روایات نهی از قیام پیش از ظهور را نباید جدا از سیره اهل‌بیت(ع) تفسیر کرد

با بررسی سیره سیاسی اهل‌بیت(ع) در مواجهه با قیام‌هایی همچون قیام زید بن علی و شهید فخ، تأکید کرد: عدم همراهی ائمه اطهار(ع) با برخی قیام‌ها لزوماً به معنای مخالفت با شخصیت و انگیزه‌های قیام‌کنندگان نبود و نمی‌توان با استناد گزینشی به روایات نهی از قیام پیش از ظهور، درباره مشروعیت حکومت در عصر غیبت نتیجه‌گیری کلی کرد.

گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، در سال‌های اخیر، برخی از عالمان، به‌ویژه در میان جریان‌های اخباری، با استناد به شماری از روایات درباره نهی از قیام پیش از ظهور امام زمان(عج)، تلاش کرده‌اند مشروعیت تشکیل حکومت در دوران غیبت را زیر سؤال ببرند و از این روایات، عدم جواز هرگونه حکومت‌داری در عصر غیبت را نتیجه بگیرند.

فارغ از بررسی اعتبار سندی و دلالی این روایات و پذیرش یا عدم پذیرش برداشت‌های مطرح‌شده از آنها، یک پرسش مهم وجود دارد: آیا طرح چنین مباحثی در فضای عمومی جامعه، بدون توجه به شرایط زمانی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن، شیوه‌ای صحیح برای تبیین معارف اهل‌بیت(ع) است؟

بی‌تردید، بررسی روایات مربوط به قیام، حکومت و دوران غیبت، موضوعی تخصصی در حوزه مطالعات حدیثی و فقه سیاسی شیعه است و باید با رعایت اصول علمی، از جمله بررسی سند، متن، زمینه صدور و دلالت روایات دنبال شود. با این حال، باید میان اصل پژوهش علمی و نحوه بازتاب عمومی نتایج آن تفاوت قائل شد. تبدیل چنین مباحثی به ابزار منازعات سیاسی، بدون تبیین دقیق مبانی و ملاحظات علمی، نه‌تنها به فهم بهتر معارف اهل‌بیت(ع) کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است زمینه برداشت‌های نادرست را نیز فراهم سازد.

مخالفت با یک قیام به معنای تخریب قیام‌کننده نیست

یکی از نکات قابل تأمل در بررسی سیره اهل‌بیت(ع)، نحوه مواجهه آنان با افرادی است که در برابر حکومت‌های ستمگر دست به قیام می‌زدند. بررسی گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که در برخی موارد، ائمه اطهار(ع) با قیامی همراهی نمی‌کردند یا آن را مطابق تشخیص خود نمی‌دانستند، اما این عدم همراهی الزاماً به معنای تخریب شخصیت قیام‌کنندگان یا نادیده گرفتن انگیزه‌های دینی آنان نبود.

به بیان دیگر، باید میان سه مسئله تفاوت قائل شد: نخست، تأیید یا عدم تأیید یک قیام؛ دوم، ارزیابی اهداف و روش‌های آن؛ و سوم، حفظ حرمت و جایگاه فردی که در برابر حاکمیت ستمگر ایستاده است. این سه موضوع لزوماً ملازم یکدیگر نیستند و نمی‌توان از مخالفت با یک حرکت، ضرورت تخریب شخصیتی رهبر آن را نتیجه گرفت.

ماجرای شهید فخ؛ عدم همراهی امام کاظم(ع) با قیام و حفظ حرمت قیام‌کننده

یکی از نمونه‌های قابل بررسی در این زمینه، ماجرای حسین بن علی، معروف به شهید فخ است. در گزارش‌های تاریخی و روایی آمده است که امام موسی کاظم(ع) با درخواست بیعت او همراهی نکرد.

در روایتی که کلینی در کتاب «الکافی» نقل کرده است، امام خطاب به حسین بن علی فرمود:

«یا ابن عمّ، لا تکلّفنی ما کلّف ابن عمّک عمّک أبا عبد الله، فیخرج منّی ما لا أرید، کما خرج من أبی عبد الله ما لم یکن یرید.»

مضمون این عبارت آن است که امام از او خواست در موقعیتی قرارش ندهد که ناچار به بیان سخنی شود که خود تمایلی به آن ندارد.

با این حال، در ادامه همین گزارش، پس از خداحافظی حسین بن علی، امام کاظم(ع) به او فرمود:

«یا ابن عمّ، إنّک مقتول فأجدّ الضراب.»

یعنی: ای پسرعمو، تو کشته خواهی شد؛ پس در نبرد استوار و جدی باش.

این گزارش، دست‌کم نشان می‌دهد که عدم همراهی امام با درخواست بیعت، نباید به‌سادگی به معنای تخریب شخصیت حسین بن علی یا نفی همه انگیزه‌های او تلقی شود. البته این عبارت به‌تنهایی برای اثبات تأیید کامل قیام شهید فخ کافی نیست؛ بلکه باید آن را در کنار دیگر گزارش‌های تاریخی و با توجه به شرایط آن واقعه بررسی کرد.

زید بن علی؛ تفاوت ارزیابی قیام با تخریب شخصیت قیام‌کننده

نمونه دیگر، ماجرای زید بن علی و قیام او در برابر حکومت اموی است. درباره نسبت امام صادق(ع) با قیام زید، گزارش‌های مختلفی وجود دارد و برای داوری دقیق باید میان اصل قیام، اهداف آن و میزان همراهی امام با آن تفکیک قائل شد.

با این حال، در روایتی نقل شده است که هنگامی که برخی نزد امام صادق(ع) از زید بدگویی کردند، حضرت فرمود:

«لا تفعل، رحم الله عمی زیداً.»

یعنی: چنین نکن، خدا عمویم زید را رحمت کند.

همچنین امام رضا(ع) در گفت‌وگو با مأمون، از زید به‌عنوان یکی از عالمان خاندان پیامبر(ص) یاد کرد و انگیزه الهی او در مقابله با دشمنان خدا را مورد اشاره قرار داد.

این گزارش‌ها از آن جهت اهمیت دارند که نشان می‌دهند ارزیابی یک قیام و میزان همراهی امام با آن، موضوعی متفاوت از قضاوت درباره شخصیت و انگیزه‌های فرد قیام‌کننده است. البته نباید از این روایات نیز تأیید مطلق همه ابعاد قیام زید را نتیجه گرفت.

حدیث و سیره؛ ضرورت فهم جامع معارف اهل‌بیت(ع)

در اینجا باید به یک نکته روش‌شناختی مهم توجه کرد: میان حدیث و سیره تفاوت وجود دارد. حدیث، نقل مشخصی از سخن یا رفتار معصوم(ع) است که باید از نظر سند، متن، شرایط صدور و دلالت بررسی شود؛ اما سیره، مجموعه رفتارها، مواضع و شیوه‌های عملی اهل‌بیت(ع) در موقعیت‌های مختلف است.

بنابراین، نمی‌توان یک روایت را جدا از مجموعه سیره امامان(ع) بررسی کرد و بر اساس آن، حکمی کلی برای تمام زمان‌ها و شرایط صادر کرد. چه‌بسا یک روایت در شرایط خاصی صادر شده باشد و رفتار همان امام در موقعیتی دیگر، ابعاد متفاوتی از موضوع را روشن کند.

از این رو، فهم جامع معارف اهل‌بیت(ع) مستلزم کنار هم قرار دادن روایات و سیره عملی آنان و پرهیز از استناد گزینشی به یک نقل تاریخی یا حدیثی است.

مشروعیت حکومت، تأیید قیام و مسئولیت اجتماعی؛ سه مسئله متفاوت

نکته دیگری که در این بحث نباید نادیده گرفته شود، تفاوت میان مباحث نظری درباره مشروعیت حکومت در عصر غیبت و مسئولیت اجتماعی مسلمانان در برابر ظلم و تهدیدهای خارجی است.

حتی اگر فردی با استناد به برخی روایات، درباره شرایط تشکیل حکومت در دوران غیبت پرسش یا نظریه‌ای داشته باشد، نمی‌توان صرف این دیدگاه را به معنای مخالفت با هرگونه مسئولیت اجتماعی یا ضرورت سکوت در برابر دشمنان دانست. همان‌طور که نقد علمی یک نظریه سیاسی، لزوماً به معنای تضعیف جامعه اسلامی نیست.

در مقابل، نمی‌توان با استناد به ضرورت حفظ انسجام اجتماعی، راه پژوهش و نقد علمی را مسدود کرد. آنچه اهمیت دارد، رعایت مرز میان پژوهش تخصصی، موضع‌گیری سیاسی و مسئولیت اجتماعی است.

پیامدهای طرح گزینشی روایات در فضای عمومی

طرح روایات مربوط به نهی از قیام پیش از ظهور، بدون ارائه توضیحات علمی و در نظر گرفتن زمینه‌های تاریخی و فقهی آنها، می‌تواند دست‌کم سه پیامد به دنبال داشته باشد:

نخست اینکه ممکن است این برداشت را در افکار عمومی ایجاد کند که اساساً هرگونه تشکیل حکومت دینی در دوران غیبت فاقد مشروعیت است؛ در حالی که چنین نتیجه‌ای نیازمند بررسی مستقل مبانی فقهی و کلامی است و نمی‌توان آن را صرفاً از نقل چند روایت نتیجه گرفت.

دوم اینکه طرح این مباحث با ادبیات تقابلی و بدون تفکیک میان نقد علمی و منازعه سیاسی، ممکن است به اختلاف میان جریان‌های مذهبی و نیروهای اجتماعی دامن بزند و زمینه گفت‌وگوی علمی را به تقابل‌های سیاسی تبدیل کند.

سوم اینکه برداشت‌های ناقص و گزینشی از معارف دینی می‌تواند مورد بهره‌برداری جریان‌های رسانه‌ای مخالف قرار گیرد و به تقویت روایت‌های نادرست درباره اندیشه سیاسی شیعه منجر شود.

البته تأکید بر این پیامدها به معنای ممنوعیت نقد یا محدود کردن پژوهش‌های علمی نیست؛ بلکه سخن بر سر مسئولیت در انتخاب شیوه بیان، مخاطب و بستر انتشار مباحث تخصصی است.

در نهایت، باید میان پژوهش درباره اعتبار روایات نهی از قیام، بررسی مبانی مشروعیت حکومت در عصر غیبت و موضع عملی در برابر ظلم و تهدیدهای خارجی تفکیک قائل شد.

سیره اهل‌بیت(ع) نشان می‌دهد که عدم همراهی با یک قیام، لزوماً به معنای تخریب رهبر آن نیست؛ همان‌گونه که حفظ حرمت یک قیام‌کننده نیز به معنای تأیید همه مبانی و روش‌های حرکت او نخواهد بود.

این تمایز، نکته‌ای مهم در فهم سیره سیاسی و اجتماعی اهل‌بیت(ع) است؛ نکته‌ای که هم مانع برداشت‌های سطحی از روایات می‌شود و هم امکان گفت‌وگوی علمی و منصفانه درباره مسائل حکومت، قیام و دوران غیبت را فراهم می‌کند.

انتهای پیام / 

کد خبر 1912643

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha