لنزهای کژنما: ناکامی‌های اخلاقی در پوشش خبری جنگ علیه فلسطین

ناتوانی رسانه‌ها در زمینه‌سازی مناسب و ابراز خشم متناسب نسبت به آنچه در غزه در حال رخ دادن است به عنوان یک خیانت تاریخی به اعتماد عمومی به یادگار خواهد ماند.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: ناتوانی رسانه‌ها در زمینه‌سازی مناسب و ابراز خشم متناسب نسبت به آنچه در غزه در حال رخ دادن است به عنوان یک خیانت تاریخی به اعتماد عمومی به یادگار خواهد ماند.

در حالی که جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه وارد سومین سال خود می‌شود، روایت غالب توسعه‌یافته توسط رسانه‌های جریان اصلی غربی به عنوان یک شاهکار در همدستی نهادی عمل می‌کند و نسل‌کشی را از دریچه بی‌طرفی ساختگی سانسور می‌کند.

از اکتبر ۲۰۲۵، زمانی که به اصطلاح آتش‌بس که رژیم صهیونیستی بارها آن را نقض کرده است، آغاز شد، فاجعه غزه عملاً از چرخه اخبار پاک شده و با رنج باورنکردنی مردم فلسطین طوری رفتار شده که گویی شایسته توجه نیست.

به دلیل این حاشیه‌نشینی شدید، بیش از هر زمان دیگری مهم است که با نگاهی انتقادی به نقش رسانه‌ها در ایجاد و تداوم نسل‌کشی جاری نگاه کنیم و بحران را به جایگاه عمومی مورد نیاز خود بازگردانیم.

رسانه‌های خبری بزرگ با اتخاذ بی‌چون و چرای روایت امنیت‌محور رژیم صهیونیستی، همچنان به خشونت دولتی مشروعیت می‌بخشند.

 پنهان کردن جنایات در قالب زبان شسته رفته «دفاع از خود» چیزی بیش از تحریف یک بحران انسانی است؛ این کار یک سپر ایدئولوژیک ایجاد می‌کند که هزینه واقعی انسانی را از عموم پنهان می‌کند.

با این حال، پوشش رسانه‌ای نهادی از این فاجعه را نمی‌توان به سادگی به عنوان سهل‌انگاری یا نظارت حرفه‌ای رد کرد؛ این نشان‌دهنده یک ساختار سیستماتیک از همدستی است که هشت دهه پیش آغاز شد.

خیلی قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رسانه‌ها پایه ایدئولوژیک و روایی را بنا نهادند که انتقام نظامی گسترده فوری رژیم صهیونیستی و جنایات مداوم در غزه را تسهیل کرد.

از آغاز محاصره صهیونیستی، چارچوب‌های سرمقاله‌ها حول یک ضرورت واحد شکل گرفته‌اند: حفاظت و مشروعیت بخشیدن به بقا و گسترش رژیم صهیونیستی، به هر قیمتی.

حذف زمینه‌های تاریخی آپارتاید در رسانه‌های غربی

برای درک کامل وضعیت غزه، اردوگاه کار اجباری ۱۴۰ مایل مربعی که از طریق هوا، زمین و دریا محاصره شده است، نیاز به زمینه تاریخی است که سردبیران غربی به طور فعال از نسخه‌ها و امواج رادیویی و تلویزیونی حذف کرده‌اند. آنها به ندرت، اگر نگوییم هرگز، باتلاق فعلی را در طول بیش از ۸۰ سال زمین‌خواری، پاکسازی قومی، اشغال نظامی و آپارتاید رژیم صهیونیستی ارائه نکرده‌اند.

رسانه‌های نهادی تقریبا هرگز ایدئولوژی اصلی را که مستعمره صهیونیستی بر اساس آن ساخته شده و منطق توسعه‌طلبانه خود را بر آن حفظ می‌کند در معرض دید عموم قرار نمی‌دهند.

برای درک واقعی رژیم صهیونیستی ضروری است بدانیم که این رژیم بر اساس باور برتری‌جویانه به قابل مصرف بودن جمعیت بومی فلسطین بنا شده است.

اظهارات بنیانگذاران صهیونیست که از رسانه‌ها حذف شده‌اند

اگر روزنامه‌نگاران صرفا دستور کار و سخنان بنیانگذاران صهیونیست و قوی‌ترین مدافعان آنها را بررسی می‌کردند، درک عمومی امروز به طور اساسی متفاوت می‌بود:

«ما باید در آنجا (فلسطین) بخشی از حصار دفاعی اروپا در برابر آسیا را تشکیل دهیم؛ سنگری از تمدن در تقابل با بربریت.» (تئودور هرتزل، سیاستمدار اتریشی-مجارستانی و بنیان‌گذار صهیونیسم مدرن؛ برگرفته از رساله سیاسی او با عنوان «دِر یودن‌اشتات» [دولت یهود]، ۱۸۹۶).

«استعمار صهیونیستی یا باید متوقف شود و یا بی‌توجه به جمعیت بومی، به پیش رود. این بدان معناست که این روند تنها تحت حمایت قدرتی مستقل از جمعیت بومی یعنی در پشت یک دیوار آهنین که جمعیت بومی قادر به شکستن آن نباشد، می‌تواند پیشرفت و توسعه یابد و ماخواستار آن هستیم که این قدرت خارجی، این وظیفه را با قدرت و قاطعیت به انجام رساند.» (زِئو ولادیمیر ژابوتینسکی، بنیان‌گذار حزب لیکود مدرن؛ برگرفته از مقاله او با عنوان «دیوار آهنین»، ۱۹۲۳).

«ما باید اعراب را اخراج کنیم و جای آن‌ها را بگیریم و اگر ناچار به استفاده از زور باشیم، ما نیروی لازم را در اختیار داریم.» (دیوید بن‌گوریون، نخستین نخست‌وزیر اسرائیل که در لهستان متولد شده بود؛ بخشی از نامه‌ای به پسرش، ۱۹۳۷).

« اسرائیل بهترین سرمایه‌گذاری ۳ میلیارد دلاری ماست. اگر اسرائیلی وجود نداشت، آمریکا مجبور می‌شد برای حفاظت از منافع خود در منطقه، یک اسرائیل را خلق کند.» (جو بایدن، سناتور وقت در مجلس سنای آمریکا، ۱۹۸۶).

«غزه دیگر به وضعیت پیشین خود بازنخواهد گشت. ما همه چیز را نابود خواهیم کرد.» (یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل؛ در جمع نیروهای نظامی در حال ورود به غزه، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳)

«این نبردی است میان فرزندان روشنایی و فرزندان تاریکی، میان انسانیت و قانون جنگل.» (بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر؛ در سخنرانی ۱۶ اکتبر در کنست پس از وقوع حمله)

کوچک‌سازی مبارزه اعراب و رژیم صهیونیستی

علاوه بر این، رسانه‌ها با ادامه توصیف مبارزه اعراب و رژیم صهیونیستی به عنوان یک درگیری، واقعیت فلسطین را تحریف کرده‌اند. این اصطلاح، تاریخ خشونت‌آمیز استعمار صهیونیستی را که از سال ۱۹۴۸ آغاز شد، پنهان می‌کند و واکنش نامتقارن فلسطینی‌ها به سلب مالکیت را تحریف می‌کند. یک معادل‌سازی نادرست ایجاد می‌شود که این واقعیت را که استعمارگر قدرت مطلق بر زندگی استعمارشدگان دارد، پنهان می‌کند.

جدا کردن وحشیگری روزانه اشغالگران از خشونت بنیادی اشغال، درک عمومی از بحران را تحریف می‌کند. این امر به دروغ، مقاومت بومی را به عنوان تجاوز بی‌دلیل جلوه می‌دهد، در حالی که یک سیستم ذاتا وحشیانه از سلطه را عادی‌سازی می‌کند.

