خبرگزاری شبستان _ خراسانجنوبی؛ فاطمه رحیمزاده: در تاریخ انقلاب اسلامی، دیدارهای اقشار مختلف مردم با امام شهید تنها یک ملاقات رسمی نبود، بلکه صحنهای از پیوند عمیق مردم با امام شهید بود، پیوندی که از اقشار مختلف جامعه، از نخبگان و خانوادههای شهدا تا کارگران، دانشآموزان، روحانیون و خادمان مساجد را در بر میگرفت. هر دیدار، خاطرهای ماندگار و چراغ راهی برای ادامه مسیر خدمت، اخلاص و مردمداری شد و بسیاری از حاضران، آن لحظات را نقطه عطفی در زندگی فردی و اجتماعی خود میدانند.
در میان این روایتهای ماندگار، خاطرات خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر خراسان جنوبی جایگاه ویژهای دارد، بانویی که توفیق یافت در هشت نوبت در دیدارهای مختلف با امام شهید، حضور یابد و از نزدیک شاهد سلوک، مهربانی و توجه ویژه ایشان به مردم باشد.
روایت او، تنها بازگویی خاطرات چند دیدار نیست، بلکه تصویری زنده از رابطهای صمیمانه میان رهبر و خادمان گمنام مساجد است، رابطهای که خدمت در سنگر مسجد را به افتخاری ماندگار و انگیزهای برای تداوم فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده است.
صدیقه الهیاری، خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسانجنوبی با مرور خاطرات هشت دیدار خود با رهبر شهید، از مسیری سخن میگوید که از دوران نوجوانی آغاز شد و سالها بعد نیز ادامه یافت.
وی با بیان اینکه در خانوادهای پرجمعیت و کمبضاعت بزرگ شده است، اظهار کرد: سالروز تولدم از نظر قمری مصادف با ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها است و در طول زندگی با توسل به بانوی دو عالم بارها و بارها حاجت گرفتم و دیدارهای مکرر با امام شهید نیز از این قائده مستثی نیست.
وی یادآورشد: با وجود مشکلات اقتصادی، از دوران مدرسه در کنار تحصیل، فعالیتهای فرهنگی و مذهبی را نیز دنبال کرده و در سال ۱۳۷۶ به عضویت انجمن اسلامی درآمدم و به دلیل فعالیت فرهنگی و موفقیت تحصیلی، برای نخستین بار از طریق انجمن اسلامی به دیدار رهبر شهید اعزام شدم.
الهیاری افزود: آن زمان کاروانهای دانشآموزی متعددی از خراسان جنوبی به تهران اعزام میشدند و به این ترتیب سه مرتبه به عنوان دانشآموز نمونه و فعال فرهنگی و دو مرتبه نیز به عنوان سرپرست دانشآموزان در این دیدارها حضور پیدا کردم و در مجموع پنج دیدار نخست من در همان سالهای فعالیت در انجمن اسلامی رقم خورد.
خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر با اشاره به نخستین حضور خود در حسینیه امام خمینی(ره) گفت: نخستین بار در ردیفهای نخست محل برگزاری دیدار قرار گرفتم و فضای آن روز هنوز هم برایم زنده است، اگرچه فرصت گفتوگوی مستقیم با رهبر شهید فراهم نشد، اما همان حضور از نزدیک، مسیر زندگی مرا تحت تأثیر قرار داد.
الهیاری ادامه داد: در همان سالها خواهرانم نیز برای رهبر شهید نامه نوشته و درخواست دیدار معظمله را داشتند، بعد از مدتی پاسخ نامهها از سوی دفتر ایشان ارسال شد و در یکی از اعزامهای بعدی، یکی از خواهرانم نیز موفق به حضور در دیدار شد و چادر متبرکی دریافت کرد و پاسخ نامه و درخواست من نیز با ارسال کتاب صحیفهسجادیه و نهجالبلاغه با دست خط امام شهید محقق شد.
او که پس از ازدواج و سالها درگیری با مشکلات زندگی، بیماری فرزند و مسئولیتهای خانوادگی، فاصله گرفتن از کارهای فرهنگی، ارتباطش با این دیدارها برای مدتی قطع شده بود، گفت: تصور میکردم دیگر امکان دیدار امام شهید را نخواهم داشت، اما پس از چند سال وقفه، بار دیگر شرایط برای دیدار دوباره با رهبر شهید فراهم شد.
خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر که علاوه بر هشت مرتبه دیدار با رهبر شهید، چهار مرتبه نیز به کربلای معلی مشرف شده است، درباره ششمین دیدار خود با امام شهید اظهار کرد: این دیدار همزمان با دیدار مردم خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان با رهبر شهید بود، به تازگی از سفر اربعین بازگشته و در مسیر بازگشت دچار بیماری شده بودم، وقتی وارد بیرجند شدم، بامن از سوی عتبات عالیات تماسی مبنی بر علت عدم ارائه مدارک برای دیدار با رهبر شهید گرفته شد ابتدا فکر کردم اشتباهی رخ داده و تماس گرفته شده به علت تشابه اسمی است، اما مشخص شد دعوتنامه مربوط به من است، با وجود خستگی سفر و بیماری، فرصت را از دست نداده و فردای آن روز راهی تهران شده و در دیدار حضور یافتم.
الهیاری افزود: احساس میکردم این دعوت، لطفی دوباره از سوی خداوند، و عنایات ائمه اطهار علیهمالسلام است،چراکه تنها چند ساعت قبل از آن، حتی تصور نمیکردم بتوانم در این برنامه حضور داشته باشم.
او که مداحی و روضه خوانی برای اهل بیت را نیز در کارنامه خود دارد، درباره هفتمین دیدار خود نیز گفت: روز تولد حضرت زهرا سلاماللهعلیها یکی از دوستان برای خواندن روضه با من تماس گرفت، آنروز حین خواندن روضه با دلی شکسته اشک ریختم و از خداوند و حضرت زهرا سلاماللهعلیها تذکره کربلا و دیدار با رهبر را طلب کردم.
وی ادامه داد: در مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه در حال شستن لیوان ها بودم که از کاروان زیارتی قتیلالعبرات با من تماس گرفته شد که در قرعه کشی کربلا انتخاب شدهام و به این ترتیب در جنگ ۱۲ روزه زائر امام حسین علیهالسلام شدم.
خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر با بیان اینکه در سفر چند سال قبل به تهران از سوی کانون مداحان استان، با یکی از بانوان مداح که مسئول هماهنگی اعزامها بود، آشنا شدم، گفت: این بانوی مداح از من خواست مشخصاتم را ارسال کنم تا در صورت امکان برای دیدار رهبر شهید معرفی شوم و به این ترتیب هفمین دیدار را با امام شهید داشتم.
الهیاری در خصوص هشتمین دیدار با امام شهید گفت: با وجود دیدارهای مکرر دلم هوای دیدن امام شهید را داشت و به همین دلیل پیامکی به بانوی مداح در تهران مبنی بر دیدار با رهبر ارسال کردم و گفتند چون سال گذشته دیداری با امام شهید داشتید امکان دیدار مجدد وجود ندارد اما با این وجود نامتان در قرعهکشی قرار خواهد گرفت، تا مدتی هیچ خبری نشد و از دیدار مجدد با امام شهید ناامید شدم.
وی ادامه داد: پس از ناامیدی از دیدار رهبر شهید همان روزها همراه همسر و فرزندانم برای سفر خانوادگی به قم، جمکران و سپس اصفهان، عازم شدیم با این وجود باز هم با دفتر مربوطه تماس گرفتم، گفتند نامم در فهرست نیست، بعد از اینکه اعلام شد اسمم در لیست نیست به طور کامل ناامید شدم و با خود گفتم من که هفت بار با رهبر دیدار داشتم پس به همراه خانواده به منزل خواهر همسرم به اصفهان میرویم.
خادم مسجد خاتمالنبیین صلواتاللهعلیه مهرشهر خاطرنشان کرد: با این حال با دلی شکسته در مسجد جمکران نماز خواندم و آماده ادامه سفر به سمت اصفهان شدیم.
الهیاری یادآورشد: قصد ادامه سفر به سمت اصفهان داشتیم که با من تماس گرفته و این بار اعلام کردند کارت حضورم صادر شده و باید صبح روز بعد خودم را به محل تعیینشده در تهران برسانم، باران شدیدی میبارید و مسیر نیز دشوار بود، خطاب به همسرم گفتم من اگر بارها به دیدار آقا بروم بازهم اصرار به رفتن دارم اما در حال حاضر سفر خانوادگیمان چه میشود؟ همسرم گفت چنین فرصتی شاید دیگر تکرار نشود و آماده شو و برو، نگران ما نباش.
وی افزود: ساعت سه بامداد با اتوبوس های بین راهی، از قم به سمت تهران حرکت کردم، برای رسیدن به بین رهبری، بخشی از مسیر را با اتوبوس و بخشی را با مترو و تاکسی طی کردم تا پیش از آغاز مراسم، کارت ورودم را دریافت کنم، از آنجا که تجربه چندین حضور در این دیدارها را داشتم، میدانستم هرچه زودتر برسم، جایگاه مناسبتری نصیبم خواهد شد.
این خادم مسجد یادآور شد: پس از دریافت کارت، در زینبیه نزدیک محل برگزاری مراسم حضور پیدا کردم، با اینکه صبحانه میان حاضران توزیع میشد، ترجیح دادم زودتر وارد صف شوم تا در ردیفهای جلو بنشینم.
الهیاری با اشاره به آخرین دیدار خود با رهبر شهید اظهار کرد: این دیدار با همه دیدارهای قبلی تفاوت داشت، احساس میکردم حال جسمانی امام شهید نسبت به گذشته متفاوت است، سخنرانی کوتاهتر از همیشه بود و پس از پایان مراسم نیز ، زودتر محل دیدار را ترک کردند، آن روز هرگز تصور نمیکردم این آخرین دیدار من با ایشان باشد.
هر بار در آخرین لحظه و به شکلی غیرمنتظره زمینه حضورم فراهم شد و همواره این احساس را داشتم که دعوتشدن به این دیدارها، لطف و عنایت الهی استاو که هشت دیدار با رهبر شهید را از بزرگترین سرمایههای معنوی زندگی خود میداند، گفت: هیچیک از این سفرها را حاصل برنامهریزی شخصی خود نمیدانم، هر بار در آخرین لحظه و به شکلی غیرمنتظره زمینه حضورم فراهم شد و همواره این احساس را داشتم که دعوتشدن به این دیدارها، لطف و عنایت الهی است.
الهیاری با بیان اینکه برای حضور در مراسم تشییع و وداع با امام شهید با یکی از دوستان تماس گرفتم، اما گفتند امسال محلی برای اسکان نداریم، ادامه داد: با گفتن این حرف اشکم سرازیر شد و ساعتها گریستم و گفتم خدایا اگر در مراسم تشییع و وداع با امام شهید نباشم، دق میکنم.
وی یادآورشد: چهارشنبه صبح پیامکی از یکی از دوستان آمد که با فلانی تماس بگیرم، پس از گرفتن تماس به من اعلام شد قرار است تعدادی از هنرمندان و اصحاب رسانه را برای مراسم وداع با امام شهید به مشهد ببریم اگر مایل هستید شما میتوانید با ما همراه شوید و به این ترتیب با جمعی از هنرمندان برای وداع با رهبر شهید عازم مشهد شدم.
وی تأکید کرد: امروز هر بار که خاطرات آن روزها را مرور میکنم، بیش از هر چیز تواضع، مهربانی و آرامش رهبر شهید در ذهنم زنده میشود، حضور در آن دیدارها برای من تنها یک سفر نبود، بلکه تجدید عهدی با آرمانهای انقلاب و انگیزهای برای ادامه خدمت در مسجد و فعالیتهای فرهنگی بود.
نظر شما