«بهرام موحدزاده» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از یاسوج با اشاره به حضور مستمر مردم در میدانها و خیابان جمهوری اسلامی ایران شهر یاسوج، این پدیده را از منظر روانشناسی اجتماعی تحلیل و اظهار کرد: برای درک چرایی استمرار حضور مردم و شکلگیری فرهنگ مقاومت و تابآوری در سطح نظام اجتماعی، میتوان از دیدگاههای روانشناسان اجتماعی و جامعهشناسان بهره گرفت و آنها را با واقعیتهای میدانی جامعه ایران تطبیق داد.
وی با اشاره به دیدگاه امیل دورکیم، جامعهشناس برجسته، درباره آیینهای جمعی، گفت: آیینها و مناسک گروهی میتوانند زمینه شکلگیری نوعی جوشش اجتماعی را فراهم کنند که از روان جمعی مردم سرچشمه میگیرد و در عرصههای اجتماعی و میدانی نمود پیدا میکند.
این روانشناس تربیتی و عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه فرهنگ، قومیتها و باورهای مشترک در شکلگیری این ظرفیت اجتماعی نقش دارند، افزود: از منظر روانشناسی اجتماعی، ایمان و باورهای مردمی که از فرهنگ بومی و اعتقادی جامعه سرچشمه میگیرند، میتوانند به تقویت سرمایه روانی و استمرار حضور جمعی کمک کنند.
موحدزاده حمایتهای اجتماعی بین گروهها و اقشار مختلف را از مؤلفههای مهم سرمایه روانی دانست و بیان کرد: در اجتماعات مردمی، حمایت متقابل گروهها و طیفهای گوناگون جامعه قابل مشاهده بوده و از نگاه روانشناسی تربیتی، هر اندازه محرکها و پیوندهای اجتماعی قویتر باشند، زمینه بروز پاسخهای جمعی مؤثرتر نیز فراهم میشود و این پیوندها توانستهاند مردم را در کنار یکدیگر نگه دارند و به شکلگیری ساختاری مقاوم در برابر فشارها کمک کنند.
وی ضمن تأکید بر اهمیت معناسازی در استمرار حضور مردم، گفت: هنگامی که افراد برای حضور خود معنایی روشن و قابل درک پیدا میکنند و میدانند چرا در یک اجتماع شرکت میکنند، احساس تعلق و مسئولیتپذیری آنان تقویت میشود و این درک درونی از حضور، استحکام پیوندهای اجتماعی را افزایش میدهد؛ زیرا افراد نه بر اساس برداشت تحمیلشده از سوی دیگران، بلکه بر پایه شناخت و فهم خود از شرایط تصمیم میگیرند.
موحدزاده با اشاره به محاسبات احتمالی دشمنان درباره واکنش جامعه ایران به فشارهای خارجی، اظهار کرد: ممکن است تصور بر این بوده باشد که ایجاد یک هیجان ناگهانی و برهمزدن امنیت روانی جامعه، به تضعیف پیوندهای اجتماعی و تحقق اهداف مورد نظر منجر شود، اما آنچه در میدان مشاهده میشود، شکلگیری همافزایی بین گروهها و تقویت حضور مردمی است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: مردم با پیشینههای فرهنگی، قومیتی و اجتماعی متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و این حضور، در چارچوبی که روانشناسی اجتماعی آن را معناسازی جمعی مینامد، برای آنان مفهوم پیدا کرده و افراد با انگیزههای درونی خود به میدان میآیند و برای حضور در این اجتماعات منتظر دعوت اشخاص، سازمانها یا نهادهای خاص نمیمانند.
موحدزاده به تفاوت واکنش جوامع به حوادث بحرانی اشاره کرد و گفت: در برخی جوامع، بحران و ترس میتواند افراد را به سمت انزوا، سوگ طولانی و مشکلات روانی سوق دهد، اما در جامعه ایران، پیوندهای اعتقادی و فرهنگی و حضور در اجتماعات جمعی، به تبدیل بخشی از هیجان ناشی از بحران به یک باور و آیین اجتماعی کمک کرده است.
وی افزود: حضور در جمع میتواند برای افراد احساس آرامش و تعلق ایجاد کند و همین تجربه، انگیزه آنان را برای تداوم حضور افزایش دهد و فردی که در ابتدا بهتنهایی در اجتماع شرکت میکند، ممکن است پس از تجربه این احساس تعلق، اعضای خانواده خود را نیز همراه کند و به گسترش شبکه حمایت اجتماعی کمک برساند.
