پیوند فرهنگ اسلامی-ایرانی از دل هنر نقالی در مساجد

آموزش نقالی به اعضای کانون‌های مساجد کشور، در حالی با همراهی نوجوانان به پایان نزدیک می‌شود که منوچهر اکبرلو، مجری این دوره، آن را گامی در پیوند فرهنگ اسلامی-ایرانی با هنر نقالی و مسیری برای تربیت راویان نسل جدید می‌داند. به گفتهٔ او، در پایان این دوره افزون بر تولید «روایت بومی» توسط نوجوانان، کتابی از نقالی‌های مذهبی به شکل کاغذی و دیجیتال منتشر خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری شبستان از ایران تئاتر، منوچهر اکبرلو، کارگردان تئاتر و نمایشنامه‌نویس، درباره برگزاری دورهٔ آموزشی نقالی ویژهٔ اعضای کانون‌های مساجد سراسر کشور سخن گفت.

اکبرلو، در ابتدای صحبت‌های خود گفت: این دوره دستاوردهای بسیاری داشت، از جمله اینکه زمینه‌ساز پیوند فرهنگ اسلامی-ایرانی از دل مسجد با هنر نقالی شد. امیدواریم بتوانیم مجموعه این نقالی‌های مذهبی را پس از پایان دوره، در قالب کتاب دیجیتال یا کاغذی عرضه کنیم.

او با اشاره به ضرورت آموزش نقالی به نسل امروز و تأثیر این رویکرد در انتقال فرهنگ بومی، گفت: آموزش نقالی به نسل امروز، تنها آموزش یک فن اجرایی یا شیوه‌ای قدیمی برای قصه‌گویی نیست، بلکه می‌تواند یکی از راه‌های مؤثر برای حفظ، بازخوانی و انتقال فرهنگ بومی-دینی و حافظهٔ جمعی باشد؛ البته این تأثیر زمانی جدی است که نقالی صرفاً به تقلید از شکل سنتی آن محدود نشود و با زبان و دغدغه‌های نسل امروز پیوند بخورد.

اکبرلو ادامه داد: نقالی بخش مهمی از حافظهٔ شفاهی ایرانی است. بسیاری از داستان‌ها، شخصیت‌ها، باورها، ضرب‌المثل‌ها و شیوه‌های نگاه به جهان از طریق روایت شفاهی منتقل شده‌اند؛ آموزش نقالی کمک می‌کند این میراث فقط در کتاب‌ها باقی نماند و همچنان در قالب یک تجربهٔ زنده منتقل شود.

او تصریح کرد: فرهنگ بومی فقط مجموعه‌ای از اطلاعات دربارهٔ گذشته نیست؛ فرهنگ زمانی منتقل می‌شود که نسل جدید بتواند آن را تجربه، اجرا و بازآفرینی کند. نوجوانی که داستانی بومی را با صدا، بدن، بیان و تخیل خود روایت می‌کند، ارتباط متفاوتی با آن فرهنگ پیدا می‌کند. اما یکی از مشکلات آموزش فرهنگ ملی و دینی به نسل جدید این است که گاهی فرهنگ به شکل مجموعه‌ای از «بایدها» و «نبایدها» ارائه می‌شود.

این هنرمند افزود: نقالی می‌تواند این رابطه را تغییر دهد؛ نوجوان به جای اینکه فقط دربارهٔ یک قهرمان یا داستان ایرانی بشنود، خودش راوی آن داستان می‌شود و از زاویهٔ دید خود آن را تفسیر می‌کند؛ به‌ویژه آنکه نقالی به شکل طبیعی با ادبیات، شعر، موسیقی، ضرب‌المثل‌ها و زبان گفتاری پیوند دارد؛ بنابراین آموزش آن می‌تواند به تقویت بیان شفاهی، دایرهٔ واژگان و ارتباط نوجوان با ادبیات فارسی کمک کند.

او با بیان اینکه نقالی فقط حفظ کردن متن نیست، افزود: نقال باید بتواند با صدا، مکث، نگاه، بدن، ریتم و تخیل، مخاطب را با خود همراه کند؛ بنابراین آموزش نقالی می‌تواند به رشد مهارت‌های بازیگری، سخنوری، قصه‌گویی، اعتمادبه‌نفس و حضور اجتماعی نوجوان کمک کند. نکتهٔ بسیار مهم این است که انتقال فرهنگ ملی و دینی نباید به معنای انتقالِ بدون تغییرِ گذشته باشد؛ نسل جدید می‌تواند داستان‌های قدیمی را با پرسش‌های امروز خود بازخوانی کند؛ مثلاً دربارهٔ عدالت، شجاعت، خانواده، قدرت، دوستی یا مسئولیت اجتماعی سؤال کند. در این حالت، نقالی از یک «میراث موزه‌ای» به یک هنر زنده تبدیل می‌شود.

