به گزارش خبرگزاری شبستان، روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که اسلامهراسی در بریتانیا رو به افزایش است و سیاستمداران این کشور در مقابله با آن بهشکلی خطرناک سهلانگاری کردهاند.
گاردین در این باره مینویسد: پنج سال پیش، بسیاری از مسلمانان از خود میپرسیدند که آیا تعصباتی که با آن مواجه بودند، قرار است از بین بروند؟ با این حال، اسلامهراسی در بریتانیا از آن زمان تاکنون تشدید شده است. یک نظرسنجی که در ماه ژوئیه منتشر شد، نشان داد که از هر پنج بریتانیایی، دو نفر معتقدند که مسلمانان نمیتوانند در جامعه بریتانیا ادغام شوند.
پیش از این در تابستان، گزارش شده بود که بیش از نیمی از مسلمانان بریتانیا در سال گذشته شخصا تعصبات ضد اسلامی را تجربه کردهاند و یک چهارم آنها در مکانهای عمومی چنین چیزی را تجربه کردهاند.
بر اساس این گزارش، شواهد حاکی از وخامت اوضاع برای مسلمانان از دو تابستان پیش، زمانی که شورشهای نژادپرستانه در سراسر بریتانیا رخ داد و مساجد و خوابگاههای پناهندگان را هدف قرار داد، رو به افزایش بوده است.
با تماشای ویدیوهای این رویدادها، از والدینی که فرزندان خردسال خود را برای تماشا آورده بودند، در حالی که اوباش با نیت قتل، سعی در ورود به ساختمانها داشتند، نگرانی بر جامعه مسلمانان حکام شد.
در گزارش گاردین آمده است: نه تنها فعالان راست افراطی سرسخت، بلکه بخش بسیار وسیعتری از جامعه بریتانیا مایل به شرکت در خشونت نژادپرستانه علیه مسلمانان یا پناهجویانی بودند که فرض میشد مسلمان هستند.
اما بیتفاوتی گسترده نسبت به خشونت نژادپرستانه ضد مسلمانان است که بیش از همه نگرانکننده است. اکتبر گذشته، یک مرد سفیدپوست در حالی که فریادهای اسلامهراسانه سر میداد، یک زن مسلمان را هدف تعرض قرار داد. این پرونده با وجود اینکه به نظر میرسید بخشی از الگوی جرایم جنسی نژادپرستانه در منطقه است، توجه عمومی کمی را به خود جلب کرد. به همین ترتیب، حمله وحشیانه با چاقو که در ماه ژوئن در مسجدی در ادینبورگ آغاز شد و تعدادی از مردان را زخمی کرد، پوشش خبری کمی داشت.
ریشههای اسلامهراسی در بریتانیا
گاردین میافزاید: برای درک چراییِ گستردگی اسلامهراسی، باید نیروهای عمیقتری را که به آن دامن میزنند، بشناسیم. نخستین عامل، ریشههای نگرشهای ضداسلامی است که در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت؛ دورانی که با پایان جنگ سرد، روشنفکران نومحافظهکار، اسلام را به عنوان دشمنی جدید و جایگزینِ کمونیسم میدیدند.
پس از اعتراضات مسلمانان به کتاب «آیات شیطانی» اثر سلمان رشدی، برخی مفسران لیبرال نیز اعلام کردند که اسلام با ارزشهای غربی ناسازگار است. این مسئله میتوانست صرفا چالشی در حوزه سازگاری فرهنگی باقی بماند که از طریق تقویت پیوندهای اجتماعی حلوفصل شود، اما در جریان «جنگ علیه تروریسم»، نژادپرستیِ ضداسلامی توسط دولت حزب کارگر در سازوکار روزمره حکومت بریتانیا نهادینه شد.
وزرا مرتبا در سخنرانیهای خود جوامع مسلمان را به عنوان تهدید معرفی میکردند و همزمان در چارچوب سیاست «پیشگیری»، هزاران تن از کارکنان بخش عمومی آموزش میدیدند تا رفتارهای سیاسی و مذهبیِ عادی مسلمانان را نشانههایی از افراطگرایی تلقی کنند.
بر اساس این گزارش، عامل دوم به مسئله فلسطین مربوط میشود. موج گسترده مخالفتها با نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه برای دستگاه سیاست خارجی بریتانیا عمیق نگرانکننده بوده است.
در مقابل، صدها هزار نفری که در تظاهرات شرکت کردند به عنوان حامیان یا همسو با افراطگرایی اسلامی به تصویر کشیده شدند. این امر فضای خصومتآمیز شدیدی را علیه مسلمانان احیا کرده است؛ کسانی که بار دیگر به عنوان افرادی خطرناک و غیروفادار نگریسته میشوند.
