به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم،مسجد در منظومه فکری و عملی اسلام، از ابتدا فراتر از یک مکان عبادی تعریف شده است. از مسجدالنبی(ص) در مدینه تا مسجد کوفه در دوران امیرالمؤمنین(ع)، مسجد کانونی برای حضور مردم، گفتوگو، مشورت، تصمیمگیری و حل مسائل اجتماعی بوده است. در این میان، میتوان از ظرفیتی سخن گفت که شاید در ادبیات امروز کمتر به آن پرداخته شده است؛ «دیپلماسی مسجدی»؛ الگویی که بر گفتوگو، اقناع، مشارکت عمومی و حل مناقشات بدون خشونت استوار است. در همین راستا گفتگویی انجام داده ایم با حجت الاسلام والمسلمین حامد قرائتی عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم و نویسنده کتابهای «کارکرد دینی و سیاسی اماکن مذهبی تهران در دوران قاجار» و «مساجد مشهور جهان» که در پی می آید؛
به عنوان سوال اول در خصوص پیشینه و مفهوم دیپلماسی مسجدی بفرمایید؟
بنیان نهادن مسجد از اولین اقدامات رسول خدا(ص) پس از هجرت به مدینه و شکل گیری نظام اسلامی بود. رسول خدا(ص) مهم ترین فرامین، مشورتها، تقسیم کار و تعیین مسئولیت ها را در مسجد انجام می دادند. این تدبیر علاوه بر ایجاد بستر عمومی برای مشارکت آحاد جامعه در تصمیم ها، فرصت اظهار نظر و تضارب آراء را فراهم می نمود. همچنین رانت ها و فرصت های انحصاری را از بین برده و سایه منفعت طلبی حزبی، قبیلگی، قومیتی و صنفی را از سر تصمیم های عمومی بر می داشت. در سایه دیپلماسی مسجدی بود که جامعه قبیله محور حجاز توانست یک دولت کارآمد، موفق و خلاق را تجربه نموده و حتی المقدور جامعه را از بحران ها و تنش های غیر ضروری نجات دهد. نظامی که توانست بین مشروعیت و مقبولیت، حزب گرایی و دولت گرایی، استقلال و آزادی، دین داری و مردم سالاری، نسبت معقولی را حاکم نماید.
در عصر نبوی گرچه هر قبیله، صنف یا محله مجاز به تاسیس مسجد بودند اما نمی توانستند مسجد را به ارگانی حزبی یا صنفی تبدیل نمایند. حضور تمام آحاد جامعه در هر مسجد مجاز بوده و هیچ شخص یا گروهی، حتی بنیانگذاران مسجد حق نداشتند مردم را از حضور و مشارکت در فعالیت های مسجد حتی برای ساعتی منع نمایند. در چنین شرائطی مساجد تحت نظارت عموم جامعه قرار داشت. از طرفی دیگر هر شهر دارای یک مسجد جامع بود که در عهد نبوی و قرون نخستین لزوما حاکم شهر امامت آن را بر عهده داشت. مسجد جامع اختصاص به هیچ قبیله یا محله ای نداشته و تمامی گروه ها، اصناف و جریان ها مجاز به شرکت در برنامه های آن بوده و در آن حاکم و مردم بی واسطه از دیدگاه های یکدیگر مطلع می شدند حتی اگر تضارب آراء گاه به مشاجره می کشید اما می توانست تعدیل کننده هیجانات و درگیری های اجتماعی بیرون از مسجد باشد. سخنان و مواضع احاد جامعه و جریان ها در مساجد محترم و مسموع واقع شده و در مواردی به تصمیم گیری های بزرگ و حتی عزل حاکم بدون درگیری منجر می شد.
در مساجد محله یا قبیله مسائل هر محله یا قبیله مطرح شده و دیدگاه ها حول آن مورد بررسی قرار می گرفت. در مساجد جامع نیز به نقد و بررسی مسائل و راهکارهای حل آن، در مقیاس های بزرگتر اقدام می شد. به عنوان نمونه امام علی(ع) حتی از اظهار نظرهای تند خوارج در مسجد جامع جلوگیری نمی کرده و از فراهم بودن فضای گفتگو در مسجد دفاع می نمودند. مهمترین رویکردها، تصمیم ها و مواضع امام علی(ع) در عصر خلافت و حکمرانی در ضمن خطبه هایی در مسجد کوفه اعلام می شد. و مردم و نمایندگان اجتماعی می توانستند پس و حتی در اثناء آن به گفتگو با حضرت مبادرت نمایند. نه تنها در قرون نخستین و میانه بلکه در عصر حاضر و به رغم تاسیس نهادهای اجتماعی و مدنی متعدد اما باز هم مساجد کانون رخدادها و تحولات بزرگ در جوامع اسلامی بوده و هر زمان که دیپلماسی مسجد از سوی حکمرانان به رسمیت شناخته نمی شود. مطالبات و مناقشات اجتماعی و سیاسی در قالب درگیری و خشونت به میادین و خیابان ها کشیده شده و یا با انتقال به سفارتخانه های بیگانه مورد سوء استفاده قرار می گرفت.
در یک تعریف ساده و کاربردی می توان دیپلماسی مسجد را ساز و کار تنظیم مناسبات، حل مناقشات و دفاع از منافع عمومی در جامعه اسلامی، مبتنی بر اصول مشترک اسلامی و اقناع طرفین و بدون استفاده از اعمال خشونت تعبیر نمود.
نظر شما درباره تاثیرات داخلی، منطقه ای و جهانی دیپلماسی مسجدی چیست؟
جهان اسلام در عصر حاضر درگیر تحولات و دگرگونی های شگرفی است. در خصوص علل، چگونگی و پیامدهای این تحولات دیدگاه های متعدد و متنوعی مطرح شده است. صرف نظر از اینکه ادعای کدامیک از مدعیان با معارف دینی و واقعیت های موجود نزدیکتر است باید به این مسئله متمرکز شد که ساز و کار تعامل و مناسبات از طرفی و حل و فصل مناقشات تمدن سوز از طرف دیگر، چه بوده و چگونه می توان از هزینه شدن توان فکری، تمدنی و سیاسی جهان اسلام در تقابل بایکدیگر، اجتناب نمود. به نظر می رسد راهکار رهایی از این همسوزی تمدنی روی آوردن به دیپلماسی به معنای اتخاذ راهکاری برای مدیریت روابط، مناسبات، تحصیل منافع و مصالح بدون اعمال قدرت و خشونت خواهد بود.
در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که شرائط نامطلوب حاکم بر جهان اسلام بیش از آنکه معلول دسیسه های بیگانگان باشد محصول عدم اتخاذ دیپلماسی و ساز و کار تعامل و هم افزایی در میان کشورها و ملت های مسلمان است. اولویت یافتن غیریت های فرقه ای بر سیاست های کلی برخی کشورهای اسلامی و استمرار مباحثات بی پایان نظری در این حوزه باعث شده تا دیوارهای مناقشات هر چه بیشتر مرتفع شده و جذابیت زیادی برای اعمال نفوذ و استعمار بیگانگان و استفاده یا توسعه این ظرفیت از سوی دشمنان، فراهم شود. چنین فضایی باعث شده تا اصل توام بودن سعادت مادی و معنوی و حیات دینی و دنیوی در مواردی در حد نظریه باقی مانده و متولیان هر یک نتوانند یکدیگر را در پیمودن مسیر تعالی امت اسلامی یاری رسانند. تا جائیکه در بسیاری از کشورهای اسلامی، متولیان امر دین از ورود به عرصه های مختلف فرهنگی و تمدنی باز داشته شده اند.
جریان های فعال در جوامع اسلامی به دلیل فقدان ساز و کارهای تعامل و هم افزایی اسلامی یا اعمال ساز و کارهای غربی و بیگانه از جوامع اسلامی هر یک خود را مصلح کل و دیگری را عامل نفوذ یا منشا ناکامی معرفی می نمایند. چنین مناقشاتی هم مردم و جامعه را از رویکردهای اسلامی مایوس ساخته و هم ناخواسته جریان های سکولار را منجی رهایی از این مناقشات می نمایانند.
اینکه به چه میزان با این تصویر موافق یا مخالف بوده و شرائط موجود را ناشی از عملکردهای نادرست گذشته بدانیم و یا مقدمه ی پیروزی های بزرگ برشماریم اما این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که قدرت های تمدنی و سیاسی موجود در جهان اسلام یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در حال تقابلهای پر هزینه و فرصت ساز برای دشمنان مشترک می باشند. شرائطی که سایر کشورها و ملت های مسلمان را وادار به قرار گرفتن در ذیل یکی از این مدعیان و یا ملحق شدن به قدرت های فرا جهان اسلامی ساخته است. و این موضوع نیازمند بررسی های آسیب شناسانه، جدی، شجاعانه و غیر جانبدارانه است.
در این میان به نظر می رسد دیپلماسی مسجد در کنار سایر نهادها، در دو سطح داخلی و خارجی می تواند تسهیل کننده ساز و کارهای گفتگوها و تعاملات نظری و عملی باشد.
در عرصه داخلی مساجد به عنوان کانون های اسلامی و مبتنی بر تصمیم جامعه متدینین می تواند در عین احترام به متغیرهای فرهنگی، مذهبی و ملی هر یک از ملل مسلمان، ایشان را به اصول و منافع مشترک امت اسلامی رهنون سازد. در تعالیم قرآن کریم، سنت نبوی و سیره اهل بیت(علیهم السلام) :
• مساجد متعلق به خدا بوده «مساجد الله» و هیچ حزب و جریانی حق اداره مسجد بر خلاف شاون آن را ندارد.
• آباد کنندگان مساجد مومنانی هستند که از غیر خدا نمی ترسند «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ»
• هیچ شخص حقیقی یا حقوقی حق ندارد بر اساس ملاکهای جریانی، سیاسی و حتی مذهبی خود، دیگر مسلمانان را از ورود و حضور در مساجد منع نماید «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَیٰ فِی خَرَابِهَا ۚ أُولَٰئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِینَ ۚ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ» در این آیه و آیه دیگر «ان الذین کفروا و یعدون عن سبیل الله و المسجدالحرام الذی جعلناه للناس سواء العاکف فیه و البادو من یرد فیه بالحاد بظلم نذقه من عذاب ألیم» و خداوند حرمت شکنان مساجد را به عذابی «عظیم» و «الیم» و عده داده است.
• صنف و شغل و حزب ابزار برتری جویی و سلطه طلبی در مسجد به طور خاص یا جامعه به طور عام نیست. بلکه فرصت استقلال، عزت، ایفاء مسئولیت و برطرف ساختن نیازهای برادران ایمانی است.
• پایبندی به قوانین و اصول مشترک و تحصیل سطحی حداقلی از طهارت ظاهری و باطنی شرط عضویت و بهره مندی از حقوق اجتماعی بوده و در تعارض منافع عمومی و شخصی نمی توان، حقوق دیگران و شان عمومی جامعه را نادیده گرفت.
• در مسجد مهم تر از شان های اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی، رعایت نظم و حقوق عامه از اولویت بیشتری برخوردار بوده و عدم رعایت انتظام و انسجام اجتماعی نه تنها موجب قطع ارتباط از ولایت امام(جماعت) بلکه در مواردی موجب اختلال در ارتباط دیگران نیز خواهد شد.
• اهل مسجد به عنوان (مدلی از جامعه ایده آل اسلامی) نباید نسبت به تنش ها، اختلالها و بحرانها بی تفاوت بوده و حتی پیش از اقامه نماز به رفع و حل معضل از جامعه اسلامی همت گمارند. از این رو نباید از زیر آن شانه خالی کرده و یا آن را وسیله تخریب دیگری سازند.
• امام راتب (پیشوای دارای صلاحیت موجود) بر امام وارد(پیشوای دارای صلاحیت مدعی) اولویت داشته و اختلال در قواعد و رویه های موجود و تغییرهای مخل به نظم و آرامش حتی در صورت احراز صلاحیت امام وارد، قابل پذیرش نیست.
• تنظیم رابطه و نسبت بین مشروعیت و مقبولیت از دیگر اصول دیپلماسی مسجدی است. اینکه مشروعیت «شرط لازم» اما کافی نیست و مدعی پیشوایی باید در کنار دارا بودن صلاحیت، مورد پذیرش جامعه مومنین در مسجد نیز باشد. در این خصوص حتی ملاک های پیشوایی در شرائط عادی و اضطراری و در شرائط فقدان پیشوا، همگی شاه کلیدهای حل تعارض در عرصه عام اجتماعی است.
نقش مسجد در تربیت سیاسی جامعه؟
آنچه امروزه برای بسیاری از دلسوزان در جهان اسلام آشکار شده غفلت از نقش مسجد در تربیت سیاسی جامعه و عدم استفاده از مدل مسجد در دیپلماسی داخلی و خارجی جهان اسلام است. مساجد به دلالت آیات پیش گفته و روایات متعدد و تجربه تاریخی، در صورتی که از سیطره انحصاری قدرتها و سنتهای غیر دینی یا صرفا فرقه ای رهایی یابند و به کارکرد متقن خود در تعالیم اسلامی بازگردند می توانند تنظیم کننده روابط و مناسبات در میان مسلمانان در هر سبک و سلیقه و مذهب باشند. امروزه نیز گرچه در مواردی مساجد به تریبون و قرارگاه انحصاری برخی مذاهب و احزاب بدل گشته اند اما قاطبه آنها مدافع حقوق و مصالح عمومی مسلمانان از هر مذهب و قومیتی می باشند.
در جامعه اسلامی ایران و به ویژه پس از جنگ تحمیلی دوم و سوم و شهادت قائد امت آنچه جامعه را از تلاطم و هرج و مرج نجات داد نقش آفرینی تربیت شدگان مکتب مسجد و پیاده شدن نسبی دیپلماسی مسجد بود. در این مقطع که دشمنان اسلامیت و ایرانیت هجمه همه جانبه ای را علیه جامعه و امت اسلامی مان رقم زدند مردم از اقشار و اصناف و احزاب مختلف در پاسخ به دعوت پیشوای شهید خود مبنی بر امت مبعوث و با تکیه بر اصولی که معتدمین امت در مساجد فرا گرفته بودند نسبت به هجمه و تهدید بی تفاوت نمانده و صفوف جامعه را فشرده ساخته و هر یک مبتنی بر استعداد و ظرفیت فردی، خانوادگی و اجتماعی خود به نقش آفرینی در صیانت از جامعه و نظام اسلامی پرداختند. در این میان برخی به عنوان مدعیان خود خوانده تلاش داشتند تا این تجمعات مومنانه و مسئولانه دینی و اجتماعی را به نفع حزب و صنف خود مصادره نمایند اما مردم مبعوث نظام و انقلاب خود را همچون مسجد و حرم مقدس دانسته و با سعه صدر از آن صیانت نمودند.
در سایر ملل اسلامی نیز مسجد و اهل آن به عنوان نجباء هر صنف و شهر و محله، فعال ترین و قابل اعتماد ترین گروه های اجتماعی در نقش آفرینی مسئولانه و غیر جانبدارانه مبتنی بر مصالح امت اسلامی هستند و اگر جوامع اسلامی بیش از پیش به تعالیم اجتماعی مسجد متفتن و ملتفت گردند حتما کمتر دچار منازعات تمدن سوزانه داخلی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی خواهند شد.
در عرصه جهان اسلام نیز به نظر می رسد نقش مسجد در کنار سایر مولفه های سیاسی و اجتماعی، نقشی کم نظیری است. چه اینکه از دیرباز خدمت به مسجد الاحرام و زائران آن یکی از ملاکهای مشروعیت مدعیان خلافت های شرقی(عباسی) و غربی (امویان و فاطمیان) بوده است. و مسلمانان مناطق مختلف، فارق از اینکه در قلمروی چه دولت و خلافتی می زیستند هر ساله با هدف انجام مناسک حج به مسجد الحرام و حرم رهسپار شده و به دور از غیریت سازی ها و تصویرسازی های بازیگران داخلی و خارجی بدون هیچ واسطه ای به گفتگو و تعامل پرداخته و همزیستی بر پایه امت واحد اسلامی را تجربه می نمودند. ساز و کاری که در کنار به رسمیت شناساندن قلمروهای سیاسی، فرهنگی، قومیتی و حتی مذهبی می تواند از اقوام و مذاهب مختلف امت واحد مسلمان بسازد. شاید به همین دلیل است که متفکران مسلمان از شیعه و سنی رقیب سازی برای مسجد الحرام در هر قالب و شکلی را مضر به این کارکرد مسجدالحرام دانسته اند. راهکاری که در قرون نخستین اسلامی امویان با ترویج انجام مناسک حج در بیت المقدس اتخاذ نموده و یا فرقه های نوظهور با کعبه سازی و قبله سازی تلاش نمودند از دایره این ولایت خارج گردند. اما تحقق وعده الهی بر گرفتاری به عذاب «عظیم» یا «الیم» این فرصت را از ایشان گرفت.
توجه نظری و تمرین عملی قاطبه مسلمانان در ایام و مناسک حج، تداعی گر دیپلماسی مسجد محور در محترم شمردن تمامی مذاهب و قلمروهای قومی، فرهنگی و سیاسی و در عین حال تنظیم کننده مناسبات و روابط در راستای مصالح و اصول مشترک می باشد. امروز به رغم تمامی کاستی ها و ظرفیت های خالی مانده حج اما حج گزاران از کشورها و مذاهب مختلف و حتی در زمانی که در معرکه های جنگ با یکدیگر در نبرد می باشند اما در دایره قداست و گفتمان مسجد الحرام، در کنار یکدیگر قرار گرفته و فرصت گفتگو و پیگیری مناقشات در فضایی غیر نظامی و خشونت آمیز را می یابند.
مسجد الحرام در عرصه ایجابی و مسجد الاقصی در عرصه سلبی یادآور اولویت های جهان اسلام در ارتباط و مناسبات با دیگران است. مظلومیت مسجد الاقصی و اهل آن، نقطه کانونی باور هر مسلمان نجات یافته از امواج گرداب جهالت است. به رسمیت شناختن هویت اسلامی مسجد الاقصی، مظلویت مردم فلسطین به عنوان اهالی مسجد الاقصی و غاصب دانستن اشغالگران صهیونیست و حامیانشان، یک اصل در برقراری روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای تمامی ملت های مسلمان است. چه دولتها قادر به فهم و درک آن باشند و چه نباشند.
و در پایان توصیه می شود تا حوزه ها و مراکز دینی و متولیان امر دین به دور از ساز و کارهای بیگانه از تعالیم دینی و با تمرکز بر ثروت و ظرفیتی که در اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام با عنوان دیپلماسی مسجدی در اختیار دارند، به تبیین عالمانه و اجرائی ساختن این ظرفیت همت گماشته و دعوت دولتمردان در این خصوص را اجابت نمایند.
نظر شما