به گزارش خبرگزاری شبستان؛ نشست نقد و بررسی «هالیوود در میانه جنگ امریکا با ایران» توسط گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به صورت برخط برگزار شد؛ در این نشست مایکل مور(منتقد و فیلمساز امریکایی) و محمدحسن شاهنگی(عضو شورای علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) به ایراد سخن پرداختند.
مایکل مور در ابتدای این جلسه گفت: همین حالا که با هم صحبت میکنیم دهها فیلم سینمایی در مورد جنگ اکراین ساخته شده است که مشاورههای تخصصی، مالی، فکری و راهبردی سیاستگذاران هالیوودی پشت آنهاست؛ این عملکرد در جهتدهی به افکار عمومی اثرگذار است و فضا را به سود اکراین در برابر روسها برده است. بیشترین تعداد فیلم جنگی در امریکا در مورد ویتنام است؛ یعنی در جایی که امریکا بیشترین خفت و خواری را تحمل کرده و جنگ در میدان را باخته تولید سینمایی بیشتری داشته است. پیشبینی من این است که جنگ با ایران، رکورد ویتنام را خواهد شکست. پیروزی ایران در این جنگ توسط ژنرالهای فرهنگی در هالیوود آن قدر ریز نمود خواهد یافت که دیگر مردم دنیا حقایق را فراموش کنند.
این منتقد و فیلمساز امریکایی در ادامه گفت: خشم و نفرت در آثار سینمای جنگی آینده به مؤلفه خشونت موجود در آنها افزوده خواهد شد. کشت و کشتار به هر قیمت و تهدید به محوکردن تمدن بشری رقیب موضوعات مهمی هستند که از مخیله مخاطب به سادگی پاک نخواهند شد. ترامپ مایل است جنگ ایران را به مسئله تنگه هرمز پیوند بزند و این کشور را تهدید اقتصادی برای کل دنیا جا بزند. در ۳ دهه اخیر بعضاً در سینمای جنگی میتوانستیم سینمای ضدجنگ و صلحجویی را به تماشا بنشینیم، اما با رویکرد ویرانگر و ضداخلاقی موجود در دولت ترامپ، چنین سویههایی منتفی خواهد بود. وجهه جهانی شکستناپذیری و ابرقدرتی امریکا در گرماگرم این جنگ به شدت مخدوش شده است و حتی در بین اروپاییها این مسئله محسوس است. رسالت هالیوود در این زمینه از این به بعد سنگین خواهد بود.

محمدحسن شاهنگی در این نشست گفت: در ماههای اخیر گفتمان مقاومت پایههای امپریالیسم امریکا را متزلزل کرده و فیلمساران هالیوودی در حال ترمیم این خسارات هستند. قهرمانان دراماتیک فوق العادهای چون یحیی سنوار، ژنرال سلیمانی، سیدحسن نصر الله و رهبر شهید ایران وجود دارند که هریک میتوانند سوژه دهها اثر سینمایی فاخر گردند؛ چنین فرصت طلایی منحصربهفردی در جبهه مقابل وجود ندارد. سایه فوبیای ترس از قهرمانان مقاومت در صنعت فیلمسازی غرب سنگین است. اتفاقات تراژدیک مهمی مانند بمباران مدرسه شجره طیبه میناب و یا بمباران اماکن ورزشی و تاریخی در ایران وجود دارند که به شدت پتانسیل خلق آثار هنری تاثیرگذار با مقیاس مخاطب جهانی را دارند.
وی افزود: در حوزه دیپلماسی عمومی در زمین سینما وجه حماسی جنگیدن ملت در برابر بیگانه و تابآوری ایرانیان بسیار مهم است؛ بر اساس آمار رسمی تعداد افرادی که در خلال جنگ به ایران برگشتند نزدیک به یکونیم ملیون نفر است که با هدف خدمت به هموطنان در شرایط جنگی بخش قابل توجهی از این بازگشتها اتفاق افتاده است. در کمتر جایی در دنیا این حادثه رخ میدهد. از سوی دیگر جنگ در شهر و بمباران مناطق مسکونی کمتر در جنگهای قبلی اتفاق افتاده و دستاویز ساخت آثار سینمایی قرار گرفته است و نمونه مشابه آن فقط در فلسطین و لبنان قابل ذکر است که توسط اسرائیل بمباران شدهاند. در جنگ اخیر امریکا با ایران خانههای زیادی هدف قرار گرفتند و غیرنظامیان قابل توجهی از زنان، کودکان و سالخوردگان مصدوم و یا شهید شدند؛ در این خصوص انیمیشنها و کلیپهای زیادی بعضا با استفاده از هوش مصنوعی تولید شدهاند، اما فیلم بلند سینمایی کارکرد و جایگاه خاص خود را دارد.
شاهنگی در انتهای این نشست گفت: ما اکنون در یک جنگ شناختی تمامعیار هستیم؛ این جنگ با سکوت در میدان، مذاکره و آتشبس، فرود و فراز دارد، اما اصل آن هیچ گاه خاموش نمیشود. در این جنگ، پمپاژ یأس و ناامیدی در بین مردم از داشتهها و توانمندیهای بومی در رسانههای مختلف خارجی در دستور کار جدی قرار دارد. سینما از منظر علم ارتباطات، فینفسه یک رسانه نوین است که بر کنشها و واکنشهای تعاملاتی ایرانیان اثر میگذارد، به همین دلیل لازم است از این زاویه به سینمای ملی و استراتژیک نگاه کرد و آن را منحصر به ژانر جنگی نکرد.
نظر شما