سعید محمدی بفراجرد، تهیهکننده و کارگردان سینما، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار شبستان، به تبیین نسبت سینما با اقتصاد مقاومتی پرداخت و این صنعت را نه صرفاً یک پدیده هنری، بلکه یک زنجیره اقتصادی کامل دانست که میتواند در ایجاد اشتغال، کاهش وابستگی، صادرات فرهنگی و تولید ارزش افزوده نقش راهبردی ایفا کند.
خبرنگار شبستان: اگر بخواهیم بحث را از یک سؤال بنیادی آغاز کنیم، اساساً سینما چه نسبتی با «اقتصاد مقاومتی» دارد؟ آیا سینما را میتوان بخشی از اقتصاد مقاومتی دانست یا این دو حوزه اساساً ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند؟
محمدی: به اعتقاد من اگر سینما را صرفاً بهعنوان یک اثر هنری ببینیم، بخش بزرگی از ظرفیت آن را نادیده گرفتهایم. سینما همزمان یک پدیده فرهنگی، هنری، صنعتی و اقتصادی است و دقیقاً از همین نقطه میتوان نسبت آن را با اقتصاد مقاومتی تعریف کرد.
اقتصاد مقاومتی صرفاً به معنای کاهش هزینه یا مقابله با محدودیتهای اقتصادی نیست؛ یکی از مفاهیم مهم در این نگاه، استفاده حداکثری از ظرفیتهای داخلی، افزایش بهرهوری، کاهش وابستگی و ایجاد ارزش افزوده است.
سینما در تمام این حوزهها ظرفیت دارد. یک فیلم میتواند برای تعداد قابل توجهی از افراد در حوزههای مختلف از نویسنده و بازیگر گرفته تا فیلمبردار، تدوینگر، طراح صحنه، آهنگساز، گرافیست، متخصص جلوههای ویژه، مدیر تولید و دهها حرفه دیگر اشتغال ایجاد کند. بنابراین وقتی درباره سینما صحبت میکنیم، در واقع درباره یک «زنجیره اقتصادی» صحبت میکنیم، نه صرفاً یک محصول دو ساعته.
از طرف دیگر، اگر بتوانیم فیلمی تولید کنیم که در بازارهای خارجی نیز مخاطب داشته باشد، محصول فرهنگی ما تبدیل به یک کالای صادراتی میشود؛ با این تفاوت که برخلاف بسیاری از کالاهای فیزیکی، یک اثر سینمایی میتواند بارها و در کشورهای مختلف عرضه شود، بدون اینکه اصل محصول از بین برود. به همین دلیل من معتقدم سینما میتواند یکی از ابزارهای اقتصاد مقاومتی باشد؛ البته به شرط اینکه از نگاه مصرفکننده صرف خارج شویم و آن را بهعنوان یک صنعت مولد ببینیم.
خبرنگار شبستان: شما به سینما بهعنوان یک «صنعت» اشاره کردید. به نظر شما مهمترین حلقهای که در صنعت سینمای ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته چیست؟
محمدی: به نظر من مشکل اصلی این است که ما گاهی سینما را فقط در مرحله تولید فیلم خلاصه میکنیم، در حالی که صنعت سینما یک زنجیره کامل است؛ از ایده و فیلمنامه آغاز میشود و به تولید، پستولید، بازاریابی، توزیع، اکران، پلتفرمهای دیجیتال، فروش حقوق بینالملل، محصولات جانبی و حتی گردشگری مرتبط با آثار سینمایی میرسد. اگر یکی از حلقههای این زنجیره ضعیف باشد، اقتصاد سینما هم آسیب میبیند. برای مثال ممکن است یک فیلم از نظر هنری بسیار خوب باشد، اما اگر استراتژی توزیع و بازاریابی مناسبی نداشته باشد، بخش قابل توجهی از ظرفیت اقتصادی خود را از دست میدهد.
به همین دلیل معتقدم تهیهکننده امروز دیگر فقط نباید مدیر تولید یک فیلم باشد. تهیهکننده حرفهای باید بتواند از مرحله شکلگیری ایده تا مرحله عرضه و بازگشت سرمایه، برای اثر خود نقشه اقتصادی داشته باشد. در واقع تهیهکننده باید همزمان نگاه هنری، مدیریتی و اقتصادی داشته باشد.
