خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: در آخرین تحولات مربوط به نوار غزه، «هیئت صلح غزه» و حماس از توافقی خبر دادند که چارچوب مدیریت سلاح این گروه را به «کمیته ملی اداره غزه» واگذار میکند و به عبارت دیگر گروه مقاومت فلسطین با طرحی موافقت کرده است که میتواند منجر به کنار گذاشتن و انبار کردن تسلیحات سنگین شود یا نوعی خلع سلاح نسبی شود؛ هرچند اسرائیلیها از هماکنون نشانههایی از مخالفت خود را بروز دادهاند.
اما اینجا دو سوال مطرح میشود؛ اینکه آیا حماس واقعا مقاومت مسلحانه را کنار گذاشته است؟ و اینکه واقعیت پشت پرده طرح خلع سلاح چیست؟
هدف پشت نقشه راه مدیریت سلاحهای مقاومت، تلاش برای بهبود شرایط زندگی فلسطینیها در غزه است، اگرچه تقریبا قطعی است که این طرح با شکست مواجه خواهد شد.
انتشار خبر اخیر مبنی بر موافقت گروههای مقاومت فلسطین با نقشه راه خلع سلاح، نگرانیهای زیادی را برانگیخته است. به نظر میرسد بسیاری از افراد درک نادرستی از ماجرا داشته و در نتیجه، برداشتهای اشتباهی از آن دارند.
در اینجا لازم است این تصور توسط رسانههای آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین برخی بازیگران سیاسی را رد کنیم که گویی حماس با خلع سلاح موافقت کرده است؛ زیرا این گروه صراحتا اعلام کرده است که تنها حاضر به انبار کردن سلاحهای خود است و آنها را صرفا به نیروهای دولت آتی فلسطین تحویل خواهند داد.
دلیل این امر تردید نسبت به پایبندی رژیم صهیونیستی به تعهداتش است؛ همانطور که در مورد آتشبس حاصل شده در اکتبر ۲۰۲۵ به وجود آمد.
رژیم صهیونیستی از زمان آغاز آتشبس، بیش از یکهزار و ۲۰۰ نفر را در غزه به قتل رسانده، هزاران مورد دیگر توافق را نقض کرده، از ورود کالاهای اساسی به این منطقه تحت محاصره جلوگیری نموده و تنها به پیشروی بیشتر در خاک آن پرداخته است؛ همزمان، این رژیم همچنان هدف اصلی خود در آنچه «جنگ» نامیده میشود را دنبال کرده و زیرساختهای غیرنظامی غزه را بهطور کامل ویران ساخته است.
در همین حال، رژیم صهیونیستی بر تشکیل و تقویت گروههایی از مزدوران مرتبط با داعش تمرکز کرده است؛ گروههایی که برای اجرای دستورات این رژیم تجهیز و تأمین مالی میشوند تا در بیش از ۶۰ درصد از خاک غزه که بهطور غیرقانونی در اشغال است، فعالیت کنند.
در سوی دیگر حماس به تعهدات خود در این توافق پایبند ماند؛ این گروه به نیروهای اشغالگر رژیم صهیونیستی حمله نکرد و با وجود حملات هوایی، تیراندازیها و آتش توپخانه علیه مناطق مسکونی فلسطینیها، دست به اقدام تلافیجویانه نزد.
حماس بهسرعت برای برقراری نظم در میان جمعیتی آواره، فقیر و آسیبدیده اقدام کرد و با واگذاری کنترل امور به «کمیته ملی اداره غزه» موافقت نمود. اما واگذاری کنترل نوار غزه برای اسرائیلیها کافی نبود؛ آنان همچنان پیش از آنکه حتی بررسی عمل به تعهدات خود را مد نظر قرار دهند، خواستار خلع سلاح حماس بودند.
جنبش مقاومت فلسطین اکنون در تلاشی برای کاهش رنج غیرنظامیها در نوار غزه، فراتر از الزامات پیشین خود در توافق آتشبس گام برداشته و فرآیندی را پذیرفته است که طی آن، تمام گروهها در نهایت سلاحهای خود را بر زمین خواهند گذاشت؛ اما این اقدام مشروط به شروطی است که حتما باید از سوی رژیم صهیونیستی برآورده شود.
آنچه حماس و گروههای همپیمانش بر سر آن توافق کردهاند مشروط بر این است که رژیم صهیونیستی همکاری کند و گامهای عملی برای تحقق تشکیل «کشور فلسطین» را بردارد.
موضع حماس روشن است: رژیم صهیونیستی باید خروج کامل خود از نوار غزه را آغاز کند و تمام شبهنظامیان وابسته به خود که با داعش مرتبط هستند را در این منطقه منحل سازد. در مقابل، گروههای مقاومت فرآیند انبار کردن و از رده خارج کردن سلاحهای سنگین خود را آغاز خواهند کرد، بیآنکه هیچیک از این تسلیحات به رژیم صهیونیستی تحویل داده شود. سلاحهای انفرادی ثبت خواهند شد و نخستین مرحله تحویل سلاح توسط پلیس فلسطین در نوار غزه صورت میگیرد؛ و پس از ورود «کمیته ملی اداره غزه» به منطقه، نیروهای امنیتی این کمیته جایگزین پلیس خواهند شد.
بسیاری حتی ممکن است استدلال کنند که اجرای این طرح به معنای فروپاشی کامل گروههای مسلح فلسطینی خواهد بود، اما این طرحی است که خروج کامل رژیم صهیوینستی از نوار غزه، امکان بازسازی و در نهایت تشکیل کشور فلسطین را به همراه خواهد داشت و به گفته حماس، پس از تشکیل کشور فلسطین، این دولت مجاز خواهد بود کنترل تسلیحات مقاومت را در دست گیرد.
البته پیگیری این راهبرد خطرات آشکاری دارد، زیرا رژیم صهیونیستی میتواند صرفا تا زمانی که از نتایج کار اطمینان حاصل کند با این روند همراهی نشان دهد و سپس تصمیم به آغاز حمله نظامی بگیرد.
با این حال، رژیم صهیونیستی حتی نشانهای از قصد خود برای برداشتن گامهای نخستین بروز نمیدهد، چه رسد به اینکه بخواهد تا حد خروج کامل و اجازه دادن به بازسازی با این طرح همراهی کند.
اگر بخواهیم صریح بگوییم، آنچه رخ داده این است که مردم غزه به حال خود رها شدهاند. بخش عمدهای از جمعیت غزه همچنان در اردوگاههای چادری سست و ناپایدار در شرایطی دشوار به سر میبرند، در حالی که جهان حتی وجود آنها را از یاد برده است. هموطنان آنها در بیتالمقدس شرقیِ اشغالی و کرانه باختری هرگز برای یاریشان بپا نخاستند؛ تنها دولت همسایهای که به نیابت از آنها جنگید، دولت یمن به رهبری انصارالله بود. حزبالله لبنان در حمایت از غزه بخش عمدهای از رهبران ارشد خود را فدا کرد و برخی گروههای عراقی نیز دست به اقدام نظامی زدند، اما در نهایت، فلسطینیهای غزه برای دفاع از خود تنها ماندند.
به استثنای جمهوری اسلامی ایران، تمام کشورهای عربی و مسلماننشین یا فلسطین را کاملا رها کردهاند، یا روابط دیپلماتیک و اقتصادی با رژیم صهیونیستی دارند و یا صرفا چشم خود را بر واقعیت بستهاند.
بنابراین، حماس به عنوان حزب حاکم بر غزه، در موقعیتی قرار گرفته که برای احقاق حقوق مردمش سه گزینه واقعی پیش رو دارد: ۱) مذاکره برای دستیابی به تشکیل دولت مستقل فلسطینی، یا در صورت عدم تحقق آن، تلاش برای کاهش رنج مردم غزه؛ ۲) تسلیم کامل؛ ۳) آغاز آخرین عملیات تهاجمی که تجسمبخش شعار «پیروزی یا شهادت» آنها باشد.
اقدام کنونی حماس و متحدانش، تلاش حداکثری برای کاهش آلام مردم و دستیابی به توافقی است که منجر به تشکیل دولت مستقل شود. اگر این تلاشها بینتیجه بماند و رژیم صهیونیستی همچنان به واکنشهای خشونتآمیز خود ادامه دهد، سرانجام گزینه سوم عملیاتی خواهد شد.
پرسش اصلی و تعیینکننده در این معادله که میتواند وضعیت را بهکلی دگرگون کند، احتمال وقوع جنگ منطقهای است.
اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد جنگی تمامعیار با جمهوری اسلامی ایران شوند، تمام محاسبات پیشین ممکن است بیاثر گردد. ایرانیها پیشتر تلاش کرده بودند از جانب لبنان مذاکره کنند، اما رژیم صهیونیستی از عقبنشینی از اراضی جنوبی لبنان سر باز زد. بیروت و دمشق هر دو توافقنامههایی با تلآویو امضا کردهاند؛ سوریه حتی «سازوکار مشترک تلفیقی» با رژیم صهیونیستی ایجاد کرد که هدفش اجرای پروژههای اقتصادی مشترک بود، با این حال این رژیم از آن زمان تاکنون از اشغال اراضی بیشتر در جنوب دست برنداشته است.
مجموع تصمیمات رژیم صهیونیستی در سطح منطقه و آنچه دفتر نخستوزیر این رژیم تاکنون نشان داده است، به این نتیجهگیری میانجامد که آنها نه از غزه عقبنشینی خواهند کرد و نه به طرحی جدی برای بازسازی تن در خواهند داد.
رژیم صهیونیستی همچنان به تخریب زیرساختهای غیرنظامی در غزه ادامه میدهد و در حال منفجر کردن یا تخریب ساختمانها با بولدوزر است؛ واقعیتی که باید دیدگاه ما را نسبت به کل ماجرا روشن سازد.
اقدام به پذیرش مدیریت و انبار کردن سلاحهای حماس را باید صرفا به عنوان تعهد و امتیازی دیگر از سوی مقاومت فلسطین و در راستای کاهش رنج مردم آن دانست؛ به شرطی که رژیم صهیونیستی از غزه بهطور کامل عقبنشینی کرده و با توافقی که زمینهسار شکلگیری احتمالی یک دولت فلسطینی باشد، موافقت کند.
به عبارت دیگر، اگر اسرائیلیها تصمیم بگیرند تسلیم شوند و به خواستههای مربوط به حق تعیین سرنوشت فلسطینیها تن دهند، آنگاه مقاومت خلع سلاح خواهد شد؛ هرچند در آن مقطع دیگر دلیلی برای وجود مقاومت مسلحانه باقی نمیماند، چرا که دولت فلسطین تشکیل شده است.
نظر شما