کانت و مفهوم عقل خودآیین؛ آغاز سفری که به هوش مصنوعی رسید

اگر بخواهیم بدانیم چرا امروز از «حکمرانی الگوریتمی»، «قدرت داده» و «هوش مصنوعی» سخن می‌گوییم، نخست باید بفهمیم روزگاری عقل چه جایگاهی در اندیشه مدرن داشت و چرا آزادی انسان با توانایی او در اندیشیدن گره خورده بود.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدمهدی میرجلیلی، کارشناس مذهبی در سلسله مطالبی به تاریخ دگرگونی عقل در تمدن مدرن پرداخته است، در ادامه شماره نخست آن مرور می شود:

اگر امروز از یک مهندس هوش مصنوعی، مدیر یک شرکت فناوری یا حتی یک کاربر عادی بپرسیم «چه کسی تصمیم می‌گیرد؟»، پاسخ‌ها دیگر مانند گذشته ساده نیستند. گاهی انسان تصمیم می‌گیرد، گاهی الگوریتم پیشنهاد می‌دهد، گاهی سامانه هوشمند انتخاب می‌کند و گاهی مرز میان این سه چنان در هم تنیده می‌شود که تشخیص آن دشوار است. این وضعیت، شاید مهم‌ترین مسئله فلسفی عصر ما باشد؛ اما برخلاف ظاهرش، ریشه‌های آن را باید بیش از دو قرن پیش جست‌وجو کرد.

این مجموعه یادداشت‌ها تلاشی است برای روایت تاریخ دگرگونی یک مفهوم؛ مفهومی که بیش از هر واژه دیگری، تمدن مدرن را شکل داده است: عقل. مقصود از این مجموعه، معرفی فیلسوفان یا مرور تاریخ فلسفه نیست. مسئله اصلی آن است که چگونه «عقل خودآیین» در اندیشه روشنگری، طی تحولات پی‌درپی فلسفی، سیاسی، اقتصادی و فناورانه، به وضعیتی رسید که امروز می‌توان از «عقل الگوریتمی» سخن گفت؛ وضعیتی که در آن داده، الگوریتم و هوش مصنوعی در فرایندهای شناخت، قضاوت و تصمیم‌گیری نقشی بی‌سابقه یافته‌اند.

از این منظر، کانت صرفاً نخستین حلقه این زنجیره است، نه آخرین پاسخ آن. او را نباید تنها به‌عنوان فیلسوفی بزرگ در تاریخ اندیشه خواند، بلکه باید او را نقطه آغاز پرسشی دانست که هنوز نیز پایان نیافته است: انسان چگونه باید بیندیشد تا آزاد باشد؟

کانت در متن مشهور خود، «روشنگری چیست؟»، جمله‌ای نوشت که شاید بتوان آن را مهم‌ترین شعار فلسفه مدرن دانست: «جرأت دانستن داشته باش.» این جمله در ظاهر دعوتی اخلاقی است، اما در ژرفای خود اعلام استقلال عقل انسانی است. کانت از انسان می‌خواهد مسئولیت اندیشیدن را به دیگری واگذار نکند؛ نه به کلیسا، نه به دولت، نه به سنت و نه به هیچ مرجع اقتدار دیگری. از نگاه او، انسان زمانی بالغ می‌شود که جرئت کند با عقل خویش بیندیشد.

نکته مهم آن است که کانت عقل را صرفاً ابزاری برای شناخت جهان نمی‌دانست. عقل برای او بنیان خودآیینی انسان بود. انسان آزاد است، زیرا می‌تواند خود بیندیشد، خود داوری کند و خود مسئول تصمیم‌های خویش باشد. به همین دلیل، عقل در اندیشه کانت بیش از آنکه یک توانایی ذهنی باشد، یک مسئولیت اخلاقی است.

امروز، بیش از دو قرن پس از کانت، این تصویر از عقل با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است. اگر بخشی از قضاوت‌های ما بر اساس پیشنهادهای الگوریتم‌ها انجام شود، اگر سامانه‌های هوشمند در استخدام، پزشکی، قضاوت قضایی، امنیت یا حتی روابط اجتماعی نقش تعیین‌کننده پیدا کنند، آیا هنوز می‌توان از همان مفهوم «خودآیینی» سخن گفت؟ آیا استقلال عقل انسانی در عصر هوش مصنوعی همان معنایی را دارد که کانت از آن دفاع می‌کرد؟

اهمیت این پرسش زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم بسیاری از متفکران معاصر، از Shoshana Zuboff ،درباره سرمایه‌داری نظارتی تا Alex Karp، درباره نقش هوش مصنوعی در امنیت و حکمرانی، و نیز متفکران و کارآفرینانی مانند Peter Thiel ، هر یک به گونه‌ای با این مسئله روبه‌رو هستند که عقل، قدرت و فناوری چگونه در جهان جدید به یکدیگر گره خورده‌اند. هرچند پاسخ‌های آنان متفاوت است، اما همه در فضایی می‌اندیشند که بدون پروژه روشنگری و مفهوم عقل خودآیین کانت، اساساً قابل تصور نبود.

به همین دلیل، بازگشت به کانت در این مجموعه، بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم اکنون است. اگر بخواهیم بدانیم چرا امروز از «حکمرانی الگوریتمی»، «قدرت داده» و «هوش مصنوعی» سخن می‌گوییم، نخست باید بفهمیم روزگاری عقل چه جایگاهی در اندیشه مدرن داشت و چرا آزادی انسان با توانایی او در اندیشیدن گره خورده بود.

شاید مهم‌ترین درس کانت برای قرن بیست‌ویکم این نباشد که پاسخ همه پرسش‌های ما را در اختیار دارد؛ بلکه این باشد که پیش از سپردن هر تصمیمی به ماشین، باید از خود بپرسیم: آیا هنوز جرئت اندیشیدن داریم؟ این پرسش، بیش از هر زمان دیگری، در آستانه عصر هوش مصنوعی، پرسشی زنده و تعیین‌کننده است.

در یادداشت بعدی خواهیم دید که چگونه با ظهور هگل، عقل از قلمرو فرد فراتر رفت و به نیرویی تاریخی تبدیل شد؛ تحولی که مسیر اندیشه مدرن را به سوی فهمی تازه از جامعه، دولت و تاریخ گشود و گام دیگری در این دگرگونی بزرگ مفهوم عقل بود.

کد خبر 1895069

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha