به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، مساجد در سپهر تمدنی اسلام، نهادهایی چندوجهی برای مدیریت امور اجتماعی، قضاوت، تعاون و تعلیم و تربیت محسوب میشوند و فراتر از کارکرد عبادیِ صرف، کانونهای تصمیمسازی و گرهگشایی از مسائل امت اسلامی هستند؛ در گفتگوی اختصاصی شبستان با نماینده ولیفقیه در استان هرمزگان به مناسبت روز جهانی مسجد، ظرفیتهای راهبردی این پایگاههای مردمی به عنوان راهکاری برای گذار از رویکردهای محدود فعلی و بازآفرینی جایگاه تمدنی آنها در حیات جمعی جامعه، مورد واکاوی قرار گرفت.
در این تحلیل، مسجدالاقصی به عنوان حافظه تاریخی و اعتقادی امت اسلامی معرفی شد که مانع از تقلیل مسئله فلسطین به یک مناقشه صرفاً سیاسی یا جغرافیایی میشود؛ همچنین با تبیین مفهوم دیپلماسی مسجدی، بر ضرورت بهرهگیری از شبکه نخبگان و علمای مساجد برای مقابله با جریانهای اسلامستیز و دفاع از مظلومان تأکید شد؛ رویکردی که میتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی و دیپلماسیهای رسمی، بستری برای انسجام امت اسلامی و ترویج گفتمان عدالتخواهی در سطح جهانی فراهم کند.
تبیین الگوی مسجدمحوری از دیگر محورهای اصلی این گفتگو بود که ضرورت بازنگری در تعامل میان دستگاههای اجرایی و این نهاد مردمی را برجسته میسازد.
مسجدمحوری نه به معنای دولتیکردن مساجد یا انتقال وظایف حاکمیتی به آنان، بلکه به مفهوم بهرهگیری از ظرفیت نظارتی و اجرایی این کانونها برای پایش زودهنگام آسیبهای اجتماعی و مشارکت در حل مسائل محلی است؛ راهبردی که دولت را به پشتیبان و تسهیلگرِ استقلالِ مردمیِ مسجد تبدیل کرده و آن را به شریکی استراتژیک در حکمرانیِ کارآمد بدل میکند.
خبرنگار شبستان به مناسبت هفته خبرنگار به سراغ آیتالله عبادیزاده، نماینده ولیفقیه در هرمزگان و امام جمعه بندرعباس رفته و گفتگویی با وی انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
شبستان: مسجدالاقصی فراتر از یک بنای مذهبی، بهعنوان قبله نخست و مرکز ثقل هویت اسلامی، چه نقش راهبردی در بازدارندگی در برابر نقشههای تکفیری و اشغالگری صهیونیستها دارد؟ و چقدر قدسیت و جایگاه تاریخی مسجد مانع از تبدیل شدن این منطقه به یک پروژه صهیونیستی صرف و از دست رفتن حق حاکمیت مسلمین بر این سرزمین شده است؟
آیتالله عبادیزاده:مسجدالاقصی برای جهان اسلام صرفاً یک ساختمان، یک اثر تاریخی یا حتی تنها یک مکان عبادی نیست؛ مسجدالاقصی بخشی از حافظه اعتقادی، تاریخی و تمدنی امت اسلامی است.
وقتی از قبله نخست مسلمانان سخن میگوییم، با یک حقیقت هویتساز مواجه هستیم که قرنها نسلهای مسلمان را به قدس و فلسطین پیوند داده است.
یکی از اهداف اساسی جریان صهیونیستی این بوده و هست که مسئله فلسطین را از یک مسئله تاریخی، انسانی و اسلامی به یک اختلاف محدود سیاسی یا جغرافیایی تنزل دهد؛ مسجدالاقصی مانع بزرگی در برابر چنین پروژهای است، زیرا حضور این مسجد اجازه نمیدهد قدس از حافظه امت اسلامی پاک شود و مسئله فلسطین صرفاً به منازعهای میان چند بازیگر سیاسی تبدیل شود.
قدسیت مسجدالاقصی نوعی پیوند دائمی میان مسلمانان سراسر جهان و فلسطین ایجاد کرده است و به همین دلیل هرگونه تعرض به مسجدالاقصی، فارغ از مرزهای قومی، زبانی و جغرافیایی، حساسیت امت اسلامی را برمیانگیزد و این خود یکی از عناصر بازدارنده در برابر پروژههای تغییر هویت قدس است.
جریانهای تکفیری نیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، با ایجاد نزاعهای دروناسلامی عملاً ظرفیت امت اسلامی را از مسئله اصلی یعنی مقابله با اشغالگری منحرف میکنند؛ مسجدالاقصی در نقطه مقابل این جریان قرار دارد؛ زیرا یک نماد وحدتبخش است و میتواند مسلمانان را فراتر از مذاهب، قومیتها و مرزهای سیاسی بر یک مسئله مشترک گرد هم آورد.

شبستان: تلاش برای تخریب یا محدود کردن مساجد در اروپا و آمریکا، تنها یک برخورد با عقاید مذهبی نیست؛ به نظر شما فلسفه عمیقتر «مسجدهراسی» و تلاش برای از میان برداشتن این میراث تاریخی چیست؟ آیا این اقدامات در واقع تلاشی برای فلج کردن پایگاههای تمدنسازی و جلوگیری از حضور قدرتمند تمدن اسلامی در فضای عمومی و سیاسی غرب است؟
آیتالله عبادیزاده: باید میان نقد یک دین یا حتی اختلافات طبیعی فرهنگی با یک پروژه سازمانیافته برای ایجاد هراس از نمادهای اسلامی تفاوت قائل شد.
هرجا مسجد صرفاً به عنوان محل عبادت خصوصی دیده شود، ممکن است حساسیت چندانی ایجاد نکند؛ اما هنگامی که مسجد به مرکز هویتبخشی، تربیت نسل، انسجام اجتماعی، فعالیت خیرخواهانه و حضور مسئولانه مسلمانان در جامعه تبدیل میشود، برخی جریانهای افراطی و اسلامهراس آن را یک قدرت اجتماعی میبینند.
مسجد در تاریخ اسلام فقط محل نماز نبوده است؛ مسجد محل تعلیم، تربیت، قضاوت، تعاون اجتماعی، تصمیمسازی، کمک به محرومان و شکلگیری حرکتهای بزرگ اجتماعی بوده است؛ بنابراین اگر در برخی جوامع، جریانهایی در پی محدود ساختن مسجد یا ایجاد ترس اجتماعی نسبت به آن هستند، بخشی از مسئله به نگرانی آنان از ظهور یک هویت اسلامی فعال، آگاه و اثرگذار بازمیگردد.
اسلامهراسی در نهایت فقط به مسلمانان آسیب نمیزند؛ بلکه ارزشهایی مانند آزادی دین، همزیستی اجتماعی و حقوق شهروندی را نیز تهدید میکند و مسلمانان نیز باید با رفتار حکیمانه، حضور اجتماعی مسئولانه و معرفی چهره عقلانی، اخلاقی و خدمتمحور مسجد، اجازه ندهند تصویر اسلام توسط جریانهای افراطی یا رسانههای مغرض ساخته شود.
مسجد اگر کارکرد واقعی خود را پیدا کند، پایگاه تمدنسازی است؛ نه به معنای تقابل با سایر ملتها و ادیان، بلکه به معنای تربیت انسان مسئول، اخلاقمدار و عدالتخواه.

شبستان: دیپلماسی مسجدی دقیقاً به چه معناست و چه تفاوتی با فعالیتهای صرفاً مذهبی یا تبلیغی دارد؟
آیتالله عبادیزاده: وقتی از دیپلماسی مسجدی سخن میگوییم، منظورمان استفاده از ظرفیت ارتباطی و مردمی مساجد برای ایجاد تعامل میان ملتها، نخبگان دینی و اجتماعی و شبکههای مردمی در کشورهای مختلف است.
دیپلماسی رسمی عمدتاً از مسیر دولتها و وزارتخانههای امور خارجه دنبال میشود، اما دیپلماسی مسجدی بخشی از دیپلماسی عمومی و مردمی است؛ یک امام جماعت، عالم دینی، فعال مسجد، استاد دانشگاه یا جوان مسلمان میتواند ارتباطاتی ایجاد کند که الزاماً از کانال رسمی دولتها شکل نمیگیرد.
موضوع این ارتباطات نیز صرفاً تبلیغ مناسک نیست؛ گفتگو درباره عدالت، خانواده، اخلاق، مقابله با افراطگرایی، حمایت از مظلومان، مسئله فلسطین، محیط زیست، صلح، جوانان و آسیبهای اجتماعی میتواند بخشی از دیپلماسی مسجدی باشد.
مسجد به دلیل زبان معنوی و مردمی خود میتواند میان ملتهایی که گاهی روابط رسمی دولتهایشان با مشکل مواجه است، پل ارتباطی ایجاد کند.
شبستان: برای شکلگیری یک دیپلماسی مسجدی مؤثر، چه الزامات محتوایی، تشکیلاتی و انسانی لازم است و این ظرفیت چگونه میتواند بر تحولات داخلی، منطقهای و حتی جهانی اثر بگذارد؟
آیتالله عبادیزاده: نخستین نیاز، نیروی انسانی توانمند است. امام مسجدی که میخواهد در این عرصه نقشآفرینی کند باید علاوه بر دانش دینی، نسبت به تحولات جهان، رسانه، زبان، فرهنگهای مختلف و شیوه گفتوگوی بینفرهنگی شناخت داشته باشد.
دوم، شبکهسازی است؛ یک مسجد به تنهایی نمیتواند دیپلماسی ایجاد کند و باید میان مساجد، علمای جهان اسلام، مراکز علمی، مجموعههای فرهنگی، تشکلهای جوانان و نهادهای مردمی ارتباط منظم و پایدار برقرار شود.
سوم، تولید محتوای متناسب با مخاطب جهانی است و نمیتوان همان ادبیات داخلی را بدون شناخت مخاطب برای جامعه دیگری بازتولید کرد؛ پیام اسلام جهانی است، اما شیوه انتقال این پیام باید عالمانه، هوشمندانه و متناسب با زبان و فرهنگ مخاطب باشد.
اگر چنین شبکهای ایجاد شود، مساجد میتوانند در مسئله فلسطین، مقابله با اسلامهراسی، تقویت وحدت اسلامی، گفتگو با پیروان ادیان، معرفی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و حتی انتقال تجربههای موفق اجتماعی نقشآفرین باشند.
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگوهای مردمی و اخلاقمحور است و مسجد میتواند یکی از پایگاههای اصلی چنین گفتگویی باشد؛ به شرط آنکه نگاه ما به مسجد از یک ساختمان و برنامه مناسبتی فراتر رود و آن را دوباره به جایگاه حقیقی خود، یعنی کانون عبادت، تربیت، خدمت اجتماعی، وحدت و تمدنسازی بازگردانیم.
نظر شما