به گزارش خبرگزاری شبستان از یاسوج، جنگها همیشه با شلیک گلوله آغاز نمیشوند و پایان آنها نیز الزاماً با خاموش شدن صدای سلاح رقم نمیخورد، بلکه گاهی میدان اصلی منازعه از مرزها و پایگاههای نظامی به سیاست، اقتصاد، فرهنگ، رسانه و ذهن جامعه منتقل میشود که در چنین روایتی، شناخت چرایی وقوع جنگها و شیوه تغییر ابزارهای قدرت، نیازمند بازخوانی تجربه کشورهایی است که در دهههای گذشته درگیر مداخلات و تحولات گسترده سیاسی و نظامی شدهاند.
سعید هاشمی، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری شبستان، تلاش میکند این تحولات را در یک زنجیره تاریخی از افغانستان و عراق و شعار مبارزه با تروریسم و استقرار نیروهای نظامی گرفته تا لیبی و تغییر حاکمیت، اوکراین و تحولات سیاسی آن و سپس ورود به مرحلهای که به تعبیر وی، ابزارهای فشار از جنگ سخت به جنگ نرم و انقلابهای مخملی تغییر کرده، به هم پیوند دهد.
هاشمی در این گفتوگو، انقلابهای مخملی را در سه حوزه سیاسی و انتخاباتی، فرهنگی و اقتصادی بررسی میکند و با اشاره به نمونههایی در یوگوسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان، لبنان و سودان، این پرسش را پیش میکشد که آیا برخی از همین الگوها (از حوادث سیاسی سال ۱۳۸۸ و مسائل اقتصادی سال ۱۳۹۸ تا تحولات فرهنگی و اجتماعی سال ۱۴۰۱) را میتوان در تحولات داخلی ایران نیز مورد بررسی قرار داد.
بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع هستهای و برجام، سیاست «مرگ بر آمریکا» و این پرسش اختصاص دارد که تحولات چند دهه اخیر ایران و منطقه را باید صرفاً در چارچوب اختلافات سیاسی بین کشورها دید یا در امتداد یک منازعه گستردهتر و تغییر مستمر ابزارهای فشار بررسی کرد.
هاشمی همچنین از تجربه جنگهای سخت در منطقه عبور کرده و به این پرسش میپردازد که چرا پس از آزمودن روشهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، در برخی مقاطع بار دیگر پای جنگ و سلاح به میان آمده است.
در بخش پایانی نیز موضوع جریانهای نیابتی و جبهه مقاومت مطرح میشود و اینکه اساساً مفهوم «نیابتی» در ادبیات سیاسی از کجا آمده، چه گروهها و جریانهایی در منطقه با این عنوان شکل گرفتهاند و چگونه میتوان تحولات پس از انقلاب اسلامی را در کنار روندهای منطقهای و بینالمللی تحلیل کرد.
مجموعه این مباحث، گفتوگویی درباره تغییر ابزارهای قدرت و جنگ، از میدان نظامی و اشغال و تحریم گرفته تا روایتسازی، فشار اقتصادی، تحولات اجتماعی و استفاده از بازیگران منطقهای بوده که در ادامه، گفتوگوی خبرنگار خبرگزاری شبستان با سعید هاشمی، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه، درباره این موضوعات را میخوانید:
عضو هیئت علمی دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در این گفتوگو به به اهمیت «جهاد تبیین» و نقش روایتها در شکلدهی به افکار عمومی اشاره کرد و گفت: امروز قدرت تنها در میدان نظامی و برخورداری از تجهیزات و تسلیحات خلاصه نمیشود، بلکه یکی از عرصههای مهم قدرت، توانایی روایت کردن حوادث و اثرگذاری بر برداشت مردم از واقعیتها است.
سعید هاشمی افزود: ممکن است یک کشور از نظر نظامی اقدامات و دستاوردهای مهمی داشته باشد، اما اگر نتواند روایت خود را بهدرستی برای جامعه و افکار عمومی ارائه کند، طرف مقابل میتواند با استفاده از رسانه و ابزارهای تبلیغاتی، همان اتفاقات را به شکل دیگری بازنمایی کند، به همین دلیل روایت کردن واقعیتها و تبیین مستند حوادث، بخشی از میدان مواجهه امروز است.
هاشمی با بیان اینکه نسل جوان امروز با پرسشهای جدی درباره شرایط کشور و ریشههای مناقشه ایران و آمریکا مواجه است، ادامه داد: جوان میپرسد چه اتفاقی افتاد که به وضعیت امروز رسیدیم؟ چه کسی آغازگر جنگ بود؟ آیا سیاستهای جمهوری اسلامی، از جمله سیاست هستهای، منطقهای و رویکرد ایران در قبال آمریکا، در شکلگیری شرایط کنونی نقش داشته است؟ آیا میتوان با آمریکا مذاکره کرد و با دادن امتیاز، از ادامه این وضعیت جلوگیری کرد؟
این استاد دانشگاه بیان کرد: این پرسشها را نباید نادیده گرفت یا صرفاً با پاسخهای کلی از کنار آنها عبور کرد، زیرا وقتی یک سؤال در جامعه شکل میگیرد، باید با استدلال، سند و مراجعه به تاریخ به آن پاسخ داد و جوان امروز باید بتواند منابع مختلف را ببیند و خود بین روایتهای متفاوت مقایسه انجام دهد.
برای فهم امروز باید به تاریخ برگشت
وی به سابقه روابط ایران و آمریکا پیش از انقلاب اسلامی اشاره کرد و ادامه داد: برای بررسی مناسبات دو کشور نمیتوان تاریخ را از سالهای پس از انقلاب آغاز کرد، کودتای ۲۸ مرداد و سرنوشت دولت محمد مصدق یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر بوده که باید درباره آن مطالعه شود؛ زیرا در آن مقطع هنوز جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود و ادبیات و سیاستهای پس از انقلاب نیز وجود نداشت، اما موضوع استقلال و ملی شدن صنعت نفت، ایران را در برابر قدرتهای خارجی قرار داد.
هاشمی افزود: بنابراین برای فهم مسائل امروز باید مجموعه حوادث را در کنار یکدیگر دید و پرسید آیا صرفاً شعارهای سیاسی یا تأکید بر استقلال، عامل شکلگیری همه این منازعات بوده یا اینکه مجموعهای از تحولات تاریخی، منطقهای و بینالمللی در رسیدن به شرایط کنونی نقش داشتهاند.
وی در ادامه به جنگ هشتساله ایران و عراق اشاره کرد و گفت: پس از آغاز جنگ در سال ۱۹۸۰ میلادی، کشورهای مختلف غربی از رژیم صدام حمایت کردند و انواع پشتیبانیهای تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی در اختیار عراق قرار گرفت، اما نتیجهای که حامیان صدام انتظار داشتند محقق نشد.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: بعد از آن نیز باید روند حضور نظامی آمریکا در منطقه از افغانستان و عراق تا لیبی و سایر تحولات منطقه را بررسی کرد که این حوادث را نمیتوان جدا از یکدیگر مطالعه کرد، بلکه باید دید چه راهبردهایی در طول چند دهه دنبال شده و هرکدام چه پیامدهایی داشتهاند.
افغانستان و عراق؛ دو تجربه برای مطالعه
هاشمی با اشاره به حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و جنگ افغانستان، گفت: کمتر از یک ماه پس از این حادثه، آمریکا عملیات نظامی گستردهای را در افغانستان آغاز کرد و شعارهایی همچون مبارزه با تروریسم و «آزادی پایدار» در ادبیات رسمی آمریکا مطرح شد.
وی ادامه داد: حضور آمریکا در افغانستان حدود دو دهه ادامه داشت و این تجربه پرسشهای بسیاری از جمله اینکه پس از بیست سال حضور نظامی آمریکا، وضعیت امنیت، تروریسم، مواد مخدر و ساختار سیاسی افغانستان به چه نقطهای رسید را به وجود آورد و اینها موضوعاتی است که باید درباره آنها مطالعه و ارزیابی کرد.
این استاد دانشگاه سپس به حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ اشاره کرد و گفت: در مورد عراق نیز دو ادعای مهم، یعنی ارتباط با تروریسم و برخورداری از سلاحهای کشتار جمعی، مطرح شد، اما بعدها درباره وجود چنین سلاحهایی بحثهای گستردهای شکل گرفت و همین موضوع یکی از مسائل مهم در ارزیابی دلایل حمله به عراق شد.
وی افزود: پس از سقوط صدام، ساختار سیاسی جدیدی در عراق شکل گرفت و در کنار آن، مشکلات و درگیریهای مختلفی نیز به وجود آمد، بنابراین باید از خود پرسید نتیجهای که با عنوان آزادی و دموکراسی برای مردم عراق مطرح میشد، در عمل چه پیامدهایی برای این کشور داشت.
