به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان، فارغ از ابعاد علم و فقاهت و مرجعیت و نیز شخصیت سیاسی آقای شهید ایران، رهبر شهید از چنان افق نگاه بلند در فرهنگ و هنر برخوردار بودند که چه بسا بسیاری از مجموعههای فرهنگی و فعالان این عرصه نمیتوانستند کٌنه آن را درک کرده و هضم و اجرایش کنند و متاسفانه در این باره هم حجاب معاصرت مانع شد جامعه از فرهنگ مدنظر ایشان که به مثابه هوا برای تنفس بود بهرهای را که باید، ببرد. اما اگرچه ایشان را به لحاظ ظاهر از دست دادهایم اما هنوز هم آن منظومه عمیق فکری میتواند بستر تحولات بیبدیل در فرهنگ و هنر شود. در بررسی جلوههایی از نگاه رهبر مجاهد شهید به فرهنگ و هنر، با حمید نیلی، کارشناس و صاحبنظر فرهنگی و معاون فرهنگی هنری ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور گفتگو کردهایم.
حمید نیلی با بیان اینکه با تشییع رهبر مجاهد و شهید و تدفین پیکر مطهر ایشان در مشهد مقدس، حس سفر کردن آقای شهید ایران از تهران بر قلبها سنگینی میکند، اظهار کرد: درباره نگاه رهبر شهید به مقوله فرهنگ و هنر به عنوان فردی که در این حوزه فعالیت کردهام، باید بگویم فرهنگ اهمیتی فوقالعاده برای ایشان داشت نشانههایش هم آنکه هر سال نیمه ماه مبارک رمضان شعرا محضر ایشان میرسیدند یا در روز اول ماه مبارک رمضان هر ساله قراء را در کنار هم جمع میکردند یا با مداحان، سینماگران و دیگر هنرمندان دیدار داشتند.
حافظشناس قوی بودند
وی تصریح کرد: اینها نشان میدهد این حوزه برایشان مهم بود و برای آن وقت میگذاشتند. چنان که دیدار ایشان با قاریان تا مدتها سالانه دو مرتبه برگزار میشد و هر بار رهبر شهید دیدگاههای جدیدی را مطرح میکردند. درباره دیدار با شاعران هم اینگونه بود و همیشه نگاه نو داشتند برای مثال در کنگره حافظ یک ساعت و نیم درباره لسان الغیب شیرازی سخنرانی و نگاهشان را درباره حافظ مطرح کردند در حالی که به دلیل مشی سیاسی به نظر نمیرسید که اینچنین ژرف به شعر حافظ بپردازند اما بعد میبینیم کسی مثل سعیدی سیرجانی عنوان میکند من پیش از آن آنقدر درباره حافظ مطلب نشنیده بودم که در آن یک ساعت و نیم شنیدم!

شعر انقلاب را پدری کردند
این فعال فرهنگی با بیان اینکه آقای شهید ایران ذائقه هنری ویژه و نگاهی نادر به فرهنگ و هنر داشتند، گفت: ایشان شعر انقلاب را به نوعی پدری کردند و تحول در مداحی و قرائت درست قرآن هم ناشی از ممارست و دیدارهای مستمر ایشان بود که در هر بار زوایای جدیدی را به روی اهالی فرهنگ و هنر باز میکرد. برای مثال درباره تئاتر میفرمودند: شاید یک تئاتر آوردهای داشته باشد که سالها در سخنرانی پیدا نشود! ایشان از نادر روسای جمهوری هستند که در دوره ریاست جمهوریشان در اختتامیه جشنواره تئاتر فجر شرکت کردند یا آنکه به تماشای تئاتر ایوب نبی(س) نشستند؛ همه ذوق هنری ایشان را نشان میدهد.
آقای کتابباز
معاون فرهنگی هنری ستاد هماهنگی کانونهای مساجد کشور ادامه داد: با آن همه تأکید نسبت به زبان فارسی از آقا ایرانیتر نمییابیم، ایشان میفرمودند: «من به زبان فارسی افتخار میکنم» و تأکید داشتند: «اگر کسی دنبال کار علمی باشد، باید زبان فارسی بداند» ... همه اینها ریشه در نگاه عمیق فرهنگی ایشان داشت و بر نظریهپردازیهای آقا در دیگر حوزهها نیز تأثیر گذاشت. برای مثال وقتی کسی ۲۰۰۰ عنوان کتاب و داستان بخواند نگاهش به جامعهای که در مورد آن صحبت میکند، متفاوتتر از کسی است که مطالعهای ندارد. بالاخره در رُمان، جامعه شناسی و مردمشناسی بیشتر رسوب پیدا میکند، برای همین هم نگاه آقا در مورد اروپا و غرب از مطالعاتشان ریشه میگرفت.

دغدغه انس بچهها با قهرمانان ملی را داشتند
وی در پاسخ به این سوال که چطور میتوان بین مرجعیت و فقاهت و موضع گیری سیاسی حضرت آقا با نفوذ نگاه و کلامشان در حوزه فرهنگ و هنر جمع ایجاد کرد؟، گفت: بخشی از این روحیه برگرفته از قریحه ذاتی آقای شهید است. اینکه حضرت آقا در گعدههای شعر یادآوری میکنند که من فلان شعر را خواندم و دربارهاش شرح دارند یا حتی به یک دوبیتی در پوستر مربوط به شهدا توجه داشتند، به خاطر علاقه و عُلقه شخصی ایشان بود. در نشست با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بر قهرمان ساختن از شخصیتهای بنام ایرانی تأکید میکردند. ایشان دغدغه داشتند که چرا بچههای ما فوتبالیستهای غربی را بهتر از قهرمانان داخلی میشناسند؟! بُعد فقاهت و نگاه سیاسی دید بازتری را برای آقا در عرصه فرهنگ و هنر ایجاد کرده بود چنان که نگاه ایشان به غرب متأثر از کتابها و رُمانهایی بود که میخواندند.
نیلی در ادامه ابراز کرد: حضرت آقا در اوایل حضور در کسوت رهبری در سال های ۷۱-۷۲ نشستهایی را با کارشناسان صدا و سیما برگزار میکردند مثل جلسه با اعضای گروه ادبیات یا اجتماعی و درباره کتابها به صورت خیلی مشخص داده میآوردند؛ مثلاً در مورد کتاب بینوایان و حتی اشخاصی نظیر چارلی چاپلین صحبت میکردند و تحلیلهای جدی داشتند برای مثال در سال ۷۷ در مورد عوام و خواص یا درباره شخصیتهای نظیر اقبال صحبت کردند. همه اینها برگرفته از مطالعات ایشان بود که قطعاً تاثیرات خود را بر بُعد سیاسی تفکر ایشان نیز گذاشته بود. اینها مکمل یکدیگر بودند، چنان که آقا هرگاه به نمایشگاه کتاب میرفتند، درباره مضمون کتابها، نویسنده و ... سوال میکردند و حتی خیلی از ناشران را از قبل میشناختند. این افق و زاویه نگاه فرهنگی قطعاً بر نگاه سیاسی ایشان تأثیر داشته است.
وی در ادامه با اشاره به تعبیر آقای شهید ایران از فرهنگ به هوا برای تنفس، تأکید کرد: اینکه حضرت آقا میگفتند باید در حوزه فرهنگ فلان اتفاق بیفتد، بر اساس یک نگاه گذرا و سطحی نبود. از ابتدای رهبری ایشان نگاهشان بسیار جدی بود و برای بعد از رهبری خود واژههای فراوان خلق کردند؛ به طور مثال بحث عوام و خواص، نهضت نرم افزاری، جهاد تبیین و... و. همه اینها فرهنگی بود اما متأسفانه برای ما در حد لقلقه زبان باقی ماند!
هر چیزی با هنر ماناتر است
وی اضافه کرد: حضرت آقا درباره اندلس و اینکه چگونه تغییر پیدا کرد، سخنرانی مبسوطی کردند. همچنین در مورد نهضتها تاکید میکردند که انقلاب اسلامی را با انقلاب فرانسه یا روسیه مقایسه کنید ... اما ما چقدر توانستیم این کار را انجام دهیم؟. آقای شهید ایران میفرمودند: «هر چیزی با هنر ماناتر است». آیا ما در کارهای خود توانستیم این را محقق کنیم؟ متاسفانه، مجموعههای فرهنگی آنطور که باید نتوانستند قدردان این نگاه فرهنگی باشند و منویات ایشان درباره فرهنگ را به زبان فرهنگ بیان نکردند! مثل نگاه ایشان درباره حجاب، درباره اصلاح الگوی مصرف، درباره اقتصاد مقاومتی و... . آیا توانستیم اینها را به زبان فرهنگ مطرح کنیم؟ اقتصاد مقاومتی در حالی مطرح شد که صدا و سیما در تبلیغ کالاهای مربوط به خانواده، لوکسترین و تجملاتیترین تبلیغات را داشت! این یک تضاد جدی بین منویات حضرت آقا و فعالیتهای فرهنگی بود ... ای کاش! میتوانستیم در حوزه فرهنگ نگاه حضرت آقا را ساری و جاری کنیم.
وی درباره چگونگی وجود این نگاه عمیق فرهنگی هنری در رهبر شهید علیرغم جایگاه فقاهت و مرجعیت و فرماندهی کل قوا، ابراز کرد: شنیدهام آقا گاهی اوقات میگفتند با صدا و سیما تماس بگیرید و از فلان برنامه تشکر کنید یا آنکه ایشان وقت میگذاشتند و فیلم می دیدند. مطلبی که احمد عبدالرحیمی درباره فیلم مارمولک عنوان کرد، یک بحث جدی بود. من در جلسهای بودم که رهبر شهید فرمودند: «من به بعضیها گفتم که اگر شما به محتوای فیلم مارمولک توجه داشتید، از آدمی که این کار را ساخته، تشکر میکردید».
فرهنگ شوخیبردار نیست
نیلی افزود: این وقت گذاشتن یعنی فضای فرهنگ و هنر برایشان مهم بود ... شاید حضور در تئاتر به خاطر زنده بودن برای ایشان سخت بود اما فیلم میدیدند. حضرت آقا فیلمهای «محمد رسول الله(ص)» و «مریم مقدس(س)» را به صورت حضوری تماشا کردند و با عوامل مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» دیدار کردند و این نشان میدهد که بحث تاریخ و سریالهای تاریخی برای ایشان مهم بود. حضرت آقا برای اینکه به آقای مجید مجیدی کمک کنند و به ایشان بگویند کارشان چقدر مهم است، گفته بودند «ما برای پیامبر(ص) کاری نکردیم در حالی که بودائیان فیلمهای زیادی برای مذهب خود تولید کردهاند»؛ حتی ایشان پیگیری میکردند ساخت فیلم «محمد(ص)» به کجا رسیده و از آن حمایت کردند. در واقع اعتقاد داشتند فرهنگ و هنر حوزه کمی برای مجموعه کشور نیست و همه اینها فرهنگسازی بود و نگاهشان درباره فرهنگ و هنر جدی بود و آن را شوخیبردار نمیدانستند.

وی در پایان درباره نقش فعالان فرهنگ و هنر در بسط، تبیین و استمرار این نگاه عمیق، خاطرنشان کرد: اگر حضرت آقا شهید نمیشدند، شاید باعث ناراحتی بود لذا اینکه آقا شهید شدند یک امضا برای ایرانی بودن آقا است و قطعاً حوزه فرهنگ و هنر این مقام را ارج مینهد و با فعالیت موثر خود ثابت میکند رهبر شهید انقلاب جدای از شخصیت سیاسی و جایگاه مرجعیت، دارای شخصیت و وجهه فرهنگی و هنری نیز بودند. ایشان با همین نگاه، مرحوم آقای فرشچیان را از خارج کشور برگرداندند. من برخورد حضرت آقا را با هنرمندان دیدهام. برای مثال آقای امیرخانی کتاب «حدیث ولایت» را برای ایشان بردند تا روی آن نظر دهند ... همه اینها قریحه شخصی آقا در ساحت فرهنگ بود و این گونه نبود که اکتسابی و ژست هنری باشد بلکه از نهادشان میجوشید و سرچشمه میگرفت.
نظر شما