خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- در آستانه فرارسیدن ایام تاسوعای حسینی و عاشورای حسینی، روستای رجنوک بار دیگر میزبان آیین کهن «علمگردانی» شد؛ آیینی که با حرکت علم در کوچههای روستا، جلوهای از وحدت، ارادت و همبستگی اهالی را به نمایش میگذارد. در این مراسم، حضور نسلهای مختلف در کنار یکدیگر و همراهی مردم با نذر و نوحه، فضای روستا را آکنده از حال و هوای معنوی و سوگ حسینی کرده است.
در دل آرامش کویری و میان بافت سنتی رجنوک، روزهای منتهی به مراسم با حال و هوایی متفاوت آغاز میشود. گویی زمان در روستا آرامتر از همیشه میگذرد و همه چیز خود را برای لحظهای بزرگ آماده میکند.
زنان روستا با وسواس و دقتی مثالزدنی، پارچههای نذری را که طی سال برای علم کنار گذاشتهاند، شستوشو داده و آماده نصب میکنند. این پارچهها صرفاً تکههایی از پارچه نیستند؛ هرکدام نشانی از یک نذر، یک امید و یک دعا هستند؛ یکی برای شفای بیماری در خانهای دورافتاده، دیگری برای گشایش روزی، و آن یکی برای آرامش دل مادری چشمانتظار.
تزئین علم در چنین فضایی، بیشتر به یک آیین روحانی شباهت دارد تا یک کار جمعی ساده؛ سکوتی آمیخته با ذکر و دعا بر فضا حاکم است و هر حرکت دست، با نیتی در دل همراه میشود.

آغاز حرکت؛ از زیارت عاشورا تا برافراشتن علم
با طلوع خورشید، فضای روستا رنگ و بویی دیگر میگیرد. صدای قرائت زیارت عاشورا از حسینیه برمیخیزد و مردم آرامآرام به آن سمت روانه میشوند. پس از پایان مراسم دعا و صرف صبحانه، نوای چاووشیخوانی در کوچهها طنین میاندازد؛ نوایی که هم خبر از آغاز حرکت میدهد و هم دلها را برای همراهی آماده میکند.
در این لحظه، علم که با پارچههای سبز و مشکی و نشانههای معنوی آراسته شده، از محل نگهداری خود بیرون آورده میشود. لحظه خروج علم، برای بسیاری از اهالی، لحظهای احساسی و تکرارشونده اما همیشه تازه است؛ گویی هر سال، این بیرون آمدن، آغاز دوباره یک عهد قدیمی است.
چیدمان حرکت علمگردانان نیز خود روایتی از نظم و احترام اجتماعی است. در پیشاپیش صف، علمدار اصلی قرار دارد؛ کسی که بار نمادین این آیین را بر دوش میکشد. پس از او پیرغلامان، و در ادامه جمعیتی از اهالی روستا از کودک تا سالمند، در مسیری واحد حرکت میکنند.
این صف طولانی و آرام، تصویری زنده از یکپارچگی اجتماعی است؛ جایی که تفاوت سن و جایگاه اجتماعی در برابر یک باور مشترک رنگ میبازد. هر قدمی که برداشته میشود، نه فقط حرکت در کوچههای خاکی، بلکه حرکت در حافظه جمعی یک روستاست.

کوچهگردی علم و آیین میزبانی خانهها
با آغاز حرکت، علم وارد کوچههای باریک و قدیمی رجنوک میشود. کوچههایی که در این روز، دیگر تنها مسیر عبور نیستند، بلکه به صحنهای از آیین و احساس تبدیل میشوند. در هر خانهای که علم توقف میکند، صاحبخانه با اسپند، گلاب و گاه نذورات دیگر به استقبال میآید.
در این لحظات، فضای روستا سرشار از صداهای درهمتنیده «صلوات» و «یا حسین» میشود؛ صداهایی که در میان دیوارهای خشتی میپیچد و حال و هوایی معنوی ایجاد میکند. علم در اینجا تنها یک چوب و پارچه نیست؛ بلکه نشانهای از ایستادگی، وفاداری و استمرار یک هویت جمعی است که نسلها آن را حفظ کردهاند.
نذر، نوحه و انتقال فرهنگ به نسل آینده
در ادامه مسیر، نوحهخوانان با اشعاری در وصف رشادتها و ایثار اهلبیت (ع)، فضای مراسم را عمیقتر و احساسیتر میکنند. هر خانه، هنگام استقبال از علم، سینیای شامل آب، آیینه، گلاب و اسفند آماده میکند؛ نمادی از پاکی، روشنایی و خیرخواهی.
در کنار این آیینها، نذورات مردمی نیز جلوهای از مشارکت اجتماعی را نشان میدهد؛ خرما، نانهای محلی، شکلات و کمکهای نقدی، همگی در کنار هم بخشی از این همبستگی را شکل میدهند. اما شاید مهمترین کارکرد این مراسم، انتقال فرهنگ باشد؛ کودکان و نوجوانان در دل این آیین، احترام، نوحهها، و نظم اجتماعی را نه در کتاب، بلکه در تجربه زیسته خود میآموزند.

بازگشت علم و تداوم یک میثاق کهن
در پایان مسیر، زمانی که علم تمام کوچهها را پشت سر میگذارد و دوباره به نقطه آغاز بازمیگردد، روستا حالتی متفاوت به خود میگیرد. خستگی در چهرهها هست، اما بیشتر از آن، نوعی آرامش و رضایت جمعی دیده میشود.
جمعیت به سمت مسجد یا حسینیه بازمیگردد و مراسم با دعا و توزیع نذورات به پایان میرسد. این پایان، در واقع پایان نیست؛ بلکه تأکید دوبارهای بر یک میثاق کهن است. میثاقی که رجنوک را نه فقط به گذشته، بلکه به آینده نیز پیوند میدهد؛ آیندهای که در آن این روستا همچنان با تکیه بر علم، ایستاده و استوار باقی میماند.
نظر شما