خبرگزاری شبستان- مازندران؛ مسجد در تاریخ اسلام همواره فراتر از یک مکان عبادی، کانون حل مسائل عینی جامعه و محلی برای رشد و پویایی بوده است. کانون فرهنگی هنری فاطمهها در روستای دهکهان شهرستان کهنوج، نمونهای بارز از بازگشت به این الگوی اصیل است. فرزاد میرشکاری، مدیر این کانون که با ابتکارات خود از یک کتابخانه کوچک، جریانی ملی در کارآفرینی و تربیت نسل نوجوان ایجاد کرده، در رویداد ملی حل مسئله در اردوگاه شهدای خرماکلای سوادکوه، تجربیات خود را به اشتراک گذاشته است. در ادامه، گفتگوی تحلیلی خبرگزاری شبستان با این فعال مسجدی را میخوانید:
بازتعریف مسجد؛ از اقامه نماز تا قرارگاه گرهگشایی
جناب آقای میرشکاری، با نگاهی به پیشینه فعالیتهای کانون فاطمهها، بفرمایید نگاه شما به بازتعریف نقش مسجد در حل مسائل عینی مردم چگونه شکل گرفت و این کانون چگونه به قرارگاه گرهگشایی تبدیل شد؟
مسیر ما از یک حرکت خودجوش مردمی آغاز شد؛ همان کتابخانهای که روزگاری با حضور سه دختربچه دهساله به نام «فاطمه» در رسانهها به «کوچکترین کتابخانه ایران» شهرت یافت. ما دریافتیم که برای ماندگاری و تأثیرگذاری، باید ساختاری نظاممند داشته باشیم. ستاد عالی کانونهای فرهنگی هنری مساجد، بستر امنی شد تا ما ضمن حفظ ماهیت مردمیمان، از حمایتهای آموزشی و تجهیزاتی بهرهمند شویم. نگاه ما این است: مسجد نباید در حاشیه تحولات روستا باشد، بلکه باید در متن حیات اجتماعی و اقتصادی مردم قرار گیرد. ما با درک نیازهای روز، فعالیتهای کانون را از فضای کتابخوانی صرف به سمت توانمندسازی زنان، مهارتآموزی و آموزشهای مردمی سوق دادیم تا مسجد به نقطه اتکای مردم برای حل چالشهای روزمرهشان تبدیل شود.
تابآوری اقتصادی؛ بهرهگیری از ظرفیتهای بومی
استان کرمان با چالشهایی نظیر تنش آبی روبهروست. کانون شما در طراحی مدلهای اشتغال، چگونه به سمت مشاغل کمآببر و فرآوری محصولات حرکت کرد تا به تابآوری اقتصادی کمک کند؟
ما به جای تقابل با طبیعت، به سراغ ظرفیتهای نهفته در آن رفتیم. تمرکز اصلی ما بر «فرآوری» محصولات بومی از قبیل خرما، مرکبات و تولیدات صنایع دستی حصیری بوده است. با راهاندازی غرفههای فروش در پلتفرمهای آنلاین مانند «باسلام»، این محصولات خانگی به جای بازارهای واسطهای، مستقیم به دست مصرفکننده نهایی در سراسر کشور میرسد. این مدل، هم ارزش افزوده ایجاد میکند و هم بدون نیاز به مصرف آب اضافه، معیشت خانوادههای روستایی را از طریق تبدیل محصولات خام به محصولات فرآوری شده (مانند شیره خرما، ترشی عنبه و...) پایدار میکند.
تلفیق روحیه جهادی با مدیریت مدرن
کرمان مهد الگوهای جهادی است؛ چگونه روحیه خدمت بیمنت را با مدیریت پروژه مدرن ترکیب کردید تا کارآفرینیها مقطعی نماند؟
باور ما بر این است که شور جهادی بدون علم مدیریت، به خستگی و توقف منجر میشود. ما در کانون فاطمهها، مدیریت پروژه را به خدمت گرفتیم تا مسیر رشد روشن باشد. کانون ما امروز تنها یک مکان فرهنگی نیست، بلکه یک زیستبوم توانمندسازی است. ما با برگزاری دورههای مهارتآموزی هدفمند، اعضای کانون را به کسبوکار مجهز کردیم. پایداری این مدل در آن است که ما مسئله را دقیق میشناسیم و برای حل آن، فرایند تعریف میکنیم؛ نه اینکه صرفاً به دنبال خروجیهای مقطعی باشیم.
عبور از خیریهنگری به سمت عزتآفرینی
ابتکار کانون شما برای تغییر ریل از کمکرسانی انفعالی به توانمندسازی و عزتآفرینی چیست؟
توزیع بسته معیشتی شاید مسکن باشد، اما درمان نیست. در زمان کرونا، وقتی دیدیم نظام آموزشی رسمی دچار افت شده است، مدارس را به خانهها، مساجد و باغها بردیم. ما معلمان آزاد را دعوت کردیم تا سوادآموزی را به کف روستا بیاورند. در بحث اشتغال نیز همینگونه است؛ ما تسهیلگر هستیم، نه خیر صرف. ما ابزار، آموزش و بازار را در اختیار جوانان قرار میدهیم تا آنها صاحب درآمد و عزتنفس شوند. توانمندسازی یعنی اینکه فرد پس از مدتی، خودش صاحب جریان حرکت شود و به خودکفایی برسد.
پروژه «بُنتال»؛ رویاپردازی برای نوجوان کنشگر
رویداد ملی حل مسئله در شمال کشور چه دستاوردی برای شبکه مساجد دارد و تجربه «بُنتال» چیست؟
«بُنتال» در زبان محلی ما یعنی «بافتن رج اول سبد حصیری». این استعارهای برای کار ماست؛ ما در این پروژه به نوجوانان ناامید (۱۳ تا ۱۸ ساله) کمک میکنیم تا «رج اول» رویای خود را ببافند. ما «بُنتالگر» تربیت میکنیم؛ معلمها و اولیایی که به نوجوان یاد میدهند چطور رویای اصیل خود را کشف کند و اولین قدم را بردارد. حضور در رویداد ملی حل مسئله در اردوگاه شهدای خرماکلا، فرصتی برای همافزایی بود. ما از تجربیات نخبگان روستایی سایر استانها انرژی گرفتیم و الگوی خود را برای شبکه مساجد کشور روایت کردیم. بزرگترین دستاورد این سفر، درک این نکته بود که «امید» در روستاها خاموششدنی نیست، مشروط بر اینکه ما با صبر و تدبیر، چراغ توانمندسازی را روشن نگه داریم. کانونهای کرمان به این رویداد آمدند تا بگویند: مسجد امروز، باید کارخانه امید و کنشگری باشد.
نظر شما