دکتر محسن ردادی، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفتگو با خبرگزاری شبستان در استان قم، ضمن گرامیداشت هفته دولت و روز جهانی مسجد با تأکید بر ضرورت حرکت به سمت «حکمرانی محلهمحور» گفت: اگر قرار است تغییر رویکردی در شیوه حکمرانی و نحوه حضور مردم در عرصههای اجتماعی شکل بگیرد، باید به سمت حکمرانی محلهمحور حرکت کنیم؛ چراکه این الگو میتواند زمینه بازسازی ارتباطات اجتماعی و تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت را فراهم کند.
حکمرانی محلهمحور میتواند الگوی جدیدی برای بازسازی سرمایه اجتماعی باشد
وی با اشاره به ضرورت نقد و بررسی جدی این الگو اظهار داشت: موضوع حکمرانی محلهمحور باید بهصورت دقیق مورد نقد قرار گیرد تا از دل این نقدها، ابعاد مختلف آن روشن شده و در نهایت بتوان آن را به یک سیاست قابل توصیه و قابل اجرا تبدیل کرد. بنده با صراحت از اصل موضوع حکمرانی محلهمحور دفاع میکنم.
حضور محلهای مردم در جنگ، الگویی برای حکمرانی محلهمحور
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه یکی از خاستگاههای مهم طرح موضوع حکمرانی محلهمحور را باید در تجربههای اخیر جامعه جستوجو کرد، گفت: در جریان جنگ رمضان، آنچه توانست جمهوری اسلامی را حفظ کند، حضور مردم در میدان و بهویژه حضور محلهای آنان بود.
وی افزود: حضور مردم فقط به خیابانها و میادین اصلی شهر محدود نبود، بلکه در مناطق مختلف و محلههای گوناگون نیز مردم حضور پررنگی داشتند و همین حضور مردمی، به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی، موجب حفظ انقلاب و ایجاد جرأت و انگیزه برای نیروهای نظامی در دفاع از کشور شد.
ردادی ادامه داد: در کنار حضور خیابانی، کمکهای محلی مردم نیز بسیار پررنگ بود؛ به این معنا که اگر منطقهای مورد تهاجم قرار میگرفت، نخستین کسانی که برای کمک وارد میدان میشدند، مردم همان منطقه بودند. حتی گروههای جهادی نیز بدون همکاری و همراهی افراد محلی امکان انجام بسیاری از فعالیتها را نداشتند و از طریق معتمدین، افراد اثرگذار و متنفذان محله در آن مناطق حضور پیدا میکردند.
وی تصریح کرد: بنابراین میتوان گفت در جنگ رمضان، ظرفیت محله و حضور مردم در مقیاس محلهای برجسته شد و این تجربه میتواند بهعنوان یک الگو و مدل قابل نهادینه شدن و تبدیل به سیاست مورد توجه قرار گیرد.
حکمرانی محلهمحور مفهومی بیگانه با تجربه انقلاب اسلامی نیست
ردادی با تأکید بر اینکه حکمرانی محلهمحور مفهومی وارداتی یا تازهکشفشده نیست، گفت: این تصور که حکمرانی محلهمحور مفهومی است که از غرب آمده یا به تازگی مطرح شده، نادرست است؛ چراکه در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی نیز این رویکرد وجود داشت و کمیتههای انقلاب در محلهها شکل میگرفتند.
وی ادامه داد: بسیج محلات نیز محل اعزام نیرو و سازماندهی ظرفیتهای مردمی بود و مساجد محور بسیاری از فعالیتهای انقلابی و اجتماعی قرار داشتند. بنابراین جامعه ایرانی و بهویژه جریان انقلاب اسلامی با مفهوم محلهمحوری بیگانه نبوده و نیست.
تضعیف ارتباطات اجتماعی، ضرورت حکمرانی محلهای را دوچندان کرده است
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یکی دیگر از دلایل ضرورت توجه به حکمرانی محلهمحور را وضعیت کنونی ارتباطات اجتماعی دانست و اظهار داشت: واقعیت این است که ارتباطات افقی در جامعه تضعیف شده و حتی بخش مهمی از ارتباطات عمودی میان مردم و حاکمیت نیز کمرنگ شده است؛ چراکه مردم تا حدی ارتباط خود با یکدیگر را از دست دادهاند.
وی خاطرنشان کرد: اگر ارتباطات افقی و پیوندهای اجتماعی میان مردم قوی باشد، ارتباط میان مردم و حاکمیت نیز مستحکمتر خواهد شد. در واقع جامعهای که از گروهها و شبکههای اجتماعی منسجم برخوردار است، ظرفیت بیشتری برای گفتوگو، مطالبهگری و تعامل با حاکمیت دارد.
ردادی با اشاره به تجربه جوامع غربی گفت: احزاب و گروههای اجتماعی در غرب توانستهاند با حاکمیت ارتباط برقرار کنند و بر فرآیندهای سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار باشند؛ زیرا افراد در قالب جامعه مدنی، احزاب، سازمانهای مردمنهاد و گروههای اجتماعی منسجم در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
وی افزود: اگر افراد در غرب نیز به صورت کاملاً فردی و اتمیزهشده حضور داشتند، نمیتوانستند ارتباط مؤثری با حاکمیت برقرار کنند. بنابراین، تقویت ارتباط میان مردم و همچنین ارتباط مردم با حاکمیت، نیازمند ایجاد شبکههایی است که افراد را به یکدیگر متصل کند و محله میتواند یکی از مهمترین بسترهای تحقق این امر باشد.
بازسازی جامعه از مسیر بازسازی محله
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: حکمرانی محلهمحور میتواند زمینه بازسازی جامعه را فراهم کند؛ چراکه یکی از نیازهای جدی امروز، بازسازی پیوندهای اجتماعی است و این بازسازی میتواند از سطح محله آغاز شود.
وی در تشریح تصویری کلی از حکمرانی محلهمحور گفت: این حکمرانی باید تا حد زیادی از ظرفیتهای خودجوش موجود در هر محله استفاده کند. در هر محله معمولاً افراد معتمد، متنفذ، اثرگذار و مورد اعتماد مردم شناخته شدهاند و این افراد میتوانند بهعنوان محور حکمرانی محلهمحور ایفای نقش کنند.
ردادی افزود: بنابراین حکمرانی محلهمحور لزوماً به معنای ایجاد ساختارهای اداری جدید نیست، بلکه باید ظرفیتهای موجود در هر محله شناسایی و به یکدیگر متصل شوند تا بتوانند مسائل محله را با مشارکت خود مردم پیگیری و حل کنند.
مسجد میتواند محور حکمرانی محلهمحور باشد
وی با اشاره به جایگاه مسجد در تحقق حکمرانی محلهمحور اظهار داشت: بخش مهم دیگری از این حکمرانی به مسجد بازمیگردد. با توجه به سابقهای که از ابتدای انقلاب اسلامی داریم، اگر قرار باشد حکمرانی محلهمحور تحقق پیدا کند، مسجد میتواند محور این جریان باشد.
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: بسیاری از تجمعات و حرکتهای خودجوش مردمی در شرایط اخیر نیز از طریق مساجد سازماندهی شده است و این تجربه نشان میدهد که مسجد همچنان میتواند بهعنوان یک پایگاه اجتماعی، زمینه ارتباط، سازماندهی و همافزایی ظرفیتهای محله را فراهم کند.
ضرورت شبکهسازی میان نهادهای موجود محله
ردادی تأکید کرد: یکی از اصول مهم حکمرانی محلهمحور این است که نباید به دنبال تأسیس نهادهای جدید در محله باشیم؛ بلکه باید از نهادهای محلی موجود استفاده کنیم. در بسیاری از محلهها ظرفیتهای ارزشمندی وجود دارد که در صورت اتصال و شبکهسازی میتوانند مسئولیتهای بیشتری بر عهده بگیرند.
وی با اشاره به ظرفیت گروههای جهادی، هیئتها، مؤسسات خیریه و صندوقهای قرضالحسنه گفت: این نهادها هماکنون در محلهها فعالیت میکنند، اما مسئولیتهای آنها محدود و پراکنده است. مسئله اصلی این است که این ظرفیتها باید به یکدیگر متصل و شبکه شوند و تحت یک نظام هماهنگ قرار گیرند.
ردادی خاطرنشان کرد: گروههای جهادی، هیئتها، خیریهها، صندوقهای قرضالحسنه و سایر مجموعههای مردمی، هرکدام بخشی از مسائل محله را دنبال میکنند؛ اما اگر این مجموعهها بتوانند با محوریت ظرفیتهای مورد اعتماد مردم، از جمله مسجد، با یکدیگر ارتباط پیدا کنند، ظرفیت بسیار بزرگتری برای حل مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی محله شکل خواهد گرفت.
وی در پایان تأکید کرد: حکمرانی محلهمحور به معنای ایجاد یک ساختار جدید و تحمیلشده از بالا نیست، بلکه باید بر ظرفیتهای موجود، اعتماد اجتماعی، شبکههای مردمی، مساجد و نهادهای محلی استوار شود. اگر این ظرفیتها به یکدیگر متصل و منسجم شوند، میتوان امیدوار بود که حضور مردم از یک حرکت مقطعی و خودجوش به یک مشارکت پایدار و مؤثر در اداره امور جامعه تبدیل شود.
نظر شما