«محمد رضا طهماسبی» شاعر آیینی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به این سوال که از نگاه شما جایگاه شعر در اندیشه رهبر شهید چگونه تعریف میشود و چرا ایشان همواره بر اهمیت شعر و ادبیات تأکید داشتهاند؟ اظهار کرد: شاید بیش از ۲۰ بار توفیق حضور در جلسات ایشان را داشتم. بسیاری از علما به ادبیات علاقه دارند و تلاشهایی نیز برای برگزاری جلسات مشابه صورت گرفته است، اما واقعیت این است که ایشان در این عرصه یک «اسطوره» بودند. این دیدارها برای جامعه ادبی، حسی متفاوت و متمایز داشت؛ گویی شاعران در محضرِ کسی بودند که از جنسِ خودشان میاندیشید.
این شاعر آیینی با اشاره به قدرتِ حافظه و دانشِ فنیِ رهبر شهید در نقدِ شعر تصریح میکند: ایشان نه تنها بر اشعارِ بزرگان همچون صائب، حافظ، بیدل و پروین تسلط داشتند، بلکه در جزئیترین موارد، مانند شناسایی قصیدهی کتیبههای حرم حضرت معصومه(س)، اطلاعاتی داشتند که حتی متخصصان را غافلگیر میکرد. دغدغهی ایشان صرفاً شنیدن نبود؛ گاه با یک پیشنهادِ اصلاحی، چنان در وزن و معنای شعر تغییر ایجاد میکردند که شاعرانِ حاضر، از این دقتِ نظرِ عالمانه متحیر میماندند.
فراتر از مرزهایِ شعر؛ از رمانِ غرب تا شعرِ معاصر عرب
طهماسبی، اشرافِ رهبر شهید بر ادبیاتِ جهان را بینظیر توصیف کرده و تصریح می کند: ایشان نه فقط در شعر، بلکه در حوزه رمان، شرححال و تاریخ، نگاهی جهانشمول داشت. ایشان رمانهای مطرحِ ادبیات غرب را نه تنها خوانده بود، بلکه با مقایسهی ترجمههای مختلف، بهترین نسخه را تحلیل میکردند. این تسلط در کنار احاطه بر شعر معاصر و کلاسیک عرب، ایشان را به یک نابغه تبدیل کرده بود که اگر بخواهیم صرفاً در عالم ادبیات به او نگاه کنیم، ابعادِ این شخصیت، عجیب و غریب به نظر میرسد.
برخلاف تصورِ عموم، ایشان به شعر عاشقانه، عارفانه و حتی طنزِ اجتماعی علاقهای وافر داشت. ایشان معتقد بود هر شعری که «حرفی برای گفتن» داشته باشد، ارزشمند است. حتی در سالهای آخر، ایشان نسبت به کمرنگ شدنِ برخی مضامین مانند شعرِ عاشقانه گلایه داشت که برای همه ما غیرمنتظره بود. در مواجهه با اشعار طنز نیز، چنان سعهصدری داشت که شاعر با خیالِ راحت میتوانست ظریفترین شوخیهای اجتماعی را در محضر ایشان مطرح کند.
وی در پاسخ به این سوال که چرا شعر آیینی در جلسات ایشان جایگاه ویژهای داشت، افزود: دلبستگیِ ایشان به اهلبیت(ع) غیرقابل انکار بود، اما این به معنای محدودیت در سلیقه نبود؛ برخلاف تصورِ عموم، ایشان به شعر عاشقانه، عارفانه و حتی طنزِ اجتماعی نیز علاقهای وافر داشت. ایشان معتقد بود هر شعری که «حرفی برای گفتن» داشته باشد، ارزشمند است.
وی خاطرنشان کرد: حتی در سالهای آخر، ایشان نسبت به کمرنگ شدنِ برخی مضامین مانند شعرِ عاشقانه گلایه داشت که برای همه ما غیرمنتظره بود. در مواجهه با اشعار طنز نیز، چنان سعهصدری داشت که شاعر با خیالِ راحت میتوانست ظریفترین شوخیهای اجتماعی را در محضر ایشان مطرح کند. ما واقعاً یک «نابغه» را از دست دادیم؛ شخصیتی که فقه و سیاست، تنها بخشی از دنیایِ بزرگِ او بود.
طهماسبی در ادامه با اشاره به سعهصدر رهبر شهید در مواجهه با اشعار طنز اظهار کرد: ایشان به شعر طنز علاقه ویژهای داشت. بارها شاهد بودم که پس از خواندن ابیات طنزِ فاخر، ایشان چنان مجذوب میشدند که فارغ از جایگاهِ رسمی، با خندهای از تهِ دل و صمیمانه، شاعر را مورد تشویق قرار میدادند. این لبخندها نشان میداد که ایشان میانِ نقدِ اجتماعیِ سالم و هجو، تفاوتی حکیمانه قائل بودند.
دغدغهمندی؛ عصارهی نگاهِ رهبر شهید به رسالتِ شاعر
این شاعر آیینی، با بیان اینکه «دغدغهمندی» کلیدواژه اصلی برای درک جهانبینی رهبر شهید است، بیان کرد: تمامِ تأکیدات ایشان بر سبکهای مختلف از هندی و خراسانی گرفته تا حتی اشعار نو در یک نقطه به هم میرسیدند؛ مسئولیتپذیری. از نگاه ایشان، شاعر نباید در برابر وقایعِ جامعه، منطقه و جهان منفعل باشد. ایشان از مجالس شعر به عنوان فرصتی برای ترویج ارزشهایی چون فرزندآوری، غیرتِ دینی، هویتِ ملی و پیشرفتِ کشور بهره میبردند.
طهماسبی در بخشی از سخنان خود با لحنی انتقادی به برخورد برخی شاعران با این جلسات اشاره اشاره کرد و افزود: «بسیار مایه تأسف است که برخی از شاعران، شهرت و اعتبار ادبی خود را مدیونِ همین نشستها هستند، اما در بزنگاههایی که احساس میکنند این فضا دیگر برایشان نان یا جایگاهی ندارد، با بهانههای واهی جلسه را ترک میکنند تا مبادا موضعگیریِ سیاسیشان به چشم بیاید. این رفتار، از نگاهِ اخلاقی، نوعی بیمعرفتی نسبت به جایگاهِ والایِ این محافل است.
رهبر شهید خود یک ادیبِ تمامعیار بود
وی در پایان با تأکید بر اشرافِ فنی رهبر شهید بر تکنیکِ شعر اظهار کرد: ایشان خود یک ادیبِ تمامعیار بود؛ از ساختارِ نحوی تا ارتباطِ عمودی کلام را به دقت رصد میکرد و با ظرافت، تذکراتِ اصلاحیِ دقیقی ارائه میداد؛ اما آنچه برای ایشان اولویت داشت، این بود که شاعر، بیتفاوت نباشد. ایشان همواره توصیه میکردند که شاعر باید نسبت به خانه، محل، کشور و منطقهی خود «تعلق خاطر» داشته باشد. از نظر ایشان، کلامِ طیب و طاهر تنها در صورتی نافذ است که با «غیرت» و «هوشیاریِ اجتماعی» همراه باشد و در برابرِ اتفاقاتِ پیرامونی، واکنشی آگاهانه و دلسوزانه نشان دهد.
نظر شما