این روانشناس تربیتی با اشاره به حضور افراد از گروههای سنی و سطوح تحصیلی متفاوت در این اجتماعات خاطرنشان کرد: در این میدانها، افراد با میزان تحصیلات و پیشینههای اجتماعی مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند. حتی سالمندان ساکن مناطق دورافتاده نیز ممکن است خود را در برابر سرنوشت جامعه مسئول بدانند و در اجتماعات حضور پیدا کنند. این موضوع را میتوان از منظر احساس تعلق جمعی و درک مسئولیت اجتماعی بررسی کرد.
از ترومای جنگ تا شکلگیری قرارگاه روانی در میدانهای مردمی
این عضو هیئت علمی دانشگاه به پژوهش خود درباره ترومای جنگ اشاره کرد و ادامه داد: در تحلیل آثار روانی جنگ، باید به این موضوع توجه کرد که فشارهای ناشی از بحران چگونه میتوانند امنیت روانی و ساختار شناختی افراد را تحت تأثیر قرار دهند و در چنین شرایطی، ممکن است این تصور وجود داشته باشد که برهمخوردن آرامش جامعه، افراد را از درک عمیق شرایط و پیوندهای اجتماعی دور میکند.
وی با اشاره به آنچه در اجتماعات مردمی مشاهده میکند، افزود: برخلاف این انتظار، خیابانها و میدانها به نوعی «قرارگاه روانی» تبدیل شدهاند که افراد با مشاهده جمعیت، حضور گروههای مختلف و احساس همراهی با دیگران، آرامش و امنیت روانی بیشتری تجربه میکنند.
موحدزاده ادامه داد: حضور در چنین فضاهایی میتواند احساس قدرت فردی، امنیت و تعلق اجتماعی را تقویت کند و از شدت استرسی که افراد در شرایط بحرانی تجربه میکنند، بکاهد و از این منظر، اجتماع مردمی فقط به حضور فیزیکی افراد محدود نمیشود، بلکه میتواند به فضایی برای بازسازی هویت اجتماعی و تقویت سرمایه روانی تبدیل شود.
این روانشناس تربیتی با بیان اینکه شکلگیری این احساس تعلق میتواند حتی نگرش افراد پیشتر بیتفاوت را تغییر دهد، اظهار کرد: ممکن است فردی در گذشته احساس میکرد که تحولات جامعه ارتباط مستقیمی با وی ندارد، اما حضور در جمع و تجربه همراهی دیگران میتواند درک وی از هویت مشترک و مسئولیت اجتماعی را تقویت کند و در چنین شرایطی، فرد خود را بخشی از یک مجموعه بزرگتر میبیند و برای تداوم این پیوند تلاش میکند.
این روانشناس تربیتی به گسترش حضور از سطح فردی به خانوادگی اشاره کرد و افزود: در برخی موارد، حضور یک نفر در اجتماع به همراهی دیگر اعضای خانواده منجر میشود، پدر یا مادری که ابتدا بهتنهایی در میدان حاضر شده، ممکن است در ادامه همسر و فرزندان خود را نیز همراه کند و به این ترتیب، شبکه حمایت اجتماعی از سطح فردی به خانواده و سپس به گروههای بزرگتر اجتماعی گسترش مییابد.
وی این روند را یکی از عوامل مهم در تداوم حضور مردمی دانست و بیان کرد: هنگامی که افراد حضور در اجتماع را با احساس تعلق، آرامش و مسئولیت مشترک پیوند میدهند، این تجربه میتواند به بخشی از عادتهای اجتماعی آنان تبدیل شود و استمرار بیشتری پیدا کند.
هویت ایرانی و انتقال تجربه مقاومت به نسلهای آینده
موحدزاده به بازتاب بینالمللی اجتماعات مردمی ایران اشاره کرد و گفت: یکی از ابعاد مهم این پدیده، امکان انتقال تجربههای اجتماعی و فرهنگی ایران به دیگر جوامع بوده و تجربه شکلگیری و استمرار این اجتماعات میتواند برای مردمی که به دنبال استقلال، عزت و رهایی از سلطه قدرتهای بزرگ هستند، موضوعی قابل بررسی باشد.
