نماز با بازسازی شاکله انسان، زمینه‌ساز انسجام اجتماعی می‌شود

عضو خبرگان رهبری گفت: نماز در گام نخست شاکله انسان را تحت تاثیر قرار می دهد؛ شاکله، کیفیت رفتار را شکل می دهد؛ رفتارهای برخاسته از شاکله های سالم، صدق و اعتماد را در روابط انسانی افزایش می دهند؛ صدق و اعتماد، زمینه انسجام اجتماعی را فراهم می کنند؛ و انسجام، هنگامی که پایدار و مولد شود، به سرمایه اجتماعی تبدیل می شود. بنابراین میان نماز و سرمایه اجتماعی یک پرش مستقیم وجود ندارد؛ یک مسیر درونی و تدریجی وجود دارد که از وجود انسان آغاز می شود و به جامعه می رسد.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان؛ سی و سومین اجلاس سراسری نماز با موضوع «اقامه نماز در اندیشه و عمل امام شهید حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رضوان الله علیه»  نهم مهرماه در مشهد مقدس برگزار می‌شود.  در همین راستا قصد داریم به تبیین فرمایشات معظم له در ارتباط با نماز و پیام هایی که برای اجلاس سالیانه نماز صادر می فرمودند بپردازیم. از منظر ایشان، جامعه ای که اقامه نماز در آن به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، از سرمایه اجتماعی، آرامش روانی، انسجام فرهنگی و ظرفیت بالاتری برای تحقق آرمان های اسلامی برخوردار خواهد بود. خبرگزاری شبستان در همین رابطه و نحوه تاثیر نماز بر ایجاد انسجام و سرمایه اجتماعی با عضو خبرگان رهبری گفت و گویی داشته است که در ادامه می خوانید؛  

حجت الاسلام «احمد مبلغی» عضو خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان در این رابطه اظهار داشت: اگر بخواهیم سخن امام شهید را تحلیل و تفسیرنموده و توضیح دهیم که نماز چگونه می تواند به انسجام اجتماعی و سپس به تولید سرمایه اجتماعی بینجامد، باید یک گام از خود نماز به عقب برویم و پرسش را در سطحی عمیق تر مطرح کنیم: نماز در درون انسان چه می سازد که اثر آن بتواند از مرز فرد عبور کند و در ساخت اجتماعی امتداد یابد؟

وی تصریح کرد: پاسخ را می توان در یک زنجیره وجودی جستجو کرد. نماز در گام نخست شاکله انسان را تحت تاثیر قرار می دهد؛ شاکله، کیفیت رفتار را شکل می دهد؛ رفتارهای برخاسته از شاکله های سالم، صدق و اعتماد را در روابط انسانی افزایش می دهند؛ صدق و اعتماد، زمینه انسجام اجتماعی را فراهم می کنند؛ و انسجام، هنگامی که پایدار و مولد شود، به سرمایه اجتماعی تبدیل می شود. بنابراین میان نماز و سرمایه اجتماعی یک پرش مستقیم وجود ندارد؛ یک مسیر درونی و تدریجی وجود دارد که از وجود انسان آغاز می شود و به جامعه می رسد.

نماز با بازسازی شاکله انسان، زمینه‌ساز انسجام اجتماعی می‌شود

نماز وقتی اثر اجتماعی پیدا می کند که ابتدا اثر وجودی پیدا کرده باشد

نماینده مردم لرستان در مجلس خبرگان گفت: اما این تحلیل یک پیش شرط اساسی دارد: هر نمازی لزوما چنین اثری ایجاد نمی کند. نماز هنگامی می تواند چنین کارکردی داشته باشد که از حد یک صورت عبادی فراتر رود و به آن سطحی برسد که شریعت از آن انتظار دارد؛ یعنی بتواند در وجود انسان تحول ایجاد کند.

وی با بیان این که نماز مطلوب فقط مجموعه ای از حرکات و اذکار نیست، خاطرنشان کرد: اگر نماز هیچ تغییری در نحوه دیدن، خواستن، تصمیم گرفتن، احساس کردن و رفتار کردن انسان ایجاد نکند، اثر اجتماعی آن نیز ناگزیر محدود خواهد بود. بنابراین معیار اصلی نماز را نباید فقط در انجام صورت آن جستجو کرد؛ باید دید این عبادت تا چه اندازه توانسته است انسان را از نظر وجودی بازسازی کند. به تعبیر دیگر، نماز وقتی اثر اجتماعی پیدا می کند که ابتدا اثر وجودی پیدا کرده باشد.

«شاکله» نرم افزار درونی انسان است و نماز «شاکله سازی» می کند  

حجت الاسلام مبلغی تصریح کرد: در اینجا مفهوم قرآنی شاکله اهمیت پیدا می کند. انسان مستقیما از باورهای پراکنده و احساسات لحظه ای خود به رفتار اجتماعی نمی رسد. میان این دو، یک ساخت درونی وجود دارد که آنها را به یکدیگر متصل می کند؛ همان چیزی که قرآن از آن با تعبیر «شاکله» سخن می گوید.

وی در تعریف مفهوم شاکله گفت: شاکله را می توان نرم افزار درونی انسان دانست؛ نظامی که در آن ادراک، احساس، اراده، تصمیم و جهت گیری به یکدیگر متصل می شوند. انسان آن گونه رفتار می کند که در عمق وجودش ساخته شده است. از این رو اصلاح رفتار، اگر بخواهد پایدار باشد، نیازمند اصلاح سرچشمه رفتار است. اینجاست که می توان میان دو سطح تمایز گذاشت: «اصلاح فعل» و «اصلاح فاعل». اصلاح فعل می گوید انسان چه کاری انجام دهد؛ اصلاح فاعل می پرسد چه انسانی باید در او ساخته شود تا رفتار درست از او به صورت طبیعی تر و پایدارتر صادر شود. نماز، در صورت تحقق حقیقی خود، در سطح دوم عمل می کند؛ یعنی با خود انسان کار می کند.

عضو خبرگان رهبری در ادامه به نحوه شکل گیری شاکله اشاره و تصریح کرد: اما شاکله چگونه ساخته می شود؟ در اینجا مفهوم «فؤاد» می تواند یکی از حلقه های توضیح دهنده این فرایند باشد. انسان دائما در معرض داده های بیرونی است. می بیند، می شنود، تجربه می کند، با دیگران مواجه می شود و جهان را از مسیر حواس خود دریافت می کند. اما دریافت، هنوز شخصیت و رفتار نیست. این داده ها باید در درون انسان جمع شوند، تحلیل شوند، با یکدیگر نسبت پیدا کنند، معنا بگیرند و سرانجام به تصمیم و جهت تبدیل شوند.

وی خاطرنشان کرد: فؤاد را می توان در این منظومه، جایگاه این تجمیع و تحلیل و تنسیق دانست؛ جایی که ادراک با احساس، و احساس با اراده، و اراده با تصمیم پیوند می خورد. عزم، توکل، حسن ظن به خدا و بسیاری از حالات و جهت گیریهای انسانی، در چنین میدان درونی صورت می بندند. بنابراین فؤاد در این تحلیل، حلقه اتصال «آنچه انسان دریافت می کند» با «آنچه انسان می شود» است. اگر این مرکز درونی سامان یابد، شاکله نیز سامان می یابد؛ و هنگامی که شاکله سامان یافت، «رفتار» دیگر مجموعه ای از واکنشهای پراکنده نخواهد بود بلکه از یک مرکز منسجم صادر می شود.

ساختار نماز را می توان یک الگوریتم تربیتی دانست

حجت الاسلام مبلغی گفت: نماز از همین جا اهمیت پیدا می کند. نماز فقط یک بار انسان را متوجه خدا نمی کند؛ در طول شبانه روز بارها او را از پراکندگی به مرکز بازمی گرداند. در جهانی که انسان دائما در معرض انباشت اطلاعات، خواسته ها، فشارها و جاذبه های متعارض است، نماز یک نظام تکرارشونده بازتنظیم وجودی ایجاد می کند.

نماز با بازسازی شاکله انسان، زمینه‌ساز انسجام اجتماعی می‌شود

وی یادآور شد: نماز با «الله اکبر» آغاز می شود؛ یعنی پیش ازهر چیز نسبت انسان با مرکز هستی را بازتعریف می کند. سپس انسان در حمد و ذکر و توحید، نگاه خود را سامان می دهد، در رکوع و سجود نسبت خود را با خودبنیادی تعدیل می کند و در پایان با «سلام» از فضای عبادت به فضای رابطه بازمی گردد. از این منظر، ساختار نماز را می توان یک الگوریتم تربیتی دانست: توحید، توجه، خضوع، ذکر، شهادت، بازگشت و سلام. این اجزا اگر از صورت به معنا عبور کنند، به تدریج در ساختمان وجود انسان رسوب می کنند و شاکله او را شکل می دهند.  بنابراین نماز را می توان «فناوری معنوی بازسازی شاکله» نامید؛ نه به معنای تکنیکی و ماشینی کلمه، بلکه به این معنا که عبادت، دارای سازوکار و ترتیب درونی برای ایجاد تغییر در انسان است.

