به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، اگر تلاش کنیم مسجد، محور جامعه شود — نه به معنای صرفِ عبادتگاه، بلکه به مثابه کانون تدبیر، قرارگاه اندیشه و مأمنِ حل مسئله — آنگاه تمامی گره های فروبسته ی زیستِ اجتماعی، از معیشت تا فرهنگ، از اقتصاد تا تربیت، در پرتو این کانونِ وحدت آفرین، گشایش مییابد.
تصور کن مسجدی که:
· در سحرگاهان، جایگاهِ راز و نیاز است،
· در میانه روز، کارگاهِ کارآفرینی و تعاون اقتصادی،
· و در شامگاهان، مجمعِ خردورزان و چاره جویانِ مسائل محله.
آنجا که منبر و میز کار در کنار هم قرار میگیرند،و خطیب و مدیر، هر دو، گوش به ندای مردم سپرده اند،دیگر نه نیازی به انتظار برای حل مسائل از افقهای دور است، و نه مشکلی، بی پاسخ در کوچه پس کوچه های شهر باقی میماند.
مسجدِ ترازِ تمدن، فقط جایِ نماز نیست؛
کانونی است برای:
· قرض الحسنه های خرد برای رونق کسب وکارهای کوچک،
· کارگروههای خانواده برای کاهش طلاق و افزایش همدلی،
· مدارسِ شبانه برای سوادآموزی و توانمندسازی،
· خانه های فرهنگ برای تربیت نسلِ آینده با هویتِ خودی.
اگر مسجد، پایگاهِ حل مسئله شود، دیگر نه فرهنگ، وابسته به بیگانگان است، نه اقتصاد، چشم به طوفانهای جهانی دارد، و نه اجتماع، دچار ازخودبیگانگی میشود.
رازِ کار در این است که مسجد، تنها جایی است که: پیر و جوان، غنی و فقیر، عالم و عامی، همگی در کنار هم، بدون فاصله، به گفت وگو می نشینند — و این، یعنی همبستگیِ زنده، نه شعاری بر دیوار.
پس اگر روزی مسجد، محورِ زیستِ جمعی شود، دیگر نه مسائل حل نشده داریم، که جامعه ای داریم با حلقه های به هم پیوسته ی تدبیر، که هر گره، در همان نقطه ای که گشوده شدنی است، گره گشایی مییابد.
سخن آخر اینکه: بازگشت به مسجد، بازگشت به خویشتنِ جمعی ماست؛ و آن هنگام، نه تنها مشکلات حل میشوند، که خودِ جامعه، «حلال گرِ» مشکلاتِ خویش میشود.
امید که این نگاه، چون چراغی فرا راهِ قرار گیرد ومسجد محور همه امور قرار گیرد.
نظر شما