به گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، مسجد المصطفی(ص) در ضلع شمال شرقی میدان حسنآباد، نه فقط یک بنای مذهبی، بلکه نشانی زنده از حافظه اجتماعی تهران قدیم قد برافراشته است، مسجدی که از دل همیاری اهالی سر برآورده و هنوز هم در سیمای بیرونی و فضای درونی خود، رد روشن همان مشارکت مردمی را دارد.
نمای ظاهری مسجد، زمینهای از آجرکاری متین و بیادعا، با قامتی شهری و ریشهدار خود را به رهگذران معرفی میکند، ورودی مسجد در امتداد بافت قدیمی محله، بیآنکه از اصالت محیط جدا شود، با سردری آرام، حس ورود به حریمی آشنا را منتقل میسازد.در و دیوار بنا، بیش از آنکه در پی جلوهگری معماری پرزرقوبرق باشد، بر استحکام، هویت محلی و معنویت ماندگار تکیه دارد، گویی هر آجر آن به دست یکی از همان مردمی بر جای نشسته که روزی مسجد را از نذر دست و دل خود بالا بردند.
درون مسجد، شبستان با نظمی آرام، روشنایی سنجیده و هندسهای دعوتکننده، کانون اصلی حضور نمازگزاران و اهل دعا را شکل میدهد، فضایی که در آن سقف، ستونها، فرشها و امتداد صفوف، همگی در خدمت سکون و تمرکز قرار گرفتهاند.

شبستان مسجد المصطفی(ص) حال و هوای مسجدی مردمی و ریشهدار را بیواسطه منتقل میکند، جایی که صدا در آن طنین میگیرد اما گم نمیشود، نور در آن میتابد اما تند و غریب نمینماید و فضای عبادی آن با سادگی آراسته خود، روح مخاطب را به توقف و تأمل فرا میخواند. این مسجد از جنس مسجدهایی است که فقط محل اقامه نماز نیستند، بلکه محل شکلگیری پیوندهای عمیق محله، نشستهای دینی، حلقههای معرفتی و خاطرات نسلی از متدینان تهران به شمار میآیند، بنایی که در نمای بیرونی، وقار یک مسجد کهنریشه را حفظ کرده و در شبستان، گرمای حضوری جمعی و مؤمنانه را به روشنی به نمایش میگذارد.

در نمای بیرونی مسجد المصطفی(ص)، نخستین مواجهه رهگذر با «نوشتار مقدس» رقم میخورد؛ قاب ورودی، همچون پیشانی بنا، با کاشینگاری لاجوردی و کتیبههای پیوسته قرآنی پوشانده شده و دیوار، به جای سکوت مصالح، با آیهها و ذکرها اعلام حضور میکند. پیرامون سردر، نوارهای خوشنویسی سفید بر زمینه آبی تیره، به شکل قاببندی ممتد، مرز میان کوچه و حریم عبادت را ترسیم کردهاند؛ کتیبههایی که از بالا تا دو سوی ورودی امتداد یافته و ورودی را به یک «درگاه معنوی» بدل کردهاند.
در میانه این قاب، لوح سبزرنگ نام مسجد قرار گرفته است؛ «مسجد المصطفی(ص)» در مرکز سردر مینشیند و با تزئینات اسلیمی و حاشیههای کاشیکاری، هویت بنا را به زبان هنر مذهبی تثبیت میکند. پایینتر، کتیبهای دیگر بر فراز در اصلی نصب شده که با خطی رسمی و آیینی، مسیر ورود را از یک گذر روزمره به آستانهای عبادی تغییر میدهد؛ در فلزی با شبکهبندی هندسی و شیشههای مشبک، ادامه همان زبان بصری نظم و تقارن است و ورودی را در چارچوبی محکم و آیینمند نگه میدارد.
آیات و اذکار حکشده بر کاشی، دیوار را از یک سطح ساختمانی به «صفحهای برای تلاوت» تبدیل کرده و به مخاطب القا میکند که این بنا، پیش از آنکه با مصالح تعریف شود، با قرآن شناخته میشود؛ مسجدی که در همان قدم نخست، مرز خود را با کلام وحی مشخص میکند و ورودی را به دعوتی آشکار برای ورود به فضای ذکر، نماز و اجتماع مؤمنانه تبدل میسازد.
نظر شما