نماینده مردم لرستان در مجلس خبرگان تصریح کرد: اما این تحول درونی چرا باید به انسجام اجتماعی منجر شود؟ زیرا شاکله مستقیما به رفتار راه می یابد. هنگامی که درون انسان میان باور، احساس، اراده وعمل هماهنگ تر شود، شکاف میان ظاهر و باطن کاهش می یابد. اینجا مفهوم «صدق» وارد میدان می شود. صدق را نباید فقط به راستگویی فروکاست. صدق در سطح عمیق تر، نوعی یکپارچگی وجودی است؛ اینکه گفتار، رفتار، نیت، جهت گیری و عمل انسان در تعارض بنیادین با یکدیگر نباشند. انسان صادق، انسانی است که می توان رفتار او را تا حد بیشتری فهم کرد و به آن اعتماد کرد، زیرا میان آنچه می گوید و آنچه می خواهد و آنچه انجام می دهد، گسست کمتری وجود دارد.

وی گفت: پس می توان یک حلقه مهم دیگر به مدل افزود، شاکله سالم به صدق بیشتر می انجامد و صدق متراکم به  قابلیت اعتماد بیشتر منتهی می شود و از اینجا، مسئله دیگر کاملا اجتماعی می شود.

«صدق» یکی از حلقه های میانی میان «تحول فرد» و «انسجام جامعه»

حجت الاسلام مبلغی ادامه داد: جامعه اساسا با اعتماد کار می کند. انسانها زمانی می توانند در کنار یکدیگر یک نظم پایدار ایجاد کنند که بتوانند تا حدی به گفتار، رفتار و جهت گیری یکدیگر اعتماد کنند. هرچه شکاف میان ظاهر و باطن افراد بیشتر باشد، هزینه تعامل اجتماعی نیز بیشتر می شود؛ اما هرچه صدق و قابلیت اعتماد افزایش یابد، همکاری آسان تر، روابط پایدارتر و امکان کنش جمعی بیشتر می شود. از این رو صدق را می توان یکی از حلقه های میانی میان «تحول فرد» و «انسجام جامعه» دانست.

وی تصریح کرد: اینجاست که «وکونوا مع الصادقین» یک افق اجتماعی پیدا می کند. سخن فقط درباره راست گفتن افراد منفرد نیست؛ سخن از شکل گیری یک میدان اجتماعی است که در آن صدق به ویژگی رابطه تبدیل می شود. «مع الصادقین» یعنی قرار گرفتن در کنار انسانهایی که صدق در وجود و رفتارشان جریان دارد؛ و این «مع» خود بسیار مهم است. جامعه با «مع» ساخته می شود؛ با بودن در کنار دیگری، با اعتماد، با همکاری، با هم جهتی. وقتی صدق از یک صفت فردی به یک کیفیت جمعی تبدیل شود، جامعه از درون منسجم می شود.

سرمایه اجتماعی از پیامدهای اجتماعی تحول در کیفیت انسان است

عضو خبرگان رهبری گفت: از اینجا می توان تفاوت انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی را نیز روشن کرد. انسجام، صرفا کنار هم بودن نیست؛ نوعی پیوند و هم جهتی میان اعضای جامعه است. اما هنگامی که این پیوند بر اعتماد، صدق، همکاری و شبکه های پایدار رابطه استوار شود و بتواند امکان کنش جمعی ایجاد کند، به سرمایه اجتماعی نزدیک می شود. بنابراین سرمایه اجتماعی را می توان یکی از پیامدهای اجتماعی تحول در کیفیت انسان دانست. جامعه ای که انسانهای آن از درون، صادق تر، مسئول تر و قابل اعتمادتر شده اند، ظرفیت بیشتری برای تولید سرمایه اجتماعی خواهد داشت. در اینجا زنجیره نظری ما روشن تر می شود: نماز، به تحول وجودی، به بازسازی شاکله، به صدق، به اعتماد، به انسجام اجتماعی، و به سرمایه اجتماعی می انجامد. این زنجیره البته یک خط خشک و یک سویه نیست؛ بلکه یک نظام برهم کنشی است.

کد خبر 1906442

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha