به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، صد و سی شب می گذرد؛ اما انگار هنوز کسی دلش نیامده است از کنار داغ قائد شهید عبور کند.
در روزگار ما، خبرها زود کهنه میشوند، اشکها زود خشک میشوند و خاطرهها زیر غبار روزمرگی گم میشوند. اما این بار، قصه فرق دارد. هر شب، چراغی روشن است؛ هر شب، مردمی می آیند که نه از سر عادت، که از سر دلتنگی و احساس مسئولیت، دوباره کنار هم ایستاده اند. گویی میخواهند به آسمان بگویند: هنوز حرفهای ناتمام داریم، هنوز عهدمان پابرجاست.
۱۳۰ شب، فقط عدد نیست؛ ۱۳۰ شب ایستادن است. ۱۳۰ شب مرور خاطره کسی که دیگر در میان مردم نیست، اما دغدغههایش هنوز بر دوش آنان سنگینی میکند. هر اجتماع، تکرار یک سؤال بود: آیا با رفتن مردان، راهشان نیز به پایان میرسد؟
پاسخ را مردم دادند؛ نه با شعار، بلکه با حضور.
در میان هیاهوی زندگی، هر شب عدهای از همه کارهای خود گذشتند تا نشان دهند وفاداری، تاریخ انقضا ندارد. آنان آمده بودند تا بگویند اگر جسمی از میان ما رفته است، اندیشه و آرمانش نباید به فراموشی سپرده شود.
شاید سختترین امتحان یک ملت، روزهای پس از وداع باشد و وفاداری، آنگاه معنا پیدا میکند.
اشک، اگر به مسئولیت ختم نشود، تنها قطرهای است که بر خاک میافتد؛ اما اشکی که انسان را به ایستادن و ادامه دادن وادار کند، تاریخ میسازد.
این ۱۳۰ شب، روایت همین اشکها بود؛ اشکهایی که نمیخواستند پایان یک زندگی را به پایان یک راه تبدیل کنند. مردمی که هر شب، با سکوت، با دعا، با حضور و با بغض، یک جمله را تکرار کردند: «ما هنوز بر عهد خود ایستادهایم.»
سالها بعد، آنچه در حافظه تاریخ خواهد ماند، تصویر مردمی است که اجازه ندادند غبار فراموشی بر نام و راه کسی که حق بود، فراموش شود.
بعضی وداعها، پایان نیستند؛ آغاز یک مسئولیتاند. مسئولیتی که هر شب بر دوش هزاران نفر سنگینی کرد و آنان، خسته اما استوار، آن را بر زمین نگذاشتند.
و شاید معنای واقعی «بر عهد ماندن» همین باشد؛ اینکه وقتی جمعیت پراکنده میشود، چراغها خاموش میشوند و شب به پایان میرسد، هنوز در دل انسان، عهدی روشن بماند؛ چراکه تاریخ، ملتها را با شمار اشکهایشان به یاد نمیآورد؛ با وفاداریشان به عهدهایی که بستهاند به خاطر میسپارد.
امشب، مصلای تهران تا سپیدهدم، صحنه آخرین وداع ملتی است که ۱۳۰ شب، داغ فراق را با اشک و عهد درآمیختند. امشب، بر پیکر فرمانده شهید، روضه سیدالشهدا(ع) خوانده میشود؛ روضهای که قرنهاست با غربت، وفاداری و ایستادگی گره خورده. در این شب، اشکها تنها برای وداع با یک شهید نیست؛ برای مردی است که نامش با مسئولیت، مجاهدت و خدمت در حافظه مردم نقش بسته و اکنون، در سایه پرچم سرخ عاشورا، بر دوش مردمی بدرقه میشود که نمیخواهند آخرین سلام را، پایان عهد خود بدانند.
تا سپیده صبح، مصلی تهران مأمن دلهایی خواهد بود که آمدهاند آخرین شب را در کنار پیکر فرمانده شهیدشان بگذرانند؛ شبی که شاید سنگینتر از همه شبهای گذشته باشد. فردا با طلوع خورشید، بر پیکر شهید نماز خواهند خواند و تا کربلای معلا بدرقه می شود. اما آنچه در این ۱۳۰ شب در دل ملت شکل گرفت، رفتنی نیست.
امشب، روضه امام حسین(ع)، تنها روضه یک مصیبت تاریخی نیست؛ یادآور عهدی است که هر نسل با شهیدان خود میبندد؛ عهدی که میگوید اگرچه پیکرها به خاک سپرده میشوند، اما راه، آرمان و مسئولیت بر زمین نمیماند.
آخرین شب وداع، شاید آخرین فرصت برای بوسیدن تابوت باشد، اما نخستین شب مسئولیتی است که از فردا بر دوش همه آنان که در این ۱۳۰ شب آمدند، گریستند و بر عهد خود ماندند، سنگینی خواهد کرد.
نظر شما