خبرگزاری شبستان-مازندران؛ در حالی که جهان امروز با انواع جنگهای ترکیبی و تهاجمات فرهنگی در پی فروپاشی ارزشهای سنتی و دینی است، کلام رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت الله سیدعلی خامنه ای(قدس سره) در سال ۱۳۹۱، همچنان همچون چراغ راهی برای فعالان فرهنگی میدرخشد. قائد امت با تأکید بر مجهز شدن به سلاح معرفت و استدلال و پذیرا بودن با روی خوش برای نسل جوان، راهکار مقابله با بحرانهای فکری را در دل کانونهای فرهنگی هنری مساجد جستوجو کردند.
با گذشت سالها از آن بیانات، امروز در استان مازندران و در مسیر تحقق طرح ملی مسجدمحوری دولت چهاردهم، باید پرسید: کانونهای مساجد در دیارعلویان تا چه حد با این استانداردها همسو شدهاند؟ و چگونه میتوان این نهادهای محلی را از فعالیتهای سنتی و محدود، به مراکز پویا و تأثیرگذار در مدیریت بحرانهای اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرد؟
در این راستا، با محمد محمدی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران، گفتگویی ویژه داریم تا از منظر سیاستهای کلان فرهنگی، به تحلیل این ظرفیتها و چالشها بپردازیم…
رهبر شهید انقلاب در آن سخنرانی، کانونهای مساجد را نه یک نهاد صرفاً تشریفاتی، بلکه بستری برای مطالعه، تفکر و مجهز شدن به سلاح استدلال دانستند. از نظر شما، این کانونها با تکیه بر چه ظرفیتهای نهفتهای میتوانند بار سنگین تربیت نسل جدید و مقابله با بحرانهای فکری را از دوش جامعه و نظام بردارند؟ در واقع، این کانونها چه جایگاهی در ساختار امنیت فرهنگی استان مازندران دارند؟
بله، بسیار نکته ظریفی را مطرح کردید. بیانات رهبر شهید انقلاب در واقع یک نقشه راه برای بازتعریف هویت مساجد بود. کانونهای فرهنگی هنری مساجد، ظرفیتی فراتر از یک گروه ساده دارند؛ آنها در واقع لایه اول دفاع فرهنگی ما هستند.
ظرفیت اصلی این نهادها، اعتماد و نزدیکی به بستر زندگی مردم است. برخلاف مراکز فرهنگی دوردست، کانون مسجد در قلب محله و در کنار خانوادههاست. اگر این کانونها بتوانند همانطور که ایشان فرمودند، خود را به سلاح استدلال مجهز کنند، میتوانند خلأهای آموزشی و فرهنگی که در فضای مجازی ایجاد شده را پر کنند. این کانونها با تربیت نسلی که خودشناسی دارد، در واقع باری عظیم از بارهای دفاعی نظام را در برابر تهاجم فرهنگی برمیدارند.
یکی از چالشهای همیشگی، فاصله میان ایده و اجرا بوده است. با توجه به راهبرد دولت مبنی بر مسجدمحوری، کانونهای فرهنگی هنری مساجد باید از حالت فعالیتهای جانبی به فعالیتهای محوری تغییر وضعیت دهند. از نظر شما، برای اینکه این کانونها در استان مازندران، فراتر از برگزاری مراسمهای سنتی، بتوانند در امور مختلف (از آموزش هنر گرفته تا مباحث اجتماعی) مؤثر واقع شوند، چه سازکارها و الزاماتی (اعتباری، انسانی یا مدیریتی) باید در دستور کار قرار گیرد؟
در مورد اجرای طرح مسجدمحوری، ما نباید به دنبال ایجاد ساختارهای جدید و موازی باشیم؛ بلکه باید ساختارهای موجود را فعال کنیم. سازکار اصلی، گذار از رویکرد مراسممحوری به رویکرد نیازمحوری است.
بسیاری از کانونها در گذشته فقط برای مناسبتها فعال بودند، اما طبق دستور مقام معظم رهبر، کانون باید مطالعه کند. یعنی قبل از هر فعالیتی، باید دانست جوان آن محله به چه چیزی نیاز دارد؟ آیا نیاز به آموزش دیجیتال دارد؟ یا نیاز به گفتگو درباره چالشهای اخلاقی دارد؟
الزام اصلی، ایجاد یک پیوند میان دانش تخصصی (که از سوی فرهنگ و ارشاد ارائه میشود) و بستر مردمی (که در مساجد است) میباشد. ما باید کانونها را از حالت آموزشدهنده صرف به حالت فضاساز و همصحبت تغییر دهیم.
رهبر شهید انقلاب در آن سخنان، بر همکاری کانونها با بسیج نیز تأکید داشتند. در دوران گذار از جنگهای کلاسیک به جنگهای ترکیبی و نرم، کانونهای مساجد میتوانند چگونه با تکیه بر پیوند با بسیج، در حوزههایی مثل انسجام اجتماعی و امدادرسانی فرهنگی عمل کنند؟ به طور مشخص، در زمان بروز بحرانها، این کانونها چگونه میتوانند به عنوان بازوی اجرایی و روانی جامعه در کنار نهادهای بسیج ظاهر شوند؟
در مورد همکاری با بسیج، باید گفت که این دو نهاد، دو بال «تربیت و خدمت» هستند. کانونهای فرهنگی مساجد با تکیه بر روحیه بسیجی، میتوانند در زمان بحرانها، فراتر از فعالیتهای مذهبی، به مرکز مدیریت بحرانهای اجتماعی تبدیل شوند.
در جنگهای نرم، انسجام اجتماعی مهمترین ابزار دفاعی است. کانونهایی که با روحیهی سماحت و مدارا (همانطور که رهبر شهید انقلاب فرمودند) با جوانان برخورد میکنند، میتوانند از ایجاد شکافهای طبقاتی یا فرهنگی در جامعه جلوگیری کنند. در زمان بحرانهای فیزیکی یا اجتماعی نیز، این کانونها با ظرفیت بسیج، میتوانند شبکهای از امدادرسانی فرهنگی و روانی را در سطح محلات ایجاد کنند که باعث حفظ ثبات و امنیت در جامعه میشود.
نظر شما