ساسان قجر، نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «گرگیخان»، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در زنجان با اشاره به حضور این اثر در بخش رقابتی سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان، اظهار کرد: حضور در یک جشنواره تخصصی فرصتی ارزشمند برای دیدهشدن اثر، ارتباط با مخاطبان و قرارگرفتن آن در معرض ارزیابی حرفهای است و بیش از آنکه یک عنوان افتخارآمیز باشد، فرصتی برای سنجش نتیجه انتخابهای هنری عوامل فیلم به شمار میرود.
وی با بیان اینکه امکانات تولید بهتنهایی تضمینکننده ساخت یک فیلم خوب نیست، افزود: در ساخت «گرگیخان» تلاش کردم داستان را صادقانه روایت کنم و اجازه ندهم جلوههای ظاهری، توجه مخاطب را از اصل ماجرا دور کند. سادگی زمانی ارزشمند است که حاصل یک انتخاب آگاهانه باشد، نه اینکه صرفاً نام دیگری برای کمبود امکانات تلقی شود.
قجر با تأکید بر اهمیت داستانپردازی در سینمای کودک و نوجوان تصریح کرد: تصویر، صدا، موسیقی، طراحی صحنه و جلوههای بصری همگی ابزارهای روایت هستند و باید در خدمت داستان قرار بگیرند؛ چراکه اگر قصه نتواند مخاطب را درگیر کند، زرقوبرق نمیتواند ضعف آن را برای مدت طولانی پنهان کند.

این کارگردان با اشاره به ضرورت احترام به درک و هوش کودکان گفت: نباید کودک را مخاطبی سادهلوح تصور کنیم که میتوان هر موضوعی را به او تحمیل کرد. کودکان احساسات، ترسها، پرسشها و تجربههای خودشان را دارند و فیلمساز باید به این ویژگیها توجه کند. گاهی یک موقعیت داستانی، یک انتخاب یا حتی سکوت میتواند بیش از چند دقیقه نصیحت مستقیم با کودک ارتباط برقرار کند.
وی تخیل را محدود به خلق موجودات عجیب، جادو و جهانهای غیرواقعی ندانست و ادامه داد: تخیل یعنی توانایی دیدن جهان از زاویهای متفاوت؛ حتی یک داستان کاملاً واقعگرا نیز میتواند تخیلبرانگیز باشد، به شرط آنکه امکان کشف و پرسش را برای مخاطب باقی بگذارد. فیلمساز نباید بهجای کودک خیالپردازی کند، بلکه باید جهانی بسازد که کودک بتواند تخیل خود را در آن فعال کند.
قجر درباره شکلگیری فیلم سینمایی «گرگیخان» نیز گفت: نقطه شروع این اثر، قصه شناختهشده «سه بچه خوک» بود، اما هدفم بازگویی ساده این داستان با تغییرات ظاهری نبود؛ بلکه تلاش کردم آن را برای قالب سینما دراماتیزه کنم و با فضای فرهنگی مخاطب ایرانی پیوند بدهم.

وی با تشریح داستان فیلم افزود: در «گرگیخان» بهجای سه بچه خوک، سه خرگوش حضور دارند که به دلیل رعایتنکردن نظم، انضباط و پاکیزگی از شهر به جنگل فرستاده میشوند. آنها در محیطی قرار میگیرند که قواعد زندگی در آن با محیط شهری متفاوت است و همین موقعیت زمینه ورود شخصیت گرگ و شکلگیری تعارض اصلی داستان را فراهم میکند.
این نویسنده و کارگردان با اشاره به ویژگیهای شخصیتی خرگوشها بیان کرد: سه خرگوش داستان ویژگیهای متفاوتی دارند؛ یکی بیخیال، دیگری عاقل و اهل کار و شخصیت سوم تنبل است. این تفاوتها زمینه ایجاد موقعیتهای نمایشی و طنز را فراهم میکند و باعث میشود شخصیتها در مواجهه با مشکلات واکنشهای متفاوتی داشته باشند.
وی درباره شخصیت گرگ در این فیلم نیز اظهار کرد: گرگ با تماشای کارتونی درباره خرگوشها به فکر انتقامگرفتن از آنها میافتد و ورود خرگوشها به جنگل را فرصتی برای رسیدن به خواسته قدیمی خود میبیند. این موقعیت ظرفیت طنز دارد و امکان ایجاد رابطهای بازیگوشانه میان دنیای واقعی داستان و جهان رسانهای را فراهم میکند.

قجر با اشاره به پایانبندی فیلم و پیام نهفته در آن گفت: در نقطه اوج داستان، میان گرگ و خرگوشها مبارزهای شکل میگیرد که سرنوشت هر دو طرف را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت خرگوش پیروز میشود، اما بهجای انتقامگرفتن، به گرگ پیشنهاد میدهد از قدرت خود برای محافظت از حیوانات ضعیف استفاده کند؛ پیشنهادی که گرگ آن را نمیپذیرد و جنگل را ترک میکند.
وی افزود: برای من این بخش از داستان اهمیت دارد؛ زیرا پیروزی خرگوش صرفاً به شکستدادن گرگ محدود نمیشود، بلکه او فرصتی دوباره به حریف خود میدهد. این پایان میتواند پرسشی را برای مخاطب مطرح کند که آیا قدرت فقط برای غلبه بر دیگران است یا میتوان از آن برای محافظت از آنها نیز استفاده کرد.
این کارگردان با اشاره به احتمال ساخت قسمت دوم «گرگیخان» خاطرنشان کرد: از ابتدا امکان ادامه داستان مطرح بود و پایان فیلم نیز به شکلی طراحی شد که بتواند زمینه قسمت دوم را فراهم کند. در ادامه داستان این امکان وجود دارد که گرگ با جمعکردن گرگهای دیگر از نقاط مختلف جهان برای انتقام بازگردد و تعارض گستردهتری شکل بگیرد؛ البته هر قسمت از یک مجموعه باید هویت داستانی مستقل و چالشهای تازهای داشته باشد.

قجر در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به اینکه تمامی عوامل تولید فیلم «گرگیخان» از استان زنجان بودهاند، این موضوع را نشاندهنده ظرفیت نیروهای مستعد در خارج از مراکز اصلی تولید سینمای ایران دانست و گفت: این تجربه فقط ساخت یک فیلم نیست، بلکه شکلگیری همکاری، تجربه و اعتمادبهنفس حرفهای را نیز به همراه دارد.
وی با تأکید بر ضرورت تقویت زیرساختهای سینمایی در استانها اظهار کرد: ظرفیتهای زیادی در خارج از مراکز اصلی سینمای ایران وجود دارد که هنوز بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفتهاند. تمرکز امکانات تولید، سرمایهگذاری، ارتباطات حرفهای و فرصتهای توزیع در چند مرکز، فعالیت فیلمسازان سایر استانها را دشوار میکند.
این فیلمساز ادامه داد: برای تقویت سینمای استانها، صرف حمایت از فیلمسازان بومی کافی نیست و باید آموزش تخصصی، فیلمنامههای قوی، دسترسی به امکانات فنی، سرمایهگذاری و مهمتر از همه، امکان نمایش آثار فراهم شود. زنجان نیز میتواند سهم جدیتری در سینمای کشور داشته باشد، اما تحقق این هدف به برنامهریزی مستمر و شکلگیری جریان واقعی تولید نیاز دارد.

وی درباره مهمترین چالشهای سینمای کودک و نوجوان نیز گفت: یکی از مسائل مهم، فاصله میان جهان واقعی کودکان و تصویری است که بزرگسالان از آنها میسازند. گاهی فیلمساز بهجای شناخت دنیای کودک و نزدیکشدن به تجربههای او، تصویری آرمانی و از پیش تعیینشده ارائه میکند. همچنین محدودکردن سینمای کودک به پیامهای اخلاقی میتواند به داستان آسیب بزند.
قجر با بیان اینکه آموزش و تربیت میتوانند از کارکردهای مهم سینمای کودک باشند، تصریح کرد: فیلم در درجه نخست باید بهعنوان یک اثر سینمایی موفق عمل کند؛ یعنی داستان داشته باشد، شخصیت بسازد، تعلیق ایجاد کند و مخاطب را درگیر نگه دارد. اگر اثر در کنار این ویژگیها به رشد فکری و عاطفی کودک نیز کمک کند، به هدف مهمتری دست یافته است.
وی با اشاره به ضرورت پرداخت متناسب به واقعیتهای زندگی در آثار کودک و نوجوان گفت: کودکان علاوه بر شادی، ترس، فقدان، شکست، تنهایی و نگرانی را نیز تجربه میکنند و نمیتوان با حذف واقعیتهای دشوار تصور کرد که از آنها محافظت میکنیم. البته پرداختن به موضوعات تلخ باید متناسب با گروه سنی مخاطب و همراه با مسئولیت هنری باشد.
این نویسنده و کارگردان، داستان جذاب، شخصیتپردازی باورپذیر، شناخت دقیق گروه سنی مخاطب، تخیل برخاسته از جهان داستان و استفاده از زبان سینمایی متناسب با روایت را از مؤلفههای ضروری ساخت فیلم موفق کودک و نوجوان برشمرد و گفت: فیلم خوب کودک، اثری نیست که صرفاً برای کودکان ساخته شده باشد، بلکه فیلمی است که کودک را جدی بگیرد و در عین حال بزرگسالان را نیز از تجربه تماشای آن محروم نکند.

وی همچنین نقش جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان را در معرفی آثار، گفتوگوی حرفهای و کشف استعدادها مهم ارزیابی کرد و افزود: اهمیت جشنواره نباید به چند روز نمایش و مراسم اختتامیه محدود شود، بلکه باید میان جشنواره و چرخه واقعی تولید و نمایش ارتباط مؤثرتری شکل بگیرد تا آثار امکان ارتباط با مخاطبان گستردهتر را پیدا کنند.
قجر در پایان با تأکید بر ضرورت حمایت مستمر از سینمای کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: حمایت از این حوزه نباید به تولید چند فیلم یا برگزاری جشنواره محدود شود، بلکه باید از مرحله پرورش ایده و نگارش فیلمنامه تا تولید، اکران، تبلیغات و ارتباط با مخاطب را در بر بگیرد. همچنین لازم است برای فیلمسازان استانها فرصتهای برابرتر و مسیرهای روشنی برای تولید و دیدهشدن آثار فراهم شود.
وی یادآور شد: کودک برای باورکردن سینما به زرقوبرق نیاز ندارد؛ او به داستانی نیاز دارد که جدی گرفته شود، جهانی که بتواند در آن خیالپردازی کند و روایتی که با او صادق باشد.
نظر شما