به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، سوگواری در فرهنگ شیعه، تنها آیین اشک و اندوه نیست؛ بلکه تجلیگاه پیوندی ناگسستنی میان شور و شعور، عاطفه و حماسه، ایمان و مسئولیت است. اگر عاشورا، قله این فرهنگ و اربعین، استمرار آن در حافظه تاریخی امت اسلامی است، هر وداع با شهیدی که در راه آرمانهای الهی جان خود را فدا کرده، پژواکی از همان فرهنگ و بازخوانی همان روایت جاودانه به شمار میرود. از این منظر، مراسم وداع و تشییع قائد شهید، صرفاً یک آیین بدرقه نیست، بلکه بازآفرینی نمادها، مناسک و معانی عاشورا در متن زندگی معاصر است.
پیش از آغاز مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر رهبر شهید به همراه خانواده ایشان، نشانههای این بازآفرینی در سراسر جامعه آشکار شده است. شهر، همانند روزهای محرم، جامه عزا بر تن کرده؛ پرچمهای سیاه و سرخ بر فراز خیابانها به اهتزاز درآمدهاند، نوای مرثیه و نوحه در فضا طنین انداخته و هیئتهای مذهبی، گروههای مردمی و خادمان داوطلب، همانند خدمتگزاران اربعین، خود را برای میزبانی از خیل عزاداران آماده کردهاند. گویی حافظه جمعی جامعه، بیآنکه نیازی به دستور و برنامهای رسمی داشته باشد، الگوی آشنای عاشورا را فراخوانده و آن را در قالبی متناسب با شرایط زمانه بازآفرینی می کند.
این بازآفرینی تنها در نمادها و ظواهر متوقف نمانده، بلکه در لایههای عمیقتر معنا نیز خود را نشان داده است. همانگونه که عزاداری برای امام حسین(ع) با تجدید عهد نسبت به آرمانهای قیام عاشورا همراه است، مراسم وداع با قائد شهید نیز به صحنهای برای تجدید میثاق با راه، اندیشه و آرمانهایی تبدیل شده که او برای آنها جان خود را فدا کرد. اشکها تنها روایتگر فقدان نیستند؛ بلکه زبان وفاداری، مقاومت و استمرار راه به شمار میروند. از این رو، سوگواری در این مراسم، همانند عاشورا، از سطح احساسات فردی فراتر رفته و به کنشی اجتماعی و هویتساز تبدیل شده است.
در این میان، هیئتهای مذهبی نقش مهمی در انتقال این میراث فرهنگی ایفا کردند. تجربه تاریخی محرم و اربعین، ظرفیت سازماندهی اجتماعی، همبستگی مردمی و خدمترسانی داوطلبانه را در اختیار جامعه قرار داده است. حضور منظم هیئتها، نوحهخوانان، خادمان و گروههای مردمی، یادآور این حقیقت بود که فرهنگ عاشورا تنها در کتابهای تاریخ باقی نمانده، بلکه به سرمایهای اجتماعی تبدیل شده است که در لحظههای سرنوشتساز، توانایی بسیج عواطف، باورها و مشارکت عمومی را دارد.
از منظر جامعهشناسی آیین، چنین مراسمی را میتوان بازتولید حافظه جمعی عاشورا دانست. حافظهای که از طریق نمادها، مناسک، روایتها و حضور گسترده مردم، گذشته را به حال پیوند میدهد و ارزشهای بنیادین یک جامعه را به نسلهای بعد منتقل میکند. در این چارچوب، محرم و اربعین تنها دو مناسبت مذهبی نیستند، بلکه الگوهایی فرهنگی برای مواجهه با شهادت، پاسداشت ایثار و بازسازی انسجام اجتماعی محسوب میشوند. از همین رو، مراسم وداع و تشییع قائد شهید نیز در امتداد همین سنت تاریخی قرار گرفت و با بهرهگیری از زبان نمادین عاشورا، معنایی فراتر از یک آیین تشییع یافت.
آنچه این مراسم را ماندگار می سازد، پیوند همزمان شور و شعور است. شور در حضور پرشمار مردم، اشکهای جاری، مرثیهها و فریادهای وفاداری تجلی یافت و شعور در آگاهی نسبت به فلسفه شهادت، تداوم راه شهید و مسئولیتی که بر دوش جامعه قرار میگیرد. این همان حقیقتی است که فرهنگ عاشورا طی قرنها بر آن تأکید کرده است؛ اینکه اشک، اگر با معرفت همراه شود، به نیرویی برای حفظ هویت، مقاومت و حرکت اجتماعی تبدیل خواهد شد.
بدینسان، بازآفرینی آیینهای محرم و اربعین در آمادگی برای برگزاری مراسم وداع و تشییع قائد شهید را باید استمرار یک سنت زنده و پویا دانست؛ سنتی که هر بار با شهادت یکی از پیشگامان راه حق، از نو جان میگیرد و پیام عاشورا را در قالبی متناسب با نیازهای زمان بازخوانی میکند. در این فرهنگ، تشییع پایان راه نیست، بلکه آغاز مسئولیتی تازه است؛ مسئولیت پاسداری از آرمانهایی که شهید برای آنها زیست و جان خود را فدا کرد. از همین رو، وداع با شهید، نه صرفاً بدرقه یک پیکر، بلکه بیعتی دوباره با راهی است که از کربلا آغاز شد و در حافظه تاریخی امت اسلامی همچنان استمرار دارد.
نظر شما