حجت الاسلام «حمیدرضا مطهری» عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان به مناسبت سالروز شهادت امام عسکری علیه السلام به تدابیر ایشان برای حفظ جان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره و اظهار کرد: یکی از تدابیر و اقدامات مهم و موثر امام علیه السلام مخفی نگهداشتن بارداری نرجسخاتون (مادر امام زمان) بود؛ بهگونهای که هیچکس از این مسئله آگاهی نداشت؛ حتی عمه امام عسکری (حکیمه) هم از این موضوع بیاطلاع بود و زمانی که امام از ایشان خواست نزد آنها بماند چون خداوند فرزندی به آنها عطا میکند، ایشان تعجب کرد و از امام پرسید: مادرش کیست؟ من اثری از بارداری در نرجسخاتون ندیدهام.
وی تصریح کرد: این گزارش، دلالت بر عدم اطلاع او از بارداری حضرت نرجس خاتون دارد. همچنین، نشاندهنده اوضاع و شرایط سخت و خطرناکی است که امام در آن قرار داشته و این مسئله را تا آن زمان از ایشان نیز مخفی کرده است؛ درحالیکه طبق گزارش منابع، نرجس از کنیزان حکیمه بوده یا حداقل برای مدتی به امر امام هادی علیه السلام در خانه او و تحت تعلیم ایشان بوده است.
مخفی نگاه داشتن ولادت حضرت صاحبالأمر
حجت الاسلام مطهری خاطرنشان کرد: امام اگر میخواست این مسئله را زودتر به ایشان اطلاع دهد، قطعاً این کار را میکرد؛ اما این امر را تا شب ولادت فرزند خویش به او اطلاع نداده است. پس، قطعاً حضرت اهدافی از این کار داشت که مهمترین آن، حفظ جان فرزندش بود؛ چون ممکن بود این خبر دهانبهدهان بچرخد و دیگران هم مطلع شوند. پس، طبیعی است که امام این مسئله را به طریق اولی از اغیار نیز مخفی کند.
کارشناس تاریخ اسلام مخفی نگهداشتن ولادت حضرت صاحبالأمر را از دیگر تدابیر امام عسکری علیه السلام برشمرد و گفت: اگرچه مرسوم است که وقتی کسی صاحب فرزند میشود، اقوام و خویشان و نزدیکان از این مسئله باخبر میشوند و در موقع وضع حمل، حداقل یک قابله یا زنان نزدیک، برای کمک به وضع حمل زن باردار حضور مییابند؛ اما زمان و مکان ولادت امام عصر، بر همگان مخفی بود و فقط عده معدودی مانند عمه امام عسکری و خادمان حضرت، از این موضوع مطلع بودند. این مخفیکاری، با وجود سختگیریها و کنترل رفتوآمدهای منزل امام، امری طبیعی است.
امام حتی عقیقه کردن برای فرزندش را به اصحاب واگذار کرد
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: البته همین مخفی نگهداشتن ولادت حضرت، باعث اختلاف نظر در مورد زمان و حتی مکان ولادت ایشان شده است. امام برای این مسئله نیز تدابیری اندیشیده بود؛ از جمله اینکه فرزندشان را به برخی یاران خود نشان داد و یا خبر ولادت ایشان را به اطلاع خواص و معتمدان خویش رساند.
مطهری گفت: واگذاری امر عقیقه به اصحاب از دیگر اقدامات امام عسکری در این زمینه بود. عقیقه کردن، یکی از سنّتهای حسنهای است که در روایات بر آن تأکید شده است و امامان خود نیز برای فرزندانشان این کار را انجام می دادند؛ اما در زمان امام عسکری از آنجا که ایشان قصد داشت کسی، بهخصوص خلفای عباسی، از تولد فرزندش آگاه نشود، زمانی که خواست برای ایشان عقیقه کند، خود این کار را انجام نداد و آن را به برخی اصحاب خویش محول کرد که گزارشهای متعددی به آن اشاره کردهاند.
وی خاطرنشان کرد: از جمله «مسعودی» از «ابراهیم بن ادریس» روایت کرده که امام عسکری علیه السلام دو رأس قوچ نزد او فرستاد و نوشت: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. این دو رأس قوچ را برای مولای خود (حضرت مهدی) عقیقه کن و خدا برای تو گوارا کند و به برادران خود هم اطعام کن.» من هم امرِ امام را اطاعت کردم. همچنین شیخ صدوق میگوید: امام به «ابوعمرو» دستور داد نان و گوشت تهیه نماید و بین بنیهاشم تقسیم کند و چند گوسفند هم عقیقه نماید.

تنها برخی از خواص از ولادت فرزند امام مطلع بودند
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی خبر ولادت فرزند به برخی خواص را از دیگر اقدامات امام برای حفظ جان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف برشمرد و گفت: امام عسکری که ولادت فرزند خویش را از بیم جان ایشان از همگان مخفی نموده بود، بعدها خبر ولادت فرزند خویش را به برخی یاران خاص خود میدهد؛ چون مخفی نگهداشتن ولادت حضرت، باعث حیرت و سرگردانی شیعیان در آینده میشد؛ ولی باز به آنها هم تأکید میکند که این خبر را مخفی نگاه دارند. ایشان به صورت حضوری یا مکاتبهای، این خبر را به آنها میدهد. در نامهای که امام به «احمد بن اسحاق» مینویسد، به او میگوید: «فرزندی برای ما متولد شده. آن را از همه مردم مخفی بدار که ما آن را جز به دوستان خویش اظهار نکنیم. خواستیم خبر را به تو اعلام کنیم تا خدا همانطورکه ما را شاد کرد، تو را هم شاد کند.» و یا گزارش «حسن بن منذر» از «حمزة بن ابیالفتح» که فردای تولد حضرت، خبر تولد او را میدهد و تأکید امام بر مخفی نگهداشتن آن را هم بیان میکند.
دستور امام به اصحاب برای پنهان کردن خبر دیدار فرزندش
حجت الاسلام مطهری تصریح کرد: معرفی و نشان دادن فرزند به اصحاب خاص و مورد اطمینان هم اقدام دیگر امام عسکری بود. امام از همان اوایل ولادت فرزندش، تمهیداتی را بهکار برد تا هم جان فرزندش را حفظ کند و هم شیعیان را پس از خود، از حیرت و انحراف نجات دهد. بنابراین، در موقعیتهای متعدد، ایشان را به برخی از یاران و اصحاب خاصّ خود، مانند «عمرو اهوازی» و «ابونصر خادم» نشان داد و آنها را به پنهان نگاه داشتن این دیدار امر کرد.
وی افزود: از «ابوغانم خادم» روایت شده که امام عسکری در روز سوم ولادت فرزندش، ایشان را به برخی از اصحابش نشان داد و او را بهعنوان امام و جانشین خود که زمین را پُر از قسط و عدل میکند، معرفی نمود. در جای دیگر، «احمد بن اسحاق» در دیدارش با امام عسکری در مورد جانشین ایشان میپرسد که امام فرزندش را به او نشان میدهد و میگوید: «اگر گرامی نبودی، فرزندم را به تو نشان نمیدادم. پس، آن را پنهان کن که این، امری الهی و سرّی ربوبی و غیبی است.»
کارشناس تاریخ اسلام گفت: در گزارش دیگر، امام در جلسهای که چهل نفر از اصحاب به دیدارش میآیند، فرزندش را به آنها نشان میدهد و ابراز میدارد که او امام و جانشینِ بعد از من است. نام برخی از این اصحاب عبارتاند از: «علی بن بلال»، «احمد بن هلال»، «حسن بن ایوب بن نوح»، «محمد بن عثمان بن عمری» و «محمد بن معاویة بن حکیم». گزارشهای دیگری نیز مانند گزارش «ابونصر خادم» و «یعقوب بن منقوش» در همین خصوص وجود دارد.
معرفی جانشین با ذکر نشانه ها و بدون ذکر نام او
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه به مسئله معرفی جانشین خود از طریق نشانه، بدون ذکر نام او اشاره کرد و این کار دیگر اقدامات امام برشمرد و گفت: در راستای تدابیر امام عسکری، آن حضرت در ضمن نامههایی که به دوستان و اصحاب و وکلای خود مینویسد و یا در مواردی که برخی یاران حضرت از ایشان در مورد امامِ پس از ایشان میپرسند، امام بدون اینکه نامی از فرزندش ببرد یا او را با اسم و کنیه بخواند، با دادن نشانههایی به یارانش، مانع از گمراهی آنها میشود و کمک میکند که امام زمان خود را بشناسند. البته این تدبیر امام، از آن جهت بود که اگر نامی از فرزندش میبُرد، جان حضرت به خطر میافتاد. به همین جهت، در موارد متعدد با دادن نشانی، ایشان را معرفی میکند. شیخ صدوق در این باره نقل میکند: امام عسکری علیه السلام اواخر عمر مبارک خویش، خبر از شهادت خود میدهد و در پاسخ ابوالادیان که از جانشینش سؤال میکند، نشانههایی میدهد که او را بشناسند؛ از جمله میفرماید: «کسی که بر من نماز بخواند و پاسخ نامههای شما را بدهد و از آنچه در همیان (کیسهای) که دست شماست، خبر دهد، جانشین من است.»

تغییر محل اقامت امام عصر علیه السلام
وی خاطرنشان کرد: تغییر محلّ اقامت حضرت حجت یکی از راهبردهای امام عسکری علیه السلام برای حفظ جان حضرت مهدی بود. شیخ صدوق نقل میکند که امام عسکری چهل روز پس از اینکه فرزندش به دنیا آمد، او را به مکانی نامعلوم فرستاد و سپس، او را به مادرش بازگرداند.
کارشناس تاریخ اسلام گفت: از آنجاکه فشارها و سختگیریها بر امام عسکری علیه السلام افزایش یافته بود و جاسوسان اخبار خانه حضرت را به دستگاه خلافت گزارش میدادند و بیم دستیابی به فرزندش وجود داشت، ایشان در سال ۲۵۹ قمری قبل از رحلت خود، از مادرش درخواست کرد تا به حج مشرف شود. او اوضاع و حوادثی را که پس از خودش رخ میدهد، برای مادرش شرح داد و پسرش را با او به همراه «احمد بن محمد بن مطهر» به عنوان محافظ آنها به مکه فرستاد تا از سامرا و چشم عباسیان دور باشد. ممکن است برخی بگویند: این خبر، با حضور حضرت حجت در زمان شهادت پدر در سامرا سازگاری ندارد. در پاسخ باید گفت: اینطور نیست؛ چون همانگونهکه ما برای رفتن حضرت به مکه گزارش داریم، برای حضور ایشان در سامرا در زمان شهادت پدر بزرگوارشان نیز گزارشهایی وجود دارد؛ از جمله، گزارش «ابوالادیان» و «ابوالحسن علی بن سنان موصلی» که خبر از نماز خواندن حضرت بر پدرشان دارد و همچنین، دریافت وجوهات اهالی قم توسط ایشان را اثبات میکند.
مطهری ادامه داد: اگر در منابع گزارشی از سفر حضرت حجت از مکه به سامرا نیامده، دال بر عدم حضور امام در سامرا نیست. چه بسا این خبر نیز مانند بسیاری از وقایع تاریخی ثبت و ضبط نشده باشد. از طرفی، از نظر کلامی نیز برای شخص امام امر بعیدی نیست که بتواند در یک چشمبرهمزدن، از مکه به سامرا بیاید.
امام هفته ای دو بار در دربار عباسی حاضر می شد
حاضر شدن امام عسکری در دربار خلفای عباسی از دیگر اقدامات و تدابیر امام عسکری علیه السلام است که حجت الاسلام مطهری ضمن اشاره به آن تصریح کرد: خلفای عباسی همواره بر امام سختگیری میکردند؛ بهطوریکه چندین بار ایشان را به زندان انداختند و امام را بارها به دربار احضار کردند؛ بهگونهایکه امام هفتهای دو بار، یعنی دوشنبهها و پنج شنبهها، باید در دربار حاضر میشد. این احضار امام، به دلیل علاقه و دوستی عباسیان با او نبود؛ بلکه به منظور کنترل بیشتر امام بود.
وی یادآور شد: این احتمال، دور از ذهن نیست که رفتن امام به دربار، به جهت حفظ جان فرزندش بوده است؛ چون در گزارشهای متعدد داریم که وقتی دستگاه خلافت، امام را احضار میکرد، ایشان از این کار اکراه داشتهاند و برایشان سخت بوده ولی با این حال، به آنجا میرفتند؛ زیرا اگر از رفتن امتناع میورزید، احتمال حضور مأموران حکومتی در خانه حضرت، دور از انتظار نبود و اگر آنجا رفتوآمد میشد و آنجا را تفتیش میکردند، به فرزندش دست مییافتند. بنابراین، امام هرچند با اکراه، اما به دربار میرفت تا از این مسئله جلوگیری کند و جان فرزندش را حفظ نماید.
نهی از بردن نام امام/ آن حضرت را صاحب، ناحیه مقدسه و غریم یاد کرده اند
حجت الاسلام مطهری تصریح کرد: در اخبار و روایات متعدد از ائمه پیشین، از بردن نام حضرت نهی شده است؛ چنانکه فرمودهاند: «حلال نیست برای شما که او را به نام بخوانید.» «بردن نام او روا نیست تا آنکه قیام کند و زمین را پُر از عدلوداد گرداند؛ چنانکه پُر از ظلم و جور شده بود.» همچنین در مواردی، آن حضرت را با نامهایی مانند: صاحب، ناحیه مقدسه، غریم و... یاد کردهاند که رمز بین شیعیان بود و برای تقیه، این کار را میکردند. این شیوه، تدبیری بود که توسط ائمه قبل هم اندیشیده شده بود تا جان حضرت از خطر دشمنان حفظ شود.
وی ابراز کرد: در عصر امام عسکری علیه السلام نیز این روش ادامه داشت. گاهی حضرت در جواب سؤال برخی اصحاب، نام و کنیه حضرت حجت را بیان میفرمود؛ اما بر پنهان داشتن آن و حتی تحریم بردن نام و کنیه ایشان تأکید داشت. در روایتی از کتاب الغیبه «فضل بن شاذان» که «مستدرک الوسائل» آن را نقل کرده، آمده است که «محمد بن عبدالجبار» از امام عسکری علیه السلام میپرسد: یابن رسولالله! فدایتان شوم، دوست دارم بدانم امام و حجت خدا بر بندگان پس از شما کیست؟ امام فرمود: «امام و حجت خدا بعد از من، پسرم است که نامش نام رسول خدا و کنیهاش خاتم حجتهای خدا و خلفایش است و حلال نیست برای احدی که او را با نام یا کنیهاش قبل از خروجش بنامد.»
وصی قرار دادن مادر و عدم یادکرد از فرزندش در وصیتنامه
کارشناس تاریخ اسلام تاکید کرد: امام عسکری در اواخر عمر خود، موقوفات و اموالی را که نزدش بود، به مادر خویش سپرد و او را وصی خود تعیین کرد. ایشان، نه تنها ظاهراً فرزندش را وصی خود قرار نداد، بلکه در این وصیت، نامی از فرزند خود نیز نبرد. حضرت با این کار، قصد داشت از حساسیت عباسیان به فرزند خود بکاهد تا به جستوجوی او نپردازند؛ چون آنها با دیدن وصیت، وقتی نامی از فرزند ایشان نبود، فکر میکردند حضرت فرزندی ندارد که به مادرش وصیت کرده است و اگر فرزندی داشت، قطعاً به او وصیت میکرد و با این کار امام، دشمنان فریب خوردند. این گونه تدابیر ائمه، در گذشته هم سابقه داشته است؛ زمانی که امام صادق علیه السلام در وصیتنامه خود، منصور خلیفه عباسی، ربیع (از ندیمان منصور)، قاضی منصور، همسرش حمیده و امام کاظم علیه السلام را وصی خود معرفی میکند و اینگونه، توطئه عباسیان در خصوص کشتن وصیّ امام، خنثی میشود. با این تفاوت که امام صادق علیه السلام نام فرزندش را همردیف سایر افراد میآورد؛ ولی امام عسکری، اصلاً نامی از فرزندش نمیبرد. در هر دو صورت، این کارها به دلیل یک چیز است و آن، حفظ جان امامِ پس از خویش است.
وی خاطرنشان کرد: گزارش مسعودی نیز این خبر را تأیید میکند. وی به نقل از «احمد بن ابراهیم» که از عمه امام عسکری میپرسد: شیعه باید در دوران غیبت به چه کسی رجوع کند، میگوید که ایشان فرمود: باید به مادر امام اقتدا شود. در جواب احمدبن ابراهیم نیز که گفت: آیا یک زن، وصی امام است؟ ایشان میفرماید: همانطورکه امام حسین علیه السلام برای تقیه و پنهان داشتن امام سجاد، ظاهراً حضرت زینب را وصیّ خود قرار داد. امام عسکری هم این رویه را اتخاذ نمود. این روایت، بهخوبی نشان میدهد که امام عسکری علیه السلام در واقع، برای کاهش حساسیت عباسیان و حفظ جان فرزندش، مادرش را وصیّ خویش قرار میدهد.
نظر شما