اکبرلو تأکید کرد: قطعاً نقالی در انتقال فرهنگ دینی، ملی و بومی می‌تواند مؤثر باشد، اما نه صرفاً به دلیل سنتی بودن‌اش؛ قدرت اصلی نقالی در این است که فرهنگ را از طریق روایت و تجربهٔ انسانی منتقل می‌کند. وقتی یک نوجوان داستانی را می‌شنود، ممکن است آن را فراموش کند؛ اما وقتی همان داستان را اجرا می‌کند، شخصیت آن را بازی می‌کند، با ریتم و صدای خود روایت می‌کند و دربارهٔ معنای آن تصمیم می‌گیرد، رابطهٔ عمیق‌تری با آن برقرار می‌کند؛ از این منظر، نقالی می‌تواند پلی میان گذشته و امروز باشد.

او در ادامه افزود: برای مخاطب امروز، آموزش نقالی نباید صرفاً به این شکل باشد که «همان نقالی قدیم را حفظ کنیم». اگر نوجوان احساس کند با هنری کاملاً متعلق به گذشته روبه‌روست، احتمالاً ارتباطش محدود خواهد شد. بهتر است اصول نقالی سنتی حفظ شود، اما موضوعات، شیوهٔ اجرا، انتخاب داستان و حتی رسانهٔ ارائه بتواند تغییر کند؛ برای مثال، می‌توان از یک نوجوان خواست داستان بومی منطقهٔ خود را پیدا کند، دربارهٔ آن تحقیق کند و سپس آن را با زبان خود به شکل نقالی اجرا کند. در این صورت، او هم پژوهشگر فرهنگ بومی است، هم راوی و هم آفرینندهٔ اثر جدید.

این هنرمند تصریح کرد: بنابراین شاید بتوان گفت ضرورت آموزش نقالی به نسل امروز، فقط حفظ نقالی نیست؛ بلکه حفظ امکانِ روایت کردن فرهنگ ایرانی توسط خودِ نسل جدید است و این تفاوت بسیار مهمی است: هدف نهایی نباید این باشد که نوجوان «نقال گذشته» شود، بلکه باید بتواند با ابزار نقالی، راوی فرهنگ و تجربهٔ زمانهٔ خود باشد.

او در مورد دستاوردهای دوره آموزشی که ویژه نوجوانان در ستاد هماهنگی کانون‌های مساجد کشور با تدریس خود و با محوریت هنر نقالی برگزار شد، اظهار داشت: این دوره می‌تواند فراتر از یک کلاس هنری، به یک برنامهٔ استعدادیابی، هویت‌سازی فرهنگی و تولید محتوای بومی تبدیل شود. این رویکرد با جهت‌گیری‌های فعلی ستاد نیز هم‌خوان است؛ در برنامه‌های اخیر ستاد، هنر به‌عنوان ابزاری برای کشف و پرورش استعداد نوجوانان و افزایش نقش‌آفرینی فرهنگی آنان مورد توجه قرار گرفته است.

اکبرلو با اشاره به روند برگزاری دوره گفت: در شروع کار ۲۱۰ نفر داوطلب شدند و از گوشه و کنار ایران، از جمله از درصد قابل توجهی از روستاها و شهرهای کوچک، اثر دریافت کردیم که روایتگر علاقه آن‌ها بود. در مرحله بعد، از میان آن‌ها گروه ۳۰ نفری جدا شدند و مرحله دوم آموزش به آن‌ها ارائه شد؛ این گروه تا آخر شهریور برنامه دارند و در پایان دوره، برنامه‌ای تشویقی برایشان در نظر گرفته شده است.

او همچنین درباره تولید منابع آموزشی گفت: در مراحل بعدی قرار است کتابی شامل نقل‌هایی که مناسب محیط‌های مذهبی و به‌ویژه مساجد است، تولید و منتشر شود تا به شکل کاغذی و دیجیتال به دست علاقه‌مندان برسد؛ به‌ویژه که در زمینهٔ نقالی مذهبی، اثر مکتوب اندکی در دسترس است.

