داشت. عصر روشنگری و مدرنیته در سکولار شدن علم نقش بسزایی ایفا کردند.
علم بر مقوله «چگونه» (how) تأکید دارد. در واقع علم به بررسی چگونگی می پردازد. اما فلسفه و دین به بررسی «چرایی» (why) می پردازند. لذا هم علم و هم دین می توانند زمینه هایی از معرفت بشر را مورد انکشاف قرار دهند.
در واقع برای فهم زندگی بشر هم علم و هم دین لازم و ضروری هستند و نمی توان نسبت به هیچکدام از اینها بی تفاوت و بی توجه بود.
آیا علم که در حال حاضر ماهیت سکولار دارد در آینده نیز همین روند را دنبال می کند و یا ممکن است به دین نزدیکتر شود؟
اندیشمندان زیادی در غرب وجود دارند که از مطالعات علمی در خصوص ابعاد و جنبه هایی از دین از جمله شعائر و مناسک دینی بهره می گیرند. به عبارت دیگر در مغرب زمین نیز برخی اندیشمندان و دانشمندان علم نسبت به دین بی توجه نیستند هر چند که ماهیت علم سکولار است.
در واقع مطالعات علمی می تواند با مطالعات دینی پیوند بخورد. برای نمونه علم می تواند در خصوص «چگونگی» دین و البته نه «چرایی» دین کمک کننده باشد و در این خصوص با دین پیوند برقرار کند.
برخی اندیشمندان سرشناس غربی در مطالعات خود بر مقوله اخلاق و ارزشهای اخلاقی و دینی در آثار خود بهره گرفته و می گیرند. چرا در علمی که ماهیت سکولار دارد این اندیشمندان به مباحث دینی و لزوم بهره گیری از آن در علم می پردازند؟
من معتقدم که بیشتر مطالعات مرتبط با رفتار انسان ابعاد اخلاقی و دینی دارد. یعنی شما نمی توانید در بررسی جنبه های رفتاری انسان و جوامع انسانی به دین بی توجه باشید.
انسان دارای ابعاد اخلاقی است و علم نیز باید به این موضوع بی توجه نباشد. علمی که به بعد اخلاقی بی توجه باشد دارای آثار و تبعات خطرناکی برای انسان است.
انسان در میان گزینه ها و انتخابهایی قرار می گیرد که باید میان «درست» و «اشتباه» دست به انتخاب بزند. حال چگونه تشخیص دهد که درست چیست و نادرست کدام است.
از آنجایی که میان «درست» و «اشتباه» در میان فرهنگ های مختلف تقریباً اشتراک نظر وجود دارد لذا مسائل و مشکلاتی برای بشر وجود دارد که ماهیت جهانشمول دارد.
چگونه می توان به این مسائل و مشکلات بشر پاسخ داد؟
پاسخ به این پرسشهای بشری از طریق ایجاد یک ساختار فلسفی یا دینی میسر است. یا اینکه بشر دریابد که برای حل این مسائل و مشکلات نیاز به همکاری و تشریک مساعی با سایر انسانها دارد. بر این اساس علم می تواند ما را درباره برخی «چرایی» هایی که دین درصدد پاسخ بدان است مطلع و آگاه کند.
لذا به رغم اینکه علم در حال حاضر ماهیت سکولار دارد اما برخی اندیشمندان ارتباط میان علم و دین را مهم می دانند و نظر به اینکه علم بدون توجه به آموزه های دینی ممکن است مخاطره آمیز برای بشر باشد لذا در مطالعات خود به مباحث دینی بی توجه نیستند.
نظر شما