هاشمی تجربه لیبی را نیز یادآور شد و اظهار کرد: در لیبی روند دیگری را شاهد بودیم، کشوری که در مقطعی وارد تعامل با غرب شد و بخشی از توانمندیهای نظامی خود را محدود کرد، اما چند سال بعد با مداخله نظامی مواجه شد و حکومت معمر قذافی سقوط کرد که بررسی این تجربهها میتواند برای فهم موضوعاتی مانند مذاکره، اعتماد، خلع سلاح و استقلال کشورها قابل توجه باشد.
روایت جنگ فقط در میدان نظامی شکل نمیگیرد
این کارشناس مسائل سیاسی ضمن تأکید بر اینکه جنگ امروز تنها در میدان نظامی دنبال نمیشود، گفت: در کنار جنگ سخت، جنگ نرم و عملیات رسانهای نیز اهمیت دارد و ممکن است یک اتفاق نظامی در میدان رخ دهد، اما روایت آن اتفاق در فضای رسانهای به گونهای شکل بگیرد که افکار عمومی برداشت دیگری از واقعیت پیدا کند.
وی افزود: به همین دلیل، امروز باید اتاقهای فکر فرهنگی و رسانهای فعالتر شوند و برای نسل جوان توضیح داده شود که حوادث چگونه شکل گرفتهاند، چه کسانی در آنها نقش داشتهاند و هر تصمیم چه پیامدهایی به دنبال داشته است.
هاشمی تحولات موسوم به انقلابهای مخملی را یادآور شد و گفت: در ادبیات سیاسی، نمونههایی مانند انقلاب بولدوزر در یوگسلاوی، انقلاب گل رز گرجستان، انقلاب نارنجی اوکراین و انقلاب لالهای قرقیزستان مطرح شدهاند و در این تجربهها، حوزههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گرفتهاند و مطالعه آنها میتواند برای شناخت سازوکارهای جنگ نرم مفید باشد.
وی ادامه داد: در ایران نیز در سالهای مختلف، اعتراضات و حوادث سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از انتخابات سال ۱۳۸۸ تا اعتراضات اقتصادی سال ۱۳۹۸ و حوادث سال ۱۴۰۱ رخ داده که فارغ از تفاوتهای ماهوی هرکدام، برای شناخت دقیق این وقایع باید از تحلیلهای ساده و تکعلتی فاصله گرفت و مجموعه عوامل داخلی و خارجی را مورد بررسی قرار داد.
جوان امروز نیازمند پاسخ مستند است
هاشمی با بیان اینکه نسل جوان امروز، آزادی، رفاه و استقلال را همزمان میخواهد، اظهار کرد: وقتی جوان از آزادی و رفاه سخن میگوید، باید با وی گفتوگو کرد و پرسید این مفاهیم در تجربه کشورهای مختلف چگونه تحقق پیدا کردهاند و چه هزینهها و پیامدهایی داشتهاند؟، زیرا نمیتوان صرفاً به او گفت این حرف درست است یا غلط؛ باید اجازه داد سؤال کند و پاسخ مستند دریافت کند.
وی خاطرنشان کرد: اگر امروز جوان درباره رابطه با آمریکا، مذاکره، تحریم، استقلال یا چرایی جنگ سؤال میکند، پاسخ آن در شعار خلاصه نمیشود، بلکه باید تاریخ از کودتای ۲۸ مرداد و جنگ تحمیلی گرفته تا افغانستان، عراق، لیبی و تحولات سیاسی منطقه را برای آنها روایت کرد.
این استاد دانشگاه افزود: مهم این است که نسل جوان بتواند بین روایتهای مختلف مطالعه و مقایسه کند و ما اگر روایت خودمان را مستند و دقیق ارائه نکنیم، طبیعی است که روایت طرف مقابل در فضای رسانهای دست بالا را پیدا کند.
بررسی تحولات منطقه بدون نگاه تکبعدی
هاشمی به موضوع جریانهای نیابتی در منطقه اشاره و بیان کرد: درباره این مسئله نیز باید با دقت تاریخی سخن گفت و پرسید این جریانها چگونه شکل گرفتند و چه کشورها و قدرتهایی در شکلگیری و حمایت از آنها نقش داشتهاند؟، زیرا استفاده از واژه «نیابتی» بدون بررسی دقیق تاریخ منطقه، نمیتواند تصویر کاملی از واقعیت ارائه دهد.
وی خاطرنشان کرد: برای بررسی این موضوعات باید به اسناد، خاطرات مقامات و منابع مختلف مراجعه کرد و روایتهای متفاوت را کنار هم قرار داد و مطالعه کتابها و اسناد خارجی نیز در کنار منابع داخلی میتواند به شکلگیری تصویر دقیقتری از تحولات کمک کند.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری به تبیین نیاز داریم که نه بر پایه شعار، بلکه بر اساس تاریخ، سند و پاسخگویی به پرسشهای واقعی جامعه شکل بگیرد و اگر میخواهیم نسل جوان درباره استقلال، جنگ، مذاکره، آمریکا و تحولات منطقه قضاوت آگاهانه داشته باشد، باید واقعیتها را برای آنها روایت کنیم و اجازه دهیم با مطالعه منابع مختلف، تصویر خود را از این تحولات شکل دهد.
تحولات منطقه؛ از مفهوم «نیابتی» تا ضرورت بررسی ریشههای تحولات
هاشمی در ادامه با اشاره به تحولات منطقه، بر ضرورت پرهیز از نگاه ساده و تکعلتی به شکلگیری و فعالیت جریانهای سیاسی و نظامی در غرب آسیا تأکید کرد و گفت برای تحلیل این تحولات، باید تاریخچه شکلگیری هر جریان، شرایط سیاسی و اجتماعی زمان پیدایش آن، نقش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای و همچنین تحولات سالهای بعد را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
وی یکی از مفاهیمی را که نیازمند دقت و بررسی بیشتر میداند، عنوان «نیابتی» دانست و اظهار کرد: استفاده از این واژه بدون بررسی دقیق پیشینه و مناسبات هر جریان، میتواند تصویر ناقصی از واقعیتهای منطقه ارائه دهد.
این استاد دانشگاه یادآور شد: برای اینکه مشخص شود یک جریان تا چه اندازه وابسته، مستقل یا متأثر از یک قدرت خارجی بوده، نمیتوان صرفاً با یک برچسب درباره آن قضاوت کرد؛ بلکه باید اسناد، روند شکلگیری، تصمیمات سیاسی، روابط مالی و نظامی و شرایط تاریخی آن را بررسی کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی به خاطرات و نوشتههای برخی مقامات و چهرههای سیاسی غربی از جمله خاطرات هیلاری کلینتون اشاره کرد و افزود: بخشی از اطلاعات درباره تحولات منطقه را میتوان از منابعی که متعلق به سیاستمداران و مقامهای همان کشورها بوده نیز دنبال کرد؛ البته استفاده از این منابع به معنای پذیرفتن همه روایتهای مطرحشده در آنها نیست، بلکه باید آنها را در کنار سایر اسناد و روایتها قرار داد تا تصویری دقیقتر از روند تحولات به دست آید.
هاشمی به حزبالله لبنان نیز اشاره و خاطرنشان کرد: گاهی در ادبیات سیاسی، برخی جریانهای منطقهای با عنوان «نیابتی» معرفی میشوند، در حالی که برای فهم دقیق این موضوع باید بین «همسویی سیاسی»، «حمایت»، «همکاری راهبردی» و «وابستگی و نیابت» تفاوت قائل شد.
این استاد دانشگاه در این زمینه به این دیدگاه اشاره کرد که «حزبالله نیابتی ما نیست» و معتقد است چنین گزارههایی خود نیازمند بررسی و تحلیل هستند، یعنی باید پرسید اساساً «نیابتی» به چه معناست و معیار تشخیص یک جریان نیابتی چیست؟.
وی افزود: اگر قرار است درباره نقش ایران یا دیگر قدرتهای منطقهای در تحولات غرب آسیا صحبت کنیم، باید این موضوع را در یک چارچوب تاریخی و مقایسهای بررسی کرد؛ همانگونه که درباره نقش قدرتهای خارجی در افغانستان، عراق، لیبی یا دیگر کشورهای منطقه نیز باید مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی را همزمان در نظر گرفت.
هاشمی نگاه تکبعدی به تحولات منطقه را ناکافی دانست و گفت: برای نسل جوان، مهم این است که به جای دریافت یک روایت آماده، امکان دسترسی به منابع مختلف را داشته باشد و بتواند زنجیره تحولات را از گذشته تا امروز دنبال کند.
این استاد دانشگاه گفت: در چنین شرایطی، حتی درباره موضوعات اختلافبرانگیزی مانند «نیابتیها» نیز میتوان با اتکا به اسناد و شواهد، به یک فهم دقیقتر و واقعبینانهتر رسید که نه صرفاً بر روایت یک طرف تکیه داشته باشد و نه روایت طرف مقابل را بدون بررسی بپذیرد.
نظر شما