وی با اشاره به برخی تجمعات اعتراضی در کشورهای اروپایی و حوزه کشورهای عربی، افزود: تحولات اجتماعی در کشورهای مختلف را میتوان از جنبههای گوناگون بررسی کرد، از جمله اینکه چگونه مطالبات عمومی شکل میگیرند و تجربههای یک جامعه ممکن است بر نگرش و رفتار جوامع دیگر اثر بگذارند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه تجربههای اجتماعی در حافظه تاریخی ملتها باقی میمانند، اظهار کرد: آنچه امروز در جامعه ایران جریان دارد، میتواند بهعنوان بخشی از تجربه فرهنگی و اجتماعی کشور برای نسلهای آینده ثبت شود و در مطالعات مربوط به مقاومت، تابآوری و هویت جمعی مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین به حضور نوجوانان، جوانان و خانوادهها در اجتماعات اشاره کرد و گفت: مشکلات اقتصادی و دیگر مسائل روزمره جامعه همچنان وجود دارند، اما بخشی از مردم حاضر نیستند هویت اجتماعی و احساس تعلق ملی خود را صرفاً تحت تأثیر این مشکلات کنار بگذارند و این موضوع نشان میدهد که برای تحلیل رفتار جمعی، باید علاوه بر عوامل اقتصادی، به مؤلفههای فرهنگی، اعتقادی، روانی و هویتی نیز توجه کرد.
موحدزاده حضور گروههای مختلف مردم را نشانهای از پیوند بین هویت فردی و جمعی دانست و تأکید کرد: هنگامی که افراد خود را جزئی از یک هویت مشترک میدانند، رفتار و تصمیمهایشان تنها بر اساس محاسبات فردی شکل نمیگیرد، بلکه تعلق اجتماعی و برداشت آنان از مسئولیت در برابر جامعه نیز در این تصمیمها نقش دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شکلگیری سرمایه روانی و اجتماعی، تقویت حمایتهای متقابل، معنادار شدن حضور مردمی و بازسازی هویت جمعی را از مهمترین مؤلفههایی دانست که میتوانند استمرار اجتماعات مردمی را توضیح دهند که بررسی دقیقتر آن میتواند به شناخت بهتر رابطه بین فرهنگ، روانشناسی اجتماعی و رفتار جمعی در جامعه ایران کمک کند.
مقاومت و تابآوری مکمل یکدیگرند؛ اجتماعات مردمی پیونددهنده این دو مؤلفه هستند
موحدزاده بررسی ابعاد روانشناختی حضور مردم در اجتماعات و میدانهای شهری، با اشاره به ارتباط بین مقاومت و تابآوری، اظهار کرد: این دو مفهوم را میتوان از دو منظر فردی و اجتماعی بررسی کرد، هرچند در هر دو سطح، مقاومت و تابآوری از یکدیگر جدا نیستند و بهعنوان دو مؤلفه مکمل عمل میکنند.
وی با بیان اینکه گاهی فرد در مواجهه با یک رویداد اجتماعی دچار اضطراب، یأس و ناامیدی میشود و توان سازگاری خود را کاهشیافته میبیند، افزود: در چنین شرایطی، مشاهده جمعی که با احساس اعتمادبهنفس، همبستگی و ایستادگی در صحنه حضور دارد، میتواند به فرد کمک کند تا از وضعیت اضطراب و انفعال فاصله بگیرد و بهتدریج توان تابآوری خود را بازیابد.
این روانشناس تربیتی ادامه داد: وقتی فرد به جمع نزدیک میشود و در بطن اجتماع قرار میگیرد، مقاومت جمعی بر توان فردی وی اثر میگذارد و تابآوریاش را افزایش میدهد، از سوی دیگر، فردی که به درک و احساس تعلق اجتماعی میرسد، خود نیز میتواند به تقویت و گسترش مقاومت جمعی کمک کند.
موحدزاده با اشاره به نقش هویت در این فرایند، بیان کرد: تعلق به جامعه، احساس وابستگی و هویت مشترک از عواملی هستند که افراد را به مشارکت پیوند میدهند و پرچم، سرود، شعارها و نمادهای قومی و فرهنگی نیز در اجتماعات، نشانههایی هستند که میتوانند این احساس هویت و تعلق را تقویت کنند.
وی با اشاره به تفاوت نگاه بیرونی با تجربه حضور مستقیم در اجتماعات، گفت: گاهی فرد در ابتدا تنها از طریق تلویزیون و رسانهها جمعیت را مشاهده میکند و برداشت وی بیشتر بر کمیت متمرکز است، اما وقتی وارد جمع میشود، کیفیت ارتباطات، همدلی و اشتراکات مردم را نیز تجربه میکند و نگاهش تغییر مییابد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه، رسانهها را یکی از عوامل پیونددهنده تابآوری فردی و اجتماعی دانست و افزود: رسانهها میتوانند این ظرفیت را به جامعه معرفی کنند و زمینه شناخت افراد از تجربه جمعی را فراهم آورند و در چنین شرایطی، افراد ممکن است احساس کنند که دورماندن از جمع، به معنای از دست دادن بخشی از فرصت مشارکت و مسئولیت اجتماعی است؛ بنابراین، تابآوری فردی با تابآوری اجتماعی پیوند میخورد و این دو بر یکدیگر اثر میگذارند.
موحدزاده با اشاره به تجربه سوگ عمومی پس از شهادت رهبر انقلاب، اظهار کرد: در پی این رویداد، جامعه با رنج و سوگ روانی مواجه شد و در این شرایط، رسانهها و شکلگیری اجتماعات مردمی میتوانستند در نحوه مواجهه افراد با این وضعیت نقش داشته باشند و از این منظر، حضور مردم در میدانها را میتوان یکی از مؤلفههای مقاومت اجتماعی دانست که در کنار دیگر اجزای جامعه عمل میکند.
وی با استفاده از مفهوم «میدان» در تحلیل روانشناختی و اجتماعی، تصریح کرد: میدان از اجزای مختلفی تشکیل میشود که هر کدام باید نقش خود را بهدرستی ایفا کنند و اگر بخشی از این مجموعه دچار اختلال شود، ممکن است بر عملکرد سایر بخشها نیز اثر بگذارد؛ ازاینرو، هماهنگی بین اجزای مختلف جامعه برای حفظ ظرفیت مقاومت و تابآوری اهمیت دارد.
این روانشناس تربیتی، هماهنگی و ساماندهی ظرفیتهای مختلف جامعه در شرایط دشوار را موضوعی قابل بررسی دانست و افزود: بررسی چگونگی هماهنگی این اجزا و حفظ تابآوری اجتماعی میتواند زمینه مطالعات بیشتر را فراهم کند و تجربههای بهدستآمده از آن، در آینده برای شناخت شیوههای مدیریت شرایط بحرانی مورد توجه قرار گیرد.
موحدزاده در پاسخ به پرسشی درباره اینکه کدامیک از دو مؤلفه مقاومت یا تابآوری نقش محوریتری دارد، با اشاره به شکلگیری نوعی آیین اجتماعی در اجتماعات مستمر مردمی، گفت: حضور مداوم مردم میتواند به یک رفتار پایدار و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود و از طریق ایجاد همتاسازی، همبستگی و پیوند بین افراد، زمینه تقویت مقاومت و تابآوری را فراهم کند.
وی افزود: همبستگی، همیاری، همرنگی و همصدایی اجتماعی از جمله فرایندهایی هستند که در این اجتماعات شکل میگیرند و وقتی افراد همراهی و حمایت دیگران را مشاهده میکنند، احساس میکنند در یک تجربه مشترک سهیم هستند و همین احساس میتواند انگیزه حضور و مشارکت آنان را تقویت کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به توصیههای دینی درباره وحدت و همبستگی، به آیه شریفه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» اشاره کرد و گفت: پیوند جمعی و حرکت در مسیر مشترک میتواند به تقویت ارتباط بین مقاومت و تابآوری کمک کند، بهگونهای که افراد در کنار یکدیگر، توان بیشتری برای مواجهه با دشواریها احساس کنند.
موحدزاده ادامه داد: در چنین شرایطی، فرد ممکن است با وجود حضور طولانیمدت در اجتماع، کمتر احساس خستگی کند، زیرا احساس تعلق، هدف مشترک و همراهی با دیگران بر تجربه وی اثر میگذارد و این وضعیت همچنین میتواند احساس مسئولیت فرد نسبت به فضای عمومی و مشارکت مستمر در جامعه را افزایش دهد.
وی با بیان اینکه احساس برخورداری از جایگاه اجتماعی، یکی از پیامدهای حضور در اجتماعات است، افزود: فرد در این فضا احساس میکند جایگاه مشخصی در جامعه دارد و حضورش اهمیت دارد و ازاینرو، میکوشد ارتباط خود را با جمع حفظ کند و در تجربه مشترک اجتماعی سهم داشته باشد.
این روانشناس تربیتی ضمن تأکید بر پیوند بین هویت ملی، همبستگی و مشارکت اجتماعی، گفت: مقاومت و تابآوری را نباید دو مفهوم کاملاً جدا از یکدیگر دانست، مقاومت جمعی میتواند تابآوری فردی را تقویت کند و تابآوری افراد نیز به گسترش و پایداری مقاومت اجتماعی کمک میکند که در بستر احساس تعلق، هویت مشترک و همبستگی اجتماعی شکل میگیرد.
نظر شما