به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ملایر، وقتی خورشید در روزهای گرم محرم بر فراز شهر ملایر میتابد، گویی گرمای کربلا در کوچهها جاری شده است. اینجا مردم شهر دلداده حسین میشوند و در این ایام با حزن و اندوه برای آقا و سرورشان سنگ تمام میگذارند، هر کس به نوعی خادمی این خانه را دارد، خانه ای که اربابش اشک ها و خدمت خادمان را عاشقانه میخرد و خادمان این خانه به امید شفاعت و دستگیری ارباب در روز جزا مدال نوکری ارباب را با افتخار به گردن میآویزند و در این مسیر از هم پیشی میگیرند.

در این میان، جایی که بوی نذری با عطر اشک آمیخته میشود، «هیئت اباالفضل(ع) ملایر» با شکوه و جذبهای مثالزدنی، چشمها را به خود خیره میکند؛ هیئتی که نه تنها یک مرکز عزاداری، بلکه دریچهای به سوی کربلا است.

این هیئت که از قدیمیترین هیئتهای شهرستان است، با بیش از نیم قرن سابقه، تنها به مراسمهای محلی محدود نمیشود. در شبهای تاسوعا و عاشورا، جمعیت ۵ تا ۶ هزار نفری از نقاط مختلف کشور، به ویژه از تهران، راهی ملایر میشوند تا در این میعادگاه، با شور و اشک، خود را به هیئت ابوالفضل(ع) برسانند.

تکیهای که باب الحوائج است
مسئولان هیئت با اشاره به جایگاه معنوی «تکیه حضرت اباالفضل(ع)» که روبروی حسینیه واقع شده، میگویند: مردم با توسل به این تکیه، حاجات و عنایات بیشماری را از این مکان مقدس دیدهاند.
همزمان با ایام محرم در دهه اول مراسم از مقابل تکیه آغاز شده و تا پاسی از شب ادامه مییابد؛ جایی که در آن، خستگی از تن میرود و تنها «نوکری» باقی میماند.

با ورود به فضای این هیئت، گویی زمان متوقف میشود.
جوانان خادم با طراحی هوشمندانهای، فضایی را مهیا کردهاند که هر بیننده را با خود به «بینالحرمین» میبرد.

طراحی این فضا، نشان از پیوند عمیق میان هنر مدرن و ارادت اصیل جوانان دارد.
مجتبی سعادتی، یکی از خادمین و فرهنگی هیئت، است که ۳۶ سال سن دارد.
وی در گفت و گو با با خبرنگار شبستان با اشاره به اینکه از کودکی در این هیئت بوده و خادمی کرده میگوید :با طراحی نمادین طرح بینالحرمین در خیابان، سعی کردیم جلوهای درخشانتر به آیینها ببخشیم.

وی بیان میکند :هدف ما فقط عزاداری نیست؛ ما میخواهیم سبکهای قدیمی را حفظ کنیم و در عین حال، جوانانی از «قشر خاکستری» را نیز که شاید هیئتی نیستند، به این جمع پرشور جذب کنیم تا در کنار هم، علمهای ابوالفضل(ع) را به پا کنند.

اینجا کسی رئیس نیست؛ همه خادمییم، در راهروهای این خانه، سلسلهمراتب دنیوی معنایی ندارد.
در ادامه علیرضا دارابی، که خادم میان سالی است و در این خانه بزرگ شده، با نگاهی سرشار از ایمان میگوید: در هیئت ابوالفضل، کسی به کسی دستور نمیدهد؛ اینجا کسی رئیس و مسئولی ندارد، همه ما فقط آمدهایم تا خدمت کنیم.
وی با بیان اینکه اگر با نیت پاک بیایی، آقا ابوالفضل دستت را میگیرد، بیان میکند:

هر کس در این خانه بیاید، ناامید نمیشود و با دل پاک، معجزهها را با چشم خود میبیند و این نگاهِ «خدمتمحور»، در میان تمام خادمان جاری است.
علی تصدی، نیز که خادم ۴۶ ساله که از ۵ سالگی با این هیئت بزرگ شده، با اشاره به مسئولیتهای فنی و صوتی خود، از تجربههای معنویاش میگوید: ما اینجا همه کار میکنیم، اما هر کاری که انجام میدهیم، تنها برای آقاابوالفضل است.

وی با اشاره به اینکه ما معجزات بسیاری از این هیئت دیدهایم به اهمیت تربیت نسلهای آینده، بر نقش خانوادهها تأکید کرده و میگوید: امید ما این است که خانوادهها در سایه این هیئت باشند؛ من خود دو فرزند پسر دارم که آنها نیز در این هیئت خادمی میکنند.

وی با بیان اینکه شکوه هیئت ابوالفضل(ع) در احیای آیینهای اصیل آن نهفته است میگوید: حمل علم بزرگ و مشک آبی که از آن خون میچکد، یادآور رشادت و وفاداری علمدار است و آیین سقایی با مشک و کاسه، به یاد تشنهلبان دشت کربلا. در این هیئت از برنامههای عزاداری محرم در هیئت است.

وی به دستههای طبل و سنج اشاره میکند و میگوید: بیش از ۲۰۰ جوان و کودک با لباسهای مخصوص، هیئت را با ضربآهنگهای عزاداری همراهی میکنند و تداوم این آیین را تضمین میکند.

و در پایان باید گفت این تنها روایتی از یک عزاداری نیست؛ روایتِ خانهای است که در آن، خستگی از تن میرود و تنها «نوکری» باقی میماند.
نظر شما