خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: در آغاز درگیریها، یکی از اهداف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جدا کردن میدانهای مختلف رویارویی از یکدیگر بود تا پروندههای غزه، لبنان و ایران به صورت مستقل مدیریت شوند. اما تحولات میدانی و سیاسی نشان داد که هرگونه توافق درباره ایران، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با سایر جبههها گره خورده است و تلاشها برای تفکیک این پروندهها، با وجود ماهها فشار نظامی، به نتیجه نرسید.
«عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران پیشتر در گفتوگویی اختصاصی با شبکه المیادین بر همین موضوع تأکید کرده و گفته بود سرنوشت ایران و لبنان در جنگ به یکدیگر پیوند خورده است؛ به این معنا که یا جنگ در هر دو جبهه متوقف میشود یا در هیچکدام.
مقامهای ایرانی نیز بارها تأکید کردهاند که امنیت منطقه به هم پیوسته است و هیچ سازوکار پایداری در خاورمیانه نمیتواند سایر پروندههای مناقشه را نادیده بگیرد.
در همین راستا، رژیم صهیونیستی دیروز یکشنبه ضاحیه جنوبی بیروت را هدف حمله قرار داد؛ اقدامی که همزمان با نزدیک شدن زمان اعلام یادداشت تفاهم ایران و آمریکا صورت گرفت و از نگاه ناظران تلاشی برای برهم زدن توافق و جدا کردن جبهه لبنان از سایر عرصههای درگیری بود.
با این حال، تهدید ایران به پاسخگویی و تلاش میانجیها برای مهار تنشها، مانع تحقق اهداف تلآویو شد. در نهایت یادداشت تفاهم اعلام شد؛ توافقی که بسیاری از بندهای آن به سود ایران ارزیابی شد و مهمترین آن، توقف جنگ در تمامی جبههها از جمله لبنان بود؛ موضوعی که رسانههای اسرائیلی آن را نشانه شکست راهبردی تلآویو توصیف کردند.
یک منبع آگاه گزارش داد که یکی از مهمترین تغییرات اعمالشده در متن یادداشت تفاهم، اضافه شدن عبارت «تضمین حاکمیت و احترام به تمامیت ارضی لبنان» به بند نخست توافق بوده است؛ بندی که گفته میشود دونالد ترامپ در نسخههای قبلی با گنجاندن آن مخالفت میکرد.
تنگه هرمز؛ از تهدید و فشار تا پذیرش شروط ایران
تنگه هرمز در ماههای گذشته به یکی از مهمترین محورهای تقابل تبدیل شده بود. پس از دورهای از تنشها و محدودیتهای دریایی، سرانجام توافق بر سر بازگشایی این گذرگاه راهبردی در چارچوب ترتیبات مورد نظر ایران و همزمان با رفع محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا مطرح شد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، تغییر جهت معادله است. برخلاف تصور اولیه واشنگتن که بازگشایی تنگه را نتیجه عقبنشینی ایران میدانست، در نهایت این اقدام در قالب توافقی انجام شد که بسیاری آن را پذیرش بخشی از شروط تهران از سوی آمریکا ارزیابی میکنند.
منابع آگاه گزارش دادند که اصلاحات نهایی انجامشده در پیشنویس یادداشت تفاهم، موضوع حاکمیت مشترک ایران و عمان بر تنگه هرمز را بهطور صریح مشخص کرده است.
در نسخههای اولیه تنها بهطور کلی به نقش ایران در ترتیبات تنگه اشاره شده بود، اما در متن نهایی تأکید شده که آینده مدیریت خدمات دریانوردی در تنگه هرمز توسط ایران و سلطنت عمان تعیین خواهد شد.
همچنین یک منبع آگاه اعلام کرد که استفاده از اصطلاح «خدمات دریایی و کشتیرانی» در متن توافق، از منظر حقوقی و سیاسی حائز اهمیت است؛ زیرا بهمنزله به رسمیت شناختن حق ایران برای دریافت هزینه خدمات ارائهشده به کشتیهای عبوری تلقی میشود.
این منبع افزود که ایران تنها با معافیت موقت ۶۰ روزه کشتیهای تجاری از پرداخت این هزینهها موافقت کرده است؛ موضوعی که به معنای پذیرش اصل دریافت عوارض از سوی واشنگتن در آینده است.
بر اساس این گزارش، عمان نیز نقش مهمی در مذاکرات ایفا کرده و هماهنگیهای گستردهای میان تهران و مسقط درباره نحوه مدیریت تنگه و ترتیبات آینده آن صورت گرفته است.
همچنین یک منبع آگاه به خبرگزاری تسنیم گفته است ترامپ اصرار داشت بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره همزمان با اعلام تفاهم انجام شود، اما ایران این پیشنهاد را نپذیرفت و مقرر شد روند بازگشایی تنگه پس از امضای توافق در روز جمعه آغاز شود.
ترامپ ابتدا در شبکههای اجتماعی اعلام کرده بود که بازگشایی تنگه و رفع محاصره همزمان صورت گرفته است، اما پس از اعتراض ایران از طریق میانجی پاکستانی، متن پیام خود را اصلاح و اعلام کرد بازگشایی هرمز پس از روز جمعه انجام خواهد شد.
داراییهای بلوکهشده؛ اهرم فشاری که کارایی خود را از دست داد
آمریکا طی سالهای گذشته از داراییهای مسدودشده ایران به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و اقتصادی استفاده میکرد، اما اکنون بحث آزادسازی میلیاردها دلار از این منابع مالی، نشانهای از عقبنشینی از یکی از مهمترین ابزارهای فشار واشنگتن به شمار میرود.
در شرایطی که این داراییها پیشتر برای تحمیل امتیازهای بیشتر به ایران مورد استفاده قرار میگرفت، اکنون به بخشی از بسته تفاهمهای مطرحشده میان دو طرف تبدیل شده است.
عراقچی پیشتر اعلام کرده بود که در صورت امضای یادداشت تفاهم، داراییهای بلوکهشده ایران آزاد خواهد شد و تأکید کرده بود هیچیک از این منابع نباید بار دیگر مسدود شود.
وی همچنین گفته بود برنامه بازسازی و جبران خسارتهای واردشده به ایران نیز در مذاکرات مورد توجه قرار گرفته است.
در همین راستا، یک مقام ایرانی به خبرگزاری رویترز گفته است واشنگتن با آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران موافقت کرده و همچنین پذیرفته است برای مدتی مشخص، تحریمهای نفتی را تعلیق کند تا تهران بتواند نفت خود را به فروش رسانده و درآمدهای حاصل از آن را دریافت کند.
از «صفرسازی غنیسازی» تا «تثبیت وضع موجود»
شاید هیچ موضوعی به اندازه پرونده هستهای نشاندهنده تغییر مواضع آمریکا نباشد؛ پروندهای که قرار است جزئیات آن در مذاکرات گستردهتر بررسی شود.
در ابتدای بحران، آمریکا و رژیم صهیونیستی از پایان دادن کامل به برنامه هستهای ایران یا برچیدن زیرساختهای آن سخن میگفتند. اما اکنون ادبیات مطرحشده بیشتر بر حفظ وضعیت موجود یا توقف موقت روند توسعه برنامه هستهای در دوره مذاکراتی متمرکز است.
روزنامه والاستریت ژورنال نیز به نقل از ترامپ گزارش داده بود که در حال حاضر ضرورتی برای خروج مواد هستهای از ایران وجود ندارد و این موضوع میتواند در آینده مورد بررسی قرار گیرد.
این تغییر موضع، بهخوبی نشاندهنده کاهش سطح مطالبات واشنگتن است؛ بهگونهای که آمریکا از مطالبه حذف کامل برنامه هستهای به سمت مدیریت آن از طریق مذاکره و محدودیتهای مرحلهای حرکت کرده است.
ایران همچنین موفق شد بررسی پرونده هستهای را به مرحله دوم مذاکرات منتقل کند؛ در حالی که دولت ترامپ پیش از این اصرار داشت این موضوع پیش از هر توافق آتشبس مورد رسیدگی قرار گیرد.
علاوه بر این، تهران توانست دامنه مذاکرات را به سه موضوع اصلی محدود کند؛ تداوم برنامه هستهای صلحآمیز ایران، رفع تحریمهای یکجانبه آمریکا و سازوکار جبران خسارتها؛ بدون آنکه موضوعاتی مانند توان موشکی یا حمایت از گروههای مقاومت وارد دستور کار شود.
نگاه اسرائیل؛ «ایران برنده بزرگ است»
بازتاب این تحولات در رسانههای اسرائیلی نیز قابل توجه بوده است. روزنامه اسرائیلی معاریو نوشت: ایران بدون هیچ تردیدی برنده بزرگ این توافق است؛ زیرا نه برنامه هستهای آن متوقف شده، نه توان موشکهای بالستیکش از بین رفته و نه نفوذ منطقهایاش شکسته شده است. علاوه بر این، داراییهای بلوکهشده ایران نیز در مسیر آزادسازی قرار گرفتهاند.
«آلون بندیوید» تحلیلگر نظامی اسرائیلی نیز اعتراف کرده است که منطقه امنیتی ایجادشده توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان نتوانسته امنیت مورد نظر را تأمین کند و هرگونه پیشروی بیشتر تنها هزینههای بیشتری به همراه خواهد داشت.
این اظهارات از آن جهت اهمیت دارد که یکی از اهداف اصلی جنگ، خارج کردن لبنان از معادله فشار منطقهای بود.
معاریو همچنین نوشته است: «ایران بار دیگر ثابت کرد که قدرتمندترین بازیگر میدان است و این تهران است که تعیین میکند در ادامه چه اتفاقی رخ خواهد داد.»
این روزنامه در ادامه تأکید کرده که سطح سیاسی اسرائیل بار دیگر به هدف انتقادهای همزمان ایران و ترامپ تبدیل شده است.
برهمین اساس میتوان گفت که برآیند تحولات اخیر نشان میدهد آمریکا جنگ را با هدف تحمیل یک نظم جدید منطقهای آغاز کرد، اما در نهایت به میز مذاکرهای رسید که بخش مهمی از مطالبات ایران در آن به عنوان مبنای توافق مطرح شده است.
فارغ از قضاوتهای سیاسی درباره هر یک از طرفها، آنچه از مفاد تفاهمهای مطرحشده برمیآید این است که واشنگتن از موضع تحمیلکننده شروط، به جایگاه مذاکرهکننده بر سر شروطی رسیده که در آغاز بحران با آنها مخالفت میکرد.در همین حال، ایران توانسته بخش قابل توجهی از مؤلفههای قدرت سیاسی، اقتصادی و راهبردی خود را حفظ کند؛ بهویژه معادله «پیوند جبههها» که آمریکا و رژیم صهیونیستی تا آخرین لحظات برای برهم زدن آن تلاش میکردند.
نظر شما