دکتر «علیرضا عالمی» مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان با اشاره به نگاه تمدنی رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: در مفهوم تمدن دو رویکرد اساسی وجود دارد. رویکرد نخست، «نگاه وضعیتی به تمدن» است. در این نگاه، تمدن بهعنوان یک وضعیت برای جامعه تصور میشود؛ یعنی جامعه یا متمدن است یا غیرمتمدن. بر اساس این دیدگاه، متمدن بودن یا نبودن یک جامعه، بیانگر میزان پیشرفت یا عقبماندگی آن تلقی میشود. به عبارت دیگر، تمدن وضعیتی است که جوامع یا به آن دست مییابند یا از آن محروم میمانند.
وی تصریح کرد: رویکرد دوم، «نگاه هویتی و برساختی به تمدن» است. در این رویکرد، تمدن بر پایه یک هویت مستقل برای جوامع تعریف میشود. در این نگاه، جوامع باید به آن تمدن بپیوندند یا در چارچوب آن قرار گیرند. این دیدگاه، تمدن را دارای مؤلفههای هویتی و ساختاری ویژهای میداند که هر جامعه برای دستیابی به آن باید مسیر مشخصی را طی کند.به نظر میرسد در فضای علمی ایران و مراکز پژوهشی، تاکنون بیشتر نگاه وضعیتی به تمدن مورد توجه قرار گرفته است. همین تلقی نیز سبب شده است که در دوره معاصر، جریانهای مختلف در جهان اسلام و ایران رویکردهای متفاوتی نسبت به تمدن اتخاذ کنند.
عالمی با بیان اینکه محصول نگاه وضعیتی به تمدن، شکلگیری سه رویکرد عمده بوده است. افزود: نخست، «تمدنستیزی»؛ به این معنا که برخی با همین تلقی وضعیتی، اساساً با مفهوم تمدن مخالفت کرده و آن را پدیدهای بیگانه و نامطلوب دانستهاند. دوم، «تقلیلگرایی تمدنی»؛ یعنی گروهی تمدن را صرفاً به پیشرفت مادی فروکاسته و ابعاد معنوی، فرهنگی و هویتی آن را نادیده گرفتهاند.و سوم، «پذیرش منفعلانه تمدن»؛ بر این اساس که خاستگاه تمدن را صرفاً غرب دانسته و معتقد بودهاند باید آنچه غرب به عنوان تمدن معرفی میکند، بدون چونوچرا پذیرفته شود.به اعتقاد بنده، همه این رویکردها محصول همان نگاه وضعیتی به تمدن هستند؛ اما رهبر شهید انقلاب با نگاهی متفاوت، تحولی بنیادین در این عرصه ایجاد کردند.
رهبر شهید انقلاب را میتوان بهعنوان یک اندیشمند تمدنی معرفی کرد که هم دارای نظریه تمدن است و هم در عرصه عملی، تحقق تمدن اسلامی را دنبال کرده است. ایشان تمدن را در دو ساحت نرمافزاری و سختافزاری، یا به تعبیر دیگر، در دو بعد نظری و عملی، مورد توجه قرار میدهند. اگرچه بنده ندیدهام که ایشان بهصراحت تعریفی اصطلاحی از تمدن ارائه کرده باشند، اما از مجموع ادبیات و بیانات ایشان میتوان به روشنی دریافت که مقصودشان از تمدن چیست. مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره مهمترین ویژگی نگاه تمدنی رهبر شهید انقلاب گفت: رهبر شهید انقلاب را میتوان بهعنوان یک اندیشمند تمدنی معرفی کرد که هم دارای نظریه تمدن است و هم در عرصه عملی، تحقق تمدن اسلامی را دنبال کرده است. ایشان تمدن را در دو ساحت نرمافزاری و سختافزاری، یا به تعبیر دیگر، در دو بعد نظری و عملی، مورد توجه قرار میدهند. اگرچه بنده ندیدهام که ایشان بهصراحت تعریفی اصطلاحی از تمدن ارائه کرده باشند، اما از مجموع ادبیات و بیانات ایشان میتوان به روشنی دریافت که مقصودشان از تمدن چیست.
وی گفت: رهبر شهید انقلاب در تبیین تمدن اسلامی میفرمایند: «تمدن اسلامی یعنی فضایی که انسان در آن فضا، از لحاظ معنوی و از لحاظ مادی، بتواند رشد مطلوبی را که خداوند متعال او را برای آن خلق کرده است، پیدا کند.» این تعریف نشان میدهد که رویکرد ایشان، رویکردی برساختی و هویتمحور است؛ یعنی برای تمدن هویتی مستقل قائل هستند و آن را صرفاً یک وضعیت از پیش موجود برای جوامع نمیدانند، بلکه تمدن را امری ساختنی، پویا و قابل تحقق میدانند.از همین رو، کاربرد مفهوم «تمدن نوین اسلامی» بهعنوان دال مرکزی اندیشه تمدنی ایشان نیز بیانگر همین نگاه است. در این چارچوب، انقلاب اسلامی نقطه آغاز فرآیند تولید تمدن و تمدن نوین اسلامی، مقصد و غایت نهایی این حرکت محسوب میشود.
عالمی در ادامه با اشاره به مهمترین تحولات ایجادشده در عرصه تمدناندیشی توسط رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: با توجه به جایگاه فکری و نظری رهبر شهید، میتوان مجموعهای از تحولات بنیادین را که ایشان در حوزه تمدناندیشی رقم زدهاند، شاسایی و تبیین کرد. نخستین و مهمترین تحول، «شیفت پارادایمی از نگاه وضعیتی به نگاه برساختی» است. پیش از این، نگاه غالب در فضای آکادمیک و حتی در ساختار هژمونیک نظام بینالملل، نگاهی وضعیتی به مفهوم تمدن بود؛ اما رهبر شهید با قرائت ویژه خود از تمدن، نگاه برساختی را برجسته کردند و آن را با شکلگیری انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی پیوند زدند.
مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: تحول دوم، توجه به «وجه فرایندی تمدن» است. ایشان برای تمدن، نقطه آغاز و نقطه پایان تعریف میکنند. نقطه عزیمت این مسیر، انقلاب اسلامی و مقصد نهایی آن، تحقق تمدن نوین اسلامی است. از این منظر، تمدن یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرایندی پویا، مستمر و در حال تکامل به شمار میرود.
سومین تحول، توجه به «وجه کالبدی و نهادی تمدن» است. رهبر شهید تمدن را در قالب نظام، دولت و کشور دنبال میکنند و از این رهگذر، نقش نهادها را در تحقق تمدن اسلامی برجسته میسازند. به نظر میرسد از این جهت، ایشان بهجز حضرت امام خمینی(ره) ــ نسبت به بسیاری از اندیشمندان مسلمان تمدناندیش، پیشگام و متمایز هستند؛ چراکه کمتر اندیشمندی پیش از ایشان چنین نگاه نهادی و ساختاری به تمدن داشته است.وی تصریح کرد: سومین تحول، توجه به «وجه کالبدی و نهادی تمدن» است. رهبر شهید تمدن را در قالب نظام، دولت و کشور دنبال میکنند و از این رهگذر، نقش نهادها را در تحقق تمدن اسلامی برجسته میسازند. به نظر میرسد از این جهت، ایشان بهجز حضرت امام خمینی(ره) نسبت به بسیاری از اندیشمندان مسلمان تمدناندیش، پیشگام و متمایز هستند؛ چراکه کمتر اندیشمندی پیش از ایشان چنین نگاه نهادی و ساختاری به تمدن داشته است.
وی با اشاره به چهارمین تحول گفت: یکی دیگر از نوآوریهای رهبر شهید، «مفهومسازی تمدن نوین اسلامی» است. ایشان نخستینبار در سال ۱۳۶۸ از تعبیر «تمدنسازی نوین اسلامی» استفاده کردند و سپس در سال ۱۳۷۲، مفهوم «تمدن نوین اسلامی» را بهعنوان یک مفهوم مستقل وارد ادبیات فکری خود کردند. این مفهوم در ادامه، به دال مرکزی اندیشه تمدنی ایشان تبدیل شد و در طول سالهای بعد، بارها در بیانات و نظریهپردازیهای ایشان مورد تأکید قرار گرفت.
وی افزود: پنجمین تحول، «عینیتگرایی در کنار آرمانگرایی» است؛ در تاریخ اندیشه معاصر جهان اسلام، غالب اندیشمندان مسلمان بیشتر بر آرمانگرایی و ترسیم وضع مطلوب تمرکز داشتهاند، اما رهبر شهید تنها به آسیبشناسی وضعیت موجود یا ارائه نظریه اکتفا نکردند؛ بلکه با حضور در میدان عمل، تحقق تمدن اسلامی را نیز دنبال کردند و درباره الزامات عینی آن سخن گفتند. این ویژگی، یکی از مهمترین وجوه تمایز ایشان با بسیاری از متفکران مسلمان به شمار میرود.
نظر شما