خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ برای همیشه بهعنوان روزی سیاه در تاریخ جنگهای ظالمانه ثبت خواهد شد؛ روزی که تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت و جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.
در آن روز، رسانههای یمنی، عربی، اسلامی و بینالمللی خبر حملات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل به شهرها، محلههای مسکونی، مدارس، دانشگاهها، مساجد، بازارها، بیمارستانها، مراکز صنعتی نظامی و غیرنظامی و زیرساختهای ایران را مخابره کردند؛ زیرساختهایی که به دست مردم و نظام جمهوری اسلامی ساخته شده بود.
این حمله ناگهانی و «فریبکارانه»، در شرایطی رخ داد که مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در ژنو در جریان بود و دو طرف در حال بررسی پیشنویس نهایی توافق درباره پروندههای اختلافی خود بودند. اما ناگهان و بدون هیچ هشدار قبلی، بمبها و موشکها بر شهرهای مهمی همچون تهران، قم و اصفهان فرود آمدند.
برهمین اساس، فریب، نیرنگ و دروغ از ویژگیهای تاریخی سیاستهای آمریکا و اسرائیل بوده است و تاریخ استعمار غرب، از نابودی تمدنهای بومی در قاره آمریکا، استرالیا و آفریقا حکایت دارد. این رویدادها نمونهای از میراث خشونتآمیز قدرتهای غربی است.
عبدالعزیز بن حبتور، سیاستمدار و نویسنده یمنی همچنین به جنایتهای صورتگرفته علیه فلسطینیان اشاره کرده و مینویسد که از دوران گروهکهای صهیونیستی اولیه تا جنگ غزه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، کشتارها و فجایع گستردهای رخ داده که وجدان انسانی توان پذیرش آن را ندارد.
رهبران آمریکا و اسرائیل تصور میکردند که حملهای سریع و برقآسا میتواند ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران را فرو بپاشد و این کشور را به دولتی تابع سیاستهای آمریکا در منطقه تبدیل کند؛ اما در محاسبات خود دچار اشتباه شدند.
دونالد ترامپ با واکنشی کاملاً متفاوت از آنچه انتظار داشت مواجه شد؛ از یک سو رهبری سیاسی ایران موضعی استوار اتخاذ کرد و از سوی دیگر ارتش، سپاه پاسداران و مردم ایران انسجام و همبستگی کمسابقهای از خود نشان دادند.
این سطح از هماهنگی و پایبندی به رهبری برای آمریکا و اسرائیل غیرمنتظره بود.
آمریکا و متحدانش در طول قرن بیستم در بسیاری از جنگهای منطقهای موفقیتهای نظامی به دست آورده بودند، اما این بار با محور مقاومتی روبهرو شدند که از توان نظامی، برنامهریزی امنیتی و اراده سیاسی برخوردار بود.
ترامپ در اظهارات اولیه خود از تغییر رهبری ایران و واگذاری قدرت به مخالفان سخن گفته بود، درحالی گه این سخنان غیرواقعبینانه و ناشی از توهم سیاسی بود.
بن حبتور همچنین از بنیامین نتانیاهو انتقاد میکند و میگوید نخستوزیر رژیم صهیونیستی تلاش کرده بود جنگ علیه ایران را با استناد به برخی روایتهای تاریخی و مذهبی یهودی توجیه کند؛ روایاتی که از نگاه او فاقد پشتوانه تاریخی معتبر هستند.
همزمان با آغاز جنگ، رسانههای همسو با آمریکا و اسرائیل از فروپاشی قریبالوقوع نظام ایران سخن میگفتند و بار دیگر ایده «خاورمیانه جدید» را مطرح میکردند؛ طرحی که هدفش بازطراحی سیاسی منطقه به نفع تلآویو و واشنگتن است.
اهداف اصلی جنگ از نگاه نویسنده بن حبتور
بن حبتور توضیح میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی چهار هدف اصلی را دنبال میکردند:
- وادار کردن ایران به تسلیم کامل و انتقال قدرت به جریانهای مخالف جمهوری اسلامی.
- ۲تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و از بین بردن آن.
- قطع ارتباط ایران با گروههای عضو محور مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن.
- متوقف کردن برنامههای تولید موشکها و پهپادهای نظامی ایران.
این مطالبات از سوی دولت ترامپ بارها تکرار میشد، اما این مسئله نشاندهنده ناآگاهی از تاریخ مقاومت و جایگاه تمدنی ملت ایران بود.
نتایج جنگ
بن حبتور که این یادداشت مینویسد که ایران در این مدت توانسته پیامدهای مهمی را رقم بزند. بخشی از ناوهای هواپیمابر آمریکا آسیب دیدند و از منطقه دور شدند.تعدادی از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند و از کار افتادند.
در همین حال، تنگه هرمز به اهرم راهبردی مهمی در دست ایران تبدیل شد. بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی تحت تأثیر جنگ قرار گرفتند و فشارهای اقتصادی بر آمریکا افزایش یافت.
کشورهای حوزه خلیج فارس با پیامدهای اقتصادی جنگ روبهرو شدند و بخشی از سرمایهها از این کشورها خارج شد.
شهرها و زیرساختهای اسرائیل در معرض حملات موشکی قرار گرفتند و خسارات گستردهای متحمل شدند.
گروههای مختلف عضو محور مقاومت در یمن، لبنان، عراق و فلسطین در این رویارویی مشارکت کردند.
مرحله جدید؛ از جنگ نظامی تا مذاکرات
پس از برقراری آتشبس موقت، مرحله تازهای از نبرد آغاز شده است؛ نبردی در عرصه دیپلماسی و مذاکرات سیاسی.
گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان و با مشورت نیروهای محور مقاومت دنبال میشود. هدف این مذاکرات، جلوگیری از تکرار درگیریها، تضمین امنیت منطقه و فراهم کردن زمینه برای بازسازی خسارتها و توسعه علمی، اقتصادی و نظامی کشورهای محور مقاومت عنوان شده است.
نظر شما