از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

وقتی معنای قلم از نمایش زیبایی‌های ظاهری به سوی بازنماییِ حقیقت مقاومت تغییر می‌کند، هنر به جهاد تبیین بدل می‌شود. گذار از هنر سفارش‌محور به سوی رسالت مبارزاتی، کاریکاتور را از یک تصویر ساده، به زبانی مشترک و جهانی برای درگیر کردن افکار عمومی در برابر استکبار تبدیل می‌کند؛ مسیری که در آن، حفظ قداست اسطوره‌ها و پرورش استعدادهای انقلابی در کانون‌های معنوی، از نان شب واجب‌تر است.

خبرگزاری شبستان-مازندران؛ در عصرِ هجمه‌های تصویری و جنگ‌های نرم، جایی که تصاویرِ دروغینِ استکبار، حقیقت را در خود می‌بلعند، هنر دیگر تنها یک ابزارِ زیبایی‌شناسی نیست؛ بلکه به یک سلاحِ دفاعی بدل شده است. در این میان، قلمِ هنرمندانِ متعهد، نه برای سرگرمی، که برای خون‌خواهیِ مظلومان و افشای چهره‌یِ زشتِ صهیونیسم به کار گرفته می‌شود. ما در این گفتگو، با سجاد گیلپور، کاریکاتوریستی از نسلِ نو و اهل شهرستان نوشهر  نشسته‌ایم که توانسته است میانِ هنر و تکلیف، پیوندی ناگسستنی برقرار کند. او که نگاهش را به سوی جبهه‌یِ مقاومت و خونِ شهدا دوخته، از چگونگیِ تبدیلِ خطوطِ سیاه و سفید به بیانیه‌هایِ صریح علیه ظلم برای ما می‌گوید؛ از جایی که طنز تلخ، لرزه بر اندامِ استکبار می‌اندازد.

استاد سجاد گیلپور عزیز، در دورانی که رسانه‌های جهانی در حالِ جنگِ تصویری با ارزش‌های اسلامی هستند، شما در سنین جوانی، مسیرِ هنرِ مبارزه را انتخاب کرده‌اید. بفرمایید چه لحظه‌ای یا چه واقعه‌ای در زندگی شما باعث شد که با خودتان بگویید: من نمی‌خواهم فقط یک نقاش باشم، بلکه می‌خواهم قلمم، بخشی از ارتشِ مقاومت باشد؟

سال‌ها در فضای آرام و پردرآمدِ سبک هایپررئال و طراحی چهره غرق بودم؛ دنیایی که در آن، رنگ‌روغن‌ها و تکنیک‌های دقیق، تنها برای جلب رضایتِ سفارش‌دهنده به کار می‌رفت. اما هرچه در این مسیر پیش‌تر می‌رفتم، درونی‌ترین بخش وجودم به چالش کشیده می‌شد: به عنوان یک هنرمند، دقیقاً در کدام نقطه از تاریخ ایستاده‌ام؟

وقتی سخنان مقام معظم رهبری پیرامون ضرورت جهاد تبیین را شنیدم، این پرسش برایم به یک دغدغه بنیادین تبدیل شد. از خودم می‌پرسیدم: آیا استعدادی که خداوند به امانت در دستان من قرار داده، تنها باید صرفِ کشیدن چهره‌هایی شود که تنها کارکردشان لذتِ بصری برای صاحبِ اثر است؟ پاسخ، یک نه قاطعانه بود. من قانع نمی‌شدم که تنها یک نقاشِ صرف باقی بمانم.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

در همین جست‌وجو برای یافتن رسالت اصلی هنر، دست تقدیر مرا با دنیای جسور و صریحِ کاریکاتور آشنا کرد. از طریق یکی از دوستانم با دوره‌های استاد محمدجواد طاهری، هنرمند برجسته بابلی آشنا شدم و حضور در کلاس‌های ایشان، نقطه عطفی در زندگی حرفه‌ای من بود. درس‌هایی که از ایشان آموختم، دریچه‌ای نو به سوی دنیای کاریکاتور به رویم گشود؛ دنیایی که در آن، قلم به جای تماشایِ صرفِ واقعیت، به ابزاری برای به چالش کشیدنِ باطل و پیوستن به ارتشِ مقاومت تبدیل می‌شود.

