اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

اربعین را اگر فقط در شمار زائران، طول مسیر یا گستره موکب‌ها خلاصه کنیم، مهم‌ترین بخش این روایت را نادیده گرفته‌ایم. آنچه این آیین را پس از قرن‌ها زنده نگه داشته، نه فقط خاطره یک واقعه تاریخی، بلکه فرهنگی است که هر سال در رفتار میلیون‌ها انسان بازآفرینی می‌شود؛ فرهنگی که در آن، مهمان‌نوازی، همدلی، ایثار و همراهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. اربعین، بیش از آنکه یک مناسک مذهبی باشد، میراثی زنده است که نه در موزه‌ها، بلکه در گام‌های مردم، سفره‌های بی‌چشمداشت و خانه‌هایی که به روی غریبه‌ها گشوده می‌شوند، نفس می‌کشد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، هر سال، چند روز مانده به اربعین، «ام‌علی» فرش‌های خانه‌اش را جمع می‌کند. اتاقی که تا دیروز نشیمن خانواده بود، به خوابگاه زائران تبدیل می‌شود. قاب عکس‌ها از دیوار پایین نمی‌آیند، اما جای مبل‌ها را پتوها می‌گیرند. قابلمه‌های بزرگ روی اجاق می‌نشینند و سماور، از صبح تا نیمه‌شب خاموش نمی‌شود. او هیچ‌وقت از مهمان‌هایش نمی‌پرسد از کجا آمده‌اند. فقط لبخند می‌زند، استکان چای را جلو می‌برد و می‌گوید: «بیت‌الحسین.» برای او، خانه وقتی زنده است که درِ آن به روی زائران باز باشد؛ انگار خاموشی سماور، خاموشی دل خانه است.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

شاید فردا، مهمانانش ایرانی باشند؛ پس‌فردا پاکستانی، روز بعد نیجریه‌ای یا آذربایجانی. زبان هم را نمی‌فهمند، اما اینجا، در این چند روز، قواعد دیگری بر جاده نجف تا کربلا حاکم است. گفت‌وگو، پیش از آنکه با واژه‌ها آغاز شود، با رفتار، برق چشم‌ها و لبخند روی لب‌ها شکل می‌گیرد؛ با لقمه نانی که قسمت می‌شود، با دستی که ویلچر سالمندی را هل می‌دهد یا با بطری آبی که کودکی با هر دو دست به رهگذری تعارف می‌کند.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

اگر کسی تنها چند ساعت در این مسیر قدم بزند، خیلی زود درمی‌یابد که اربعین را نمی‌توان فقط با اعداد توضیح داد؛ نه با میلیون‌ها زائر، نه با هزاران موکب و نه با ده‌ها ملیت حاضر در این راه. آنچه این آیین را منحصربه‌فرد می‌کند، کیفیت رابطه‌ای است که میان آدم‌ها شکل می‌گیرد. در این راه، غریبه‌ها برای چند روز، شبیه اعضای یک خانواده رفتار می‌کنند؛ خانواده‌ای که پیوندش نه خون است و نه زبان، بلکه مقصدی مشترک و احساسی مشترک از همراهی.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

اما این روایت از کجا آغاز شده است؟ پاسخ را باید در بیش از چهارده قرن پیش جست؛ در چهلمین روز پس از عاشورای سال ۶۱ هجری قمری. روایت‌های تاریخی از حضور جابر بن عبدالله انصاری بر مزار امام حسین(ع) در نخستین اربعین یاد می‌کنند. با این همه، اگر اربعین تنها یادبود یک واقعه تاریخی بود، شاید امروز فقط در کتاب‌های تاریخ از آن می‌خواندیم. آنچه این آیین را زنده نگه داشته، حضور مردمی است که هر سال این روایت را دوباره زندگی می‌کنند. تاریخ، در اینجا فقط روایت نمی‌شود؛ در گام‌های میلیون‌ها انسان جریان پیدا می‌کند و از نسلی به نسل دیگر می‌رسد.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

از همین رو، اربعین را نمی‌توان صرفاً یک مناسک مذهبی دانست. این آیین بخشی از حافظه فرهنگی جامعه است؛ حافظه‌ای که نه در آرشیوها، بلکه در رفتار مردم دوام می‌آورد. مردم‌شناسان سال‌هاست بر این باورند که فرهنگ، فقط در بناها و اشیای تاریخی خلاصه نمی‌شود. آیین‌ها، روایت‌های شفاهی، مهارت‌ها و شیوه‌های زیستن نیز بخشی از هویت فرهنگی هر جامعه‌اند. کودکی که امروز کنار مادرش در موکب لیوان‌های آب را میان زائران پخش می‌کند، شاید هنوز معنای همه این رفتارها را نداند، اما در حال آموختن میراثی است که با کتاب و کلاس درس منتقل نمی‌شود؛ میراثی که باید آن را زندگی کرد.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

همین نگاه، پایه مفهوم «میراث فرهنگی ناملموس» است؛ مفهومی که یونسکو در کنوانسیون ۲۰۰۳ بر آن تأکید کرد. در این نگاه، میراث فقط مسجدها، قلعه‌ها یا اشیای تاریخی نیست؛ آیین‌ها، سنت‌های شفاهی، هنرهای مردمی، مهارت‌های اجتماعی و شیوه‌های زندگی نیز بخشی از سرمایه فرهنگی ملت‌ها به شمار می‌آیند. ارزش این میراث، در زنده بودن آن است؛ در اینکه هنوز در متن زندگی مردم جریان داشته باشد و هر نسل، آن را به زبان و شیوه خود بازآفرینی کند. اربعین، با همه آنچه در مسیرش رخ می‌دهد، بسیاری از همین ویژگی‌ها را در خود دارد؛ هرچند خود این آیین تاکنون در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت نشده است.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

یکی از شگفت‌انگیزترین جلوه‌های این میراث زنده، مهمان‌نوازی است. در طول مسیر، هزاران خانواده خانه‌های خود را می‌گشایند، غذا می‌پزند، از زائران پذیرایی می‌کنند و بی‌آنکه چیزی در مقابل بخواهند، خدمت را بخشی از باور و هویت خود می‌دانند. در جهانی که بسیاری از روابط بر پایه دادوستد، سود و فایده شکل گرفته، این رفتار یادآور این حقیقت است که هنوز هم می‌توان رابطه‌ای انسانی را بیرون از منطق بازار سود و سودا و چرتکه و جیرینگ جیرینگ سکه تجربه کرد.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

در همین جاده، جهان رخ دیگری از خود را نشان می‌دهد. زائرانی از آسیا، آفریقا، اروپا و قاره آمریکا، با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و تجربه‌های زیسته متفاوت، کنار هم راه می‌روند. هیچ‌کس از دیگری نمی‌خواهد شبیه او شود. تفاوت‌ها از میان نمی‌روند، اما به مرز تبدیل هم نمی‌شوند. شاید اربعین، بیش از آنکه نمایش وحدت باشد، تمرینی برای همزیستی باشد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد می‌توان با همه تفاوت‌ها، بر محور ارزش‌هایی چون کرامت، احترام، ایثار و همدلی کنار یکدیگر ایستاد.

در روزگاری که فناوری، جهان را به هم نزدیک‌تر اما انسان‌ها را گاه از یکدیگر دورتر کرده است، اربعین یادآوری می‌کند که بعضی نیازهای بشر تغییر نکرده‌اند؛ نیاز به تعلق، به دیده شدن، به اعتماد و به همراهی. شاید به همین دلیل است که در سال ۲۰۲۶، با وجود هوش مصنوعی، جهان مجازی و زندگی دیجیتال، میلیون‌ها نفر هنوز ترجیح می‌دهند بخشی از این مسیر را با پای خود طی کنند. آنان فقط به مقصد نمی‌روند؛ در جست‌وجوی تجربه‌ای هستند که در آن، انسان بودن نه در صفحه یک نمایشگر، بلکه در کنار انسان‌های دیگر معنا پیدا می‌کند.

اربعین؛ میراثی که روی پاهای مردم راه می‌رود

چند روز بعد، وقتی آخرین زائران هم از این جاده عبور می‌کنند، ام‌علی دوباره فرش‌های خانه را پهن می‌کند. زندگی، ظاهراً به روال عادی بازمی‌گردد؛ اما چیزی در آن خانه، و در هزاران خانه دیگر، همان آدم سابق نیست. شاید راز ماندگاری اربعین نیز همین باشد؛ اینکه میراث، همیشه در موزه‌ها و کتاب‌ها زندگی نمی‌کند. گاهی میراث، در استکانی چای است که هر سال دوباره تعارف می‌شود، در سفره‌ای که بی‌چشمداشت پهن می‌شود و در راهی که میلیون‌ها انسان، هر سال، با گام‌های خود آن را زنده نگه می‌دارند. شاید به همین دلیل است که اربعین، بیش از آنکه یادبود گذشته باشد، میراثی زنده برای امروز و فرداست؛ میراثی که نه بر دوش سنگ‌ها، بلکه بر شانه‌ها و گام‌های مردم ادامه پیدا می‌کند.

کد خبر 1897688

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha