«ابراهیم شکوری»، کارشناس مسایل سیاسی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان در سالروز آتشبس جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و در تشریح دلایل درخواست آتش بس از سوی دشمن، گفت: در خصوص اینکه چرا دشمن صهیونی – آمریکایی در جنگ ۱۲ روزه به این جمعبندی رسیدند که باید درخواست آتش بس بدهند، در واقع نتیجه ناکامی آنها در تحقق اهداف اعلامی خودشون و موفقیت بازدارندگی ملی و موشکی جمهوری اسلامی ایران بود. بازدارندگی ملی به معنای تابآوری ملت قهرمان ایران که در طول تاریخ زیربار هیچ زورگویی نرفته و تاب آوری موشکی یعنی ادامه حملات موشکی ایران به سراسر اراضی اشغالی و ناتوانی اسرائیل در رهگیری آنها که واشنگتن و تلآویو را به پذیرش آتشبس وادار کرد.
وی افزود: این توان نظامی برغم غافلگیری ایران و برغم شهادت جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی در همان ساعات و دقایق نخست تجاوز دشمن بود که دیدیم خود رهبر شهید انقلاب اسلامی (رحمت الله علیه) شخصاْ فرماندهی اتاق جنگ را برعهده گرفتند. بنابراین دنیا دید که در جنگ ۱۲ روزه اهداف راهبردی دشمن آمریکایی و اسرائیلی محقق نشد و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران توانست نوعی «بازدارندگی عملی» را به رخ جهانیان بکشد.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: حافظه نزدیک مخاطب باید به یاد داشته باشد که با وجود برتری فناوری نظامی دشمن و ایجاد خسارات به برخی تأسیسات دفاعی ما، اما ایران توانست در همان روز نخست جنگ با توان موشکی و پهپادی خود، پاسخ محمکی را به تجاوز اسرائیل بدهد بنابراین این پاسخ ایران به دشمن فهماند که دستیابی به اهداف خیالی خود که رهبر شهید انقلاب اسلامی از آن همیشه به «اشتباه محاسباتی» دشمن یاد میکردند، برای آنها میسر و نیز آسان نیست و ادامه جنگ هزینههای بیشتری برای آنها خواهد داشت.
از دیدگاه نظامی، وقتی طرف مهاجم عملیات خود را با هدف کاهش توان رزمی طرف مقابل آغاز میکند اما آن طرف همچنان میتواند ضربات مؤثر وارد کند، دستیابی به «پیروزی» برای طرف متجاوز دشوار می شوداین کارشناس سیاسی تأکید کرد: حتی دیدیم که با وجود حملات گسترده و جولان پهپادهای دشمن بر روی برخی سایتهای موشکی ما، اما ایران با تقدیم شهدای پای لانچرها تا آخرین روزهای جنگ همچنان قادر به شلیک موشک بود. از دیدگاه نظامی، وقتی طرف مهاجم عملیات خود را با هدف کاهش توان رزمی طرف مقابل آغاز میکند اما آن طرف همچنان میتواند ضربات مؤثر وارد کند، دستیابی به «پیروزی» برای طرف متجاوز دشوار می شود و دیدیم که سامانههای دفاعی اسرائیل برغم آن همه هزینه و هیاهوی رسانهای اما نتوانستند موشکهای ایرانی را رهگیری کنند و موشکها به اهداف تعیین شده خود در داخل اسرائیل اصابت میکردند.
وی با اشاره به حوزه تخصصی کار روی اندیشکدههای آمریکایی در موضوع سیاست خارجی و دفاعی؛ به یکی از اعترافات آن مقطع حوزه نخبگانی دشمن آمریکایی اشاره کرد و گفت: اندیشکده معروف آمریکایی «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» یا همان (CSIS) در آن مقطع جنگ ۱۲ روزه در چند تحلیل جداگانه اعتراف کرد که ایران بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی خاورمیانه را در اختیار دارد و این نیروها «تهدیدی معتبر» برای نیروهای آمریکا و شرکایش در منطقه هستند.
تحلیگران سیاسآیاس تاکید کردند که نیروهای موشکی و راهبردی ایران به گونهای توسعه یافتهاند که میتوانند بر دشمنانی که مستقیماً ایران را به چالش میکشند، هزینه تحمیل کنند. طبق برآورد این اندیشکدهی معروف به نگاه راهبردی در آمریکا، فقط در ۱۲ روز نخست آن جنگ، هزینه مستقیم عملیات آمریکا به حدود شانزده و نیم (۱۶٫۵) میلیارد دلار رسید که البته ما گمان میکنیم که هزینههای غیرمستقیم آن تجاوز را هم اگر به این رقم مستقیم اضافه کنیم، خسارت دشمن در همان جنگ به دهها میلیارد دلار رسیده چه رسد به جنگ ۴۰ روزه رمضان که ایران اسلامی با آمادگی و تجهیز بیشتری به دفاع برخاست.
جمع بندی اندیشکده آمریکایی درباره جمهوری اسلامی ایران
وی ادامه داد: به هر حال این اندیشکده آمریکایی در آن مقطع هشدار داد که حجم بالای مصرف موشکهای رهگیر و مهمات پیشرفته از سوی ارتش آمریکا (که البته ناتو هم به کمک آنها آمده بود) میتواند بر آمادگی نظامی آمریکا در سایر مناطق جهان اثرگذار (به معنی منفی) شود. جمعبندی این اندیشکده آمریکایی این بود که جمهوری اسلامی ایران به سطحی از توان نظامی رسیده که میتواند هزینه جنگ را برای آمریکا و اسرائیل به شکل واقعی افزایش دهد. اما اگر بخواهیم سایر ابعاد تجاوز ۱۲ روزه سال قبل دشمن صهیونی را هم بررسی کنیم باید اشارهای داشته باشیم به قصد کودتاگونه دشمن آمریکایی – اسرائیلی در آن تجاوز غافلگیرانه!
شکوری تأکید کرد: در همان روزهای نخست تجاوز ثابت شد که اسرائیل و برخی محافل آمریکایی فراتر از ضربه به تأسیسات هستهای، به دنبال ایجاد شوک امنیتی و حتی بیثباتی داخلی بودند و مقامات آنها در همان روزها اعتراف کردند که به دنبال تغییر نظام یا به قول خودشان رژیم چنج هستند. اما نه تنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه انسجام سیاسی و اجتماعی ملت عاشورایی ایران در دوران جنگ ۱۲ روزه افزایش یافت. استدلال منطقی این ادعای قصد دشمن است که اگر هدف صرفاً حملهای محدود بود، نیازی به ترور فرماندهان ارشد، حمله به مراکز متعدد نظامی و زیرساختی و عملیات روانی گسترده وجود نداشت. به هر حال در مبحث بازدارندگی برخلاف بسیاری از جنگهای معمول جهان که طرفی که شکست میخورد ناچار به پذیرش شروط طرف مقابل میشود، جمهوری اسلامی ایران با دفاع جانانه خود به جهان ثابت کرد که آن آتشبس، بدون پذیرش شروط سیاسی جدید از سوی تهران محقق شد. یعنی ایران نه از برنامه هستهای خود عقبنشینی کرد، نه تغییری در حمایت خود از متحدان منطقهای ایجاد کرد و نه وارد مذاکراتی شد که تحت فشار جنگ به ایران تحمیل شده باشد.
در جنگ کوتاه و اصطلاحاْ «ساندویچی» بخش مهمی از اقتصاد اسرائیل در وضعیت اضطراری قرار گرفت
وی با بیا اینکه یک تحول مهم دیگر نیز در آن جنگ ۱۲ روزه رقم خورد افزود: ان تحول این بود که برخلاف بسیاری از جنگهای اسرائیل در گذشته که عمدتاً خارج از مرزهایش رخ میداد، در این جنگ ۱۲ روزه بخش قابل توجهی از نقاط مختلف اراضی اشغالی مستقیماً در معرض حملات موشکی ایران قرار گرفت. این تحول یک اهمیت نمادین و راهبردی به این معنا داشت که نشان داد هرگونه حمله به ایران، میتواند هزینههای مستقیمی برای شهرها و زیرساختهای اسرائیل ایجاد کند تا جائیکه در آن مقطع، رقبای سیاسی نتانیاهو در کنست و احزاب اسرائیلی به صراحت به این تحول منفی راهبردی یعنی هدف قرار گرفتن نقاط داخلی این رژیم جعلی به شدت معترض بودند و حماقتهای نخست وزیر اسرائیل را عامل این شکست راهبردی خواندند. حالا بگذریم از اینکه در آن جنگ کوتاه و اصطلاحاْ «ساندویچی» اما بخش مهمی از اقتصاد اسرائیل در وضعیت اضطراری قرار گرفت، فرودگاه های اصلی مثل بن گورین تعطیل و پروازها، فعالیتهای تجاری و زندگی روزمره تحت تأثیر قرار گرفت و شکی نیست که خودشان هم اعتراف داشتند که هرچه آن جنگ طولانیتر میشد، فشار اقتصادی و اجتماعی بر کابینه نتانیاهو افزایش مییافت لذا دست به دامن قطر شدند که سریعتر آتشبس شود.
وی در مورد اینکه جمهوری اسلامی ایران در دو جنگ اخیر تا چه اندازه توانست قدرت بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد و این موضوع تا چه میزان برای سایر کشورهای منطقه قابل قبول است گفت:اگر جنگ ۱۲ روزه برای «آزمودن بازدارندگی» ایران بود، جنگ رمضان بیشک برای «شکستن آن بازدارندگی» بود اما باز هم موفق نشدند. در همین جنگ جاری نیز شاهدیم که برغم شهادت رهبر فقید انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد حاضر در جلسهای در دفتر ایشان اما ساختار سیاسی – نظامی کشور باقی ماند، فرماندهی نظامی و دفاعی و بلکه تهاجمی از کار نیفتاد و توان پاسخگویی با قدرت همچنان ادامه دارد و همین چهارشنبه شب دنیا دید که ایران در پاسخ به نقضهای مکرر آتش بس از سوی دشمن آمریکایی، هجده نقطه از پایگاههای و تجهیزات تهاجمی دشمن تروریستی در منطقه هدف قرار داد.