قابلیت‌های فضای مجازی برای «ویروسی کردن» (وایرال) پیام‌های ضد استکباری و خون‌خواهی استفاده می‌کنید تا اثر شما بدون مرز، به دست مخاطبان جهانی برسد؟

امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به یک دهکده کوچک تبدیل شده که اخبار و پیام‌ها در آن با سرعتی باورنکردنی مرزها را درمی‌نوردند. من به عنوان یک هنرمند، از این فرصت برای رساندن صدای مظلومان به گوش جهانیان به بهترین شکل استفاده می‌کنم.

در فضای داخلی، از بسترهایی همچون ایتا و بله برای اشتراک‌گذاری مستقیم آثارم با مردم عزیزمان بهره می‌برم؛ اما برای اثرگذاری بین‌المللی، اینستاگرام را به بستری برای پیوند با هنرمندانِ جریانِ مقاومت تبدیل کرده‌ام. بسیار برایم ارزشمند است که هنرمند مبارز یمنی، کمال شرف، آثارم را دنبال می‌کند و این ارتباطِ هنری، فراتر از مرزهای جغرافیایی، پیوندی میان قلب‌های ما ایجاد کرده است.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

همچنین، بازخوردهای بسیار مثبت هنرمندان برزیلی در اینستاگرام، به من ثابت کرد که زبان «کاریکاتور» و مفهوم «مقاومت»، زبانی جهانی است که می‌تواند فارغ از ملیت، مخاطبانِ بیدار را در سراسر این دهکده جهانی با خود همراه کند. قلم من امروز تنها در اتاق کارم در نوشهر نیست؛ بلکه در شبکه‌های اجتماعی، در جست‌وجوی مخاطبانی است که در جبهه حق ایستاده‌اند.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

برای اینکه اثر شما در حمایت از فلسطین و لبنان، مخاطبِ غیرایرانی (مثلاً یک جوان در اروپا یا کشورهای همسایه) را هم درگیر کند، چه مولفه‌های بصری و جهانی را در طراحی‌های خود لحاظ می‌کنید تا از شعارزدگی فاصله بگیرید و به یک زبانِ مشترک جهانی برسید؟

مهم‌ترین مزیت کاریکاتور، تصویری بودن آن است؛ این هنر، زبانی فراملی دارد. اگر اثر من متکی بر نوشته و متن باشد، مخاطبِ من تنها محدود به کسانی می‌شود که به زبانِ اثر تسلط دارند؛ اما تصویر، زبانِ مشترکِ تمام انسان‌هاست. من برای عبور از مرزها و پرهیز از شعارزدگی، بر نشانه‌شناسیِ جهانی تمرکز می‌کنم.

برای مثال، همه دنیا شخصیت حنظله را به عنوان نماد ایستادگیِ فلسطینی می‌شناسند، همان‌طور که کبوتر صلح یک مفهومِ جهانی است. در کاریکاتورِ مبارزاتی، هنرِ ما در بازخوانیِ دوباره‌ی نمادهاست. وقتی کشوری مانند آمریکا، مجسمه آزادی را به عنوان نمادِ صلح و حقوق‌بشر به دنیا معرفی می‌کند، وظیفه منِ هنرمند این است که با زبانِ کاریکاتور، نقاب از چهره‌ی واقعیِ عملکردِ ضدبشریِ آن‌ها بردارم و این نماد را با نگاهی انتقادی و طنزآمیز به چالش بکشم.

علاوه بر این، من از المان‌های طبیعت که مفاهیمی کهن و جهان‌شمول دارند استفاده می‌کنم؛ مثلاً کوه یا درخت سرو را به عنوان نمادهای قدرت، ریشه و استقامت در طراحی‌هایم به کار می‌گیرم. این نمادها نیازی به ترجمه ندارند؛ یک جوان در اروپا یا آسیا، به‌محض دیدنِ آن‌ها، مفهومِ پایداری را درک می‌کند. هدف من این است که با این زبانِ بی‌واسطه، مفاهیمِ عمیقِ مقاومت را به قلبِ مخاطبِ جهانی منتقل کنم، بدون آنکه نیاز باشد کلمه‌ای به زبان بیاورم.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

تصویرسازی از شهیدان و رهبران مقاومت، مسئولیت سنگینی است. چگونه میانِ خلقِ یک کاراکتر کاریکاتوری و حفظِ قداستِ چهره‌های مقاومت تعادل برقرار می‌کنید تا در عینِ جسارتِ هنری، حرمتِ این اسطوره‌ها حفظ شود؟

این پرسشی کلیدی است؛ چرا که من به عنوان یک هنرمندِ معتقد، هرگز اجازه نمی‌دهم جسارتِ هنری‌ام، خدشه‌ای به ساحتِ قدسیِ اسطوره‌های مقاومت وارد کند. در قاموسِ کاریکاتورِ مقاومت، برای من تفکیکِ بسیار دقیقی بین کاریکاتورِ چهره و استفاده از نماد وجود دارد.

من هرگز چهره‌ی رهبران و شهیدان را به شکل کاریکاتوری که جنبه‌ی استهزا دارد، ترسیم نمی‌کنم؛ چرا که کاریکاتور ذاتاً پتانسیلِ نقد و گاه به سخره گرفتن را دارد و این شأنِ والای اسطوره‌های ما نیست. در عوض، من از زبانِ نمادها استفاده می‌کنم. برای نمونه، مشتِ گره‌کرده‌ی رهبر شهید آیت الله سیدعلی خامنه ای(قدس سره) در دنیای امروز به یک نماد جهانی از قدرت و صلابت تبدیل شده است. من در آثارم، این مشت را به عنوان نمادِ حق‌طلبی به تصویر می‌کشم و آن را در تقابل با دشمن قرار می‌دهم.

به یاد دارم اثری طراحی کردم که در آن، مشتِ گره‌کرده‌ی رهبر انقلاب، به مثابه‌ی یک اهرمِ قدرت عمل می‌کرد و طنابی از آن آویزان بود که سرانِ استکبار و جنایتکاران جنگی، یعنی ترامپ و نتانیاهو را به سزای اعمالشان می‌رساند. در این سبک از طراحی، چهره‌ی رهبری نه برای تمسخر، بلکه برای تکریمِ اقتدار به کار می‌رود. من چهره‌ی بزرگان را کارتونی (به معنایِ هنری و گرافیکیِ آن) ترسیم می‌کنم، اما آن را از دایره‌ی کاریکاتورِ انتقادی خارج می‌کنم تا حریمِ مقدسِ آن بزرگواران، در عینِ صراحتِ سیاسیِ اثر، کاملاً محفوظ بماند.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

شما به عنوان یک هنرمندِ متعهد، مساجد را در پرورشِ استعدادهای هنریِ انقلابی چگونه می‌بینید؟ آیا به نظر شما وقت آن نرسیده که یک نهضتِ کاریکاتورِ مسجدی برای مقابله با هجمه‌های هنری غرب شکل بگیرد؟

من معتقدم مسجد باید کانونِ اصلیِ روشنگری باشد. اگر مسجد صرفاً به محلی برای اقامه نماز و برگزاری مراسم عزاداری محدود شود، بخشی از کارکردِ اصیلِ خود را در تربیتِ نسلِ تمدن‌ساز از دست داده است. مسجد باید پناهگاهِ استعدادهای جوان باشد؛ جایی که هنر با معنویت گره می‌خورد تا هنرِ انقلابی متولد شود.

به شخصه، این باور را به تجربه نشسته‌ام. در مسجدِ محلِ زندگی‌ام، با همتِ دوستان، دوره‌ی آموزشی کاریکاتور را برای ۱۵ نوجوانِ مشتاق آغاز کردیم. ثمره این حرکتِ کوچک اما پربرکت، تربیتِ هنرمندی بود که امروز نه تنها در حال تولید آثارِ ارزشمند است، بلکه در اجتماعاتِ بزرگِ شهرستان نوشهر، با خلقِ کاریکاتورهای بی‌نظیر، زبانِ گویای مردم و جبهه‌ی مقاومت شده است.

این تجربه‌ی کوچک به من ثابت کرد که اگر در مساجد نهضتِ کاریکاتور راه بیفتد، می‌توانیم لشکری از هنرمندانِ متعهد و بیدار بسازیم که در برابرِ هجمه‌های فرهنگی غرب، با سلاحِ قلم و لبخندِ تلخِ کاریکاتور، سدی نفوذناپذیر ایجاد کنند. وقت آن رسیده که مساجد ما به باشگاه‌های تربیتِ هنرمندِ ترازِ انقلاب تبدیل شوند.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

بسیاری از جوانانِ مستعد، از نقد شدن یا دیده نشدنِ آثارشان واهمه دارند. شما در مسیرِ رشدِ هنری خود، چگونه با نقدها مواجه شدید و چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که می‌خواهند از هنر، سلاحی برای دفاع از ارزش‌های اسلامی بسازند؟

راستش را بخواهید، من هم در آغاز راه، دقیقاً با همین چالش روبرو بودم. در ابتدا، استرسِ بسیار زیادی برای خلق اولین کاریکاتورهایم داشتم؛ گویی همواره نگران بودم که آیا اثر من درست است یا خیر؟ و یا اینکه آیا دیگران درباره‌ی کار من چه فکری خواهند کرد؟ وابستگی به نظرِ دیگران و ترس از قضاوت، گاهی مانعِ حرکتِ هنرمند می‌شود.

اما نقطه‌ی عطفِ من، زمانی رخ داد که فهمیدم کاریکاتورِ مؤثر، تنها یک مهارتِ تصویری نیست، بلکه حاصلِ دانش است. من شروع کردم به مطالعه و تحقیق گسترده در حوزه‌های مختلف؛ از مسائل سیاسی تا مباحث اجتماعی و تاریخی. وقتی دیدم زیربنایِ ذهنی‌ام قوی شده است، ترس از نقد، جای خود را به اعتمادبه‌نفس داد.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

امروز، نگاه من به کاریکاتور، از یک سرگرمی یا جست‌وجوی شهرت به یک ماموریت تغییر کرده است. من اکنون خود را یک مامورِ به‌وظیفه می‌بینم. وقتی پشتِ میز می‌نشینم، دیگر به دنبال این نیستم که نتیجه‌ی کار یا میزانِ لایک‌ها و بازخوردها چه خواهد بود؛ من صرفاً با تکیه بر دانش و مهارتِ هنری‌ام، تلاش می‌کنم تا در جبهه‌ی حق، یک سربازِ قلم باشم.

از قلمِ «هایپررئال» تا مشتِ گره‌کرده‌ی مقاومت؛ روایتِ هنرمندِ نوشهری از «جهاد تبیین» با سلاحِ کاریکاتور

پیشنهاد من به جوانان این است: اگر می‌خواهید هنر شما سلاحی برای دفاع از ارزش‌های اسلامی باشد، برای آنکه نقدها شما را از پا نیندازند، هدفِ خود را از دیده شدن به خدمت کردن تغییر دهید. آنگاه دیگر از نقدِ آدم‌ها نمی‌ترسید؛ زیرا می‌دانید که شما در حالِ انجامِ یک وظیفه‌ی الهی و انسانی هستید، نه فقط نمایشِ یک مهارت.

کد خبر 1894053

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha