به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از العالم، به محض اینکه جنگها به پایان میرسند، سخن از «روز پس از جنگ» آغاز میشود. نتیجهٔ نظامی جنگها، هر چند باشد، درهای تازهای را برای بازتعریف توازنها و استقرار روابط بر پایههای نوین میگشایند.
امروز و پس از دورانی از رویاروییها و تنشهایی که منطقه را لرزاند، فرصتی فراهم شده است تا کشورهای عربی و ایران از منطق بدگمانیها و کشمکشها به منطق همکاری و مشارکت گام بردارند.
جمهوری اسلامی ایران بارها بر اهمیت روابط همسایگی با کشورهای عربی و بر پیوندهای تاریخی، دینی و تمدنی که ملتهای منطقه را به هم متصل میکند، تأکید کرده است.
اگر این پیامها بازتابدهندهٔ یک رویکرد راهبردی واقعی باشد، میتوانند نقطهٔ شروعی برای بنای رابطهای تازه بر پایهٔ منافع مشترک و همگرایی منطقهای باشند، و از قطبیسازیهایی که دههها همه چیز را به هدر داده است، فاصله بگیرند.
واقعیت این است که جهان عرب و ایران بیش از آنکه عناصر تضاد داشته باشند، از عناصر قدرت مکمل برخوردارند.
کشورهای عربی خلیج فارس دارای ثروتهای عظیم مالی و ظرفیتهای سرمایهگذاری کلان هستند، در حالی که ایران از پایگاه صنعتی، علمی و فناوری نسبتاً پیشرفتهای برخوردار است؛ افزون بر منابع انسانی و تجربیات انباشتهای که با وجود سالها تحریم و فشار، گرد آورده است.
تلفیق این قابلیتها میتواند بلوک منطقهای پدید آورد که توان تبدیل شدن به بازیگری مؤثر در عرصهٔ بینالملل را داشته باشد، نه صرفاً میدانی برای رقابت قدرتهای بزرگ.
ایران به خوبی آگاه است که نمیتواند از محیط عربی خود – چه از نظر جغرافیایی، چه اقتصادی و چه امنیتی – جدا باشد. در مقابل، لازم است که اعراب نیز به این باور برسند که ایران کشوری گذرا در همسایگی نیست، بلکه حقیقتی جغرافیایی و تاریخی پایدار است که در بسیاری از منافع و چالشها با آنها اشتراک دارد.
ثبات منطقهای از طریق طرد یا انزوا به دست نمیآید، بلکه از رهگذر ساختن نظامی از همکاری که منافع همگان را حفظ کند، محقق میشود.
نیز ثبات نظام ایران و بقای آن به عنوان قدرتی توانمند و قادر به حراست از منافع خویش، ممکن است زمینه را برای شکلگیری موازنهای باثباتتر در منطقه فراهم آورد.
منطقه مدتها از طرحهای هژمونی خارجی رنج برده است، و اعراب میدانند که هر خلأیی در توازن قوا، به سرعت توسط قدرتهایی پر میشود که در پی تحمیل دستور کارهای خود هستند. از این منظر، برقراری روابط متوازن با ایران میتواند عنصری مهم در حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه به شمار آید.
در اینجا لازم است تجربهٔ تاریخی نظام طاقوت در ایران را یادآور شویم؛ نظامی که به «ژاندارم منطقه» شهرت داشت. آن نظام با ایالات متحده و رژیم اسرائیل روابط راهبردی گستردهای داشت و با کشورهای عربی از موضع برتری و سرپرستی رفتار میکرد.
در آن روزگار، اعراب خود را ناچار یافتند که با معادلاتی که موازنهٔ قدرتهای بینالمللی و منطقهای تحمیل میکرد، سازگار شوند. اما امروز، شرایط متفاوت به نظر میرسد و منطقه این فرصت را دارد که روابط خود را بر پایههایی متوازنتر و با احترام بیشتر به منافع متقابل بازتعریف کند.
جنگ اخیر دگرگونیهای عمیقی در موازنهٔ قوا پدید آورد و محدودیتهای قدرت آمریکا و اسرائیل را در تحمیل ارادههای سیاسی بر ملتهای منطقه آشکار ساخت. از اینرو، فرصت مناسب است تا اعراب و ایران صفحهای نو بگشایند که در آن همکاری جایگزین رویارویی، همگرایی جایگزین رقابت، و مشارکت جایگزین وابستگی به بیرون شود.
چالش واقعی نه در پایان دادن به جنگها، بلکه در توانایی بهرهبرداری از دستاوردهای آنها برای ساختن آیندهای متفاوت نهفته است.
چه بسا لحظهٔ کنونی یکی از مهمترین لحظات تاریخی باشد که به اعراب و ایرانیان امکان میدهد از مرحلهٔ مدیریت بحرانها به مرحلهٔ ساختن آینده گام نهند؛ از طریق راهبردی منطقهای نوین که عنوان آن همکاری، همگرایی و بنای قدرتی مشترک است که بتواند در نظام بینالمللی در حال دگرگونی تأثیرگذار باشد.
نوشته: فارس الصرفندی
نظر شما