به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در میان همه واژههایی که انسان برای توصیف رابطه خود با خدا به کار میبرد، شاید کمتر واژهای به اندازه «رفاقت» بتواند تصویری صمیمی، نزدیک و آرامشبخش از این ارتباط ترسیم کند. بسیاری از مردم خدا را با صفاتی چون قدرت، عظمت، قهاریت و حاکمیت میشناسند؛ صفاتی که البته جلوههایی از حقیقت بیپایان ذات الهی هستند. اما در کنار این شکوه و اقتدار، در متون دینی و دعاهای اهلبیت(ع) از خدایی سخن گفته شده که «رفیق» بندگان خویش است؛ خدایی که با مهربانی، مدارا و صبر بینظیر، دست انسان را در فراز و نشیب زندگی رها نمیکند و حتی در روزهای غفلت و خطا نیز راه بازگشت را به روی او میگشاید.
شاید یکی از چالشهای انسان معاصر، فاصله گرفتن از همین نگاه مهربانانه به خداوند باشد. گاهی تصویری که از خدا در ذهنها شکل میگیرد، بیش از آنکه مبتنی بر محبت و رحمت باشد، بر ترس و نگرانی استوار است؛ در حالی که بخش بزرگی از آموزههای قرآنی و روایی، بر رابطهای سرشار از مهر، لطف و همراهی میان خالق و مخلوق تأکید دارد. رابطهای که اگر درست فهمیده شود، نگاه انسان به عبادت و بندگی را دگرگون کرده و شیوه تعامل او با دیگران را نیز تغییر میدهد.
در روزگاری که آستانه تحملها کاهش یافته، اختلافهای کوچک به کدورتهای بزرگ تبدیل میشود و قهر و فاصله جای گفتوگو و مدارا را میگیرد، بازخوانی فرهنگ «رفق» و مهربانی بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. فرهنگی که ریشه در معارف اسلامی دارد و از خانواده تا محیط کار، از همسایگی تا روابط اجتماعی، میتواند آرامش و همدلی را به جامعه بازگرداند.
حجتالاسلام محمدحسین مدبر، استاد حوزه و دانشگاه، معتقد است بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی امروز، از ضعف شناخت نسبت به خداوند سرچشمه میگیرد و هرچه این معرفت عمیقتر شود، انسان نیز در رفتار با خود، دیگران و حتی پروردگارش مسیر متفاوتی را در پیش خواهد گرفت.

ریشه بسیاری از مشکلات؛ شناخت ناقص از خدا
او نقطه شروع بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی را ضعف معرفت نسبت به خداوند میداند و میگوید: «بسیاری از مشکلات ما در مسائل مربوط به دنیا و آخرت، ناشی از کمبود شناخت ما نسبت به خداوند متعال است. اینکه خدایی که او را عبادت میکنیم چه ویژگیهایی دارد و ما چه تصویری از او در ذهن خود ساختهایم.»
این کارشناس حوزه دین معتقد است نوع نگاه انسان به خداوند، مستقیماً بر رفتار، تصمیمها، موضعگیریها و حتی سبک زندگی او اثر میگذارد. به همین دلیل، هرچه این شناخت عمیقتر و صحیحتر باشد، مسیر زندگی نیز روشنتر خواهد شد.
«رفیق»؛ نامی که کمتر درباره آن سخن گفتهایم
خداوندی که اهل مدارا با بندگان خویش است، آستانه تحمل بسیار بالایی دارد و با مهربانی و همراهی با انسان رفتار میکند.این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آموزههای دینی میگوید که خداوند و اهلبیت(ع) تلاش کردهاند تا حد امکان صفات الهی را برای انسانها تبیین کنند و یکی از این صفات، «رفیق» بودن خداوند است.
او با اشاره به فراز معروف دعای جوشن کبیر «یا رفیق من لا رفیق له» توضیح میدهد: «رفیق از ریشه رفق به معنای مدارا، مهربانی و ملاطفت است. خداوندی که اهل مدارا با بندگان خویش است، آستانه تحمل بسیار بالایی دارد و با مهربانی و همراهی با انسان رفتار میکند.»
به گفته حجتالاسلام مدبر، نقطه مقابل «رفق»، «خرق» به معنای خشونت است و از همین رو، نمیتوان خدای متعال را با خشونت تعریف کرد. او تأکید میکند: «خدای ما خدای مهربانی است که میتوان با او رفاقت داشت.»
رفاقتی که مسئولیت هم میآورد
با این حال، او یادآور میشود که این رفاقت الهی نباید بهانهای برای غفلت و نادیده گرفتن مسئولیتهای انسانی شود.
امام جمعه جهرم با استناد به دعای مشلول میگوید: «در این دعا به ما آموزش داده شده است که خدا را با تعبیر "یا شفیق و یا رفیق" بخوانیم؛ یعنی ای خدایی که سرشار از مهربانی و مدارا هستی.»
اما در ادامه هشدار میدهد «نباید از این لطف و مهربانی سوءاستفاده کرد. درست نیست که انسان انتظار داشته باشد خداوند همواره با او مدارا کند اما خود او پیوسته مسیر گناه و نافرمانی را در پیش بگیرد.»

از رفاقت با خدا تا مهربانی با مردم
بخش مهمی از سخنان حجتالاسلام مدبر به پیوند میان خداشناسی و رفتار اجتماعی اختصاص دارد؛ جایی که او تأکید میکند اگر خداوند با بندگانش با رأفت و مدارا رفتار میکند، انسانها نیز باید این شیوه را در روابط خود به کار بگیرند.
او با اشاره به آیه شریفه «رُحَماءُ بَینَهُم» میگوید: «اعضای خانواده، زن و شوهرها، همسایهها، همکاران، همشهریان و همه مؤمنان باید با یکدیگر مهربان باشند.»
به اعتقاد این استاد حوزه و دانشگاه، بسیاری از تنشهای روزمره ناشی از آن است که افراد حاضر نیستند از جایگاه ذهنی و گاه متکبرانهای که برای خود ساختهاند فاصله بگیرند و دیگران را تحمل کنند.
او میپرسد: «اکنون که خداوند اینگونه با بندگانش رفتار میکند، آیا شایسته نیست ما هم کمی بیشتر اهل مدارا باشیم؟ چرا گاهی یکدیگر را تحمل نمیکنیم و چرا برخی قهرها سالها ادامه پیدا میکند؟»
به اعتقاد این استاد حوزه و دانشگاه، بسیاری از تنشهای روزمره ناشی از آن است که افراد حاضر نیستند از جایگاه ذهنی و گاه متکبرانهای که برای خود ساختهاند فاصله بگیرند و دیگران را تحمل کنند.قهرهایی که عبادت را بیاثر میکند
حجتالاسلام مدبر در ادامه به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره میکند که در آن آمده است: «ای اباذر، از قهر کردن با برادر دینی خود بپرهیز؛ زیرا عمل همراه با قهر پذیرفته نمیشود.»
وی با بیان اینکه اختلاف و کدورت ممکن است میان هر دو نفر پیش بیاید، میگوید: «حتی اگر ناچار به فاصله گرفتن باشید، در روایات تأکید شده که این قهر نباید بیش از سه روز ادامه پیدا کند.»
از نگاه او، جامعهای که فرهنگ آشتی، گذشت و گفتوگو در آن تقویت شود، از بسیاری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی مصون خواهد ماند.
تجلیل از آدمها؛ پیش از آنکه دیر شود
بخش دیگری از سخنان این استاد حوزه و دانشگاه به موضوع قدردانی از افراد پس از درگذشت آنان اختصاص دارد مسیلهای که این روزها بیش از گذشته در جامعه به چشم میخورد.
حجتالاسلام مدبر با انتقاد از این رویکرد میگوید: «متأسفانه گاهی تا انسانها زنده هستند قدرشان را نمیدانیم، اما پس از فوتشان به فکر تجلیل و بزرگداشت میافتیم.»

او با اشاره به اشعار مولانا درباره ارزشگذاری به انسانها در زمان حیاتشان، میافزاید: «چرا منتظریم فردی از دنیا برود تا آن زمان از او تقدیر کنیم؟ اگر قرار است احترامی گذاشته شود، بهتر است در زمان حیات افراد باشد.»
به باور او، بسیاری از هزینههایی که امروز صرف تشریفات پس از مرگ میشود، اگر در زمان حیات افراد صرف دلجویی، دیدار و قدردانی شود، آثار عمیقتر و ماندگارتری خواهد داشت.
رفاقتی که به «رفیق اعلی» میرسد
امام جمعه جهرم در پایان سخنان خود بار دیگر به مفهوم رفاقت با خداوند باز میگردد و با اشاره به فرازهایی از دعای مشلول، از خداوند خواست بندگان را از تنگناها و دشواریهای زندگی رهایی بخشد.
او تأکید میکند که نتیجه نهایی این فرهنگ، رسیدن به جایگاهی است که قرآن از آن با همراهی پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان یاد میکند؛ همان جایگاهی که در آیه ۶۹ سوره نساء از آن به عنوان «حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً» یاد شده است.
اگر خداوند با بندگانش با زبان مهربانی و رفاقت سخن میگوید، جامعه نیز برای آرامش و انسجام بیشتر، ناگزیر از بازگشت به همین فرهنگ است؛ فرهنگی که از خانه و خانواده آغاز میشود و تا همه لایههای روابط اجتماعی امتداد مییابد.
نظر شما