به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از یاسوج، دوازدهم آبانماه، یادآور عروج عالمی است که زندگی خود را در مسیر علمآموزی، مبارزه با ظلم، خدمت به مردم و پاسداری از وحدت اجتماعی سپری کرد.
آیتالله سید کرامتالله ملکحسینی، فقیه و روحانی مبارزی که نامش با تاریخ مبارزات مردم کهگیلویه و بویراحمد، همراهی عشایر جنوب با نهضت امام خمینی(ره) و سالهای شکلگیری انقلاب اسلامی گره خورده است.
وی تنها یک چهره حوزوی و صاحبمنصب دینی نبود، پیوندی از دانش و معنویت با مردمداری و شجاعت در وجودش شکل گرفته بود و جایگاه علمی در حوزههای علمیه، سابقه مبارزه با رژیم پهلوی و اعتماد مردم و عشایر منطقه، از وی شخصیتی ساخت که در بزنگاههای تاریخی، نقش واسطهای مؤثر بین بدنه اجتماعی استان و جریان انقلاب ایفا کرد.
از خاندان علم و دیانت تا تحصیل در حوزههای شیراز و قم
آیتالله سید کرامتالله ملکحسینی در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی در روستای گوشه، از توابع شهرستان بویراحمد و در جوار بارگاه امامزاده قاسم(ع) دیده به جهان گشود.
وی در خانوادهای پرورش یافت که نسلهای پیاپی آن در منطقه فارس و کهگیلویه و بویراحمد به دینداری، ترویج معارف اسلامی و رسیدگی به امور مردم شناخته میشدند.
پدرش، آیتالله سید صدرالدین ملکحسینی، معروف به «آصدرا»، از روحانیون بانفوذ و مورد اعتماد مردم و عشایر منطقه بود و خاندان ملکحسینی در حافظه تاریخی مردم، افزون بر جایگاه علمی و مذهبی، به پناه دادن به دادخواهان، ایستادگی در برابر ستم و میانجیگری در اختلافات و مشکلات اجتماعی شناخته میشدند که در شکلگیری شخصیت و مسئولیتپذیری فرزندشان بیتأثیر نبود.
ملکحسینی دوران کودکی را در فضایی آمیخته با آموزههای دینی و فرهنگ عشایری گذراند و در سالهای نخست زندگی، همزمان با لشکرکشی نیروهای حکومتی به منطقه بویراحمد، خانوادهاش برای دور ماندن از آسیبهای درگیریها مدتی به روستای چرکس کوچ کردند.
وی در همان دوران، در مکتبخانههای محلی به فراگیری متون آموزشی و ادبیات فارسی پرداخت و پس از بازگشت خانواده به تلخسرو، تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه تازهتأسیس این منطقه ادامه داد.
پس از پایان دوره ابتدایی، در سال ۱۳۱۵ برای ادامه تحصیل راهی شیراز شد و در کنار تحصیلات مدرسهای، فراگیری علوم دینی را نیز پی گرفت و مقدمات علوم اسلامی و ادبیات عرب را نزد پدر و عموی خود آموخت و سپس در مدرسه علمیه منصوریه شیراز، از محضر استادانی چون حکیم احمد دارابی و آیتالله میرزا عبدالکریم یزدی بهره برد.
سال ۱۳۲۵ نقطه عطفی در مسیر علمی وی بود، زمانی که برای تکمیل تحصیلات حوزوی به قم عزیمت کرد و نزدیک به ۱۶ سال در محضر استادان برجسته حوزه به تحصیل و پژوهش پرداخت.
آیتالله العظمی بروجردی، آیتالله سید محمدتقی خوانساری، آیتالله حجت کوهکمری و آیتالله سید محمد محقق داماد از جمله استادانی بودند که ملکحسینی از محضر آنان بهره برد.
وی همچنین سالها در درس امام خمینی(ره) شرکت کرد و تقریرات دروس ایشان را به نگارش درآورد، ارتباط علمی و شاگردی که بعدها در همراهی سیاسی و مبارزاتی وی با نهضت امام نیز جلوه پیدا کرد.
این تلاش علمی سرانجام در سال ۱۳۴۰ به دریافت درجه اجتهاد انجامید و در همان سالها و با نظر آیتالله العظمی بروجردی، به شیراز بازگشت و در مدرسه خان، معروف به مدرسه امامقلیخان، به تدریس علوم دینی و تربیت طلاب پرداخت.
از همراهی با نهضت امام تا ایستادگی در برابر رژیم پهلوی
با آغاز نهضت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۱، آیتالله ملکحسینی نیز به پیروی از استاد خود به صف مبارزان پیوست. وی که پیشتر در جریان حمله رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم حضور داشت و بر اثر آن مجروح شده بود، در سالهای بعد با فعالیتهای تبلیغی و سیاسی، به یکی از چهرههای شناختهشده مبارزه در جنوب کشور تبدیل شد.
بر اساس اسناد بهجامانده از ساواک، دستگاه امنیتی رژیم پهلوی او را از شاگردان خطرناک امام خمینی(ره) و از روحانیون مبارز تحت مراقبت میدانست.
رفتوآمدها و سفرهایش، بهویژه حضور در مناطق عشایری، بهطور مستمر زیر نظر مأموران قرار داشت. تعرض به مدرسه و محل سکونتش، احضارهای مکرر، بازجویی، بازداشت و تعطیلی مدرسه علمیه و محل تدریس او، بخشی از فشارهایی بود که به دلیل فعالیتهای سیاسی و انقلابی متحمل شد.
فعالیتهای وی تنها به حضور در محافل حوزوی و سخنرانی محدود نمیشد. ملکحسینی با اعزام طلاب به مناطق مختلف فارس، یاسوج و دهدشت، زمینه ارتباط بیشتر مردم با روحانیت مبارز را فراهم میکرد و در کنار فعالیتهای تبلیغی، رساله امام خمینی(ره) را نیز در اختیار علاقهمندان قرار میداد که در آن دوره، با توجه به محدودیتهای شدید حکومت علیه مرجعیت و نهضت امام، خطرات فراوانی به همراه داشت.
وی در جریان مخالفت با سیاستهای رژیم پهلوی، از جمله در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، از مواضع امام خمینی(ره) حمایت کرد و در ارتباط با برخی چهرههای مبارز مذهبی، از جمله نواب صفوی و برادران واحدی، نیز قرار داشت و نقشآفرینی وی در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و همراهی با مبارزان، جایگاهش را در میان نیروهای انقلابی منطقه تثبیت کرد.
مسجد حبیب شیراز؛ روزی که اعتراض مردم به سرکوب خونین انجامید
یکی از فصلهای مهم مبارزات آیتالله ملکحسینی، حادثه مسجد حبیب شیراز در سال ۱۳۵۷ و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی است که با دعوت وی و حضور گسترده مردم به مناسبت عید غدیر خم شکل گرفت و به درگیری خونین نیروهای رژیم با حاضران انجامید.
ملکحسینی در خاطرات خود از این واقعه روایت کرده که چند روز پیش از عید غدیر، مصطفی و علی آیتاللهی، از فرزندان آیتالله سید کاظم آیتاللهی و از طرفداران امام خمینی(ره)، به دیدار وی رفتند و از نبود تجمعهای اعتراضی در شیراز در مقایسه با شهرهایی مانند تهران و قم سخن گفتند.
وی در آن زمان به دلیل تصرف مدرسه علمیه خان از سوی عوامل رژیم، امکان برگزاری اجتماع در آن مکان را نداشت؛ ازاینرو با صدور اطلاعیهای، مردم را به حضور در مسجد حبیب دعوت کرد و از برنامه راهپیمایی پس از مراسم به سمت حرم شاهچراغ(ع) خبر داد.
با انتشار این دعوت، دستگاه حکومتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم به تکاپو افتاد.
به گفته آیتالله ملکحسینی، وی که احتمال بازداشت خود را میداد، شب پیش از مراسم در منزل نماند و صبح روز عید با یک خودروی باری به سمت مسجد حرکت کرد.
جمعیت بهتدریج در مسجد و محوطه اطراف آن گرد آمد؛ زنان در طبقه بالا و مردان در طبقه پایین مستقر شدند و شبستان، صحن و میدان مقابل مسجد از جمعیت پر شد و در همان حال، نیروهای نظامی رژیم نیز با تجهیزات و خودروهای زرهی در اطراف محل تجمع مستقر شده بودند.
در جریان مراسم، یکی از روحانیون مبارز سخنرانی کرد و مطالبی علیه خاندان پهلوی بیان داشت. بنا بر روایت آیتالله ملکحسینی، پس از آنکه یکی از فرماندهان نظامی رژیم در بیرون مسجد به وی و برگزارکنندگان مراسم اهانت کرد و سخنی توهینآمیز درباره امیرالمؤمنین علی(ع) بر زبان آورد، درگیری آغاز شد. نیروهای رژیم حدود یک ساعت و نیم از زمین و هوا به سوی مردم تیراندازی کردند؛ حادثهای که به شهادت سه نفر و مجروح شدن شماری دیگر انجامید.
پس از این واقعه، آیتالله ملکحسینی به زندان عادلآباد منتقل شد و وی در خاطراتش از بازجوییهای سختگیرانه و اتهام دعوت مردم به قیام مسلحانه یاد کرده و گفته که در برابر پرسش بازجو درباره معنای اطلاعیههایش، صریحاً از دعوت مردم به ایستادگی در برابر اقدامات سرکوبگرانه رژیم سخن گفته است.
بازداشت وی واکنش گسترده مردم و بهویژه عشایر بویراحمد را در پی داشت. گروهی از مبارزان منطقه در نامهای به مقامات حکومت پهلوی هشدار دادند که در صورت آزاد نشدن آیتالله ملکحسینی، امنیت منطقه را برهم خواهند زد و استاندار وقت را به گروگان خواهند گرفت و این اعتراضها و فشار اجتماعی سرانجام به آزادی وی انجامید.
ملکحسینی پس از آزادی، بار دیگر به شیراز بازگشت و با همراهی مردم و طلاب، برای بازپسگیری مدرسه علمیه خان تلاش کرد و سپس راهی یاسوج شد تا مبارزات مردمی در منطقه را سامان دهد و تا پیروزی انقلاب اسلامی در کنار مردم و نیروهای انقلابی باقی ماند.
پیوند عشایر جنوب با انقلاب؛ نقشی فراتر از یک جایگاه مذهبی
نقش آیتالله ملکحسینی در مبارزات انقلاب، به حضور در اجتماعات و تحمل فشارهای امنیتی محدود نماند و شناخت عمیق وی از ساختار اجتماعی و فرهنگی عشایر جنوب، اعتبار خانوادگی و نفوذ معنوی در بین مردم، زمینهای فراهم کرد تا پیام نهضت امام خمینی(ره) در بخش گستردهای از جامعه عشایری فارس و کهگیلویه و بویراحمد گسترش یابد.
در روزهایی که رژیم پهلوی تلاش میکرد با فشار و تهدید، مانع گسترش اعتراضها شود، حضور وی در مناطق عشایری و ارتباط مستقیم با مردم، به تقویت پیوند آنان با جریان انقلاب کمک کرد و از همین رو، نقش وی در همراهی عشایر جنوب با نهضت امام خمینی(ره)، یکی از بخشهای مهم کارنامه مبارزاتیاش به شمار میرود.
حدود ۲۰ روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) از محل اقامت خود در پاریس، نامهای خطاب به عشایر غیور منطقه صادر کرد که آیتالله ملکحسینی مأمور رساندن آن شد و این مأموریت، افزون بر جایگاه علمی و سوابق مبارزاتی وی، بیانگر اعتماد امام به نفوذ اجتماعی و تواناییاش در ارتباط با مردم و عشایر منطقه بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این اعتماد در قالب مسئولیتهای مهمتری ادامه یافت و حدود شش ماه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره) طی حکمی، مسئولیت تشکیل دادگاه، اجرای احکام شرع، ایجاد آرامش و امنیت، جلوگیری از اختلاف و تفرقه، ارشاد مردم و مقابله با توطئههای دشمنان اسلام را به وی واگذار کرد و این مسئولیت، در شرایط دشوار سالهای نخست انقلاب، نقش مهمی در ساماندهی امور منطقه و کاهش تنشها داشت.
از نمایندگی امام تا خدمت به مردم و حفظ وحدت استان
آیتالله ملکحسینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیتهای مختلفی را برعهده گرفت که از جمله آنها میتوان به تشکیل دادگاه انقلاب در منطقه، ریاست ستاد پشتیبانی جنگ در استان و نمایندگی مردم کهگیلویه و بویراحمد در دورههای دوم و سوم مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد و وی پس از رحلت امام خمینی(ره) نیز در دوره رهبری آیتالله خامنهای(ره)، مسئولیت نمایندگی ولیفقیه در استان را برعهده داشت.
با وجود مسئولیتهای متعدد، ارتباط وی با مردم و پیگیری مسائل منطقهای، بخش جداییناپذیر فعالیتهایش باقی ماند و تأسیس و تقویت حوزههای علمیه، تربیت طلاب، پیگیری مشکلات مردم و انتقال مطالبات آنان به مسئولان، تلاش برای رفع اختلافات محلی و حفظ وحدت بین طوایف و عشایر، از جمله اقداماتی بود که در سالهای پس از انقلاب دنبال کرد.
وی در کنار فعالیتهای علمی و دینی، برای کاهش محرومیتها و رفع تبعیض در منطقه نیز تلاش میکرد و توسعه استان را در پیوند با حفظ ارزشهای اسلامی، تقویت همبستگی اجتماعی و مشارکت مردم میدید و سلوک سادهزیستانه، صداقت، مردمداری و رفتار پدرانهاش با اقوام و طوایف مختلف، از عواملی بود که جایگاه اجتماعی وی را در بین مردم تقویت کرد.
روایت مسئولان از میراث علمی، انقلابی و اجتماعی آیتالله ملکحسینی
در سالهای پس از رحلت این عالم فقید، مسئولان و چهرههای سیاسی و فرهنگی استان بارها از ابعاد مختلف شخصیت وی یاد کردهاند.
یدالله رحمانی، استاندار کهگیلویه و بویراحمد، آیتالله ملکحسینی را فقیهی بصیر، معلمی بزرگ و مرجعی مردمدار توصیف کرده که علم را با عمل، فقه را با اخلاق و جایگاه دینی را با خدمت به مردم درآمیخته بود.
استاندار، شجاعت و صلابت او در برابر قدرتهای ظاهری و پایبندیاش به حق را از ویژگیهای برجسته این عالم دانسته و نقش وی در تحکیم وحدت بین ایلها و طوایف، بهویژه عشایر جنوب و مردم کهگیلویه و بویراحمد، را بخشی ماندگار از تاریخ اجتماعی و انقلابی منطقه برشمرده است.
به گفته رحمانی، منش پدرانه و اخلاق کریمانه آیتالله ملکحسینی، زمینهساز پیوندی از مودت و اخوت بین اقوام و طوایف بود.
در پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت درگذشت آیتالله ملکحسینی نیز بر سه ویژگی برجسته وی تأکید شده است: «مجاهدت در راه حق، اهتمام به خدمت مردم و تلاش برای تعلیم و تربیت جویندگان علم».
حضرت آیتالله خامنهای در این پیام، با اشاره به دهها سال آشنایی و ارتباط با آن عالم فقید، صدق و صفای کمنظیر وی را از خصوصیات بارزش برشمردند و این خصال را از برترین حسنات در میزان الهی دانستند.
محسن رضایی، دبیر وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز در یادداشتی از همراهی آیتالله ملکحسینی با امام خمینی(ره)، ایستادگی وی در برابر رژیم پهلوی و حمایتهای بیدریغش از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس یاد کرد.
وی این عالم مجاهد را از چهرههایی دانست که هم در عرصه جهاد و مبارزه و هم در میدان علم و فقاهت درخشید و مردم کهگیلویه و بویراحمد و عشایر جنوب را به داشتن چنین فرزندی برای ایران و اسلام مفتخر کرد.
دوازدهم آبان؛ یادآور فقدان عالمی که در حافظه مردم ماندگار شد
آیتالله سید کرامتالله ملکحسینی پس از ۸۸ سال زندگی سرشار از فعالیتهای علمی، دینی، اجتماعی و مبارزاتی، سحرگاه جمعه دوازدهم آبانماه سال ۱۳۹۱ هجری شمسی، بر اثر عارضه بیماری در بیمارستان نمازی شیراز دار فانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.
رحلت وی مردم استانهای کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بهویژه عشایر جنوب را در اندوه فرو برد که سالها وی را نه فقط بهعنوان یک عالم دینی و مسئول، بلکه بهمثابه پناهگاهی برای دادخواهی، حل اختلافات و پیگیری مشکلات خود میشناختند.
وداع باشکوه مردم با این عالم فقید نیز جلوهای از پیوند عمیق او با جامعهای بود که سالها در کنار آن زیست و برای اعتلای آن تلاش کرد.
اکنون، در سالروز رحلت آیتالله سید کرامتالله ملکحسینی، بازخوانی زندگی و کارنامه وی تنها یادآوری نام یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای مرور الگویی از پیوند علم و مسئولیت، شجاعت و عقلانیت، دینداری و مردمداری و تلاش برای حفظ وحدت در جامعه بوده که در حافظه تاریخی مردم کهگیلویه و بویراحمد و عشایر جنوب همچنان زنده مانده است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
نظر شما