هر دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، قدرت بازدارندگی ما را به دشمن ثابت کرده و در پاسخ به بخش دوم سئوال شما درباره کشورهای منطقه هم باید عرض کنم که به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای اخیر به این نتیجه رسیدهاند که ایران توانایی واقعی برای ایجاد هزینههای امنیتی و اقتصادی در منطقه دارد. به همین دلیل در بحرانهای اخیر عمدتاً به دنبال میانجیگری و جلوگیری از گسترش جنگ بودهاندشکوری خاطر نشان کرد: هر دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، قدرت بازدارندگی ما را به دشمن ثابت کرده و در پاسخ به بخش دوم سئوال شما درباره کشورهای منطقه هم باید عرض کنم که به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای اخیر به این نتیجه رسیدهاند که ایران توانایی واقعی برای ایجاد هزینههای امنیتی و اقتصادی در منطقه دارد. به همین دلیل در بحرانهای اخیر عمدتاً به دنبال میانجیگری و جلوگیری از گسترش جنگ بودهاند. یعنی کشورهای منطقه بازدارندگی ایران را جدی میگیرند و همه دیدیم که در دو جنگ اخیر، اکثر دولتهای منطقه به دنبال مهار درگیری و برقراری آتشبس بودهاند و معتقدم برخی تصمیمسازان در همین کشورهای عربی که دیدیم چطور سطحی از خصومت خود با ملت ایران را به نمایش گذاشتند، اگر تصور میکردند ایران توان پاسخگویی مؤثر در قبال تجاوز دو قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل را ندارد، احتمالاً نگرانی کمتری از گسترش درگیری نشان میدادند و به دنبال برقراری آتشبس نبودند.
کشورهای منطقه به توان بازدارندگی ایران اعتراف عملی دارند
وی با بیان اینکه علت دیگری که کشورهای منطقه به این توان بازدارندگی ایران اعتراف عملی دارند، ضربهپذیری آنها به دلیل میزبانی از دشمن ما در خاک خودشان است گفت: جمهوری اسلامی ایران با هدف قراردادن پایگاههای نظامی دشمن در منطقه، راهبرد نظامی – امنیتی جدیدی را در مباحث بازدارندگی برای دانشکدههای نظامی جهان تعریف کرد و به همه متوهمان درون و برون منطقهای ثابت کرد که اینطور نیست که همه امکانات سرزمینی، ترددی، رسانهای و حتی دیپلماتیک خود را در اختیار دشمن ما قرار دهید و با شروع تجاوز دشمن، ژست بیطرفی بگیرید و حاضر به پرداخت هیچ هزینهای هم نباشید. خیر؛ دیگر گذشت زمان نجابت سیاسی و حسن همجواری یکجانبه ایران برای منطقه و حتی جهان!
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد:جهان از این جهت که گذرگاه راهبردی هرمز که قرنها به صورت مجانی از خدمات ساحلی ایرانیان در موضوعات تردد ایمن، محیط زیست مطلوب و سایر امکانات آن بهره برده اند، دیگر مجانی نخواهد بود و مهمتر از بحث هزینه، اعمال حق حکمرانی دو کشور ساحلی ایران و عمان بر این آبراهه مشترک و داخل آبهای سرزمینی آنهاست که با هیچ توان نظامی دشمن و ترفندهای مضحک اخیر آنها نیز امکان بازگشت به وضع سابق وجود نخواهد داشت. باذن الله
ایستادگی مردم در تجمعات بیش از ۱۰۰ شبانه روز قدرت نرم توان بازدارندگی ایران
وی در پایان خاطرنشان کرد: همگان دیدیم در همه درگیریهای سنوات اخیر یعنی از شهادت سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی تا شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و سایر رخدادها مثل شهادت دبیرکل فقید حزب الله لبنان شهید سیدحسن نصرالله، شهادت اسماعیل هنیه، شهادت یحیی سنوار و غیره، همه و همه باعث خروش ملتهای آزاده ایران، منطقه و بلکه جهان شده و مردم با حضور در میدان، خونخواهی این رهبران سیاسی – مقاومتی را خواستارند و در همین جنگ رمضان تاکنون بیش از یکصد شبانه روز است که پای آرمانهای انقلاب اسلامی و مقاومت منطقه ایستادهاند. این هم دستاورد مهمی است که ذیل قدرت نرم کشورها در مقوله بازدارندگی تعریف میشود که برخلاف بازدارندگی در بعد نظامی، اثرات بلندمدت و ماندگار بیشتری دارد که تبلور آن را در این گذاره رهبر شهید انقلاب مبنی بر «بعثت مردم» دیدیم و در مراسم تشییع پیکر آن عزیز سفر کرده نیز، دنیا جلوه دیگری از عشق و محبت ایرانیان و دیگر مسلمانان جهان به حقانیت اسلام و مقاومت را نظارهگر خواهد بود. انشاءالله
نظر شما