به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان؛ مدارس مسجدمحور را میتوان یکی از الگوهای قدیمی پیوند آموزش، تربیت و فعالیتهای اجتماعی در تاریخ تمدن اسلامی دانست. در این الگو، مسجد صرفاً محل عبادت نیست، بلکه بستری برای آموزش علوم دینی، سوادآموزی، پرورش اخلاقی و تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان به شمار میرود. البته باید میان مدارس سنتی وابسته به مسجد در گذشته و مدارس مسجدمحور بهعنوان الگوی آموزشی معاصر تفاوت قائل شد؛ زیرا این دو، با وجود اشتراک در برخی مبانی، از نظر ساختار و شیوه آموزش یکسان نیستند. شکلگیری این جریان بهصورت خاص، از حدود ۱۲ سال پیش در مشهد آغاز شد. فعالیتهای تربیتی و آموزشی برخی مساجد و نتایج این فعالیتها، زمینه استقبال خانوادهها و شکلگیری مجموعههای منسجمتر را فراهم کرد. یکی از نقاط عطف این جریان، تشکیل ستاد مردمی مدارس مسجدمحور در ۱۶ آذر ۱۳۹۶ در قم بود. این ستاد با هدف گردهمآوردن مجموعههای فعال، تبادل تجربه و گسترش همکاری میان مدارس و مساجد شکل گرفت.
حسینعلی دیلم، دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان ، با تشریح زمینههای تاریخی شکلگیری مدارس مسجدمحور، به پیشینه نظام تعلیم و تربیت در جامعه ایرانی اشاره کرد و گفت: برای درک بهتر زمینههای شکلگیری مدارس مسجدمحور، باید کمی به گذشته بازگردیم. جامعه ایرانی و بهطور کلی جوامع شرقی، از گذشته نظام خاص خود را در زمینه تعلیم و تربیت داشتند. فارغ از اینکه این نظام در دورههای مختلف تا چه اندازه قوی یا ضعیف بوده است، به هر حال شیوهای از آموزش و تربیت در این جوامع وجود داشت.
از اواخر دوره قاجار و به ویژه از دوره ناصرالدینشاه، روند شکلگیری مدارس جدید جدیتر شد و بهتدریج ساختارهای نوین آموزشی در کشور گسترش یافت. این تغییرات با واکنشهایی از سوی جامعه علمی و دینی همراه بود و بخشی از متدینان نسبت به نظام آموزشی جدید انتقادهای جدی داشتند.دیلم ادامه داد: از اواخر دوره قاجار و به ویژه از دوره ناصرالدینشاه، روند شکلگیری مدارس جدید جدیتر شد و بهتدریج ساختارهای نوین آموزشی در کشور گسترش یافت. این تغییرات با واکنشهایی از سوی جامعه علمی و دینی همراه بود و بخشی از متدینان نسبت به نظام آموزشی جدید انتقادهای جدی داشتند.
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور با اشاره به روند گسترش آموزش نوین در ایران افزود: با وجود مخالفتها و انتقادهای مطرحشده، بهتدریج ساختار جدید آموزشی، بهویژه در دوره رضاخان، با اجبار و فشار در کشور گسترش پیدا کرد و آموزش در قالب این ساختارها به امری عمومی تبدیل شد.
وی با بیان اینکه نسلهایی از فرزندان خانوادههایی که در ابتدا با این نظام آموزشی مخالف بودند، خود در همان ساختارها آموزش دیدند، تصریح کرد: به مرور زمان، ذائقه و نگرش بخشهایی از جامعه نیز تغییر کرد و نظام آموزشی جدید مقبولیت بیشتری یافت؛ با این حال، جریان فکری منتقد این ساختار همچنان به حیات خود ادامه داد.
دیلم خاطرنشان کرد: منتقدان نظام آموزشی جدید، دیدگاه یکسانی نداشتند. برخی از منظر علمی و آموزشی به این ساختار نقد وارد میکردند و برخی دیگر، نسبت به مبانی فکری، الگوهای مدرنیته، ساختارهای غربی و تأثیر تمدن غرب بر نظام تعلیم و تربیت دغدغه داشتند. بنابراین، از همان زمان، افراد و گروههایی درصدد بودند یا الگوهای آموزشی پیشین را ادامه دهند یا متناسب با شرایط جدید، شیوهای متفاوت برای آموزش و تربیت طراحی کنند.

شکلگیری جریانهای اصلاحی در نظام آموزشی
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور با اشاره به تلاشهای صورتگرفته برای اصلاح نظام آموزشی گفت: در این میان، برخی جریانها تلاش میکردند در چارچوب ساختار موجود و از درون مدارس، اصلاحاتی ایجاد کنند تا نظام آموزشی به اهداف و آرمانهای ایرانی و اسلامی نزدیکتر شود. برای نمونه، جریانهایی همچون مکتب اسلام در زمره تلاشهایی قرار میگرفتند که با هدف ایجاد تحول و اصلاح در فضای موجود دنبال میشدند.
وی افزود: در کنار این رویکرد، گروههایی نیز وجود داشتند که میکوشیدند بیرون از چارچوبهای رسمی، ایدهها و الگوهای تازهای برای آموزش و تربیت ارائه دهند. در واقع، از گذشته دو رویکرد کلی قابل مشاهده بود؛ رویکردی که اصلاح ساختار موجود را دنبال میکرد و رویکردی که به دنبال طراحی و پیگیری الگویی متفاوت بود.
دیلم با اشاره به انتظارات شکلگرفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب، بسیاری تصور میکردند با تغییر نظام سیاسی و روی کار آمدن نیروهای مؤمن و انقلابی، مشکلات نظام تعلیم و تربیت نیز برطرف خواهد شد. این تصور وجود داشت که با کنار گذاشتن برخی نیروهای نامتناسب با ارزشهای اسلامی و بهکارگیری معلمان متعهد و مؤمن، شرایط آموزش و تربیت در کشور بهطور اساسی تغییر میکند.اما با گذشت زمان، بهتدریج مشخص شد که این برداشت بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی نیازها و انتظارات جامعه باشد. هرچه زمان بیشتری گذشت، این مسئله آشکارتر شد که صرف تغییر نیروی انسانی، بدون تحول اساسی در ساختار، محتوا و روشهای تعلیم و تربیت، نمیتواند به نتیجه مطلوب منجر شود.
تحول مورد انتظار پس از انقلاب محقق نشد
دیلم با اشاره به انتظارات شکلگرفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب، بسیاری تصور میکردند با تغییر نظام سیاسی و روی کار آمدن نیروهای مؤمن و انقلابی، مشکلات نظام تعلیم و تربیت نیز برطرف خواهد شد. این تصور وجود داشت که با کنار گذاشتن برخی نیروهای نامتناسب با ارزشهای اسلامی و بهکارگیری معلمان متعهد و مؤمن، شرایط آموزش و تربیت در کشور بهطور اساسی تغییر میکند.
وی ادامه داد: اما با گذشت زمان، بهتدریج مشخص شد که این برداشت بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی نیازها و انتظارات جامعه باشد. هرچه زمان بیشتری گذشت، این مسئله آشکارتر شد که صرف تغییر نیروی انسانی، بدون تحول اساسی در ساختار، محتوا و روشهای تعلیم و تربیت، نمیتواند به نتیجه مطلوب منجر شود.
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور تصریح کرد: جامعه، بهویژه خانوادههای مؤمن و متدین، انتظاراتی از نظام آموزشی داشتند که به باور آنان، بهطور کامل محقق نشده بود. در چنین شرایطی، مدرسه به یکی از دغدغههای جدی خانوادهها تبدیل شد؛ خانوادههایی که بهجای آنکه صرفاً مدرسه را محیطی برای آموزش و تربیت صحیح فرزندان خود بدانند، نگران بودند که فرزندانشان در مدرسه چه میآموزند، چه مطالبی میشنوند و چه تأثیراتی از محیط آموزشی میپذیرند.
نقد کارشناسان به محتوای آموزشی و خروجی مدارس
وی با اشاره به اینکه انتقادها به نظام آموزشی تنها به دغدغههای فرهنگی و دینی محدود نمیشد، گفت: در کنار نگرانیهای خانوادهها، افراد و کارشناسان متعددی نیز از منظر علمی و آموزشی به ساختار مدارس نقد داشتند. یکی از پرسشهای اساسی این بود که دانشآموزان حدود ۱۲ سال از عمر خود را در مدرسه میگذرانند، اما خروجی این فرایند آموزشی چیست و نظام تعلیم و تربیت تا چه اندازه توانسته است به اهداف مورد انتظار دست پیدا کند؟
دیلم افزود: روشهای آموزشی نامناسب، محتوای آموزشی ناکارآمد و پایین بودن بهره وری از جمله نقدهایی بود که از سوی کارشناسان مطرح میشد و همچنان نیز درباره آنها بحث وجود دارد. این انتقادها نشان میداد که مسئله نظام آموزشی، صرفاً به حضور یا عدم حضور نیروهای متعهد محدود نیست، بلکه باید ساختار و فرایند آموزش و تربیت نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از یک سو تحول مورد انتظار در نظام تعلیم و تربیت بهطور کامل محقق نشد؛ هرچند افراد خوب و متعهد بسیاری وارد این نظام شدند. از سوی دیگر، اشکالات و انتقادهای موجود نیز بهتدریج بیشتر مورد توجه قرار گرفت و جامعه نمیتوانست برای همیشه در انتظار تحقق تحولی اساسی باقی بماند.
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور تأکید کرد: مجموعه این دغدغهها و نقدها، از نگرانی خانوادهها درباره تربیت فرزندان گرفته تا پرسشهای کارشناسی درباره کیفیت آموزش و نتایج آن، زمینه توجه به الگوهای متفاوت تعلیم و تربیت را فراهم کرد؛ الگوهایی که بتوانند به نیازهای فرهنگی، دینی و تربیتی جامعه پاسخ مناسبتری بدهند.
خانوادهها نمیتوانستند سالها در انتظار تحول نظام آموزشی بمانند
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور، با تأکید بر ضرورت پاسخگویی به نیازهای فوری خانوادهها در حوزه تعلیم و تربیت اظهار کرد: وقتی خانوادهای فرزند هفتساله دارد، همین امروز به محیطی سالم برای آموزش و تربیت او نیازمند است و نمیتواند ۱۵ یا ۲۰ سال منتظر بماند تا سندی تدوین شود، قانونی به تصویب برسد یا سازمانی تشکیل شود و پس از آن، تحولی در نظام آموزشی اتفاق بیفتد.
وی افزود: اینها موضوعاتی مربوط به فرایندهای اداری و دولتی است، اما مردم نمیتوانند نیازهای فوری خود را به امید تحقق چنین برنامههایی به تعویق بیندازند. به همین دلیل، افرادی به فکر افتادند تا در کنار پیگیری اصلاحات کلان، برای پاسخگویی به نیازهای موجود جامعه نیز اقدام کنند.
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور کشور ادامه داد: همانطور که پیشتر اشاره کردم، این جریان از گذشته وجود داشته و پس از انقلاب اسلامی نیز هیچگاه بهطور کامل متوقف نشده است؛ هرچند در دورههای مختلف، شکل و میزان فعالیت آن تغییر کرده است.
نظر شما