خبرنگار شبستان: یکی از موضوعات مهم در اقتصاد مقاومتی، کاهش وابستگی به خارج و استفاده از ظرفیتهای داخلی است. آیا سینمای ایران میتواند بدون وابستگی به محصولات و فناوری خارجی پیشرفت کند؟
محمدی: من با اصل سؤال موافقم، اما معتقدم نباید «استفاده از فناوری جهانی» را با «وابستگی» یکی بدانیم. اقتصاد مقاومتی به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ اتفاقاً یک اقتصاد قدرتمند باید بتواند با جهان ارتباط داشته باشد اما در این ارتباط، قدرت انتخاب و تولید داشته باشد. ما باید فناوریهای روز سینما را یاد بگیریم، از استانداردهای جهانی استفاده کنیم و با سینمای جهان رقابت کنیم؛ اما همزمان باید دانش فنی، نیروی انسانی متخصص، استودیو، تجهیزات، نرمافزار، زیرساختهای تولید و نظام آموزشی خودمان را نیز تقویت کنیم. اگر یک جوان ایرانی بتواند در داخل کشور به اندازه استانداردهای بینالمللی فیلم بسازد، این خودش یک دستاورد اقتصادی است. بنابراین من اقتصاد مقاومتی را «اقتصاد منزوی» نمیدانم؛ بلکه آن را اقتصادی میدانم که بتواند درهای خود را به روی جهان باز کند، اما برای ایستادن روی پای خود به جهان وابسته نباشد.
خبرنگار شبستان: آیا سینمای ایران ظرفیت صادرات دارد؟
محمدی : قطعاً. حتی معتقدم صادرات فرهنگی میتواند یکی از جدیترین ظرفیتهای مغفول سینمای ایران باشد. ما باید از این تصور فاصله بگیریم که صادرات یعنی فقط فروش نفت، مواد معدنی یا محصولات صنعتی. یک فیلم هم میتواند صادر شود؛ یک فیلمنامه، یک سریال، یک قالب تلویزیونی، موسیقی فیلم، انیمیشن و حتی دانش و خدمات فنی سینمایی نیز قابلیت حضور در بازار بینالمللی دارند. اما برای صادرات سینمایی، صرفاً داشتن فیلم خوب کافی نیست. باید بازار را بشناسیم، زبان مخاطب را بدانیم، حقوق بینالملل اثر را مدیریت کنیم، زیرنویس و دوبله حرفهای داشته باشیم، پخشکننده بینالمللی پیدا کنیم و مهمتر از همه، فیلم را از ابتدا با نگاه به بازارهای هدف طراحی کنیم. من معتقدم فیلم ایرانی نباید فقط برای مخاطب ایرانی ساخته شود؛ میتواند ریشه ایرانی داشته باشد اما مخاطب جهانی پیدا کند.
خبرنگار شبستان: پس آیا جهانی شدن سینمای ایران به معنای فاصله گرفتن از فرهنگ ایرانی است؟
محمدی: اتفاقاً به نظر من عکس این موضوع درست است. فیلمی که هیچ هویت مشخصی ندارد، در بازار جهانی هم مزیت رقابتی مشخصی نخواهد داشت. چیزی که یک اثر را برای مخاطب خارجی جذاب میکند، لزوماً شبیه بودن آن به سینمای آمریکا یا اروپا نیست؛ بلکه داشتن یک هویت واقعی و در عین حال روایت قابل فهم برای انسان امروز است. ما باید «ایرانی بودن» را به یک مزیت تبدیل کنیم، نه یک محدودیت. فرهنگ، تاریخ، معماری، ادبیات، جغرافیا، اسطورهها، سبک زندگی و حتی تنوع اقلیمی ایران میتوانند منابع بیپایانی برای تولید آثار سینمایی باشند. اگر بتوانیم این عناصر را با زبان حرفهای و استاندارد جهانی روایت کنیم، فرهنگ ایرانی دیگر فقط مصرف داخلی ندارد؛ تبدیل به یک ظرفیت صادرات فرهنگی میشود.
خبرنگار شبستان: در این میان نقش بخش خصوصی را چگونه ارزیابی میکنید؟
محمدی: به نظر من بدون تقویت بخش خصوصی، نمیتوان انتظار داشت سینما به یک صنعت پایدار تبدیل شود. سرمایه خصوصی زمانی وارد سینما میشود که احساس کند این حوزه علاوه بر ارزش فرهنگی، منطق اقتصادی نیز دارد. بنابراین باید شرایطی ایجاد کنیم که سرمایهگذار بتواند ریسک را محاسبه کند، بازار را بشناسد و چشمانداز بازگشت سرمایه داشته باشد. البته سینما فقط محل سرمایهگذاری مالی نیست. سرمایه انسانی، سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی هم در آن اهمیت دارد. اگر یک تهیهکننده بتواند گروهی از نیروهای متخصص را کنار هم قرار دهد و یک سیستم تولید حرفهای ایجاد کند، خودش در حال ایجاد یک سرمایه پایدار برای صنعت سینماست.
خبرنگار شبستان: شما بهعنوان یک فیلمساز، نقش فناوریهای جدید و پلتفرمهای دیجیتال را در آینده اقتصاد سینما چگونه میبینید؟
محمدی: فناوری اساساً تعریف ما از بازار سینما را تغییر داده است. در گذشته برای دیده شدن یک فیلم، سالن سینما مهمترین مسیر بود؛ امروز مخاطب میتواند در هر نقطهای از جهان به یک اثر دسترسی داشته باشد. این اتفاق برای سینمای ایران یک تهدید نیست؛ اگر درست مدیریت شود، یک فرصت تاریخی است. پلتفرمهای دیجیتال میتوانند محدودیت جغرافیایی سینمای ایران را کاهش دهند و فیلم ایرانی را به مخاطبی در نقاط مختلف جهان برسانند. اما اینجا دوباره به همان مسئله اصلی برمیگردیم: کیفیت. اگر میخواهیم محصول فرهنگی صادر کنیم، باید محصولی تولید کنیم که در بازار جهانی قابل رقابت باشد.
خبرنگار شبستان: به نظر شما دولت برای تقویت این مسیر چه نقشی باید داشته باشد؟
محمدی: من معتقدم نقش دولت باید بیشتر «سیاستگذاری، تنظیمگری، ایجاد زیرساخت و حمایت هدفمند» باشد و نه اینکه لزوماً در تمام مراحل تولید، جای بخش خصوصی را بگیرد. دولت میتواند زیرساخت ایجاد کند، آموزش تخصصی را توسعه دهد، از حضور آثار ایرانی در بازارهای بینالمللی حمایت کند، دیپلماسی فرهنگی را تقویت کند و زمینههای حقوقی و اقتصادی فعالیت سینماگران را تسهیل کند. اما در نهایت صنعت زمانی رشد میکند که بخش خصوصی، تهیهکننده و سرمایهگذار نیز احساس مسئولیت و اختیار داشته باشند. حمایت اگر درست طراحی شود، باید به ایجاد توانایی منجر شود؛ نه وابستگی دائمی.
خبرنگار شبستان: اگر بخواهید یک پیشنهاد مشخص برای استفاده از سینما در اقتصاد مقاومتی ارائه دهید، چه پیشنهادی دارید؟
محمدی : من پیشنهاد میکنم یک نگاه جامع به «اقتصاد سینما» ایجاد شود و سینما فقط در وزارتخانهها و نهادهای فرهنگی دیده نشود؛ بلکه ارتباط آن با گردشگری، فناوری، آموزش، صنایع خلاق، تجارت خارجی و حتی توسعه منطقهای نیز مورد توجه قرار گیرد. برای مثال یک منطقه جغرافیایی میتواند با استفاده از ظرفیت سینما به مقصد فیلمسازی و گردشگری تبدیل شود. یک اثر سینمایی میتواند معماری، طبیعت، صنایع دستی و فرهنگ یک منطقه را به میلیونها مخاطب معرفی کند. این یعنی سینما میتواند بدون اینکه خودش بهتنهایی تمام اقتصاد یک منطقه را تأمین کند، برای بخشهای دیگر اقتصاد نیز تقاضا و ارزش ایجاد کند. به اعتقاد من، این همان جایی است که سینما از یک «محصول فرهنگی» به یک «پیشران فرهنگی و اقتصادی» تبدیل میشود.
خبرنگار شبستان: در پایان، اگر بخواهید در یک جمله جایگاه سینما را در اقتصاد مقاومتی تعریف کنید، چه میگویید؟
محمدی: اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، سینما در اقتصاد مقاومتی فقط یک مصرفکننده منابع نیست؛ میتواند تولیدکننده ارزش، اشتغال، سرمایه فرهنگی، درآمد ارزی و قدرت نرم باشد. اما شرطش این است که سینما را جدی بگیریم؛ نه فقط بهعنوان هنر، بلکه بهعنوان یک صنعت. من معتقدم آینده سینمای ایران متعلق به فیلمسازی است که بتواند سه مسئله را همزمان حل کند: ریشههای فرهنگی خود را حفظ کند، استانداردهای حرفهای جهانی را بشناسد و برای محصول خود بازار اقتصادی تعریف کند. اگر این سه ضلع در کنار هم قرار بگیرند، سینمای ایران میتواند از یک صنعت عمدتاً مصرفکننده به یک صنعت ارزشآفرین و حتی صادرکننده تبدیل شود. و شاید مهمترین معنای اقتصاد مقاومتی در سینما همین باشد: اینکه ما به جای اینکه فقط درباره ظرفیتهای خود صحبت کنیم، از آنها محصول قابل رقابت تولید کنیم.
نظر شما