مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

اصغر فارسی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه در مطلبی، به بررسی مفهوم «نظام سلطه»، مبانی مقاومت در برابر آن و نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در شکل‌گیری و تثبیت گفتمان ضدسلطه در منطقه غرب آسیا پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این یادداشت با عنوان «مقاومت و نظم منطقه‌ای؛ جایگاه آیت‌الله خامنه‌ای در تکوین گفتمان ضدسلطه در غرب آسیا» برای مخاطبان ترک‌زبان، به‌ویژه نخبگان سیاسی و دانشگاهی، فعالان رسانه‌ای، جریان‌های استقلال‌طلب، ملی‌گرا، ضدامپریالیست و علاقه‌مندان به تحولات منطقه‌ای تهیه و در روزنامه آیدینلیک منتشر شد.

انتشار مقاله در روزهایی که افکار عمومی ایران، منطقه و جهان متأثر از شهادت رهبر انقلاب اسلامی و مراسم تشییع پیکر مطهر ایشان بود، اقدامی هدفمند برای معرفی یکی از مهم‌ترین ابعاد میراث فکری و راهبردی رهبر شهید محسوب می‌شود. مقاله تلاش کرد نشان دهد که جایگاه تاریخی آیت‌الله خامنه‌ای صرفاً به مدیریت سیاسی جمهوری اسلامی ایران محدود نبود، بلکه ایشان در طول بیش از سه دهه رهبری، در شکل‌گیری یک زبان سیاسی جدید درباره استقلال، مقاومت، نفی سلطه خارجی و بازسازی نظم منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرد.

اعتبار روزنامه آیدینلیک

انتخاب روزنامه «آیدینلیک» برای انتشار این مقاله از منظر رسانه‌ای و مخاطب‌شناسی حائز اهمیت ویژه‌ای بود. این روزنامه از رسانه‌های شناخته‌شده ترکیه است که با رویکردی استقلال‌طلبانه، ملی‌گرایانه، اوراسیایی و منتقد سیاست‌های آمریکا و ناتو، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی را تحلیل می‌کند. بخش مهمی از مخاطبان آیدینلیک را نیروهای سیاسی، دانشگاهیان، نظامیان بازنشسته، فعالان رسانه‌ای، جریان‌های ملی‌گرا و طیف‌های مخالف وابستگی ترکیه به سیاست‌های غرب تشکیل می‌دهند.

این مخاطبان، هرچند ممکن است از نظر ایدئولوژیک، مذهبی یا سیاسی با جمهوری اسلامی ایران تفاوت‌هایی داشته باشند، در موضوعاتی مانند مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا، نقد توسعه‌طلبی ناتو، دفاع از استقلال دولت‌های منطقه، مخالفت با تجزیه کشورهای غرب آسیا و ضرورت شکل‌گیری نظم چندقطبی، دارای اشتراکات قابل‌توجهی با گفتمان جمهوری اسلامی ایران هستند. بر این اساس، انتشار مقاله‌ای درباره مفهوم نظام سلطه و گفتمان مقاومت در روزنامه آیدینلیک، امکان معرفی منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی را به مخاطبانی فراهم کرد که از زمینه فکری و سیاسی مناسبی برای درک این مفاهیم برخوردارند.

این اقدام همچنین زمینه انتقال گفتمان مقاومت از یک چارچوب صرفاً مذهبی یا شیعی به زبان سیاسی گسترده‌تری را فراهم می‌سازد؛ زبانی که مفاهیمی چون استقلال ملی، مقابله با امپریالیسم، حاکمیت دولت‌ها، استعمارزدایی، مخالفت با اشغال و ایستادگی در برابر مداخلات خارجی را در بر می‌گیرد.

مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

معرفی رهبر شهید به‌عنوان معمار یک گفتمان منطقه‌ای

در آغاز مقاله تأکید شده است که شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد؛ از جمله به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، فقیهی برخاسته از سنت حوزه‌های علمیه، سیاستمداری با بیش از سه دهه تجربه رهبری و شخصیتی فرهنگی که با شعر، ادبیات و هنر ارتباطی عمیق داشت. بااین‌حال، مقاله خاطرنشان می‌کند که برای درک جایگاه تاریخی ایشان در سطحی فراتر از سیاست داخلی ایران، باید نقش وی در تکوین و تثبیت گفتمان مقاومت در غرب آسیا مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب، مقاومت نه صرفاً یک سیاست خارجی، نه تنها راهبردی نظامی و امنیتی و نه صرفاً موضعی برخاسته از یک قرائت مذهبی، بلکه تلاشی برای بازتعریف نظم منطقه‌ای در برابر سلطه غرب معرفی شده است.

مقاله توضیح می‌دهد که رهبر شهید کوشید زبانی سیاسی ایجاد کند که مخاطب آن تنها شهروندان ایرانی، شیعیان یا گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی نباشند، بلکه همه ملت‌ها و جریان‌هایی را شامل شود که با مسائل استعمار، اشغال، تحقیر تاریخی، وابستگی سیاسی، مداخله خارجی و سلطه نظامی مواجه‌اند. بر این اساس، میراث آیت‌الله خامنه‌ای باید در سطح یک گفتمان منطقه‌ای مورد بررسی قرار گیرد؛ گفتمانی که می‌کوشید مقاومت‌های محلی، دردهای تاریخی و مبارزات پراکنده ملت‌های منطقه را در چارچوب یک افق مشترک ضدسلطه معنا کند.

مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

از تثبیت نظام سیاسی تا ترسیم افق منطقه‌ای

مقاله در ادامه به شرایط آغاز رهبری آیت‌الله خامنه‌ای پس از رحلت امام خمینی(ره) اشاره می‌کند. در آن مقطع، جمهوری اسلامی ایران با مسائل مهمی همچون بازسازی کشور پس از جنگ تحمیلی، تغییر نسل مدیران و نیروهای انقلابی، بازتعریف روابط دولت و جامعه و تنظیم مناسبات میان نهادهای مختلف سیاسی مواجه بود. بااین‌حال، به‌تدریج روشن شد که افق سیاسی رهبر شهید به حفظ و تثبیت ساختار داخلی جمهوری اسلامی محدود نیست. ایشان جمهوری اسلامی را افزون بر یک دولت ملی، حامل پیامی منطقه‌ای و تاریخی می‌دانست.

در منظومه فکری ایشان، انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ صرفاً حادثه‌ای ایرانی نبود، بلکه زبان جدیدی در اختیار ملت‌های مسلمان و مستضعف قرار داد؛ زبانی که با آن می‌شد سلطه‌پذیری را به پرسش کشید، وابستگی سیاسی را امری طبیعی ندانست و امکان مقاومت در برابر قدرت‌های بزرگ را احیا کرد. ایران در این نگاه تنها یک سرزمین یا دولت نبود، بلکه پایگاه مفاهیمی چون استقلال، عزت، خودباوری، نفی سلطه و مقاومت به شمار می‌رفت. همین ویژگی موجب می‌شود که تحلیل شخصیت و کارنامه رهبر شهید صرفاً در چارچوب فقه سیاسی یا مدیریت داخلی جمهوری اسلامی، تصویری ناقص از جایگاه تاریخی ایشان ارائه دهد.

آیت‌الله خامنه‌ای تلاش کرد میان فقه، سیاست، هویت دینی، تجربه استعمار، خاطره جنگ تحمیلی، آرمان فلسطین و استقلال ملت‌ها پیوند برقرار کرده و از مجموعه این عناصر، زبان سیاسی منسجمی را پدید آورد که بعدها در سطح منطقه با عنوان «گفتمان مقاومت» شناخته شد.

مقاومت؛ فراتر از یک ائتلاف نظامی

یکی از محورهای اصلی این سیاهه، نقد رویکردی است که مقاومت را صرفاً به شبکه‌ای از گروه‌های مسلح یا بازیگران نظامی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران فرو می‌کاهد. مقاومت در این اندیشه، پیش از آنکه به معنای یک ائتلاف نظامی باشد، نوعی جهان‌بینی سیاسی و تاریخی است. این جهان‌بینی بر چند اصل بنیادین استوار است:

نخست آنکه سلطه قدرت‌های بزرگ، امری طبیعی، قانونی و اجتناب‌ناپذیر نیست و ملت‌ها می‌توانند در برابر آن ایستادگی کنند. دوم آنکه ملت‌های منطقه حق دارند بدون قیمومیت قدرت‌های خارجی، درباره سرنوشت سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود تصمیم بگیرند. سوم آنکه مسئله فلسطین تنها یک بحران محلی نیست، بلکه آشکارترین نماد بی‌عدالتی و سلطه در نظم موجود جهانی است. چهارم آنکه استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی، فکری، رسانه‌ای و اقتصادی امکان‌پذیر نخواهد بود. پنجم آنکه قدرت‌های سلطه‌گر شکست‌ناپذیر نیستند و ملت‌ها با برخورداری از اراده، سازمان، هویت و اعتمادبه‌نفس می‌توانند معادلات قدرت را تغییر دهند.

بر این اساس، مقاومت در اندیشه رهبر شهید صرفاً واکنشی نظامی به اشغال یا تهدید نبود، بلکه تلاشی برای بازسازی اعتمادبه‌نفس تاریخی ملت‌های منطقه محسوب می‌شد.

مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

مفهوم نظام سلطه در اندیشه رهبر شهید

نوشته برای تبیین گفتمان مقاومت، به تشریح مفهوم «نظام سلطه» در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای پرداخت. نظام سلطه در این چارچوب، صرفاً به برتری نظامی یک یا چند کشور محدود نیست، بلکه ساختاری چندلایه است که از طریق ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، رسانه‌ای، فرهنگی، علمی و حقوقی، اراده قدرت‌های بزرگ را بر ملت‌های دیگر تحمیل می‌کند.

در نظام سلطه، روابط میان کشورها بر اساس برابری و احترام متقابل تنظیم نمی‌شود، بلکه جهان به دو بخش سلطه‌گر و سلطه‌پذیر تقسیم می‌گردد. قدرت‌های مسلط برای خود حق مداخله، تحریم، تهدید، اشغال و تغییر حکومت‌ها را قائل‌اند، اما ملت‌های دیگر را از حق تصمیم‌گیری مستقل محروم می‌کنند.

از منظر رهبر شهید، مهم‌ترین ویژگی نظام سلطه آن است که نابرابری موجود را طبیعی و اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهد. در چنین نظمی، برخی دولت‌ها خود را دارای حق تصمیم‌گیری برای تمام جهان می‌دانند، درحالی‌که کشورهای ضعیف‌تر باید از الگوها، سیاست‌ها و ارزش‌های تحمیل‌شده پیروی کنند. مقاومت در برابر نظام سلطه، بنابراین، فقط به معنای مخالفت با یک سیاست مشخص آمریکا یا یک عملیات نظامی نیست، بلکه به معنای رد مبنای ناعادلانه این نظم است.

این مفهوم برای مخاطبان آیدینلیک و جریان‌های استقلال‌طلب ترکیه از قابلیت ارتباطی بالایی برخوردار است؛ زیرا این طیف‌ها نیز نسبت به سلطه سیاسی و نظامی آمریکا، توسعه ناتو، فشارهای اقتصادی غرب و مداخلات خارجی در منطقه مواضعی انتقادی دارند.

آمریکا به‌عنوان نماد نظم سلطه‌محور

در مقاله تاکید شده است که در منظومه فکری رهبر شهید، ایالات متحده آمریکا صرفاً یک دولت قدرتمند یا یکی از بازیگران نظام بین‌الملل نبود، بلکه مهم‌ترین نماد و مرکز نظام سلطه معاصر به شمار می‌رفت. مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای با آمریکا به اختلاف بر سر پرونده‌هایی مانند برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌ها یا حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس محدود نمی‌شد. این مخالفت ریشه در برداشت ایشان از ساختار نظم جهانی و شیوه اعمال قدرت آمریکا داشت. از منظر ایشان، نظم آمریکامحور در غرب آسیا بر چند پایه اصلی استوار است: حمایت همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی، استقرار پایگاه‌های نظامی، کنترل منابع و مسیرهای انرژی، پشتیبانی از دولت‌های وابسته، جلوگیری از ظهور قدرت‌های مستقل منطقه‌ای، مهار ایران و ترویج الگوهای فرهنگی و رسانه‌ای غربی. بنابراین، مقابله با این نظم نیز نمی‌توانست صرفاً نظامی باشد، بلکه باید ابعادی گوناگون می‌یافت؛ از جمله استقلال اقتصادی، تولید علم و فناوری، خودباوری فرهنگی، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، ایجاد رسانه‌های مستقل و ایستادگی در برابر فشارهای سیاسی.

مقاله توضیح می‌دهد که سخن گفتن مکرر رهبر شهید از «افول آمریکا» بخشی از همین نبرد سیاسی و روانی بود. ایشان بر این باور بود که یکی از پایه‌های سلطه آمریکا، تصور شکست‌ناپذیری آن در ذهن ملت‌هاست. هرگاه ملت‌ها قدرت آمریکا را مطلق و ابدی بدانند، پیش از آغاز هرگونه مقاومت، از نظر روانی شکست خورده‌اند. در مقابل، باور به محدود بودن قدرت آمریکا و امکان عقب‌راندن آن، زمینه‌ساز حرکت، سازمان‌یابی و مقاومت خواهد بود.

از «خاورمیانه» تا «غرب آسیا»؛ نبرد بر سر زبان و معنا

یکی از بخش‌های قابل‌توجه مقاله به تأکید رهبر شهید بر استفاده از اصطلاح «غرب آسیا» به جای «خاورمیانه» اختصاص داشت. در ظاهر، این تغییر ممکن است صرفاً جابه‌جایی یک واژه جغرافیایی تلقی شود، اما در منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای، نام‌گذاری و انتخاب مفاهیم بخشی از مبارزه با سلطه محسوب می‌شد. اصطلاح «خاورمیانه» از زاویه نگاه اروپا و قدرت‌های غربی شکل گرفته است. در این تعبیر، اروپا مرکز جغرافیایی و سیاسی جهان فرض می‌شود و سایر مناطق بر اساس فاصله و موقعیت خود نسبت به غرب نام‌گذاری می‌شوند. در مقابل، اصطلاح «غرب آسیا» منطقه را از درون جغرافیای آسیا و بر اساس موقعیت مستقل تاریخی و تمدنی آن تعریف می‌کند.

این نام‌گذاری، منطقه را نه حاشیه غرب، بلکه بخشی اصیل از قاره آسیا و صاحب تاریخ، هویت و تمدن مستقل معرفی می‌کند. مقاله این تغییر اصطلاح را نوعی استعمارزدایی از زبان سیاست دانست. از منظر رهبر شهید، سلطه تنها از طریق لشکرکشی، تحریم یا کودتا اعمال نمی‌شود، بلکه در زبان، مفاهیم، نقشه‌ها و صورت‌بندی‌های ذهنی ملت‌ها نیز حضور دارد. اگر ملت‌ها خود و منطقه‌شان را همواره از نگاه قدرت‌های خارجی تعریف کنند، پیش از شکست سیاسی، در سطح معرفتی و معنایی شکست خورده‌اند. بر این اساس، تأکید بر «غرب آسیا» در کنار مفاهیمی مانند استکبار جهانی، نظام سلطه، مستضعفان و مقاومت، بخشی از تلاش برای ایجاد زبان سیاسی مستقل و منطقه‌محور بود.

مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

فلسطین؛ قلب گفتمان ضدسلطه

در مقاله منتشرشده، مسئله فلسطین به‌عنوان محور مرکزی گفتمان ضدسلطه رهبر شهید معرفی شده است. آیت‌الله خامنه‌ای فلسطین را صرفاً مسئله اعراب، مسلمانان یا یک اختلاف ارضی نمی‌دانست، بلکه آن را نماد آشکار بی‌عدالتی و سلطه در نظم معاصر جهانی تلقی می‌کرد. از منظر ایشان، شکل‌گیری و تداوم رژیم صهیونیستی حاصل پیوند استعمار، اشغال، حمایت قدرت‌های بزرگ و نادیده گرفتن حقوق مردم بومی فلسطین بود. به همین دلیل، هر گفتمان واقعی ضدسلطه در منطقه ناگزیر باید موضع خود را در برابر مسئله فلسطین مشخص سازد.

قرار دادن فلسطین در مرکز گفتمان مقاومت چند کارکرد مهم داشت. نخست آنکه این مسئله را از یک موضوع صرفاً عربی به یک مسئله اسلامی، منطقه‌ای و انسانی تبدیل می‌کرد. دوم آنکه مانع از فراموشی تدریجی فلسطین در نتیجه روند عادی‌سازی روابط برخی دولت‌های منطقه با رژیم صهیونیستی می‌شد. سوم آنکه فلسطین می‌توانست نقطه اتصال نیروهای متفاوت منطقه باشد؛ نیروهایی که با وجود اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی، در مخالفت با اشغال و حمایت از حقوق ملت فلسطین دارای زمینه مشترک بودند. چهارم آنکه مسئله فلسطین به معیاری برای سنجش صداقت جریان‌های مدعی استقلال‌طلبی و مبارزه با سلطه تبدیل می‌شد. از منظر رهبر شهید، جریانی که با سلطه آمریکا مخالفت می‌کند، اما در برابر اشغال فلسطین سکوت اختیار می‌کند، از انسجام نظری و اخلاقی برخوردار نیست.

انتشار این مباحث در روزنامه آیدینلیک، با توجه به مواضع انتقادی این رسانه نسبت به سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، می‌تواند به تقویت زمینه‌های مشترک میان مخاطبان ترک و گفتمان جمهوری اسلامی کمک کند.

مقاومت به‌عنوان بازسازی اعتمادبه‌نفس تاریخی

مقاله یکی از مهم‌ترین کارکردهای گفتمان مقاومت را بازسازی اعتمادبه‌نفس تاریخی ملت‌های منطقه معرفی کرد. در طول دو قرن گذشته، بخش بزرگی از غرب آسیا با استعمار، تجزیه سرزمین‌ها، کودتا، اشغال نظامی، وابستگی سیاسی و تحقیر فرهنگی مواجه بوده است. تکرار این تجربیات در بسیاری از جوامع منطقه، نوعی احساس ضعف و ناتوانی تاریخی ایجاد کرده بود. رهبر شهید انقلاب اسلامی تلاش کرد این تصور را به چالش بکشد که ملت‌های منطقه محکوم به وابستگی و تبعیت از قدرت‌های خارجی هستند. در گفتار ایشان، مفاهیمی همچون عزت، استقلال، ایستادگی، خودباوری، بیداری اسلامی و شکست‌پذیری قدرت‌های بزرگ، به‌طور مداوم تکرار می‌شدند. هدف از این مفاهیم، تنها ایجاد شور سیاسی نبود، بلکه بازسازی تصور ملت‌ها از توانایی و نقش تاریخی خود بود.

در این نگاه، مهم‌ترین پیروزی نظام سلطه آن است که ملت‌ها را متقاعد کند هیچ بدیلی وجود ندارد و مقاومت بی‌نتیجه است. در مقابل، مهم‌ترین دستاورد گفتمان مقاومت، ایجاد این باور است که نظم موجود قابل تغییر است و ملت‌ها می‌توانند به بازیگران مستقل تاریخ تبدیل شوند.

هنر، ادبیات و تولید فرهنگ مقاومت

از دیگر محورهای مهم مقاله، بررسی نقش هنر، ادبیات و روایت در تثبیت گفتمان مقاومت بود. مقاله تأکید می‌کند که رهبر شهید، هنر را صرفاً ابزاری تبلیغاتی برای بازتاب سیاست‌های رسمی نمی‌دانست، بلکه به نقش آن در تولید حافظه جمعی، هویت تاریخی و تخیل سیاسی توجه داشت. ملت‌ها تنها با تحلیل‌های سیاسی و محاسبات راهبردی حرکت نمی‌کنند؛ داستان‌ها، اشعار، تصاویر، قهرمانان، حماسه‌ها، خاطرات و نمادها نیز در شکل‌گیری اراده جمعی آنان نقشی اساسی دارند.

بر همین اساس، ادبیات دفاع مقدس، روایت زندگی شهدا، سینمای مقاومت، شعر آیینی، سرودهای حماسی و هنر انقلاب اسلامی در منظومه فکری رهبر شهید از جایگاهی راهبردی برخوردار بودند. گفتمان مقاومت برای بقا و انتقال به نسل‌های آینده، نیازمند حافظه و روایت است. اگر تجربه‌های مقاومت ثبت، بازنمایی و به نمادهای فرهنگی تبدیل نشوند، در گذر زمان فراموش خواهند شد. در این چارچوب، مفهوم شهادت نیز جایگاهی محوری داشت. شهید در این منظومه صرفاً فردی نیست که جان خود را از دست داده باشد، بلکه به نشانه‌ای تاریخی و منبع تولید معنا برای جامعه تبدیل می‌شود.

مقاومت و بازتعریف نظم منطقه‌ای

مقاله در بخش دیگری به نظم منطقه‌ای مطلوب در اندیشه رهبر شهید پرداخت. در نظم موجود و مورد حمایت آمریکا، ایالات متحده نقش ضامن امنیت منطقه را ایفا می‌کند، رژیم صهیونیستی از برتری نظامی و سیاسی برخوردار است و بسیاری از دولت‌های منطقه در سیاست‌های امنیتی و خارجی خود به قدرت‌های بیرونی وابسته‌اند. در مقابل، نظم مطلوب در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای بر خروج نیروهای خارجی، استقلال ملت‌ها، کاهش سلطه رژیم صهیونیستی، تقویت دولت‌های مستقل، همکاری منطقه‌ای و افزایش توان جریان‌های مقاومت استوار بود.

ایشان بر این باور بود که امنیت پایدار منطقه نمی‌تواند به‌وسیله قدرت‌هایی تأمین شود که خود عامل جنگ، اشغال، فروش گسترده تسلیحات، ایجاد پایگاه‌های نظامی و حمایت از رژیم صهیونیستی هستند. از این منظر، امنیت باید از درون منطقه و با مشارکت کشورهای منطقه تأمین شود. حضور قدرت‌های خارجی نه‌تنها به ثبات منجر نمی‌شود، بلکه غالباً موجب تشدید رقابت‌ها، وابستگی و درگیری می‌گردد.

البته تحقق چنین نظمی با موانع متعددی روبه‌روست؛ از جمله اختلافات مذهبی و قومی، رقابت دولت‌های منطقه، دخالت قدرت‌های جهانی، بحران‌های اقتصادی، جنگ‌های داخلی و تفاوت منافع بازیگران مختلف. بااین‌حال، اهمیت رهبر شهید در این بود که این مسائل و پراکندگی‌ها را در قالب روایتی کلان صورت‌بندی کرد و کوشید نشان دهد که بسیاری از بحران‌های منطقه، ریشه در ساختاری مشترک از سلطه، مداخله و وابستگی دارند.

مخاطبان گفتمان رهبر شهید در یک ملت و مذهب خلاصه نمی‌شوند

محور مقاومت به‌عنوان یک سوژه تاریخی

مقاله تأکید می‌کند که «محور مقاومت» در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای صرفاً نام یک ائتلاف سیاسی یا امنیتی نبود، بلکه تلاشی برای شکل دادن به یک سوژه تاریخی جدید در غرب آسیا محسوب می‌شد. این سوژه تاریخی خود را قربانی منفعل قدرت‌های جهانی نمی‌دانست، بلکه برای خود اراده، هویت و توانایی ایجاد تغییر قائل بود.

در این چارچوب، بازیگران مقاومت با وجود تفاوت‌های ملی، مذهبی و سازمانی، در چند اصل با یکدیگر اشتراک داشتند: مخالفت با اشغال، نفی سلطه آمریکا، حمایت از فلسطین، دفاع از استقلال دولت‌ها و ایستادگی در برابر تجزیه و تحمیل خارجی.

رهبر شهید تلاش کرد مقاومت‌های پراکنده را در قالب روایتی مشترک معنا کند. این روایت به نیروهای مختلف منطقه می‌گفت که مسائل آنان جدا از یکدیگر نیست و بسیاری از بحران‌ها از ساختار واحدی ناشی می‌شود که هدف آن کنترل، تجزیه و تضعیف ملت‌های منطقه است. از این منظر، گفتمان مقاومت به ملت‌ها و نیروهای منطقه هویتی فعال می‌بخشید و آنان را از حالت انتظار، انفعال و اتکا به قدرت‌های بیرونی خارج می‌ساخت.

وجوه مشترک گفتمان مقاومت با جریان‌های استقلال‌طلب ترکیه

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انتشار یادداشت رایزن فرهنگی کشورمان در روزنامه آیدینلیک، برجسته‌سازی ظرفیت‌های گفت‌وگو میان گفتمان مقاومت جمهوری اسلامی ایران و جریان‌های استقلال‌طلب و اوراسیایی ترکیه بود.

این جریان‌ها و گفتمان جمهوری اسلامی ایران، با وجود تفاوت‌های مهم ایدئولوژیک، تاریخی و سیاسی، در برخی محورها دارای اشتراک‌اند؛ از جمله مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا؛ نقد نقش ناتو در گسترش بحران‌ها و مداخلات نظامی؛ دفاع از استقلال و حاکمیت کشورهای منطقه؛ مخالفت با تجزیه دولت‌های غرب آسیا؛ انتقاد از حمایت غرب از رژیم صهیونیستی؛ تأکید بر شکل‌گیری نظم چندقطبی؛ و ضرورت گسترش همکاری میان قدرت‌های مستقل آسیایی.

انتشار مقاله در آیدینلیک، زمینه‌ای فراهم کرد تا اندیشه رهبر شهید از محدوده مخاطبان مذهبی و اسلام‌گرا فراتر رفته و با زبان قابل‌فهم برای جریان‌های ملی‌گرا، ضدامپریالیست و اوراسیایی ترکیه بازنمایی شود. این نوع مخاطب‌شناسی می‌تواند در توسعه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه و گسترش ارتباط با طیف‌های متنوع سیاسی و فکری نقش مؤثری ایفا کند.

کد خبر 1893903

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha