به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از زنجان، در این سه روز، مرز میان هنرمند و سوگوار فرو میریزد و قلم، پیکان، و پیکسل، همگی به دنبال یافتنِ راهی برای بازگوییِ آن فریادِ جاودانهی «یا حسین» هستند. اینجا، هنر، تکیهگاهی است برای خستگیِ روح و سلاحی است برای پروازِ معنا.

بر بستر خون و سیاهی؛ رقص رنگها بر زمینِ عشق
قدم میزنید به میانِ سالن، و ناگهان با صحنهای مواجه میشوید که گویی از دلِ رویاهای عزا بیرون آمده است. پارچههای پهناورِ سرخ و سیاه، همچون دو دریای متضاد، بر کف زمین گسترده شدهاند؛ سرخ، رنگِ حماسه، رنگِ خونِ جاری در رگهای تاریخ، و سیاه، رنگِ اندوهی که هیچگاه از قلبِ مؤمن نمیرود.
در این میان، هنرمندانِ هنرهای بصری، از گوشه و کنار این سرزمینِ ایمان، گرد هم آمدهاند. آنها نه تنها با قلم و رنگ، بلکه با تمامِ وجودشان بر روی این پارچهها کار میکنند. هر حرکتِ دست آنها، گویی زخمی را التیام میدهد و هر خطی که بر این بسترِ سرخ و سیاه ترسیم میشود، روایتی است از تلاطمِ کربلا. آنها در حالِ خلقِ یک «اثر بصری» نیستند؛ آنها در حالِ تجسمِ یک «ایمان» هستند. این پارچهها، بسترِ نقشه کشیدن برای رسیدن به حقیقتاند.

در میانه شکوهِ دیجیتال؛ وقتی پیکسلها به سمتِ قبله میروند
کمی آنسوتر، سکوتِ سنگینِ کار با قلممو، با صدای کلیکهای ملایم و نورِ نمایشگرها جایگزین میشود. اینجا، نسل جدیدِ مداحان و روایتگران، با ابزارهای عصرِ حاضر، در حالِ نبردند. هنرمندانی که با لپتاپهای خود، نشستهاند و در میانِ دنیای بیکرانِ «فتوشاپ»، در جستجویِ آن کادرِ بینقص و آن طرحِ اثرگذار هستند.
اینجا، تکنولوژی در برابرِ شکوهِ مذهب، سر تعظیم فرود میآورد. اینها هنرمندانِ دیجیتالاند که میدانند چگونه میتوان با پیکسلها، شکوهِ پرچمِ عاشورا را بازنمایی کرد و چگونه میتوان با نورپردازیهای مجازی، تاریکیِ شبِ عاشورا را به تصویر کشید. این بخش از رویداد، نشان میدهد که مکتبِ حسین (ع) هیچگاه از زمانه عقب نمیماند؛ بلکه هر روز، با لباسی نو و ابزاری مدرن، بر پیکرهی جهان ظاهر میشود تا پیامِ حق را به گوشِ نسلِ دیجیتال برساند.

زخمهای زنده؛ وقتی ویرانی، خودِ هنر میشود
اما در این میان، چشم به بخشی از «حسینیه اعظم» میافتد که با چشمِ روشن، رنج را روایت میکند. بخشی از این بنا که در جریان جنگهای اخیر، زیر ضرباتِ تهاجم دشمنانِ صهیونیستی و آمریکایی، ویران شده و تخریب گشته است. این دیوارهای شکسته و ستونهای آسیبدیده، خود گویایِ یک روایت بزرگترند.
این ویرانی، نه یک نقصِ معماری، بلکه یک «شاهدی» است بر حقیقت. این بخش از حسینیه، یادآورِ این است که راهِ حسین (ع) همواره با تهاجم و ویرانی همراه بوده است. هنرمندان در اینجا، با دیدنِ این زخمها، الهام میگیرند؛ آنها میدانند که هنرِ واقعی، هنری است که از دلِ ویرانی برمیخیزد و از میانِ آوارها، شکوهِ مقاومت را بازسازی میکند. این تخریب، زمینهی خلقِ آثاری شده است که از «ایستادگی» سخن میگویند؛ همان ایستادگی که از کربلا تا امروز، رگِ جاریِ این امت است.

تربیتِ نسلِ سرخ؛ وقتی کودکی، میراثدارِ مکتب میشود
در میانِ این فضایِ پرشور، جلوهای بسیار لطیف و در عین حال بسیار قدرتمند به چشم میخورد: حضورِ کودکان. هنرمندان، فرزندانشان را در آغوش گرفته و به میانِ این میدانِ هنر آوردهاند. آنها نمیخواهند فرزندشان تنها یک تماشاگر باشد؛ آنها میخواهند او را به «میراثدارِ مکتب» تبدیل کنند.
وقتی یک کودک در میانهی کار با هنرمندان، به تماشایِ طرحهای عاشورایی مینشیند، در واقع در حالِ دریافتِ اولین درسهایِ «هنرمندِ فعال» است. آنها میخواهند به کودکان بیاموزند که هنر، صرفاً برای زیبایی نیست، بلکه برای «رسالت» است. میخواهند به آنها بگویند که هنرمند، باید آگاه باشد، باید با سیاستِ روز آشنا باشد و باید بداند که قلمش، ابزاری برای دفاع از مظلوم است. اینها، بذرِ کاشتنِ مکتبِ حسینی در دلِ نسلِ آینده است؛ بذرِ تبدیل شدن به هنرمندانی که نه تنها در تالارهای نمایش، بلکه در میدانهای حق، فعال و حاضرند.

از کارگاه تا کویِ عزاداری؛ پیوندِ هنر و عمل
رویدادِ «یالثاراتالامام» با تمامِ فعالیتهایش، به یک نقطه پایان نمیرسد. وقتی خستگیِ کارگاهها با پایان میرسد، یک حرکتِ جمعی و باشکوه آغاز میشود. هنرمندان، دستهایِ رنگی و چشمهایِ روشن، از حسینیه بیرون میآیند و راهیِ کوچهپسکوچههای شهر میشوند.
آنها از نقشِ «خالقِ اثر» به نقشِ «عزادار» تغییر جای میدهند. این پیوند، اوجِ زیباییِ این رویداد است. هنرمندی که امروز برای روایتِ کربلا، طرح زد، فردا در میانِ جمعیتِ عزاداران، با تمامِ وجود، در سوگِ آلمحمد میگریَد. این یعنی هنر، از مرحلهی «تصویر» عبور کرده و به مرحلهی «تجربه» رسیده است. این یعنی هنرمند، نه یک ناظر، بلکه خودِ سوگوار است.

میراثی از خون و رنگ
در پایانِ این سه روز، آنچه از حسینیه استان زنجان باقی میماند، تنها طرحها و فایلهای دیجیتال نیست؛ بلکه روحیهای است که در میانِ هنرمندان و کودکان دمیده شده است. روحیهای که میگوید: هنر، ابزارِ مقاومت است، هنر، زبانِ حق است و هنر، بهترین راه برای ابرازِ عشق به خاندانِ پیامبر (ص) است.
«یالثاراتالامام» یادآورِ این حقیقت است که ما از مکتبِ مقاومت، درسِ ایستادگی آموختهایم؛ همان راهی که پیشوایِ معظم ما، با الگوبرداری از مسیرِ پرفراز و نشیب و حماسیِ امام حسین (ع)، برای ما ترسیم فرمودهاند. ما امروز با هنر، همان راه را ادامه میدهیم؛ راهی که در آن، هر رنگ، یک فریاد است و هر طرح، یک پرچم.
نظر شما