در این گزارش آمده است: برای مثال، میتوان به توصیف «کییراستارمر» از اعتراضات برنامهریزیشده برای ۷ اکتبر ۲۰۲۵ به عنوان اقدامی «غیربریتانیایی»، پیشنهاد او مبنی بر احتمال ممنوعیت اعتراضات بیشتر و درخواستش برای پیگرد قانونی معترضان استفادهکننده از عباراتی بحثبرانگیز مانند «جهانیسازی انتفاضه» اشاره کرد؛ آن هم با وجود توضیحات مکرر مبنی بر اینکه چنین شعارهایی به معنای دعوت به خشونت نیستند.
اظهارات او بازتابدهنده این باورِ فراگیر است که اعتراض عادی آن هم علیه یک نسلکشی در واقع چیزی دیگر است؛ یعنی وارد کردن ایدئولوژیهای خطرناک خارجی توسط مسلمانان و متحدانشان.
اما بیان چنین سخنی به معنای اهریمنسازی از پیوند وفاداری میان مسلمانان ساکن غرب و مسلمانانی است که در سایر نقاط جهان با اشغالگری استعماری مبارزه میکنند و این در حالی است که چنین همبستگی بینالمللی مبتنی بر جامعه که بریتانیا زمانی آن را نشانهای از رواداری خود میدانست باید صرفا مورد استقبال قرار گیرد.
گاردین در گزارش خود مینویسد: سوم اینکه موانعی وجود دارد که حتی طرح مسئله نژادپرستی علیه مسلمانان را دشوار میسازد. اگر در فضای عمومی و جریان اصلی بریتانیا از اسلامهراسی سخن بگویید، با این مطالبه کلیشهای مواجه میشوید که باید افراطگرایی اسلامی را نیز محکوم کنید و یهودستیزی در میان مسلمانان را بپذیرید.
البته حمله به کنیسه نیز باید به همان شدت حمله به مسجد محکوم شود؛ اما پرسش سیاسی دشوارتر این است که چگونه میتوان شرایطی ایجاد کرد که احتمال وقوع هیچیک از این حملات وجود نداشته باشد. در این زمینه، جوامع یهودی از حمایت قاطع دولت بریتانیا برخوردارند، اما مسلمانان چنین حمایتی ندارند. آنها دهههاست که آماج بیاعتنایی رسمی بودهاند و هرگاه برای دستیابی به اندکی نمایندگی سیاسی تلاش میکنند، به «رأیدهی خانوادگی» متهم میشوند.
بر اساس این گزارش، این مسئله از آنجا دارای اهمیت است که نژادپرستی با قدرت مرتبط است. کارکرد آن ایجاد تفرقه در جامعه است تا گروههای خاصی در معرض اشکال استثنایی استثمار یا حذف قرار گیرند. این پدیده معمولا به صورت ناتوانی روزمره و ساختاریافته تجربه میشود؛ مبارزه روزانه برای امرار معاش در مواجهه با کارفرمایان تبعیضآمیز، خدمات عمومی مملو از سوءظن، پلیس سرکوبگر و اجرای قانون مهاجرت.
گاردین تاکید دارد که واکنش دیگری هم نسبت به بحث درباره اسلامهراسی وجود دارد: تغییر مسیر گفتگو به سمت رقابت بر سر قربانی بودن؛ همان بازی بیپایان جدال بر سر اینکه ستم وارده بر کدام گروه سنگینتر است، گویی میتوان سیاهپوستان، یهودیان و مسلمانان را بر اساس مقیاسِ فجایعی که تجربه کردهاند، رتبهبندی کرد.
آنچه در این میان نادیده گرفته میشود این است که سرنوشت مسلمانان از سرنوشت تمام رنگینپوستان در بریتانیا جداییناپذیر است. آنچه بریتانیا امروز با مسلمانان روا میدارد، احتمالا فردا در حق سیاهپوستان نیز اعمال خواهد کرد و بالعکس؛ و اگر دولت آینده بریتانیا تصمیم به اخراج دستهجمعی مسلمانان از کشور بگیرد، تردیدی نیست که اندکی پس از آن، تصمیم خواهد گرفت همین کار را با یهودیان نیز انجام دهد. حامیان رژیم صهیونیستی با ترویج اسلامهراسی با آتش فاشیسم بازی میکنند؛ آتشی که سرانجام دامنگیر همه خواهد شد.
براساس این گزارش، دهههاست که رهبران سیاسی جریان اصلی بریتانیا با دامن زدن به نژادپرستیِ ضد مسلمانان، شرایطی ایدهآل برای قدرتگیری احزاب سیاسی راست افراطی فراهم آوردهاند. آنها همچنان به این رویه ادامه میدهند و با بیمبالاتی و سهلانگاری غیرقابلتوجیه بیآنکه متوجه باشند به سوی فاجعهای اجتماعی پیش میروند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که آنها از خواب غفلت بیدار شوند.
نظر شما