این هنرمند در تبیین دستاوردهای اصلی دوره افزود: کشف و پرورش استعدادهای نوجوان در هنرهای نمایشی اولین دستاورد بود؛ چراکه نقالی می‌تواند استعداد نوجوان را در بیان، بازیگری، قصه‌گویی، موسیقی کلام، حضور صحنه‌ای و ارتباط با مخاطب آشکار کند. دستاورد دوم نیز تقویت اعتمادبه‌نفس و مهارت بیان است، زیرا نوجوان یاد می‌گیرد با صدا، بدن و تخیل خود در برابر دیگران حضور پیدا کند؛ مهارتی که در ارتباطات اجتماعی و آموزشی او نیز کاربرد دارد.

او تصریح کرد: همچنین انتقال فرهنگ ایرانی-اسلامی از طریق تجربه صورت می‌گیرد، نه صرفاً آموزش نظری؛ یعنی نوجوان به جای اینکه فقط دربارهٔ شاهنامه، داستان‌های حماسی، شخصیت‌های تاریخی و روایت‌های مذهبی اطلاعات دریافت کند، خودش به راوی آن‌ها تبدیل می‌شود. این تفاوت بسیار مهمی در ماندگاری فرهنگی دارد.

اکبرلو ادامه داد: دستاورد دیگر، احیای فرهنگ شفاهی و بومی مناطق مختلف کشور است. در این دوره از نوجوانان خواسته شد علاوه بر متون شناخته‌شده، سراغ داستان‌ها، افسانه‌ها، قهرمانان و روایت‌های محلی منطقهٔ خود بروند؛ در این صورت هر کانون مسجد می‌تواند به نقطه‌ای برای ثبت و بازآفرینی میراث شفاهی منطقه تبدیل شود. همچنین پیوندی میان نسل نوجوان و ادبیات کلاسیک ایجاد می‌شود و نقالی راهی جذاب برای نزدیک کردن نوجوان به شاهنامه، داستان‌های حماسی و متون روایی فراهم می‌کند.

وی افزود: تبدیل نوجوان از مصرف‌کننده به تولیدکنندهٔ محتوا از دیگر دستاوردهای طرح است؛ نوجوان پس از یادگیری نقالی، می‌تواند خودش روایت تولید کند؛ مثلاً یک داستان بومی را انتخاب، بازنویسی و اجرا کند و نسخهٔ تصویری آن را برای رسانه‌های امروزی آماده کند. این موضوع با تأکید اخیر ستاد بر توسعه فعالیت‌های هنری و حمایت از تولیدات خلاقانهٔ مسجدمحور هم‌راستا است.

او در پایان با تأکید بر تقویت ارتباط نوجوان با مسجد از دریچهٔ هنر گفت: اگر مسجد از محل برگزاری کلاس فراتر رفته و به فضای تمرین، اجرا و تولید اثر تبدیل شود، نوجوان می‌تواند آن را به‌عنوان یک پایگاه فرهنگی و هنری فعال تجربه کند. تربیت گروه‌های نقالی نوجوانان در کانون‌های مساجد نیز از اهداف جدی دوره بود تا پس از پایان دوره، از آن‌ها گروه‌های کوچک در کانون‌های مختلف تشکیل شود. ایجاد شبکه‌ای از نوجوانان نقال در سراسر کشور، که می‌تواند منجر به برگزاری جشنواره‌ها و تولیدات مشترک و آرشیو ارزشمندی از روایت‌های بومی شود، از مزایای خاص این شبکه است.

اکبرلو در جمع‌بندی گفت: اگر هدف از این دوره تنها «آموزش نقالی» باشد، دستاورد آن محدود خواهد بود؛ اما اگر هدف، کشف استعداد، تقویت هویت فرهنگی، شناخت میراث بومی و تولید روایت توسط نوجوان باشد، طرح بسیار ارزشمندتر می‌شود. ایدهٔ من این است که در پایان، تنها به «اجرای نقالی» ختم نکنیم، بلکه هر نوجوان در پایان دوره یک «روایت بومی من» تولید کند. در این صورت، ستاد فراتر از یک دوره آموزشی، فرآیند کشف استعداد و تولید سرمایه فرهنگی را پیش برده است.

کد خبر 1903624

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha