به گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، در ضلع شمالی میدان پانزده خرداد تهران، مسجدی دیرینه جای دارد که به واسطه همجواری با مراکز اداری و تجاری، از گذشته تا حال با برگزاری مراسمهای یادبود اشخاص مهم و سخنرانی شخصیتهای مختلف، نقش فعالی در جهتدهی حرکتهای انقلابی داشته است.
میدان پانزده خرداد تهران (میدان ارک سابق) از قدیمالایام منطقهای حاکمنشین بود که با گذشت زمان به یکی از مناطق تجاری و اداری تهران تبدیل شد. البته مجموعه تاریخی مهمی را نیز در خود جای داده است. این محدوده شامل بازار بزرگ، ساختمان دادگستری، ساختمان قوه قضاییه، دادسرای عمومی، شبکه رادیویی تهران و از همه مهمتر مجموعه تاریخی بزرگی به نام کاخ موزه گلستان است.
این منطقه در دوره صفوی از یک ارک سلطنتی تشکیل میشد که بعد از به قدرت رسیدن آقامحمدخان قاجار و انتخاب تهران به عنوان پایتخت، ارک سلطنتی به عنوان محل سکونت پادشاهان قاجار برگزیده شد. در دوره ناصرالدین شاه، مادر شاه قاجار تصمیم گرفت در بخشی از ارک سلطنتی مسجدی برای عبادت زنان قاجار بنا نماید. این مسجد که به فرمان مهدعلیا ساخته شده بود به مسجد مادر شاه معروف گشت. معمارش نیز امیر قاسم خان قوانلو قاجار، پدر مهدعلیا بود، که در عهد فتحعلی شاه قاجار امور لشکری را بر عهده داشت.
مسجد شامل دو طبقه بود، طبقه اول به مادر شاه و زنان درباری اختصاص داشت و طبقه دوم نیز محلی برای حضور کنیزان و زنان درجه دوم دربار بود مهدعلیا با دستور ساخت مسجدی اختصاصی در حریم ارک سلطنتی با برگزاری نماز جماعت، تلاوت قرآن، خواندن ادعیه، احیای شبهای قدر و پهن کردن سفره افطار، این مسجد را محل عبادت اختصاصی زنان دربار قرار داده بود. این مسجد در برههای از زمان، به سبب همجواری با وزارت استیفای قاجاریه، به مسجد دفتر تغییر نام یافت، اما مجدداً به نام اولیه خود بازگشت.
با وجود تازه ساخت بودن مسجد، اولین مرمت و بازسازی در دوره ناصری در سال ۱۲۷۲ق/ ۱۲۳۵ش صورت گرفت، چرا که مسجد در حال تخریب بود، اما در عصر گذر از قاجار به پهلوی به سبب اوضاع نابسامان سیاسی کشور، مسجد به مخروبه مبدل شد و تقریباً چیزی از آن باقی نماند.
البته برخی منابع معتقدند که به دستور رضاشاه، در جهت تغییر چهره سنتی شهر به مدل غربی و با عنوان گسترده کردن خیابانهای اطراف ارک سلطنتی، قسمتهایی از مسجد ارک تخریب شد و زیرزمین آن نیز به وزراتخانه پیشه و هنر ملحق گشت. طی سالهای بعدی حکومت پهلوی، بیشتر ساختمان مسجد رو به ویرانی نهاد تا این که در سال ۱۳۲۷ تصمیم بر آن شد تا مسجد به طور کامل تخریب و زمین آن به وزارت اقتصاد و دارایی ضمیمه شود. با نامه یکی از کارمندان این وزارتخانه به آیتالله العظمی سید حسین بروجردی مبنی بر خبر تخریب مسجد، حجتالاسلام محمد تقی فلسفی از طرف ایشان به ملاقات شاه رفته، پیام آیتالله بروجردی را به شاه ابلاغ کرد. بعد از این ملاقات محمدرضا پهلوی به دولت دستور داد تخریب مسجد را متوقف نماید و آن را در اختیار آیتالله بروجردی قرار دهد. به دنبال این دستور، مسجد ارک کنونی با همت آیتالله بروجردی و نمایندگانش، حجتالاسلام فلسفی و رضا شاهپوری و کمکهای مالی حاج محمدحسین کاشانی، از تجار بازار، در همان محوطه ارک سلطنتی توسط حسین لرزاده بازسازی شد.
چون مسجد به خیابان راه نداشت با تلاش حجتالاسلام فلسفی، زمین مقابل مسجد که متعلق به وزارت صنایع و معادن بود به دستور وزیر کشور وقت، منوچهر اقبال، به مسجد اهدا و بر وسعت مسجد افزوده شد. با اتمام کار مسجد، در سوم خرداد ۱۳۳۱ برابر با شب اول ماه رمضان ۱۳۷۱، و مصادف با شور و هیجان مردم، ناشی از ملی شدن صنعت نفت و دوران نخستوزیری دکتر محمد مصدق، مسجد ارک افتتاح شد و حجتالاسلام فلسفی به عنوان اولین سخنران در همان شب به منبر رفت.
شاید اولین فعالیت سیاسی مسجد ارک را بتوان یک ماه پس از افتتاح مسجد و در ماجرای قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ جستوجو کرد؛ آن هنگام که مردم در حمایت از دکتر مصدق و در مخالفت با حکومت پهلوی با بستن مغازهها در بازار بزرگ به میدان ارک رفته شعار یا مرگ، یا مصدق میدادند و عدهای در پی هجوم مأموران حکومت، به مسجد ارک پناه بردند.
همچنین در رفراندومی که دکتر مصدق برای انحلال مجلس شورای ملی در مرداد ۱۳۳۲ برگزار کرد نیز مسجد ارک به عنوان محل اخذ رأی انتخاب شده بود، اما فعالیت سیاسی مسجد ارک از بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شکل دیگری به خود گرفت و به عنوان یکی از مراکز فعالیت سیاسی ضد حکومت پهلوی به روشنگری پرداخت. به اعتقاد برخی از شاهدان و حاضران وقایع سال ۱۳۳۲، اصل و منشاء راهپیماییهای این سال و حتی پس از آن، از مسجد ارک دنبال میشد و به میدان بهارستان ختم میگردید.
از آنجایی که مسجد ارک در مرکز شهر قرار گرفته بود مجالس ختم افراد مشهور و نیز افراد مخالف حکومت در آن برگزار میشد و این مجالس بهترین زمان برای بیان حقایق در مورد حکومت پهلوی و ظلمهای آن بر مردم بود. همچنین همسایگی مسجد ارک و بازار مزید بر علت شده، همزمان حضور بازاریان در موقع نماز در مسجد، مبارزین و مخالفان حکومت بهترین استفاده را از موقعیت میکردند. بهجز بازار، مسجد همسایههای مهم دیگری نیز داشت، وزارتخانهها، دادگستری، کاخ گلستان و اداره رادیو که مراجعه کنندگان آنها هم به مسجد میآمدند و به تبع آن این مسجد بیشتر توسط شهربانی و ساواک کنترل میشد.
از زمان افتتاح مسجد ارک تا سال ۱۳۴۰، حجتالاسلام فلسفی، شیخ عباسعلی اسلامی، شیخ باقر نهاوندی، مرتضی انصاری قمی، وحید مهاجرانی، شیخ حسین خندقآبادی و شیخ اشرف بر منبر آن میرفتند. در این میان نام آیتالله سید محمود طالقانی هم در میان سخنرانان مسجد ارک دیده میشود. ایشان امام جماعت مسجد هدایت را بر عهده داشت، اما به واسطه تعطیلی این مسجد توسط ساواک، برای مراسم نیمه شعبان سال ۱۳۳۹ که از طرف جامعه اصناف، پیشهوران و کسبه و تجار بازار در مسجد ارک برپا شده بود، به این مسجد دعوت شد. جمعیت بیشماری از بازاریان، دانشگاهیان و سایر نیروهای مؤمن برای حضور در این مراسم در اطراف مسجد ارک جمع شده بودند، اما ساواک که از روشنگریهای آیتالله طالقانی وحشت داشت، در مسجد ارک را بست تا به خیال خود مردم را از شرکت در سخنرانی باز دارد، اما مردم بیرون مسجد تجمع کردند و آیتالله طالقانی با شهامت و بدون توجه به اخطار مأموران ساواک، کنار میدان برای جمعیت انبوه حاضر در میدان ارک و خیابانهای اطراف، سخنرانی خود را ایراد کرد که نتیجه آن هجوم مأموران به سوی مردم شد. آنها تلاش داشتند مردم را متفرق کنند، اما مقاومت مردم سبب حمله بیشتر شد و طی آن شماری از مردم زخمی و یا دستگیر شدند. آیتالله طالقانی نیز با کمک غلامرضا تختی و مردم از مهلکه نجات یافت.
با آغاز دهه پر التهاب چهل، فعالیتهای سیاسی مسجد ارک نیز وارد مرحله جدیدی شد. مجالس وعاظ بیپروا و مخالف حکومت پهلوی با فوت آیتالله بروجردی آغاز و در ماجراهای انجمنهای ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید شاه، حادثه خونین فیضیه و قیام ۱۵ خرداد شعلهور شد. حجتالاسلام فلسفی به نمایندگی از طرف روحانیت، حوزههای علمیه و مراجع عظام بویژه امام خمینی، با منطقی استوار و زبانی فصیح، ابعاد مختلف لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را آشکار نمود و مردم را به مبارزه با اینطرح فرا خواند و سخنرانی کوبندهای بر ضد تصویبنامه و نخستوزیر وقت، اسدالله علم، ایراد کرد.
با مطرح شدن انقلاب سفید شاه در دی ۱۳۴۱ و برگزاری رفراندوم در بهمن همان سال، مسجد ارک نیز همسو با مراجع عظام و امام خمینی، به مخالفت با این طرح پرداخت. در پی حادثه فیضیه نیز فعالانه اعتصابات بازار را حمایت و اطلاعیههای مربوط به آن را تهیه و پخش میکرد. با توجه به کنترل شدید ساواک و مأموران حکومت پهلوی، مجلس ترحیم شهدای فیضیه در پوشش مجلس ختم شخصی به نام سید ضیاءالدین سیدجوادی برگزار و مطالب تندی در آن بیان شد و در این بین اعلامیههای امام خمینی بین مردم پخش گشت.
همچنین قرار بود از طرف آیتالله حکیم مراسمی در مسجد ارک برگزار شود و مردم بعد از مراسم به طرف بازار راهپیمایی کنند، اما ساواک از واهمه حرکت مردم، مسجد را تعطیل و در آن را قفل کرد و در اطراف محل مستقر شد. مردم که با در بسته مسجد مواجه شدند در خیابانهای اطراف شروع به تظاهرات کردند که توسط پلیس پراکنده شدند.
با فرا رسیدن ماه محرم سال ۱۳۴۲ حکومت تدابیر خاصی را برای جلوگیری از هرگونه تجمع و اعتراض اندیشیده بود. مسجد ارک از موقعیتی برخوردار بود که از طرفی به خاطر وجود ادارات مختلف محل رجوع افراد مختلفی از عموم مردم بود و از سوی دیگر بازاریان تهران با سابقه در مبارزات ضد استبدادی از جمله در انقلاب مشروطه رفت و آمد بسیاری به آنجا داشتند، همین مسئله باعث شده بود که حکومت پهلوی کنترل بیشتری بر آن داشته باشد. به طور نمونه حکومت از ترس این که مبادا بعد از مجلس روضهخوانی روز عاشورا در مسجد ارک، مردم تظاهرات کرده و علیهشاه شعار بدهند، به ساواک، شهربانی و گارد شاهنشاهی دستور داده بود تدابیر لازم جهت جلوگیری از تظاهرات را انجام دهند این اوصاف، اما میتوان گفت وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از مسجد ارک آغاز شد.
با وجود تدابیر شدید امنیتی، تظاهرات گستردهای در خیابانهای تهران برگزار شد. اما دستگیری امام خمینی در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ بازتاب گستردهای در کشور داشت. یکی از اعضای هیئت امنای مسجد در خاطرهای گفته است: «در میدان ارک جمعیت زیادی به سرکردگی طیب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی که از سرکردههای میدان [میوه و ترهبار] بودند، جمع شده به سوی مسجد ارک آمدند. حکومت با دیدن هیجان و خشم مردم، با قشون وارد معرکه شد و زد و خورد عجیبی در آنجا رخ داد که منجر به زخمی شدن تعداد زیادی از مردم شد.»
مراسم ختم شهدای قیام ۱۵ خرداد در مسجد ارک برپا شد. همچنین بعد از تیرباران و شهادت طیب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی، مسجد ارک از جمله مساجدی بود که برای این دو نفر مجلس ختم برگزار کرد.
بدون شک سخنران مسجد ارک، حجتالاسلام فلسفی، نقش بیبدیلی در ایجاد شور و هیجان مردم برای مبارزه با حکومت پهلوی داشت و حکومت نیز این امر را برنمیتافت. تا جایی که در سال ۱۳۴۴ با یک توطئه از پیش طراحی شده، نقشه ترور او را کشید، اما سوءقصد ناکام ماند، ولی سخنرانیها در مسجد ارک تا مدتی تعطیل شد. طرفداران امام خمینی، بازاریان و اعضای نهضت آزادی ساواک را مسبب تعطیلی مسجد و ترور سخنرانش میدانستند و تحلیلشان این بود که دولت به قصد برچیدن تبلیغات اسلام و گسترش بهائیت، اقدام به این عمل کرده است.
منبر وعظ و خطابه مسجد ارک تا سال ۱۳۴۵ تعطیل بود و از دی همان سال با انتقاد از تبعید امام به ترکیه و شعار بازگشت امام، فعالیت خود را آغاز کرد.
مسجد ارک همچون دیگر مساجد فعال و مبارز کشور، فقط به مسائل و مشکلات ایران بسنده نمیکرد و همه مظلومان دنیا بویژه مردم فلسطین را در نظر داشت. به طور نمونه در سال ۱۳۴۶ آیتالله محمدحسین غروی برای پیروزی اعراب بر اسرائیل مجلسی فراهم کرده بود که البته حکومت پهلوی پیشدستی کرده، قبل از مراسم درهای مسجد را بست. اینبار نیزمردم به خشم آمده با شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر طرفداران اسرائیل» تظاهراتی را شکل دادند.
سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ فعالیت مسجد به علت کنترل شدید ساواک بر روی آن تقریباً حالت رکود داشت و با کوچکترین کنایه به مسائل مملکتی، منبر مسجد خاموش میشد، در نتیجه سخنرانان بیشتر حول محور مسائل مذهبی صحبت میکردند.
سال ۱۳۵۰ گردهمایی بزرگی از مخالفان و مبارزان سیاسی ـ مذهبی در مسجد ارک تشکیل شد. بهانه این گردهمایی هم برپایی مجلس ختم ناصر پسندیده، برادرزاده امام خمینی بود که هم نشان ارادت به امام و هم نشانه اعتراض علنی به تبعید ایشان بود. عدهای از روحانیان این جلسه را محفل خوبی برای بیان مطالب سیاسی روز تشخیص داده، تصمیم گرفتند واعظی را دعوت نمایند که بتواند حق مطلب را ادا نماید. حجتالاسلام فلسفی بهترین گزینه برای سخنرانی در این مراسم بود. ساواک هم که به حساسیت مراسم پی برده بود، پنج مأمور نخبه را روانه مسجد ارک نمود. بر طبق گزارش ساواک، حدود دو هزار نفر در مجلس شرکت کرده بودند. نکته مهم آن که این مجلس ختم در آستانه جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی برپا شده بود. سخنران در این مجلس ضمن تسلیت به امام خمینی، که از زمان تبعید بار نخست بود که نامشان علنی بر روی منبر برده میشد، به برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شدیداً انتقاد کرد و همین امر سبب شد تا سال ۱۳۵۷ ممنوعالمنبر شود و به تبع آن مسجد ارک از حضور یک واعظ سیاسی محروم بماند.
انتقاد از سیاستهای ظالمانه و ضد دینی حکومت پهلوی مهمترین ویژگی فعالیتهای سیاسی مسجد ارک بود. اهم مطالب بیان شده از سوی وعاظ را میتوان در چند شاخه چنین بیان کرد: موضوعات دینی از قبیل: شرح زندگی پیامبران، اتحاد مسلمانان، دستورات دینی قرآن، دین و آخرت، مقایسه حکومتهای ظالم و وضع کنونی حکام، سکوت در برابر ظلم و نتایج آن، حوادث تاریخی اسلام و ذکر مصیبت و... موضوعات داخلی چون: انتقاد از غربزدگی و ترویج باستانگرایی، حمله به بهائیان و نقش آنها در تمام امور کشور، روند رو به افزایش فساد در جامعه، اعتراض به جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، انتقاد از رادیو و تلویزیون به دلیل حمله به روحانیت و... و. موضوعات خارجی مثل: انتقاد به آمریکا به دلیل حمله به ویتنام، کمونیزم بینالملل، توطئههای صهیونیسم و جنایات اسرائیل در فلسطین. از این میان آیتالله مکارم شیرازی از سال ۱۳۵۱ از جمله شخصیتهایی بود که با طرح مباحث مذهبی جدید، چراغ مسجد ارک را روشن و فعال نگه داشت.
سال ۱۳۵۶ دو حادثه مهم، فوت مشکوک دکتر علی شریعتی و شهادت آیتالله مصطفی خمینی، سبب شد فعالیت مسجد ارک نیز برجستهتر شود. از آنجا که برگزاری مراسم ترحیم این اشخاص در مسجد باعث بروز مشکلاتی از سوی حکومت پهلوی میشد، مسجد ارک تدبیری اندیشید.
بعد از شهادت حاجآقا مصطفی خمینی و موج اندوه و نفرت از حکومت پهلوی در کشور، مجالس ختم متعددی در کل کشور بهپا شد که یکی از بهترین مجالس در مسجد ارک برگزار گردید. بعد از مجلس ختمی که در بازار برگزار شد، اعلام کردند که مجلس ترحیمی در هشتم آبان ۱۳۵۶ در مسجد ارک برقرار میشود. اعلامیههایی در این خصوص چاپ و در میادین، دانشگاهها و حتی مدارس و اکثر مساجد تهران پخش شد. ساواک هم با تمام تدابیرش نتوانست جلوی تبلیغات آنها را بگیرد و فقط با فرستادن تعداد بیشماری از مأمورانش سعی کرد کنترل مراسم را در دست گیرد. نیروهای شهربانی به همراه نیروهای نظامی با تانکهای ارتش اطراف مسجد مستقر بودند و حتی در پشت بام مسجد هم مأمور گذاشته بودند.
نظر شما