رسانه‌ها همچنین تا حد زیادی از بررسی دقیق ابتکارات دیپلماتیک مانند توافق‌نامه‌های اسلو (۱۹۹۳ و ۱۹۹۵) و توافق‌نامه‌های ابراهیم (۲۰۲۰) غافل شده‌اند. آنها با نادیده گرفتن خطاهای سیستماتیک آنها، اساسا اشغال را مشروعیت بخشیدند و زمینه را برای تسلط نظامی مداوم رژیم صهیونیستی و گسترش ارضی عادی‌سازی کردند. در نتیجه، در طول سال‌ها، رسانه‌های غربی از جمله نیویورک تایمز، واشنگتن پست، سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی و ان‌پی‌آر به طور مداوم به عنوان عوامل روابط عمومی پنتاگون و نیروهای اشغالگر رژیم صهیونیتی خدمت کرده‌اند.

دستکاری زبانی در رسانه‌ها

یکی از موذیانه‌ترین ابزارهای رسانه‌ها، دستکاری زبانی بوده است. از آغاز جنگ غزه، رسانه‌های خبری نوعی آپارتاید زبانی را به کار گرفته‌اند که تعیین می‌کند زندگی و مرگ انسان چگونه ارزش‌گذاری شود.

از این رو، حمله رژیم صهیونیستی به غزه بر لفاظی‌های حساب‌شده و ساختاریافته‌ای متکی بوده است که برای سلب انسانیت از فلسطینی‌ها طراحی شده است؛ و عملا اعمال خشونت جمعی را در پشت زبان وظایف اداری معمول پنهان می‌کند.

چنین ترفند زبانی در حسن تعبیرهای رسمی که برای محافظت از ارتش رژیم صهیونیستی در برابر پاسخگویی طراحی شده‌اند، منعکس شده است ؛ جنایات گسترده را به عنوان «عملیات»، گرسنگی عمدی را به عنوان «چالش‌های لجستیکی»و نابودی کامل خانواده‌ها را صرفا «خسارت جانبی» تعریف می‌کنند.

موارد متعددی وجود داشته است که رسانه‌های خبری دستورالعمل‌هایی صادر کرده‌اند که به صراحت به خبرنگاران دستور می‌دهد از استفاده از اصطلاحات خاصی مانند: سرزمین اشغالی، اردوگاه‌های پناهندگان، پاکسازی قومی و به ویژه نسل‌کشی و فلسطین خودداری کنند.

روزنامه‌نگاران و شخصیت‌های رسانه‌ای دریافته‌اند که انحراف از روایت مورد تایید رژیم صهیونیستی یا اجماع سیاست خارجی به معنای رکود شغلی، قرار گرفتن در لیست سیاه حرفه‌ای یا اخراج کامل است.

در این میان بار سنگین مستندسازی جنگ بر دوش روزنامه‌نگاران شجاع فلسطینی، شهروندان وقایع‌نگار و رسانه‌های دیجیتال مستقلی افتاده است که از درون ویرانه‌ها گزارش می‌دهند که اغلب به قیمت جان آنها تمام شده است.

تا اواسط سال ۲۰۲۶، سازمان‌های بین‌المللی و ناظران مطبوعات گزارش می‌دهند که بیش از ۲۶۰ روزنامه‌نگار و کارمند رسانه در غزه کشته شده‌اند.

اکنون به طور گسترده پذیرفته شده است که بلافاصله پس از حملات ۷ اکتبر، رسانه‌های متعددی به انتشار گزارش‌های تایید نشده و جنجالی از جنایات روی آوردند.

روایت جعلی و اغلب تکراری «۴۰ نوزاد سربریده شده» به ویژه فاحش بود. این جعل و همچنین اتهام تجاوز دسته جمعی سیستماتیک  که بعد توسط روزنامه‌نگاران مستقل و سازمان‌های بین‌المللی رد شد در خدمت یک هدف واحد بودند: ایجاد خشم عاطفی و اخلاقی لازم برای توجیه انتقام بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی.

برای دهه‌ها، رسانه‌های جریان اصلی، فلسطینی‌ها را ذاتا تهدیدآمیز، کمتر تکامل‌یافته و مانعی برای جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی آمریکا و رژیم صهیونیستی معرفی کرده‌اند. در نتیجه، آنها شرایط سیاسی و بی‌تفاوتی داخلی را ایجاد کردند که باعث شده میلیاردها دلار سلاح بدون قید و شرط از واشنگتن به تل‌آویو سرازیر شود.

کد خبر 1903371

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha