مسجد؛ قلبِ تپنده خبرهایِ خوب؛ چگونه کانون‌های مساجد، روایتِ اول را بازپس می‌گیرند؟

کانون‌های فرهنگی هنری مساجد به عنوان شبکه گسترده و نخبگانی، بیش از آنکه یک مرکزِ فعالیتِ جانبی باشند، «هسته سختِ روایت‌گری» محسوب می‌شوند.

خبرگزاری شبستان_آران و بیدگل؛ روح اله باقری/  عصرِ حاضر، دورانِ گذار از «جنگِ سخت» به «نزاعِ روایت‌هاست»؛ دورانی که در آن، مرزهایِ جغرافیایی جای خود را به «مرزهایِ ادراکی» داده‌اند. اگر در دیروزِ تاریخ، پیروزی در میادینِ نظامی و فتحِ خاکریزها رقم می‌خورد، امروز میدانِ نبرد به «ساحتِ ذهن و ضمیرِ مخاطب» منتقل شده است؛ جایی که سلاحِ اصلی، نه گلوله، بلکه «تصویرِ برساخته از حقیقت» است. در این تقابلِ نامتقارنِ شناختی، «روایت» به قدرتمندترین ابزار برای تحمیلِ اراده و جهت‌دهی به افکارِ عمومی بدل شده است.

در چنین سپهرِ غبارآلودی که دشمن با اتکا به ماشینِ پروپاگاندایِ خود، در پیِ تهی‌سازیِ مفاهیمِ متعالی از معنا و «حقیقت‌زدایی» از جامعه است، شبکه‌یِ کانون‌های فرهنگی هنری مساجد به عنوانِ گسترده‌ترین و نخبگانی‌ترین سازمانِ مردم‌نهاد، وظیفه‌ای فراتر از اجرایِ فعالیت‌هایِ روتینِ فرهنگی بر دوش دارد. این کانون‌ها، به مثابه‌یِ «هسته‌یِ سختِ روایت‌گریِ تمدنی»، ظرفیتی عظیم برای بازپس‌گیریِ مرجعیتِ تصویرِ مسجد و هدایتِ جریانِ فرهنگیِ کشور محسوب می‌شوند.

اما چالشِ بزرگ اینجاست که چگونه می‌توان این ظرفیتِ عظیم را از حاشیه‌هایِ «گزارش‌نویسی‌هایِ آماری و ویترینی» خارج کرد؟ پرسشِ بنیادین و استراتژیکِ ما این است: چگونه کانون‌هایِ فرهنگی می‌توانند با عبور از «کنجِ محراب» و انزوایِ خبری، به «قله‌یِ مرجعیتِ رسانه‌ای» صعود کنند؟ چگونه می‌توان با لنزِ تحلیلیِ علومِ اجتماعی و ادبیاتِ فاخرِ تمدنی، «رویدادهایِ مسجدی» را به «جریان‌هایِ ملیِ گفتمان‌ساز» تبدیل کرد تا مسجد، نه به عنوانِ یک نهادِ سنتیِ منزوی، بلکه به عنوانِ «اتاقِ فرمانِ امنیتِ روانیِ جامعه» در نبردِ روایت‌ها ایفای نقش کند؟ پاسخ به این پرسش، آغازِ تحولی است که کانون‌ها را از «تولیدکنندگانِ صرفِ محتوا» به «مدیرانِ میدانِ روایت» ارتقا خواهد داد.

کانون‌های فرهنگی؛ اتاقِ فرمانِ جنگِ نرم یا مخزنِ سوژه‌هایِ بکر؟

تحلیلِ دقیقِ اکوسیستمِ رسانه‌ایِ کشور نشان می‌دهد که ما با «فقرِ سوژه» در مساجد مواجه نیستیم؛ اتفاقاً برعکس، مساجد سرشار از سوژه‌هایِ ناب، زنده و جاری هستند که هر کدام پتانسیلِ تبدیل شدن به یک «موجِ رسانه‌ای» را دارند. مشکلِ بنیادینِ ما، نه در کمبودِ داده، که در «فقدانِ لنزِ تحلیلی» برای بازنماییِ این رویدادهاست. در حال حاضر، کانون‌های فرهنگی با اتکا به شبکه‌یِ گسترده‌ای از جوانانِ تراز و دغدغه‌مند، عملاً به مثابه‌یِ «شبکه‌یِ عظیمِ خبرگزاری‌هایِ محلی» عمل می‌کنند که پتانسیلِ آن دارند نبضِ فرهنگیِ محلات را به دست بگیرند.

اما چالشِ بزرگ اینجاست: چرا این حجمِ عظیم از کنش‌گریِ مسجدی، در «خبرنگاریِ ویترینی» محبوس مانده است؟ گزارش‌هایِ کنونی، اغلب در سطحِ گزارشِ یک نمایشگاه، همایشِ اهدایِ جوایز یا مسابقه‌ای ورزشی متوقف می‌شوند؛ یعنی نگاهی که «رویداد» را از «بسترِ تمدنیِ» آن جدا می‌کند. گذارِ ضروری، عبور از این سطحِ توصیفی و صوری به سوی «خبرنگاریِ تمدنی» است.

در این پارادایمِ جدید، کانون نه یک «گزارش‌گرِ رویداد»، بلکه یک «تحلیل‌گرِ جامعه‌شناختی» است. هر فعالیتِ مسجد در این نگاه، نه یک خبرِ مصرفی، بلکه یک «مدلِ الگوساز» برایِ حلِ یکی از بحران‌هایِ اجتماعی است. وقتی ما یک برنامه‌یِ آموزشی در کانون را به عنوانِ «نسخه‌ای برایِ پیوندِ دوباره‌یِ نسلِ Z با نهادِ خانواده» روایت می‌کنیم، عملاً کانون را از یک «مخزنِ سوژه» به یک «اتاقِ فرمانِ جنگِ نرم» ارتقا داده‌ایم. این همان لحظه‌یِ تاریخی است که کانون می‌آموزد چگونه با تغییرِ زاویه‌یِ دید، «خبر» را به «گفتمان» و «محله» را به «ترازِ تمدن‌سازی» تبدیل کند.»

 هم‌افزاییِ استراتژیک؛ خبرگزاری شبستان و کانون‌های فرهنگی

خبرگزاری شبستان به عنوان «تریبونِ رسمی» و کانون‌های فرهنگی به عنوان «تولیدکنندگانِ روایت»، اگر در یک منظومه‌ی هماهنگ و هدفمند قرار بگیرند، پیوندی میان «میدان» و «تریبون» ایجاد می‌کنند که هیچ جریانِ رسانه‌ایِ موازی، به‌ویژه در عرصه‌ی روایت‌های رقیب، قادر به رقابت با آن نخواهد بود. این هم‌افزایی، خبر را از سطحِ بازتابِ صرفِ رویداد فراتر می‌برد و آن را به ابزارِ جهت‌دهی، اقناع و مرجع‌سازی در افکار عمومی تبدیل می‌کند.

روایتِ زنجیره‌ای (تداومِ خبری) :

کانون‌ها باید فراتر از ثبتِ یک «رویدادِ مقطعی»، بر «فرآیند» و «تداومِ تحول» تمرکز کنند. هنگامی که یک کانون، مسیرِ شکل‌گیریِ یک پویشِ قرآنی در خانه‌ها را از نقطه‌ی آغاز تا تبدیل آن به یک حرکتِ محلی، منسجم و اثرگذار روایت می‌کند، در واقع فقط خبر تولید نکرده، بلکه «نقشه‌ی راهِ تمدنی» ترسیم کرده است. همین امتدادِ روایت، به گزارش عمق می‌دهد، آن را از سطح آمار و اطلاع‌رسانی عبور می‌دهد و در جشنواره‌های خبری نیز ضریبِ اثرگذاری و امتیازِ حرفه‌ای آن را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد.

بصری‌سازیِ ارزش‌ها:

در حکمرانیِ امروزِ تصویر، کانون‌های فرهنگی باید با بهره‌گیری از روایت‌های کوتاه، دقیق و اثرگذار، «قهرمانانِ محلی» ــ از مربیانِ قرآنی و فعالانِ جهادی تا خیرینِ جوان و کنشگرانِ گمنام ــ را به «سلبریتی‌هایِ گفتمانی» تبدیل کنند. این یعنی بازنماییِ چهره‌هایی که در سکوت، حاملِ معنا و محرکِ کنش اجتماعی‌اند؛ چهره‌هایی که اگر درست دیده و روایت شوند، می‌توانند الگو بسازند، اعتماد عمومی ایجاد کنند و سرمایه‌ی نمادینِ مسجد را در سپهر رسانه‌ای کشور تقویت نمایند.

 مرجعیت؛ فتحِ سنگرهای جدید

«آسیب‌شناسیِ دقیقِ ذائقه‌یِ مخاطبِ مدرن آشکار می‌سازد که او از «اخبارِ خنثی، بی‌رمق و منفعل» که صرفاً به بازتولیدِ وقایع می‌پردازند، اشباع شده و در جست‌وجویِ «روایتی صادقانه، پرشور و معنابخش» است که به آشوبِ ذهنیِ او سامان دهد. خبرگزاری شبستان، با پیوند زدنِ «مهارتِ روایت‌گریِ نوین» و «فنونِ حکمرانیِ رسانه‌ای» با «اصالتِ ایمانِ مسجدی»، واجدِ یک «مزیتِ رقابتیِ انحصاری» است که رسانه‌هایِ زرد یا خبرگزاری‌هایِ رسمیِ سکولار، از آن بی‌بهره‌اند.

این رویکرد، خبر را از «سطحِ اطلاع‌رسانیِ خشک» به «ساحتِ هویت‌بخشی» ارتقا می‌دهد؛ یعنی دقیقاً همان نقطه‌ای که مخاطب در آن، نه تنها یک پیامِ خبری، بلکه یک «جهان‌بینی» و «قله‌یِ آرمانی» را دریافت می‌کند.

این پیوندِ مبارک میانِ سنگرِ مسجد و تریبونِ رسانه، شبستان را از یک رسانه‌یِ خبریِ کلاسیک به یک «مرکزِ مرجعیتِ گفتمانی» بدل می‌کند که با استفاده از سلاحِ روایتِ تمدنی، در میدانِ نبردِ ادراکی، هم «میدان‌داری» می‌کند و هم «معناسازی»؛ و این، یعنی فتحِ قله‌هایِ مرجعیت در سپهرِ رسانه‌ایِ کشور.»

سخنِ آخر: روایت، پایانِ انزواست

«کانون‌های فرهنگی مساجد، دیگر نباید تنها در قامتِ «تولیدکنندگانِ محتوایِ خرد» ظاهر شوند؛ آن‌ها باید از سدِ این نقشِ تقلیل‌یافته عبور کرده و به «مدیرانِ راهبردیِ روایت» در مقیاسِ ملی ارتقا یابند. هر کانون در این سپهرِ کلان، یک سنگرِ غیرقابل‌نفوذ و هر «خبرِ دقیق، هنرمندانه و تحلیلی»، یک شلیکِ دقیق و اثرگذار در بطنِ جنگِ روایت‌هاست که توازنِ میدان را به نفعِ جبهه‌یِ حق تغییر می‌دهد.

زمانِ آن فرارسیده است که مساجد، با شکستنِ سکوتِ رسانه‌ای و خروج از سایه‌یِ اخبارِ خنثی، به «مبدأ صدورِ روایت‌هایِ جریان‌ساز و ملی» تبدیل شوند؛ روایتی که در آن، زیستِ مومنانه، نه یک کنشِ انفرادی، بلکه «الگویِ پیشرفتِ تمدنی» تصویر می‌شود.

در این کارزارِ فشرده و نفس‌گیر، پیروزی نهایی نه از آنِ کسانی است که به ابزارهایِ پیچیده‌یِ تکنوکراتیک مجهزند، بلکه از آنِ کسانی است که «بهترین، صادقانه‌ترین و پرکشش‌ترین روایت» را با تکیه بر «صدقِ گفتار، قدرتِ تصویر و نفوذِ قلبی» ارائه می‌دهند.

شبکه کانون‌های مساجد، بزرگ‌ترین پتانسیلِ راهبردی و نهفته‌یِ جمهوری اسلامی برای «فتحِ قلّه‌یِ روایت» است؛ کافی است ما با یک «مهندسیِ معکوسِ رسانه‌ای»، لنزِ دوربین‌ها و قلمِ نویسندگانِ خود را از سطحِ گزارش‌هایِ اداری، به سمتِ «حقیقتِ عمیق و تمدن‌سازِ مسجدی» تنظیم کنیم. در این صورت، هر گزارش، نه یک نوشته‌یِ بایگانی‌شده، بلکه «سندی برایِ اثباتِ کارآمدیِ الگویِ مسجدِ تراز» خواهد بود که روایتِ انحصاریِ دشمن را در هم می‌شکند و تصویرِ تازه‌ای از جامعه‌یِ دینی به جهان عرضه می‌کند.»

کد خبر 1898239

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha