اصول و راهبردهای پیامبر(ص) در روابط خارجی/ امروز هم اصول همان است

حجت الاسلام صادقی کاشانی گفت: امروز شاید شاخصی مانند دعوت دیگران به آرمان های اسلام، کمرنگ تر شده باشد اما مواردی از قبیل «زندگی مسالمت آمیز»، «التزام به تعهدات»، «نفی سبیل» و «حسن همجواری» مسائلی است که در زمان پیامبر بوده و امروز هم بر اساس آنها عمل می شود و تغییری نکرده است.

حجت الاسلام «مصطفی صادقی کاشانی» عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان به مناسبت هفته وحدت و ولادت پرنور و سرور رسول مهربانی ها، به موضوع «اصول روابط سیاسی و برخورد سیاسی با دیگر جوامع در سیره پیامبر» پرداخت و گفت: ابتدا باید مفهوم جوامع دیگر در آن زمان را تعریف و مشخص کنیم. امروز کشورها مرز دارند و حدود و ثغور متفاوتی برای آنها تعریف شده است، اما در آن زمان کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر با سایر کشورها مانند روم یا ایران آن زمان ارتباط برقرار کند یا مسئله ای میان آنها پیش بیاید. جوامع دیگر در آن روزگار شامل مشرکان مکه قبایل اطراف مدینه بودند

وی تصریح کرد: مدت ۱۳ سالی که پیامبر در مکه بودند یک جامعه مسلمان ایمانی تشکیل دادند که مقابل آنها «جامعه مشرکان مکه» بود. و با بیرون چندان ارتباطی نداشتند.  وقتی به یثرب هجرت کردند، مشرکان همچنان در مقابل مسلمانان بودند اما یک نوع دشمن خارجی محسوب می شدند. ‌ علاوه بر این قبایل اطراف مدینه و کل جزیره العرب هم، جوامع خارجی محسوب می شدند. یا یهودیان مدینه و خیبر، که چون آیین دیگری داشتند باز جامعه ای جدا از مسلمانان بودند. یا مسیحیانی که در نجران زندگی می کردند. البته در مقایسه با یهودیان تعداد مسیحیان بسیار کمتر بود و فاصله زیادی هم با پیامبر داشتند و ارتباطشان با پیامبر بسیار کم بود برخلاف یهود که در مدینه بودند و پیامبر با آنها تعامل داشتند.

راهبرد پیامبر در روابط خارجی زندگی مسالمت آمیز بود 

حجت الاسلام کاشانی تصریح کرد؛ بنابراین در اینجا منظور از تعامل با جوامع دیگر الزاما کشورهای خارجی نیست.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلام با اشاره به چگونگی شکل گیری این ارتباطات و مبانی مدنظر پیامبر در ایجاد یا حفظ ارتباط با این گروهدها و جوامع، خاطرنشان کرد؛ بنای پیامبر بر مسالمت و زندگی مسالمت آمیز بوده است. آن هم نه به عنوان یک تاکتیک یعنی فعلا زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم تا بعد با دشمنان و مخالفان و دیگر جوامع مقابله کنیم. اینگونه نبود بلکه راهبرد پیامبر برای حفظ جامعه اسلامی این بود که با دیگران رابطه مسالمت آمیز داشته باشد. مگر اینکه آنها وارد جنگ و مخالفت علنی شوند.

وی خاطرنشان کرد: بنا بر همین اصل، پیامبر پیمان های بسیاری با دیگر جوامع و گروه هایی که مسلمان نبودند و یا حتی دشمن بودند نوشته و امضا کردند. تعداد پیمان ها و قراردادهایی که رسول خدا دارند بسیار فراوان است. نمونه بارز آن صلح حدیبیه است. البته این پیمان ها و قراردادها مشروط به آن است که از سوی طرف مقابل نقض نشود اما اگر نقض پیمان اتفاق می افتاد _ که همین گونه هم شد و هم یهودیان و هم مشرکان نقض پیمان کردند_ ایشان هم مقابله می کردند و حتی تا مرحله جنگ پیش می رفتند.

کاشانی ادامه داد: به عنوان مثال سه گروه از یهودیان بودند که با پیامبر قرارداد بستند. وقتی رسول خدا به یثرب هجرت کردند این یهودیان در موضع قدرت بودند اما با پیامبر پیمان بستند که با هم کاری نداشته باشند، هر یک به آیین خود باشد و با مشرکان همکاری نکنند. اما در سال دوم پیمان، گروهی از آنان نقض پیمان کردند. پیامبر هم برای رویارویی با آنها آماده شدند. ‌ هرچند جنگی رخ نداد اما یهودیان مجبور به ترک یثرب شدند.

رسول خدا(ص) از مقابله و جنگ با دشمن، ابایی نداشت 

پژوهشگر تاریخ اسلام گفت: بنابراین بنای اولیه پیامبر زندگی مسالمت آمیز بود اما اگر طرف مقابل به عهد و پیمان وفادار نبود با آنها برخورد می کردند. در مواردی هم مخالفان و دشمنان بدون مقدمه به قصد جنگ با مسلمانان به آنها حمله می کردند که رسول خدا هم با آنها مقابله می فرمودند. گروه های مختلفی از مشرکان یا یهود، با انگیزه ها و اهداف گوناگون با مسلمانان وارد جنگ شدند. برخی از این جنگ ها که شخص پیامبر در آنها حضور داشتند غزوه نامیده می شد البته لزوما هم به جنگ ختم نمی شد به عبارت دیگر غزوه به لشکرکشی هایی گفته می شد که پیامبر شخصا در آن حضور داشتند اما ممکن بود ماجرا به صلح ختم شود. تعدادی از جنگ ها نیز «صریه» نامیده می شد یعنی یک حرکت پارتیزانی که پیامبر گروهی را برای مقابله با دشمنی که حمله کرده بود می فرستادند ولی شخصا در آن حضور نداشتند.

التزام به تعهدات، در سیره معصومین، معمول بوده است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مولفه ها و شاخص هایی که رسول خدا صلی الله علیه وآله در روابط خارجی مد نظر داشتند، اشاره و تصریح کرد: نخستین اصل در این رابطه، موضوع دعوت و هدایت است که مسئله اصلی پیامبر بود. نامه به سران کشورها حتی خارج از منطقه حجاز، به همین جهت و با همین هدف انجام شد.  

حجت الاسلام کاشانی ادامه داد: موضوع دیگر التزام به تعهدات است که در اسلام بسیار نسبت به آن تاکید شده و در زندگی پیامبر، امیرالمومنین و دیگر معصومین علیهم السلام این مسئله بسیار حائز اهمیت است. تا جایی که گاهی شاید متحمل ضرر و زیان هم می شدند اما پیمان و قرارداد خود را نقض نمی کردند مگر در مواردی که طبق دستور الهی بوده است.

صادقی کاشانی اصل دیگر در روابط خارجی پیامبر را مسئله «نفی سبیل» برشمرد و گفت: این اصل برگرفته از آیه ۱۴۱ سوره نساء است که می فرماید: «خداوند برای کفار و مشرکان راهی بر مومنین و مسلمانان قرار نداده است» منظور از راه، «سلطه» بر مسلمانان است یعنی غیر مسلمان نمی تواند بر مسلمان سلطه داشته باشد.

امروز هم اصول، همان اصول است فقط فروعات تغییر کرده 

وی با بیان اینکه امروز هم اصول ما، همان اصول است، یادآور شد: یکی دیگر از اصول مدنظر رسول الله «تألیف قلوب» بود. حضرت سعی می کردند میان دل ها انس و الفت ایجاد کنند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: امروز شاید شاخصی مانند دعوت دیگران به آرمان های اسلام، کمرنگ تر شده باشد اما مواردی از قبیل «زندگی مسالمت آمیز»، «التزام به تعهدات»، «نفی سبیل» و «حسن همجواری» مسائلی است که در زمان پیامبر بوده و امروز هم بر اساس آنها عمل می شود و تغییری نکرده است.

وی تاکید کرد: امروز هم این اصول همچنان پابرجاست یعنی اصول تغییری نکرده هرچند ممکن است در فروع و روش ها با توجه به زمان و مکان تغییری ایجاد شود. چنانکه امام راحل خمینی کبیر می فرمودند: فقه بر اساس زمان و مکان قابل تغییر است. در اینجا هم مسائل حقوقی «رابطه با دیگر جوامع» ممکن است در چگونگی انجام تغییر و تحولاتی داشته باشند اما اصول همان اصول است

کد خبر 1901880

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha